تسهیلگران مسیر توانمندی

کاهش آسیبهای اجتماعی و توانمند سازی  و آموزش

  • خانه
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

اعتیاد رفتار مشغولیت ذهنی قسمت سوم

شنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۳، 21:12




مشغولیت ذهنی

اعتياد، ذهن و فكر انسان را به خود مشغول مي كند. حتي زماني كه فرد معتاد در حال مصرف مواد نيست يا كاري را كه اعتياد رفتاري محسوب مي شود انجام نمي دهد بازهم به اعتياد فكر مي كند و براي مصرف بعدي يا رفتار اعتيادي بعدي نقشه مي كشد. آن ها عاشق آرامشي هستند كه از مصرف مواد يا انجام رفتاری كه حالت اعتياد پيدا كرده است، به دست مي آورند. اين احتمال وجود دارد كه آن ها براي خودداري از مصرف يا انجام كار اعتيادي تلاش كنند و قسم بخورند كه ديگر اين كار را تكرار نخواهند كرد اما لذت مصرف و اعتياد رفتاري به اندازه اي كه فرد معتاد بدون توجه به بهاي سنگيني كه بابت اعتياد خود مي دهد و زندگي خود و ديگران را به آشوب مي كشد بازهم به سراغ مواد مي رود و كار اعتيادي را تكرار مي كند. آن ها به ماده اندروپين كه مغز در موقع مصرف مواد يا رفتار اعتيادي انجام مي دهد اعتياد پيدا كرده اند و در آن موقع كه مشغول اين كار هستند به خطرات و مشكلاتي كه اعتياد برايشان ايجاد مي كند فكر نمي كنند. به زبان ساده و در يك كلام احساس نشئگي و سرخوشي به اندازه زياد است كه فرد معتاد نمي تواند از آن دست بردارد.

اعتيادهاي رفتاري، به تدريج همه زندگي فرد معتاد به اين گونه رفتارها را تحت تاثير قرار مي دهد و انجام كاري كه به آن اعتياد پيدا كرده است در اولويت قرار مي گيرد. براي مثال فردي كه به قمار معتاد است فراموش مي كند كه بايد در جلسه اولياء و مربيان فرزندش در مدرسه شركت كند چون بيشتر وقت خود را در قمار خانه مي گذراند. كسي به به پرخوري اعتياد پيدا كرده است به حدي فكر و دهنش مشغول خوردن يا نخوردن مي شود كه فراموش مي كند بايد به جلسه اي كه در مدرسه براي والدين دانش آموزان تشكيل شده است و او قبل از اينكه به اعتياد رفتاري مبتلا شود هميشه در اين جلسات حاضر مي شد، حضور پيدا كند. فردي كه به اينترنت اعتياد پيدا كرده است ساعت ها پاي كامپيوتر مي نشيند و به صفحه نمايش خيره مي شود و آن چنان محو تماشاي دنياي مجازي مي شود كه دنياي واقعي را فراموش مي كند. در دنياي دهني فرد معتاد هيچ چيز ديگري به غير از مصرف مواد يا انجام كاري كه فرد به آن اعتياد پيدا كرده است وجود ندارد و همه وقت و انرژي فرد معتاد به فكر كردن يا انجام كاري كه به آن اعتياد دارد يا مصرف مواد صرف مي شود.



۳- وسواس فكری

وقتي كه يك فعاليت و رفتار به وسواس فكري تبديل مي شود، آن وقت است كه مي توان گفت اعتياد در وجود فرد ريشه دوانيده است. وسواس فكري يعيني اينكه يك كار يا فعاليت همه ذهن انسان را به خود مشغول كند و اجازه ندهد كه فرد به چيز ديگري فكر كند. وسواس فكري در واقع مرحله و حالت شديد تر مشغوليت ذهني است و معمولاً هم يك مساله يا احساس غير منطقي است كه ذهن فرد را درگير خود مي سازد.

