ارتباط چیست؟ مرتضی عامری
بهبود مهارتهای ارتباطی در خانوادههای درگیر اعتیاد
ارتباط چیست؟

در حین کار بالینی در آموزش خانواده معتادان با اکثر افراد مراجعه کنندگان به مراکز بازتوانی اعتیاد متوجه میشویم که برخی خانوادهها حتی در برقراری یک رابطه نیز دچار مشکل هستند. ارتباط در نظر من به چتر خیلی بزرگی می ماند که تمام آن چه را بین آدمیان می گذرد می پوشاند و بر آن اثر می گذارد (ستیر، 1383).
ارتباط تنها وسیلهای است که افراد را به یکدیگر پیوند میدهد. آن چیزی که واضح است این است که ارتباط باید بین یک فرستنده و یک گیرنده اتفاق بیفتد.
مهارتهای ارتباطی
برای برقراری ارتباط ما به مهارتهایی نیاز داریم. این مهارتها باید یاد گرفته شوند و در نهایت آن قدر تمرین و تکرار شوند تا به صورت خودکار استفاده شوند.
مهارتهای ارتباطی را به دو گروه مهارتهای غیر کلامی و مهارتهای کلامی تقسیم می کنیم.
مهارتهای غیر کلامی
این مهارتها عبارتند از:
ژست
حالت چهره
تماس چشمی
آهنگ صدا
حرکات دست
نحوه نشستن و راه رفتن

مهارتهای غیر کلامی باید هماهنگ با مهارتهای کلامی استفاده شوند تا بتوانیم ارتباط موثرتری برقرار کنیم. شاید شنیدهاید که گاهی اوقات می توان از حالت چهره و تماس چشمی یک فرد به حالت هیجانی و افکار فرد دیگر پی برد. بنابراین واضح است که انسان به غیر از زبان، وسیله دیگری نیز برای برقراری ارتباط دارد که به زبان بدن معروف است. اگر از فردی بپرسید که حالش چطور است و او با خنده به شما بگوید خوب است، ادراک شما از همین فرد زمانی که با گریه به شما بگوید خوب است، متفاوت خواهد بود. این همان زبان بدن یا مهارتهای غیر کلامی است که می تواند در ارتباطات نقش موثری داشته باشد.
مهارت های کلامی
مهارتهای کلامی حوزه وسیعی را شامل میشود. زبان مهمترین وسیلهای است که انسانها از آن برای برقراری ارتباط استفاده میکنند. بنابراین حرف زدن و خوب حرف زدن مهم ترین مهارت های کلامی هستند. گاهی اوقات مشاهده میشود که در خانوادهها افراد به ندرت درباره مسائل خود با هم صحبت میکنند و همین مسئله باعث کاهش ارتباط بین افراد خانواده میشود. والدین باید بیشتر راجع به مسائل فرزندانشان با آنها حرف بزنند و محبت بیشتری به آنها نشان بدهند. وقتی بچهها به نوجوانی میرسند، والدین با مسائل جدیدی رو به رو میشوند.
بسیاری از والدین خود در دوره عبور از مرحله بحرانی (چهل و پنجاه سالگی) قرار دارند و دید تازهای به روابط زناشویی و آینده خود پیدا می کنند. رفتار فرزندان، آنها را ناراحت میکند و سوء تعبیرها و مجادلات شدت میگیرد، فرزندان استقلال بیشتری میخواهند، از احترام به حقوق خود حرف میزنند، اما فرمان نمیبرند و دوستان و هم قطاران آنها برایشان بیش از هر چیز دیگری معنا دارد. بعضی از آنها سیگار میکشند، برخی مشروب میخورند یا مواد و داروهای دیگر مصرف میکنند.
برای بهتر کردن وضع فقط یک کار میتوان کرد و آن این که هر فرصتی را برای صحبت کردن با بچهها یا همسر یا خویشاوندان کسی که مشکل دارد غنیمت بشماریم و با آن ها حرف بزنیم. آنگاه والدین و فرزندان نظرات خود را تشریح میکنند و بیشتر در مورد اختلاف نظرهایشان حرف می زنند. یک چنین گفت و گوی سادهای میتواند از تنش و سوء تعبیر جلوگیری کند.
اما گاهی اوقات افراد حرف میزنند، اما باز ارتباط موثری بین آنها برقرار نمیشود. در چنین مواقعی مشکل در توجه کردن، تمرکز کردن روی حرف دیگران و گوش دادن است و در اینجاست که موضوع هنر گوش دادن اهمیت پیدا میکند.

