تسهیلگران مسیر توانمندی

کاهش آسیبهای اجتماعی و توانمند سازی  و آموزش

  • خانه
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

شیوه خروج از مثلث کارپمن، پرهام عامری، مرتضی عامری

دوشنبه سی ام تیر ۱۴۰۴، 18:42

شیوه خروج از مثلث کارپمن

پرهام عامری

وقتی وارد مثلث کارپمن می شویم، احتمالاً همه ی این نقش ها را تجربه خواهیم کرد؛ حتی ممکن است در یک دقیقه، همه ی این اتفاق ها رخ دهد. اهمیتی ندارد که از کدام یک از این نقش ها وارد می شوید، ورود به این مثلث، تضمین کننده ی این است که شما در انتها حتماً قربانی خواهید بود.کسی که در بازی‌های این مثلث گرفتار می‌شود در واقع با تغییر بین نقش‌ها تصور و توهم بهبودی می‌کند حال آنکه او در لحظه جابجایی بین نقش‌ها فقط از رنج و درد نقش قبلی درآمده و در نقش جدید هم بزودی با درد و رنج آن مواجه خواهد شد؛ بنابراین: «شفای حقیقی نه در تغییر وضعیت بین نقشها، که در تحول در نقشها ست» از این منظر مثلث کارپمن به مثلث تد تبدیل می‌گردد.

الف) مثلث TED

در مقابل مثلث کارپمن، مثلث TED پیشنهاد شده است؛

اگر شما زمانی در تعاملات خود احساس کنید که درگیر این نقش های مثلث کارپمن شده اید، بهتر است همان جا تغییر نقش داده و به نقش های مثلث تِد، وارد شوید.

سه نقش مطرح در مثلث تد

خلاق (CREATOR)

فردی که در مثلث کارپمن قربانی بود، با ورود به مثلث تد نقش خلاق را پیدا می کند؛ چنین شخصی به جای تمرکز بر حوادث پیش آمده، روی حل مسئله توجه دارد. این تغییر نقش سبب می شود تا او آن چالش را به خوبی مشاهده کرده و بهترین پاسخرا انتخاب کند.

مربی (COACH)

فردی که در مثلث کارپمن در نقش ناجی بوده است، در این جا، در نقش مربی ظاهر می شود؛ این فرد به جای آن که به طور بی قید و شرط از فرد قربانی حمایت کند و یا سبب شود که او مشکلاتش را خود به دوش دیگری بیندازد، در نقش یک مربی ظاهر می شود و به فرد راهکار و آموزش های لازم را می دهد و زمینه های رشد او را فراهم می کند.

چالشگر (CHALLENGER)

فردی که در مثلث کارپمن در جایگاه ستمگر قرار داشته است، در اینجا در نقش چالشگر ظاهر می شود و انتقادات خود را به صورت کاملاً برابر و نه از جایگاه بالاتر و به قصد تخریب کردن شخص دیگر، بلکه تنها به قصد اصلاح، بیان می کند.

ب) بیان احساسات

از دیگر موارد تاثیرگذار برای خروج از مثلث کارپمن بیان احساسات و اشتراک گذاری آنها با شریک‌تان است. وقتی به گزارش شفاهی افکار خود بپردازید احتمال اینکه از انجام آنها بپرهیزید بیشتر می‌شود. برای مثال می‌توانید احساسات خود را اینگونه بیان کنید:‌ «حس میکنم میخوام تو را بابت این ضعف سرزنش کنم» یا «احساس میکنم باید تو را نجات دهم و مسئولیت بهبودی تو را برعهده بگیرم» و…

پرهام عامری

سعی کنید خودتان را در نقطه میانی نگه‌دارید، فراموش نکنید که شما مسئول احساسات شریک عاطفی‌تان نیستید حتی اگر او به سرزنش شما بابت درد و غم‌های خود بپردازد. اجتناب از ورود به نقش‌های مثلث کارپمن و گفتگو در این مسیر به شما کمک می‌کند.

ج) تغییر باورهای غلط وقدیمی

از دیگر مواردی که برای بهبود وضعیت خود می‌توانید استفاده کنید، تغییر باورهای غلط و قدیمی است. همچنین ‌اشتراک گذاری این مقاله با شریک عاطفی خود یا فردی که با آن به بازی‌های روانی می‌پردازید، برای آگاه کردن او می‌تواند تاثیر بسزایی در خروج از مثلث کارپمن داشته باشد.

با گذشت زمان شما متوجه تفاوت‌ها و تغییرات ایجاد شده در روابط عاطفی خود می‌شوید و هنگام گرفتار شدن به مثلث کارپمن از آن مطلع می‌شوید و به سرعت می‌توانید از آن خارج شوید.

ممکن است ایجاد این تغییرات ترسناک به نظر برسد اما اینکه مدت زیادی‌ست که این نقش‌ها را پذیرفته‌اید یا شریک عاطفی‌تان نقش مکمل شما را بازی می‌کند نباید دلیلی برای عدم تلاش شما باشند. وقتی از مثلث قربانی خارج شوید شرایط برای رشد و موفقیت هردوی شما بسیار بهتر می‌شود و می‌توانید رابطه‌ای پربارتر،‌ مفیدتر و لذت‌بخش‌تر را تجربه کنید.

آیا راهی برای خارج شدن از مثلث وجود دارد؟
لازم است بدانیم که برای تحقق خواسته های خود، فرد فقط به خود نیاز دارد. شما باید زندگی خود را به دست خود بگیرید و بدون نگاه کردن به کسی رفتار کنید. چگونه می توانید از مثلث خارج شوید اگر قربانی هستید شکایت از زندگی را متوقف کنید. کاملاً این بار را صرف جستجوی فرصت هایی برای بهبود چیزهایی کنید که مناسب شما نیست. یک بار و برای همیشه به یاد داشته باشید: هیچ کس به شما چیزی مدیون نیست. حتی اگر آنها قول داده اند ، اگر واقعاً می خواستند ، اگر خودشان پیشنهاد می دادند. شرایط به طور مداوم در حال تغییر است، مانند خواسته های بشر. دیروز آنها نمی خواستند چیزی به شما بدهند ، امروز آنها نمی خواهند. منتظر نجات باشید. تنها کاری که انجام می دهید انتخاب و مسئولیت شماست. و شما حق دارید اگر این مورد برای شما مناسب نباشد انتخاب دیگری انجام دهید. اگر به نظر می رسد انتظارات شخص دیگری را برآورده نمی کنید، بهانه نکنید و خود را مورد نفرت قرار ندهید.