با ايجاد وسواس فكری، فردي كه به اين بيماري مبتلا شده است ديگر نمي تواند واقعيت هاي زندگي و جهان را به خوبي درك كند و تفاوت قايل شدن بين توهم و واقعيت برايش مشكل مي شود. كساني كه در اطراف فرد معتاد زندگي مي كنند به روشني متوجه مي شوند كه رفتارهاي وي حالت غير عادي و غير منطقي پيدا كرده است. اما خود فرد معتاد كه غرق در وسواس فكری و توهم آن چنان گرفتار اعتياد است كه متوجه بيماري و ناسالم بودن عقلي خود نمي شود. فردی كه به قمار معتاد است تصور مي كند تصميم درستي گرفته است و مي خواهد پول هايي را كه باخته است با بردن در قمار به دست آورد اما بiوقفه به باختن ادامه مي دهد تا اينكه شغل خود را از دست مي دهد و اعضاي خانواده و دوستان و آشنايان خود را نيز از خود دور مي كند. همين كه فرد دچار وسواس فكري شد فرد معتاد انواع توجيه ها را برای انكار بيماري و اعتياد رفتاري خود مي تراشد. فرد معتاد براي توجيه مشكل خود سعي مي كند تا براي اعتياد خود دليل منطقي بياورد، آن را كوچك جلوه دهد تا به هر وسيله اي كه شده است به اعتياد خود ادامه دهد. هر چه شدت اعتياد بيشتر مي شود ميزان انكار اعتياد نيز افزايش پيدا مي كند. در اصل، فرد معتاد در چنين مرحله اي به هيچ وجه نمي خواهد تا واقعيت شرايطي را كه در آن قرار گرفته است بپذيرد چون اگر قبول كند كه معتاد و بيمار است در آنصورت بايد با بيماري خود مقابله و آن را درمان كند. تا زمانيكه فرد معتاد به شدت از مصرف مواد يا اعتياد رفتاري خود صدمه نديده است به انكار بيماري خود ادامه مي دهد و زماني به بيماري خود اعتراف مي كند كه تقريبا كار از كار گذشته است و چون اعتراف به اعتياد براي فرد معتاد بسيار تلخ و ناخوشايند است، به ندرت فرد معتادي پيدا مي شود كه به اعتياد خود و مشكلات ناشي از آن اعتراف كند.





عواقب منفی

عواقب اعتيادهای رفتاریبسيار زياد و بسيار جدی و خطرناك هستند. با توجه به اينكه بيماري اعتياد حالت پيش رونده و روز به روز شديد تر شدن دارد در نتيجه عواقب و پي آمدهاي آن نيز با گذشت زمان شديد تر و جدي تر مي شوند. اما با توجه به توهمي كه فرد معتاد به آن دچار است و نمي تواند واقعيت هاي جهان و زندگي خود را درك كند و با آنكه مي بيند اعتياد چه آسيب هاي جسمي و روحي و رواني به وي وارد كرده و چه مشكلاتي براي خود و اطرافيانش به بار آورده است، همچنان به مصرف مواد يا اعتياد رفتاري خود ادامه مي دهد.

به هر نوع اعتيادي، بيماري خانوادگي گفته مي شود چون فرد معتاد علاوه بر اينكه زندگي خود را مختل و به تباهي مي كشاند براي اطرافيانش و به ويژه خانواده خود نيز مشكلات فراوان و پايان ناپذيري ايجاد مي كند. از آنجاكه فرد معتاد فقط به خود و اعتياد خود فكر مي كند چه زن و فرزند و چه پدر مادر يا ديگر بستگان و دوستان و آشنايان نبايد انتظار داشته باشند كه فرد معتاد به خواست ها و نياز هاي آن ها توجهي نشان دهد. همسر فرد معتاد به قمار احتمالاً ناچار خواهد شد براي تامين زندگي خود و فرزندانش كار دومي براي خود پيدا كند چون شوهر قماربازش هر آنچه را كه به دست مي آورد در قمار مي بازد و هيچ نوع كمكي براي تامين زندگي خانواده خود نمي كند. همسر فردي كه به قمار اعتياد دارد احتمالاً مجبور خواهد شد براي جلوگيري از به زندان افتادن يا ديگر مشكلاتي كه ممكن است همسرش به علت بدهي هايي كه به بار آورده است، بدهي هاي او را نيز پرداخت كند. همسر فردي كه به اعتياد جنسي مبتلا مي باشد با خطر آلوده شدن به انواع بيماري هاي عفوني قرار دارد چون شوهر بي بندوبارش در روابط جنسي احتياط لازم را از خود نشان نمي دهد. همسر فردي كه به كار معتاد است در واقع ناچار است همه مسايل زندگي روز مره را خود به دوش بكشد و غم تنهايي و دور بودن از شوهرش را تحمل كند. فردي كه معتاد است به هيچ يك از ديگر نيازهاي شخص خود نياز توجه نشان نمي دهد تا چه رسد به خواست ها و نيازهاي اطرافيان و دوستان و اعضاي خانواده. فرد معتاد فقط براي خودش زندگي مي كند و زندگي ديگران برايش چندان اهميتي ندارد. اعضاي خانواده فرد معتاد به انواع بيماري هاي روحي و رواني از جمله نگراني و افسردگي مزمن دچار مي شوند. زندگي كردن با فردي كه زندگي اش آشفته و نابسامان و غير قابل كنترل است باعث مي شود تا زندگي اطرافيان فرد معتاد نيز تحت تاثير قرار گيرد و با آشفتگي و مشكلات فراوان همراه شود.