هنر گوش دادن
هنر گوش دادن یکی دیگر از مهارتهایی است که باید در نحوه برخورد والدین با فرزند معتاد آن را تمرین و تقویت کرد. گوش دادن با شنیدن متفاوت است. آن چه این دو را از یکدیگر متمایز میکند درک کردن حرف دیگران و درک کردن نیاز فردی است که با شما حرف میزند و این درک کردن تنها از راه توجه کردن و تمرکز کردن بر روی گفتههای فرد مقابل حاصل میشود.
در ارتباطات میان فردی، هنر خوب گوش دادن یکی از مهارت های موثر است که به معنای بالاترین میزان دقت و توجه به اظهارات طرف مقابل است و از آن به گوش دادن فعال نیز تعبیر میشود. گوش دادن، روشی کار آمد و اطمینان بخش در ارتباطات انسانی به ویژه میان همسران محسوب میشود زیرا به کار گرفتن آن بیانگر میزان اهمیت و احترامی است که برای طرف مقابل قائل هستیم، وقتی با توجه کامل و عمیق به سخنان فردی گوش می دهیم حاکی از این است که رعایت شخصیت او را بر خود لازم می دانیم. این امر، علاوه بر افزایش احساس ارزش شخصی، زمینه تفاهم و درک متقابل را نیز مهیا می کند.
گوش دادن مهارتی است که موجب آگاهی فرد به نقطه نظرات و دیدگاه های طرف مقابل شده و در نتیجه به بهبود و ارتقای مناسبات شان منجر می شود. زمانی که در درک کردن دیگران موفق می شویم، میتوانیم به او این بازخورد را هم بدهیم که من متوجه شدم که تو چه میگویی یا چه نیازی داری؟ به این بازخورد، اصطلاحا انعکاس دادن میگویند، به تعبیری دیگر ما با یکدیگر حرف میزنیم، گوش میدهیم، درک میکنیم و حال باید درک خود از یکدیگر را بازخورد و انعکاس دهیم.