اگر نقش قربانی را دارید ، پس باید رفتار خود را تغییر دهید – برای خلاص شدن از راه گریه کردن برای زندگی خود. درعوض ، روشهایی را برای بهبود زندگی خود بدون کمک دیگران پیدا کنید. باید درک کنید که هیچ معتادی به غیر از شما نباید مشکلات شما را برطرف کند. مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید. به یاد داشته باشید که پنیر رایگان فقط در یک موس موس است. اگر انتظار حمایت از کسی را دارید ، در مقابل آماده باشید تا چیزی را بدهید. اگر می خواهید از نقش قربانی خلاص شوید ، پس از گزارش دادن به شخصی برای اقدامات خود متوقف شوید. فقط کاری را که می خواهید انجام دهید.

اگر شما یک آزار دهنده هستید ، قبل از اینکه دوباره به کسی سوار شوید ، به این فکر کنید که چرا به آن احتیاج دارید و با آن چه می خواهید؟ غالباً در پس سانسور، تمایل به صرفه جویی در ذهن منفی است. آزار دهنده باید درک کند که همه مرتکب اشتباه می شوند و او نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل سعی کنید روی اشتباهات شخصی و منهای خود تمرکز کنید. همه مشکلات اطراف خود را سرزنش نکنید. به دنبال علت اصلی در خود باشید. انتظار نداشته باشید که مردم به شما گوش دهند و طبق توصیه های شما راهنمایی شوند. آنها نباید این کار را انجام دهند.

اگر شما به عنوان یک آزار دهنده می خواهید چیزی را از کسی بدست آورید ، پس به ترور و اجبار متوسل نشوید ، آرام ترین روش را پیدا کنید. منطقه ای را پیدا کنید که در آن بتوانید خود را تحقق بخشید. و سپس شما فراموش می کنید مثلث کارپمن چیست ، رابطه وابسته به هم از بین می رود.

پرهام عامری



اگر سؤال “مثلث کارپمن ، روابط وابسته ، چگونگی خارج شدن” چیست ، توسط نجات دهنده سؤال می شود ، برای این که از مشارکت متوقف شود ، ابتدا باید در صورت نیاز به او ، نجات قربانی را متوقف کند. حمایت ناخواسته هر فرصتی برای مخالفت دارد. خود را باهوش تر نپندارید و به دیگران یاد ندهید زندگی کنند. همچنین از دادن تعهدات غیرممکن خودداری کنید. هنگام حمایت از کسی ، از کلمات قدردانی و فایده انتظار نداشته باشید. فقط در صورت نیاز به پشتیبانی از خود نشان دهید.

باید بدانید که چه نقشی بازی می کنید ، چه مزایا و ضررهایی را برای شما به همراه دارد. فقط پس از درک می توانید جلوی عضویت خود را بگیرید و از مثلث کارپمن خارج شوید.

اگر نقش قربانی را دارید ، پس باید رفتار خود را تغییر دهید – برای خلاص شدن از راه گریه کردن برای زندگی خود. درعوض ، روشهایی را برای بهبود زندگی خود بدون کمک دیگران پیدا کنید. باید درک کنید که هیچ معتادی به غیر از شما نباید مشکلات شما را برطرف کند. مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید. به یاد داشته باشید که پنیر رایگان فقط در یک موس موس است. اگر انتظار حمایت از کسی را دارید ، در مقابل آماده باشید تا چیزی را بدهید. اگر می خواهید از نقش قربانی خلاص شوید ، پس از گزارش دادن به شخصی برای اقدامات خود متوقف شوید. فقط کاری را که می خواهید انجام دهید.

اگر شما یک آزار دهنده هستید ، قبل از اینکه دوباره به کسی سوار شوید ، به این فکر کنید که چرا به آن احتیاج دارید و با آن چه می خواهید؟ غالباً در پس سانسور، تمایل به صرفه جویی در ذهن منفی است. آزار دهنده باید درک کند که همه مرتکب اشتباه می شوند و او نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل سعی کنید روی اشتباهات شخصی و منهای خود تمرکز کنید. همه مشکلات اطراف خود را سرزنش نکنید. به دنبال علت اصلی در خود باشید. انتظار نداشته باشید که مردم به شما گوش دهند و طبق توصیه های شما راهنمایی شوند. آنها نباید این کار را انجام دهند.

اگر شما به عنوان یک آزار دهنده می خواهید چیزی را از کسی بدست آورید ، پس به ترور و اجبار متوسل نشوید ، آرام ترین روش را پیدا کنید. منطقه ای را پیدا کنید که در آن بتوانید خود را تحقق بخشید. و سپس شما فراموش می کنید مثلث کارپمن چیست ، رابطه وابسته به هم از بین می رود.

اگر سؤال “مثلث کارپمن ، روابط وابسته ، چگونگی خارج شدن” چیست ، توسط نجات دهنده سؤال می شود ، برای این که از مشارکت متوقف شود ، ابتدا باید در صورت نیاز به او ، نجات قربانی را متوقف کند. حمایت ناخواسته هر فرصتی برای مخالفت دارد. خود را باهوش تر نپندارید و به دیگران یاد ندهید زندگی کنند. همچنین از دادن تعهدات غیرممکن خودداری کنید. هنگام حمایت از کسی ، از کلمات قدردانی و فایده انتظار نداشته باشید. فقط در صورت نیاز به پشتیبانی از خود نشان دهید.