ناتواني و زندگی غیر قابل اداره

نداشتن اراده و ناتواني در اداره و سامان دادن زندگي از جمله عوارض و عواقب مهم اعتياد است. فرد معتاد با رفتار غير مسئولانه و ويرانگر خود در واقع زندگي خود را زير و رو مي كند. وي به علت وسواس فكري كه دچار آن شده است نمي تواند از عهده مسايل و مشكلات روز مره زندگي برآيد. زندگي او از هم گسيخته مي شود و او نمي تواند به آن سرو سامان دهد. كار كردن، پايبند بودن به روابط و ارتباط با ديگران و انجام وظايفي كه بر عهده والدين است به حدي براي وي دشوار محسوب مي شود كه نمي تواند از عهده آن ها برآيد. در برخی از مواقع فرد معتاد پس از تلاش فراوان برای مدتی کوتاه دست از مصرف مواد یا اعتیاد رفتاری برمی دارد اما پس از چندی طاقت خود را از دست می دهد و دوباره به سوی اعتیاد کشانده می شود چون فرد معتاد به تنهایی و با تکیه به اراده شخصی خود نمی تواند از شر بیماری اعتیاد خلاص شود و بهبود پیدا کند. ممکن است که وی از صمیم قلب به خانواده خود قول بدهد که اعتیادش را ترک کند و واقعاً هم برای این کار تلاش کند اما نمی تواند به وعده خود عمل کند چون وی در برابر اعتیاد ضعیف و ناتوان است و تاب مقاومت ندارد.

این مرحله ممکن است سال ها طول بکشد و فرد معتاد را به در مسیری قرار دهد که در بیشتر مواقع به تاریکی و تباهی ختم می شود. فرد معتاد چاره ای جز حرکت در این مسیر تا رسیدن به مرحله ای که ماهیت و ابعاد خطرناک بیماری خود را درک کند و چشمش به روی واقعیات زندگی باز شود، ندارد. فقط با رسیدن به مرحله ناامیدی مطلق و آشفتگی کامل زندگی و حالت جنون است که فرد معتاد سر انجام تصمیم می گیرد کاری را که برای بهبودی بیماریش لازم است، انجام دهد. این تجربه ای است که از زندگی دهها هزار معتاد به دست آمده است. همانطور که معتادان بهبود یافته می توانند شهادت دهند مساله اعتیاد و خلاص شدن از شر آن به مساله ضعف یا نداشتن اراده یا شخصیت فرد معتاد نیست. نباید فراموش کرد که اعتیاد نوعی بیماری است و فرد معتاد باید بپذیرد که بیمار است و برای بهبودی به کمک دیگران نیاز دارد. اعتراف به بیماری و به اين نتيجه رسيدن كه به تنهايي و تكيه به اراده شخصي نمي توان از بيماري اعتياد بهبود يافت و بايد از ديگران كمك خواست در واقع اولین قدم در راه بهبودی فرد معتاد، از بیماری اعتیاد است.



اعتیاد رفتاری انواع اعتیاد مرتضی عامری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

اعتیاد رفتاری قسمت دوم

شنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۳، 19:2

در این مقاله در خصوص اعتیاد رفتاری.....