انعکاس دادن باعث میشود که فرد از این که مسائل خود را با شما در میان میگذارد، احساس خوبی داشته باشد، چون متوجه میشود که شما او را درک کرده اید و مشکل او را فهمیده اید. بنابراین علاقه مند میشود که با شما بیشتر پیرامون این مساله صحبت کند، به این امید که شاید شما بتوانید او را کمک کنید تا مشکلش را بهتر بفهمد و آن را حل کند.
بنابراین میتوان مهارتهای ارتباطی را به طور ساختگی به دو گروه تقسیم کرد:
آنهایی که برای گوش دادن مورد استفاده قرار میگیرند.
اکنون که تا اندازهای با برقراری ارتباط آشنا شدید، به ذکر یک مثال تمرینی میپردازیم.
مثال تمرینی
بیمار با همسر خود در خانه نشسته است. بیمار پنجاه و هشت روز است که پاک است با این حال به همسر خود میگوید، من قصد دارم که یک ماه آینده مواد مصرف کنم. همسر فضا را برای گوش دادن و پاسخگویی مهیا میکند. تلویزیون را خاموش میکند و ژست و حالتی حاکی از توجه به خود میگیرد و شروع به پاسخگویی میکند.
همسر: خوب، و حالا میخواهی نظر من را بدانی؟
بیمار: بله.
همسر: خوب، برای من این سؤال پیش آمده که شما قصد دارید یک ماه آینده این کار را انجام دهید ولی الان چنین قصدی ندارید. درست متوجه شدم؟
بیمار: دقیقا.
همسر: نگران آینده هستی؟
بیمار: نه.
همسر: نگران این هستی که ببینی اگر روزی مصرف کنی، من چه واکنشی نشان میدهم؟
بیمار: نگران نیستم ولی برایم مهم است.
همسر: من فکر میکنم چون قبلاً رفتارهای خوبی نسبت به لغزش شما نداشتم، شما حق دارید فکر کنید که شاید من برخورد بدی انجام دهم ولی از وقتی با روانشناس شما صحبت کردم و متوجه شدم که بیماری شما وسوسههای شماست، تمام تلاشم را میکنم که با هم جلوی وسوسه پس از ترک را بگیریم.
بیمار: خوب، این خیلی خوبه ولی فکر نمیکنم شما بتوانی برای من کاری بکنی.
همسر: خوب شاید شما حق داری که فکر میکنی که من نمیتوانم به شما در کنترل وسوسهها کمک کنم ولی فکر میکنم اگر زمانی وسوسه شوی و به من بگویی و ما با هم راجع به آنها صحبت کنیم، بتوانم به شما کمک کنم.
بیمار: خوب، ولی من فقط میخواهم یک ماه آینده مصرف داشته باشم، همین.
همسر: من حدس میزنم که شما از آینده و از نحوه برخورد من در برابر اینکه اگر شما مصرف کنید چه واکنشی نشان میدهم، کمی نگرانید و به همین خاطر میخواهید بدانید من چه عکس العملی نشان میدهم. درسته؟
بیمار: تقریباً.
همسر: خوب، ببین شما در گروه درمانیهایی که داشتهای یاد گرفتهای که باید در زمان حال زندگی کنی. این را خودت به من گفتی. نه؟
بیمار: بله.
همسر: خوب، بگذار ببینم چرا شما الان این افکار را داری. احتمالاً در حال حاضر فقط به آینده و این که اگر دوباره لغزش کنی من چه رفتاری در پیش خواهم گرفت. فکر میکنی؟
بیمار: بله.
همسر: به آینده فکر کردن یا به گذشته فکر کردن سودی دارد؟
بیمار: نه. واقعاً نه. ولی همیشه دارم عذاب گذشته را میکشم و از آینده هم مطمئن نیستم.
همسر: خوب، من فکر میکنم که خودت هفته قبل گفتی در گروه یاد گرفتی که باید در زمان حال زندگی کنی. این چه معنی میتواند داشته باشد؟
بیمار: واقعاً خوبه، اگر من بتوانم در زمان حال زندگی کنم و از این جا و این زمان لذت ببرم و به گذشته فکر نکنم و از آینده هم نگران نباشم، با تمام قدرت میتوانم این پاکی خود را حفظ کنم و گذشته و آیندهای مطمئن را رقم بزنم.
همسر: این خیلی خوبه و من هم همین را میخواهم. فقط در همین لحظه زندگی کنیم و نگران این که در آینده چه اتفاقی میافتد نباشیم، البته من و شما با هم برای آینده برنامه ریزی هایی کردهایم ولی در این زمان زندگی میکنیم، چطوره؟
بیمار: خیلی خوبه، خیلی ممنونم از این که این همه من را تحمل میکنی و این همه به کمک میکنی، امیدوارم بتوانم جواب محبتهای شما را بدهم.
همسر: من هم خوشحالم از این که با من درباره مسائلت حرف میزنی و خوشحالم از این که از من رضایت داری.
اکثر مراجعان به مراکز بازتوانی اعتیاد نگران آینده هستند و فکر کردن در مورد آینده در آنها اضطراب ایجاد میکند و این زمانی شدیدتر میشود که خانوادهها در اکثر مواقع فرد معتاد را تهدید کردهاند که اگر یک بار دیگر مصرف کند خانه را ترک میکند یا او را از خانه بیرون میکنند یا طلاق میگیرند و امثال اینها، حتی خود بیمار نیز دچار احساس گناه میشود، چرا که گاهی او با تمام قدرت و اراده به خاطر خودش و به خاطر خانوادهاش قصد میکند که مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد ولی بنا به دلایلی در برابر وسوسهها تسلیم شده و آنها را به عمل تبدیل کرده است و این جا است که دچار احساس گناه و ترس و نگرانی میشود که “من نمیتوانم ترک کنم”

بیمار به اندازه کافی خودش با این مساله درگیر هست. بنابراین بالا بردن احساس گناه او یا ترساندن و تهدید او روش معقولی نیست و به جای آن بهتر است که علت لغزشها را برایش توضیح دهید تا او متوجه شود که این بیماری او بوده که او را به سمت مصرف مجدد برده و او میتواند بیماری اعتیاد را کنترل کرده و اعتیاد خود را ترک کند.
یکی از دغدغه های بسیاری از خانواده هایی که می خواهند به فرزندان خود کمک کنند و با مراجعه به کمپ های ترک اعتیاد فرزندان خود را از این بیماری رهایی دهند هزینه کمپ ترک اعتیاد خصوصی در تهران است. اما باید بدانید هزینه کردن در این مقطع می تواند کمک بزرگی به فرزند شما باشد.