پرهام عامری



در زندگی تعداد زیادی از نمونه ها را می توان به این نظریه روابط نسبت داد. در میان آنها، رابطه مادر شوهر و داماد، جایی که اولی قربانی را بازی می کند، و دوم – تعقیب کننده. نجات دهنده در این شرایط شوهر است. علاوه بر این ، روابط بین همسران و فرزند تحت این شکل از روابط قرار می گیرد. در این حالت کودک قربانی محسوب می شود و پدر و مادر آزار دهنده و نجات دهنده خواهند بود. خطرناک است وقتی مثلث کارپمن در خانواده یک الکلی مشاهده می شود. در این حالت ، شما باید فوراً به دنبال کمک های پزشکی حرفه ای باشید.

هر شخص در کل زندگی خود را در مثلث همبستگی کارپمن پیدا می کند و یکی از نقش ها را ایفا می کند. اگر این وضعیت طولانی نماند ، هیچ آسیبی به همراه نخواهد داشت. اما اگر اوضاع شروع به کشیدن کرد ، باید زودتر از آن خارج شوید. فوراً متوجه نتیجه خواهید شد ، تغییرات مثبت در زندگی شروع می شوند. از اینکه عضو این بازی نشوید، نترسید، زندگی خود را فقط برای بهتر شدن تغییر دهید.

پرهام عامری مثلث تد مثلث کارپمن مرتضی عامری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

سیستم خانوادگی چیست؟ مرتضی عامری

جمعه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۴، 16:3

آنچه در این مقاله می خوانید:

​

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

لغزش

اعتیاد نوعی بیماری مزمن است که با لغزش ( از سرگیری مصرف مواد مخدر پس از مدتی پاک بودن )همراه است .لغزش جزئی از اعتیاد و بهبودی از این بیماری محسوب می شود. در این قسمت اطلاعاتی جهت آگاهی شما درباره ماهیت بیماری اعتیاد و آسیب پذیری در برابر لغزش و روی آوردن دوباره به مصرف مواد مخدر ارائه شده است.

• اعتیاد قسمتی از زندگی طبیعی ما می شود

• باید از بیماری اعتیاد بهبود کرد نه از علائم آن

• بهبودی مستلزم یک برنامه روزانه است

• لغزش شکست نیست

• لغزش یکباره و بی دلیل اتفاق نمی‌افتد بلکه فرایندی است که مدت‌ها پیش از آنکه بار دیگر مصرف مواد مخدر را از سر بگیریم آغاز می‌شود معمولاً علت لغزش این است که با افکار و ذهن خود اجازه می دهیم که به حالت منفی خود یعنی به دوران اعتیاد فعال باز گردد. با بازگشت و افکار زمان مصرف مان رفتار ما نیست تغییر می کند و بار دیگر به استفاده از مواد برمی گردیم تا بتوانیم با زندگی کنار بیاییم. در این وضعیت فراموش میکنیم که از نوعی بیماری مزمن غیر قابل درمان در عذاب هستیم و برای بهبودی از این بیماری می بایست به طور روزانه برنامه مان را چک کنیم. بیماری اعتیاد در ذهن و فکر ما ریشه دارد. ما معتادان به علت نداشتن سلامت عقل نمی‌توانیم در مورد مصرف نکردن مواد مخدر تصمیم درست بگیریم علت ناتوانی ما در گرفتن تصمیم درست درباره مواد مخدر این است که پس از سال‌ها مصرف مواد مخدر به اینگونه مواد عادت میکنیم و اعتیاد در واقع قسمتی از زندگی طبیعی ما می شود. مصرف مواد مخدر کاری است که بی اختیار و بدون فکر کردن به عواقب آن انجام میدهیم. علاوه بر این بیماری اعتیاد ماهیتی مرموز و شگفت آور دارد و اگر قدم های مان را به طور روزانه کار نکنیم و از حمایت انجمن استفاده نکنیم ناخودآگاه به سوی استفاده دوباره از مواد برمیگردیم. واقعیت این است که بسیاری از ما معتادان در حال بهبودی که لغزش کرده‌ایم به خوبی میدانیم که استفاده نکردن از ابزارهای لازم برای ایجاد تغییر در افکار و رفتار مان به لغزش و افتادن دوباره در دام اعتیاد کمک کرده است.

مجتبی دشتی

• خطر لغزش در اولین سال بهبودی از هر زمان دیگری بیشتر است. برای بسیاری از ما معتادان سال اول بهبودی دشوارترین و طاقت فرسا ترین دوران است چون در این دوره است که جسم و فکرمان تلاش می کنند تا خود را با عدم مصرف مواد منطبق کنند و حالت طبیعی خود را به دست آورند. ترمیم و بهبودی جسم و روان ما از آسیب هایی که مواد مخدر به آنها وارد کرده است احتیاج به زمان دارد. در سال اول بهبودی قاعدتاً از علائم خماری رنج می‌بریم و بسیاری از ما برای رهایی از این علائم دوباره به سراغ مواد مخدر میرویم. سانس اول بهبودی دوران سختی است چون ما راه روش جدیدی را برای زندگی کردن یاد می گیریم و در این دوره احتمال اینکه به زندگی و راه و رسم قبلی خود برگردیم بیشتر است. آمار نشان می‌دهد که پس از گذراندن پنج سال در حال بهبودی و پاک بودن امکان لغزش به میزان زیادی کاهش پیدا می‌کند و دیگر برای کنار آمدن با زندگی و مقابله با مشکلات به مصرف مواد مخدر نیازی نداریم ولی در مورد بیماری اعتیاد این مهم نیست که چند هفته چند ماه یا چند سال از زمان پاک بودن و بهبودی ما گذشته است بلکه مهم این است که بدانیم از یک بیماری مزمن رنج می بریم که برای بهبودی خود می بایست به طور روزانه قدم ها را کار کنیم به علاوه قبل از هر چیز باید بدانیم که ماهیت بیماری ما طوری است که هرگز درمان نمی شود و اگر میخواهیم بهبودی خود را حفظ کنیم با جنبه های مختلف بیماری خود مقابله کنیم چاره‌ای جز کار کردن روزانه قدم ها نداریم.

​

مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

خانواده معتاد پرور مرتضی عامری

پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۴، 16:20

خانواده به عنوان هستۀ اصلی و مرکزی یک جامعه منشاء تولید آموزش های مورد نیاز افراد برای زندگی در جامعه می باشد. همچنین خانواده به عنوان یکی از مهمترین عوامل محیطی، اجتماعی و فرهنگی در نحوه رفتار افراد و اعضای خانواده به گرایش به مسائل مختلف از جمله اعتیاد نقش بسیار مهمی دارد.

مجتبی دشتی

شناخت خانواده معتاد ساز

همان طور که می دانیم خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی کوچک از افرادی شکل می‌گیرد که می‌توانند تحت تاثیر موضوعات مختلفی قرار بگیرند که بعدها در زندگی اجتماعی آنها نیز تأثیرگذار خواهد بود. برخی از این تأثیرات عبارتند از :

  • روابط و مسائل ارتباطی
  • تصمیم گیری ها
  • کنش ها و واکنش ها
  • ایفای نقش
  • شرایط اجتماعی و اقتصادی

همچنین برای آنکه نظام یک خانواده بتواند تاثیرات خود را به شکلی صحیح و موثر بر افراد و اعضای خود بگذارد، باید از طریق آموزش ارزش ها و هنجارهای اجتماعی عمل کند و اگر در درون آن خانواده به این ارزش‌ها و معیارهای اجتماعی اهمیت داده نشود، آن خانواده دستخوش بی‌نظمی شده و رفتارهای ساختارشکنانه ای چون اعتیاد را در درون خود ایجاد می کند و اصطلاحا تبدیل به یک خانواده معتاد ساز می شود. با این توضیحات به نظر می‌رسد که مجموعه‌ای از عوامل عاطفی، روحی و روانی با یکدیگر تعامل پیدا می کنند تا شرایط به گونه ای شکل بگیرد که باعث به هم ریختگی غیر قابل پیش بینی و تعارضات میان اعضا گردد. از طرف دیگر بین نسل ها و شتاب تغییرات باعث می شود تا جوانان ارتباط خود را با والدین به حداقل رسانده و با دیدی انتقادی و مشکوک به آداب و طرز فکر والدین خود بنگرند.

خانواده معتاد ساز؛ خانواده بیمار و نابهنجار

در یک خانواده بیمار غالبا نوعی واژگونی سنتی وجود دارد، به این معنا که به علت عدم حضور پدر در خانه، متخاصم و بی تفاوت به نظر می رسند و ارتباط عاطفی با فرزندان خود ندارند. این در حالی است که مادران در این خانواده‌ها به صورت کاملاً مبالغه‌ آمیز، فعال و پر تحرک هستند و نسبت به فرزندان خود چسبندگی بسیاری دارند، به همین منظور در چنین خانواده هایی احتمال گرایش فرزندان به مواد مخدر بسیار زیاد است.

خانواده سالم

بر عکس خانواده های بیمار و معتاد در خانواده ای که افراد از ارزش‌های مشترک برخوردار هستند و سعی می‌کنند که کنش های خود را بر اساس انتظارات متقابل با دیگر اعضای خانواده تنظیم کنند، شرایطی وجود خواهد داشت که از زمینه سازی و شکل‌گیری سوء رفتار و اعتیاد به مواد مخدر و دیگر اعتیادهای رفتاری جلوگیری به عمل آید. به عبارت دیگر هرگاه در نظام خانواده افراد و اعضای اصلی آن در انجام کارکردها و ایفای نقش های خود وقت بیشتری صرف می کنند و مسئولیت بیشتری به عهده می گیرند، اقتدارشان در نظام خانواده افزایش خواهد یافت. بدین معنا که در خانواده ای که بر اثر غیبت های طولانی، پدر بر اثر مشغله زیاد در خارج از خانواده و خانه حضور دارد، مادر خانواده طبیعتاً اقتدار بیشتری پیدا می کند.

از طرف دیگر در خانواده معتاد ساز به دلیل عدم وجود تجربه مستقیم با پدر به عنوان یک الگو یا داشتن پدری با رفتارهای ناهنجار و بیمار گونه شرایطی ایجاد می شود که اختلال در کنش های اجتماعی فرزندان را رقم خواهد زد. به عبارت دیگر اگر کارکرد خانواده آسیب‌زا باشد، میزان آسیب پذیری اعضای آن خانواده مخصوصاً کودکان و نوجوانان افزایش پیدا می‌کند و فرزندان نمی توانند مطابق ارزشهای موجود در جامعه رشد و نمو نمایند و زمینه اعتیاد در فرزندان ایجاد خواهد شد.

مهمترین عوامل اعتیاد در خانواده معتاد ساز
همانطور که پیشتر توضیح داده شد، عواملی در ایجاد گرایش فرزندان به اعتیاد وجود دارد که هر کدام می‌تواند زمینه ساز بروز اعتیاد و رفتارهای معتادگونه در زندگی اعضای خانواده شود. برخی از مهمترین آنها عبارتند از :

  • کج روی و عدم پیروی از قوانین و ارزش ها در خانواده
  • طلاق و ازدواج مجدد والدین
  • ستیزه جویی، جر و بحث و خشونت و تنبیه
  • والدینی که با هم مشکل دارند و با وجود اینکه ارتباط عاطفی ندارند
  • رفت و آمدها و معاشرت های ناسالم در خانواده
  • مشغله ی زیاد کاری و غفلت از فرزندان
  • انجام رفتارهای غلط و نادرست در خانواده
  • سابقه ی اعتیاد در خانواده و دسترسی آسان به مواد
  • نداشتن ارتباط اجتماعی و عاطفی
  • فقر و بیکاری
  • از هم پاشیدگی خانواده معتاد ساز به علت وجود مشکلات و اختلافات فراوان
  • سپردن فرزندان به افرادی غیر از والدین
  • عدم اعتماد نوجوان به خانواده
  • وجود تعارضات شدید
  • وجود حالات اضطرابی و افسردگی در نوجوانان و والدینش
  • عدم توجه والدین نسبت به ارزش های معنوی، اعتقادی و اخلاقی
  • عدم توجه والدین به نیازهای واقعی فرزندان
  • نبود احساس امنیت در خانواده
  • عدم حضور الگوی تربیتی ثابت و عدم اجرای الگوهای تربیتی و اجرای انضباط صحیح در خانواده
  • ناهماهنگی در روش های تربیتی فرزندان از سوی والدین
  • نبود ارتباط عاطفی مابین والدین و فرزندان و محرومیت از آن
  • سرزنش، تحقیر، تنبیه، تهدید و انتقاد مکرر والدین از فرزندان
  • حمایت های افراطی والدین و بی توجهی شدید نسبت به فرزندان

سخن پایانی

به طور کلی افرادی که در خانواده معتاد ساز رشد و پرورش می یابند، بروز رفتارهای معتادگونه برای آنها عادی شده و در نتیجه آن ترس از تجربه مصرف مواد مخدر در آنها کاهش می یابد. اما گاهی اوقات نیز مصرف مواد والدین می‌تواند تاثیر منفی بر گرایش فرزندان نسبت به اعتیاد و مصرف مواد مخدر داشته باشد و آنها را برای همیشه از مصرف مواد بیزار سازد.

مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

با ترس کودکان چگونه برخورد کنیم مرتضی عامری

یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴، 15:22

در این مقاله می خوانید:

ترس کودکان چگونه برخورد کنیم؟

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

والدین به فرزندان خود می‌آموزند که در برابر برخی خطرات مانند آتش‌سوزی یا عبور از خیابان بترسند و محتاط باشند. داشتن کمی اضطراب، کودکان را از خطرات بالقوه دور نگه می‌دارد. اما گاهی‌اوقات کودکان از هر موقعیت یا برخی اجسام که خطرناک و تهدیدکننده نیستند، می‌ترسند. با این ترس‌های کودکان چه باید کرد؟

بعضی از کودکان ترسوتر از کودکان دیگر هستند که برخی از دلایل زیر علت آن است:

* آسیب‌پذیری ژنتیکی

برخی از کودکان به‌طور ذاتی و ژنتیکی خلق و خویی حساس و احساسی‌تر از دیگر کودکان دارند و به همین دلیل ترسوتر می‌شوند.

* اضطراب والدین

اگر پدر و مادر یا هر دو والدین مضطرب باشند، کودک با مشاهده رفتار آنها، این ویژگی را می‌آموزد.

* والدین بیش از حد مراقب

والدین بیش از حد مراقب ( که به والدین هلیکوپتری هم معروف‌اند)،‌ کودک را به خود وابسته می‌کنند. کودکان وابسته وقتی دور از والدین هستند احساس ناتوانی می‌کنند و به همین دلیل به اختلال اضطراب عمومی (فراگیر) مبتلا می‌شوند. در این نوع اختلال، کودک بیش از اندازه و غیرمنطقی مضطرب است.

* حوادث اضطراب‌آور

جدایی والدین یا بیماری‌های سخت کودک یا یکی از اعضای خانواده، کودک را به اضطراب‌های مزمن مبتلا می‌کند.

ترس رایج نوزادان

وقتی نوزادان به ۶ تا ۷ ماهگی می‌رسند، ارتباطی قوی با والدین یا مراقبان خود برقرار کرده‌اند. جدایی از این افراد که برای آنها «خاص» هستند، حتی برای مدتی بسیار کوتاه، آنها را به‌شدت مضطرب می‌کند تا جایی‌که بی‌وقفه گریه می‌کنند. گاهی‌اوقات ترس از این جدایی باعث می‌شود، تا اندازه‌ای از غریبه‌ها هم بترسند.

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

نوزادان به‌مرور زمان و با بزرگتر شدن از این مرحله عبور می کنند. اما برای اینکه این اضطراب جدایی و ترس از غریبه‌های نوزادان خود را مهار کنید، چند روش زیر پیشنهاد می‌شود:

* در خانه هر وقت از اتاقی به اتاق دیگر می‌روید و نوزادتان ناراحت می‌شود، در صورت امکان او را با خود ببرید یا هر وقت جلوی چشم او نبودید، با صدای بلند با او حرف بزنید تا صدایتان را بشنود.

* وقتی از اتاق بیرون می‌روید، به او بگویید برمی‌گردید و هر وقت به اتاق برگشتید، با صدای بلند برگشت‌تان به اتاق را اعلام کنید. با این کار او به شما اعتماد می‌کند.

* اجازه دهید کودک‌تان با افراد جدید آشنا شود. البته در این زمان، کودک‌تان باید در آغوش خودتان باشد. بدین‌ترتیب کودک متوجه می‌شود که آن فرد جدید خطری ندارد.

* هر زمان که کودک‌تان مضطرب می‌شود، با کلامی آرام و مطمئن با او صحبت کنید.

* اگر نوزاد را که در حال گریه است، همانطور رها کنید، اضطراب او شدید می‌شود. بنابراین به گریه‌های کودک اهمیت بدهید.

ترس‌های رایج کودکان نوپا

کودکان وقتی به ۲ تا ۳ سالگی خود می‌رسند، به‌مرور یاد می‌گیرند چگونه از پس احساساتی چون خشم برآیند. اما بزرگترین ترس‌شان این است که گرفتار همین احساسات قوی خود شوند. این کودکان معمولا درک کمی از اندازه خطر دارند و گرفتار ترس‌های غیرمنطقی می‌شوند. مثلا، ممکن است از افتادن به درون چاه دستشویی بترسند.

برای کمک به کودکان در این سن می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید:

* کودک‌تان را تشویق کنید از ترس‌ها و اضطراب‌هایش صحبت کند.

* وقتی کودک ترسی غیرمنطقی دارد، به احساس او احترام بگذارید. زیرا کودکان در این سن، درک صحیحی از اندازه واقعی خطر ندارند.

* کودک‌تان را مجبور نکنید با ترس‌هایش روبه‌رو شود و با آنها مقابله کند، زیرا این کار شرایط را بدتر می‌کند. این برخورد با ترس‌ها باید به‌آهستگی صورت گیرد.

ترس‌های رایج کودکان دبستانی

هرچه کودکان، دنیای اطراف خود را بیشتر می‌شناسند، ترس‌های آنها هم بزرگتر می‌شود. برخی از ترس‌ها واقعی و برخی دیگر ناشی از تصورات‌شان است. از ترس‌های رایج این کودکان باید به ترس از تاریکی، دزد، جنگ، مرگ، جدایی یا طلاق والدین‌شان اشاره کرد. روح و هیولا هم از ترس‌های ناشی از تصورات‌شان است.

برای مهار ترس کودکی که در این سن قرار دارد، کارهای زیر توصیه می‌شود:

* به کودک‌تان نشان دهید که شما ترس‌های او را جدی می‌گیرید.

* به سوال‌های او درباره مرگ یا جنگ، جواب‌های درست بدهید و به او بفهمانید که به تمام سوال‌هایشان پاسخ خواهید داد.

* کودک‌تان را تشویق کنید تا با ترس‌هایشان روبه‌رو شود. البته فراموش نکنید که آنها را مجبور به این کار نکنید. این تقابل با ترس‌ها باید آهسته و قدم به قدم انجام شود.

* به کودک‌تان اجازه دهید کنترل برخی چیزها را در دست داشته باشد. مثلا، اگر از ورود دزدها به خانه می‌ترسد، از او بخواهید خودش پنجره یا در اتاقش را شب هنگام ببندد و در صورت لزوم قفل کند.

* نوشتن خاطرات روزانه، به کودکان در داشتن حس ثبات و امنیت کمک می‌کند و موجب کاهش اضطراب فراگیر آنها می‌شود.

چگونه از کودکان‌مان در برابر اخبار بد مراقبت کنیم؟

ترس از تاریکی

بسیاری از کودکان از تاریکی می‌ترسند. از آنجایی‌که ما انسان‌ها در تاریکی نمی‌توانیم اطراف را به‌راحتی ببینیم، بسیار آسیب‌پذیر به نظر می‌رسیم و ممکن است دچار ترس و وحشت شویم و این موضوع هم در کودکان صدق می کند. همچنین وقتی کودکان به رختخواب می‌روند، موضوعات بسیار کمی برای فکر کردن دارند و به جای افکار واقعی، شروع به خیال‌پردازی می‌کنند و چون قدرت تخیل کودکان بسیار قوی است، بیشتر مواقع بین واقعیت و تصورات‌شان نمی‌توانند تمایزی قایل شوند. به همین دلیل وجود هیولاها را باور کرده و به محض تاریک شدن اتاق، وحشت می‌کنند.

کمک به کودکی که از تاریکی می‌ترسد

با روش‌های زیر می‌توانید ترس از تاریکی کودک‌تان را درمان کنید:

* از او بپرسید که دقیقا از چی می‌ترسد.

* به او نشان دهید که احساس او را درک می‌کنید. البته مراقب باشید شریک ترس‌هایش نشوید.

* به او اطمینان دهید که هیچ چیز تهدیدکننده‌ای وجود ندارد و اینکه هیولاها واقعی نیستند. در ضمن این کار را با بررسی کردن اتاق او مثلا، داخل کمدها یا زیر تخت انجام ندهید. زیرا با این کار کودک تصور می‌کند شما هم به وجود هیولاها باور دارید.

* اگر کودک‌تان از تاریکی به دلیل احتمال وجود دزدها می‌ترسد، به او تمام قفل‌هایی که درهای خانه‌تان را قفل می‌کنند نشان دهید تا خیال او از بابت بسته بودن کامل درها راحت شود.

* از کودک بپرسید، چه کارهای دیگری می‌توان انجام داد تا از ترس‌هایش کم شود. شاید بهتر باشد موقع خواب یکی از اسباب‌بازی‌هایش را بغل کند.

* گاهی‌اوقات نگرانی‌های دیگر مانند ترس از جدایی یا مرگ والدین، ترس از تاریکی کودکان را شدت می‌بخشد. بنابراین با کودک‌تان درباره این مسائل صادقانه صحبت کنید.

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

کمک گرفتن از متخصصان روانشناختی کودکان

اگر ترس‌های کودک‌تان در زندگی روزمره و بازی‌های او تداخل ایجاد می‌کند، حتما باکمک متخصصان روانشناختی کودکان، مشکل او را حل کنید تا بهتر بتوانند اضطراب و نگرانی‌هایشان را مدیریت کنند.

​

مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

انواع تیپ شخصیتی در خانواده مرتضی عامری

پنجشنبه پنجم تیر ۱۴۰۴، 3:50

​ در این مقاله می خوانید

انواع تیپ‌های خانوادگی در زمینه ترک اعتیاد

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمنی

خانواده‌ها را از حیث کیفیت روابط درونی و میزان استحکام آن‌ها، می‌توان به چهار نوع تقسیم نمود که هر یک از ویژگی‌ها، کارکردها و تأثیرات خاص خود را داراست و عبارتند از:

خانواده متلاشی

خانواده متزلزل

خانواده متعادل

خانواده متعالی

خانواده متلاشی

تعریف این نوع خانواده عبارت است از شکستن واحد خانوادگی یا تجزیه برخی از نقش‌های اجتماعی به علت آن‌ که یک یا چند تن از عهده انجام تکالیف ناشی از نقش خود آن طور که باید و شاید بر نیامده‌اند.

برخی از صفات موجود در این تیپ خانواده‌ها عبارتند از :

عدم ثبات : مثلا پدر وظایف خود را انجام نمی‌دهد و این وظایف توسط جامعه یا مادر انجام می‌گیرد.

جدایی، طلاق و ترک : در اینجا یکی از همسران تصمیم به جدایی می‌گیرد و بدین ترتیب از اجرای تکالیف ناشی از نقش خود باز می‌ایستد.

خانواده درون تهی : اعضای آن به زندگی با یکدیگر ادامه می‌دهند ولی روابط و کنش متقابل با یکدیگر ندارند و از حمایت احساسی یکدیگر محرومند.

غیبت غیر ارادی یکی از دو همسر خانواده : خانواده به دلیل مرگ زن یا شوهر یا زندانی بودن آن‌ها جنگ یا فاجعه‌ای دیگر تجزیه می‌شوند.

عدم موفقیت غیر ارادی در اجرای نقش‌های اساسی : در اینجا علت فاجعه خانوادگی ممکن است انواع امراض روانی ، احساسی یا بدنی باشد.

خانواده متزلزل

این خانواده‌ها معمولا با عناوینی همچون دشوار، نابسامان و نامتعادل نیز شناخته می‌شوند.

ویژگی‌های خانواده متزلزل عبارتند از:

خانواده از هدف اصلی زندگی بازمانده و آرمانش را از دست داده.

جایگاه و منزلت اعضا مشخص نبوده یا حفظ نگردیده است.

فردای روشن و امید به زندگی وجود ندارد.

مدیریت در این خانواده تجزیه شده و تصمیم گیری در آن به غایت دشوار است.

جذابیت زندگی به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته و انگیزه چندانی برای پایبندی اعضای آن به میثاق زندگی وجود ندارد.

مسئولیت پذیری از توزیع عادلانه برخوردار نیست و در قبال ایفای وظایف، برخورد مشوقانه صورت نمی گیرد.

مشکلات و مسائل جزئی به سادگی به بحران یا تشنج تبدیل می‌شود.

انتقال‌های اعضا از یکدیگر به شکلی مستقیم، مستمر و غیرمنصفانه صورت می‌گیرد. لازم به ذکر است که در تیپ خانواده متزلزل، ساخت خانواده قابل ترمیم بود و با بهره گیری از شیوه‌های درمانی به ویژه خانواده درمانی، توانایی افراد برای غلبه بر مشکلات افزایش می یابد و به تدریج به الگوی خانواده متعادل نزدیک می‌شود.

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

خانواده متعادل

با اصطلاحاتی نظیر خانواده بهنجار، متوازن و موفق نیز یاد می‌شود. ویژگی‌های این نوع خانواده عبارتند از:

هر فرد در موقعیت واقعی خویش قرار گرفته و از جانب دیگران نیز مورد حمایت و تایید واقع می‌گردد. عواطف ،مسئولیت‌ها و امتیازات به طور عادلانه میان افراد توزیع می‌شود.

امنیت و جذابیت برای افراد کافی است و چیزی بر دلبستگی به خانواده ترجیح داده نمی‌شود.

مدیریت متکی بر روابط انسانی و برخوردار از مشورت و هماهنگی با افراد اعمال می شود.

رویکرد مثبت به انسان، زندگی، نقش‌ها و آینده وجود دارد.

انتقادها به شیوه‌ای غیرمستقیم، موردی، فردی و منصفانه انجام می‌گیرد.

مشکلات از افراد تفکیک شده و به جای حمله به فرد تلاش برای بازشناسی مسئله و حل آن انجام می‌گیرد.

تبادلات عاطفی به شیوه‌های قلبی، کلامی و عملی انجام می‌گیرد.

خانواده متعالی

این نوع با عنوان متکامل، بالنده و خودشکوفا نیز شناخته می‌شود. این الگوعالی‌ترین الگوی زندگی در میان سایر الگوها به شمار می‌رود. ویژگی‌های این نوع خانواده عبارتند از:

نه تنها مشکلات مورد بررسی قرار می‌گیرد و تلاش برای حل آن‌ها می‌شود بلکه ظرفیت‌ها و استعدادهای افراد تا مرز خودشکوفایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

توجه افراد غالبا معطوف به آینده است آنان به هدفی نیاز دارند که توجه‌شان را به آینده معطوف سازد.

افراد از هویتی پرمعنا و منسجم برخوردار هستند.

افراد نه تنها به رشد و پیشرفت خویش، بلکه به اعتلای جمعی اعضای خانواده می‌اندیشند و برای تحقق آن طرح واندیشه جدیدی ارائه می‌دهند.

کار و مسئولیت به زندگی معنا و دوام می‌بخشد. به گفته آلپورت بدون داشتن کاری مهم و ارزشمند، تعهد و مهارت کافی برای انجام آن و نیز امکان رسیدن به بلوغ و سلامت روانی میسر نیست.

تعقیب هدف هرگز پایان نمی‌پذیرد. اگر هدفی را باید کنار گذاشت، باید بی درنگ انگیزه نوین آفرید. تفسیر و تعبیر وقایع و رویدادهای زندگی خوشبینانه است. هر شکست یک تجربه و فرصتی برای ارزیابی موقعیت در نیل به پیروزی تلقی می‌شود. (محمودیان و همکاران)

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

حالا که با تعریف خانواده و انواع تیپ‌های خانوادگی آشنا شدید می‌توانید تیپ خانوادگی خود را شناسایی کنید و سپس در جهت تیپ خانوادگی دلخواه خود حرکت کنید. اما پیش از آن که درباره گام‌ها و روش‌هایی بحث کنیم که باید استفاده کنید تا به تیپ خانوادگی مورد نظر خود برسید، لازم است در مورد سیستم خانوادگی توضیحاتی بدهیم.

​

مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

مرتضی عامری آسیبهای اجتماعی

یکشنبه یکم تیر ۱۴۰۴، 0:29

مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

  1. آسیب‌های اجتماعی دانش آموزان
  2. آسیب‌ اجتماعی فضای مجازی
  3. آسیب‌ اجتماعی (بزهکاری)
  4. آسیب‌ اجتماعی اعتیاد
  5. آسیب‌ اجتماعی طلاق
  6. آسیب اجتماعی بیکاری
  7. آسیب اجتماعی خودکشی
  8. آسیب اجتماعی نوجوانان

عوامل مؤثر در ایجاد آسیب‌های اجتماعی

۱-نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی

۲-رفاه اقتصادی خانواده

۳-فقر مادی خانواده

۴-بیکاری

۵-رشد صنعت و پیشرفت تکنولوژی

اگر در جامعه‌ای رشد صنعت به‌سرعت افزایش یابد و درآمد ناشی از آن صنعت به‌طور عادلانه توزیع نگردد، امکان وقوع سه اتفاق وجود دارد:

اولاً کارکنان برای اداره زندگی خود مجبور می‌شوند ساعات بیشتری را به کار مشغول شوند و این به‌نوبه خود موجب خستگی جسمی و روحی در افراد می‌شود.

اگر در آن جامعه برای تفریح و گذراندن اوقات بیکاری مردم از طرف دولت برای استفاده از اوقات فراغت، برنامه‌ریزی‌های اجتماعی نشده باشد، زمینه مساعدی برای گرایش به انحرافات اجتماعی فراهم می‌شود.

مجتبی دشتی+ موسسه تسهلیگران مسیر توانمندی

ثانیاً مشکل ترافیک در شهرهای بزرگ منجر به خستگی ناشی از کار در افراد شده درنتیجه والدین قدرت تربیت و سرپرستی فرزندانشان را نخواهند داشت و بی‌توجهی نسبت به پرورش کودکان و نوجوانان به گرایش آنان به سمت انحرافات اجتماعی از قبیل اعتیاد، سرقت و… کمک خواهد کرد.

ثالثاً رشد شهرها باعث افزایش فاصله و شکاف طبقاتی شده و این خودبه‌خود باعث می‌شود برقراری ارتباط با دوستان و خویشاوندان کمتر شده و زمینه برای ایجاد انحرافات اجتماعی فراهم شود.

۶-ستیزه والدین

۷-شیوه‌های تربیتی والدین

۸-عدم آگاهی و بینش صحیح والدین

آسیب‌های اجتماعی فضای مجازی عبارت است

  1. از دست دادن هویت اسلامی ایرانی
  2. قبح شکنی نسبت به ناهنجاری‌های دینی و اجتماعی
  3. عدم مسئولیت‌پذیری
  4. اشاعه سستی و تنبلی
  5. تبدیل‌شدن سرگرمی به هدف
  6. ناتوانی در مدیریت زمان
  7. تمایل به گوشه‌نشینی و انزوا
  8. افزایش روحیه پرخاشگری و خشونت
  9. تزلزل اعتمادبه‌نفس
  10. توسعه وسواس‌های فکری و عملی

مجتبی دشتی+ دکتر مقدسی

آسیب‌ اجتماعی بزهکاری

از عوامل روانی-عاطفی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

محیط اجتماعی نادرست

محیط خانوادگی مختل شده

عوامل اجتماعی-محیطی نیز شامل موارد زیر است:

تفاوت طبقاتی و شکاف اقتصادی

زاغه‌نشینی شهرهای بزرگ

معاشرت با افراد ناصالح

آسیب‌های دوران کودکی

ناکامی‌های متعدد

احساس نارضایتی

علل افزایش طلاق را می‌توان به شرح زیر است:

  1. مشکلات اقتصادی
  2. عدم توافق اخلاقی
  3. ناکارآمدی و نارضایتی‌های جنسی
  4. عدم علاقه و کراهت طرفین از یکدیگر درنتیجه ازدواج‌های تحمیلی
  5. دخالت دیگران به‌ویژه خانواده‌ها
  6. عدم پایبندی به مذهب و ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی
  7. اعتیاد
  8. تنوع‌طلبی
  9. انتخاب نادرست اولیه
  10. پایین بودن سن ازدواج
  11. ناآگاهی
  12. تفاوت فرهنگی
  13. بیکاری و مشکلات اقتصادی
  14. مشکلات مربوط به مسکن و محل سکونت
  • مرتضی عامری

علل خودکشی

بر اساس مجموع تحقیقات که تاکنون انجام‌شده، علل و انگیزه‌های خودکشی در ایران را می‌توان چنین برشمرد:

مشکلات زناشویی و نامناسب بودن شرایط زندگی خانوادگی

عدم موفقیت در عشق و علاقه

اختلالات روانی و شخصیتی

فقر و بیکاری

اعتیاد

تورم و شرایط نامساعد اقتصادی

گذار جامعه از حالت سنتی به صنعتی

حس پوچی و بی‌هویتی در جوانان

مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی
© تسهیلگران مسیر توانمندی
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
جدیدترین‌ها
  • کتاب راهکار رهایی چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵
  • کتاب راهکار رهایی شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵
  • کتامین موادمخد کتامین چهارشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۵
  • سبکهای فرزندپروری مجتبی دشتی چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
  • مهارت تاب آوری مجتبی دشتی پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴
  • کتابهای مجتبی دشتی پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴
  • دکتر مجتبی دشتی چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۴
  • انحرافات اجتماعی و اعتیاد مجتبی دشتی سه شنبه نهم دی ۱۴۰۴
  • دلایل طلاق عاطفی پرهام عامری چهارشنبه سوم دی ۱۴۰۴
  • شعر زندگی مجتبی دشتی شنبه هشتم آذر ۱۴۰۴
  • تماشای فیلم پورن توسط کودکان. مجتبی دشتی مدرس فرزندپروری شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۴
  • خروج از مثلث کارپمن پرهام عامری چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴
برچسب‌ها
  • مجتبی دشتی (107)
  • مرتضی عامری (94)
  • محسن سمیعی (42)
  • بهبودی (39)
  • اعتیاد (35)
  • موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی (32)
  • پرهام عامری (13)
  • تسهیلگران مسیر توانمندی (12)
  • دوازده قدم (12)
  • اعتیاد و بهبودی (9)
  • دکتر مجتبی دشتی (7)
  • کتاب ماتریکس (5)
  • فرزندپروری (5)
  • جهانگیر ظهیری (4)
  • کمپیتال دروس (3)
  • دکتر محمدرضا مقدسی (3)
  • مثلث کارپمن (3)
  • انجمن مددکاران اجتماعی (3)
  • مهارت نه گفتن (3)
  • سبک زندگی (3)
آرشیو
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
نویسندگان
  • محسن سمیعی، مجتبی دشتی
  • مجتبی دشتی، محسن سمیعی
دوستان
  • مددکاری اعتیاد و آسیب شناسی
  • بهبودی
  • اعتیاد و بهبودی
  • مرتضی عامری ( کودکان کار)
  • موسسه ترک اعتیاد ندای امید بیداری
  • موسسه آموزشی پژوهشی ققنوس
امکانات