فرق بین عادت و اعتیاد

فرایند اعتیادهای رفتاری

چرخه اعتیادهای رفتاری

فرق بین عادت و اعتیاد

• هر کسی عادت های خاصی دارد. برخی از این عادت های خوب و بعضی هم بد و آزار دهنده هستند. اما باید بین عادت های بد و اعتیاد تفاوت قایل شد چون هر رفتار بدی را نمی توان اعتیاد محسوب کرد. باید توجه داشت وقتی یک فرد یک کاری را بیش از اندازه تکرار کرد نمی توان با قاطعیت گفت که این فرد به اعتیاد رفتاری مبتلا شده است. برای مثال ممکن است یک نفر با توجه به ضرورت کار و مسئولیتی که بر عهده دارد ساعت های طولانی با کامپیوتر کار کند. اما اگر همین فرد شب به جای اینکه به موقع بخوابد و استراحت کند تا دیر وقت بیدار بماند و به بازی های کامپیوتری مشغول شود و نتواند صبح به موقع از خواب بیدار و بر سر کار خود حاضر شود در آنصورت می توان گفت که وی با مشکل اعتیاد به ایترنت روبروست. همه ما بعضی وقت ها در انجام برخی کارها افراط می کنیم. برای مثال، وقتی وزن ما بالا می رود تصمیم می گیرم که به حالت قبلی برگردیم و وزن خود را کم کنیم و می خواهیم که این کار نیز با سرعت انجام شود. برای اینکه وزن خود را به سرعت کم کنیم به ورزش سنگین روی می آوریم و در مواقعی آن چنان شدید ورزش می کنیم که به خود صدمه می زنیم. کسانی که اعتیاد رفتاری ندارند متوجه می شوند که ورزش زياد از حد به آن ها صدمه مي زند و به همین علت یا میزان ورزش خود را کم می کنند یا اینکه كاملاً ورزش را کنار می گذارند. اما فردی که ورزش کردن برايش به اعتیاد تبدیل شده است نه مي تواند میزان ورزش خود را كنترل كند و نه آن را متوقف كند. آن ها با آنکه می بینند ورزش بیش از حد به بدن آن ها صدمه می زند اما به علت مبتلا شدن به يك نوع اعتیاد رفتاری در واقع نمی توانند از ورزش دست بردارند و همچنان به بدن خود فشار وارد می آورند. بعضی از افراد می توانند با تکیه به نیروی درونی و اراده خود از بعضی از عادت های خود دست بردارند. این گونه افراد که عادت هایشان به اعتیاد رفتاری تبدیل نشده است این امکان را دارند که بین ادامه عادت آزار دهنده و دست برداشتن از آن یکی را انتخاب کنند. اما فردی که گرفتار اعتیاد رفتاری شده است دیگر نمی تواند از رفتاری که به اعتیاد تبدیل شده است دست بردارند تا آن را کنترل و مهار کنند. آن ها دیگر نمی توانند با تکیه به قدرت درونی و اراده خود از شر اعتیاد رفتاری خلاص شوند.

• عادت به رفتار یا کاری که گفته می شود که فرد آن را تکرار می کند و در بیشتر مواقع تکرار حالت غیرارادی دارد. عادت در واقع رفتاری است که فرد آن را آنقدر تکرار می کند که در ذهنش نقش می بندد و به قول معروف ملکه ذهنش می شود. با اینکه ممکن است رفتاری حالت غیرارادی و اتوماتیک پیدا کرده باشد اما اگر فرد بتواند آن را کنترل کند در آنصورت آن رفتار هنوز به اعتیاد تبدیل نشده است. اما اعتیاد یک نوع بیماری روانی است که با وجود عواقب و پی آمدهای منفی آن فرد معتاد به انجام یک کار یا مصرف مواد شیمیایی همچنان ادامه می دهد. وقتی یک نفر دچار اعتیاد می شود دیگر نمی تواند در برابر کاری که حالت اعتیاد پیدا کرده است هر چقدر تلاش کند و تصمیم بگیرد باز هم نمی تواند در برابر وسوسه تکرار رفتاری که حالت اعتیاد پیدا کرده است مقاومت کند و آن را کنار بگذارد. اعتیاد ا زجمله بيماري هايي است که هم جنبه و ماهیت روانی دارد و هم جسمی. كسي كه از هر نوع اعتيادي در عذاب است با آنكه از تاثيرات ويرانگر و مخرب اعتیاد خود با خبر است اما قدرت و اراده قطع يا كنترل اعتياد خود را از دست داده است و نمي تواند با تكيه به اراده خود آن را قطع يا كنترل كند.

روند اعتیاد

• اعتیادهای رفتاری باعث می شود تا فردی که به انجام یک نوع رفتار اعتیاد پیدا کرده است از انجام آن کار بطور کاذب از لحاظ روانی احساس لذت کند یا حس نشئگی به او دست بدهد و لذتی که فرد معتاد به یک رفتار خاص از آنجام دادن آن احساس می کند درست مثل اعتیاد به مواد مخدر، جنبه فیزیکی و جسمی دارد چون مغز افراد مبتلا به اعتیادهای رفتاری نیز موقع انجام کاری که به آن اعتیاد پیدا کرده است ماده ای به اسم سروتونین و آدرنالین ترشح می کند. فردی که به پرخوری یا رفتار جنسی اعتیاد پیدا کرده است درست مثل فردی که برای مثال به هروئین معتاد است از خوردن بیش از اندازه غذا یا داشتن رابطه جنسی لذت می برد و نمی تواند خود را در برابر این کارها کنترل کند. فرد معتاد به رفتارهای اعتیادی درست مثل فردی که به مصرف مواد مخدر معتاد است ممکن است آن چنان به این گونه رفتار اعتیاد پیدا کند و ذهنش مشغول آن شود که زندگی خود را فقط به انجام آن کار صرف کند و خانواده و کار خود را فراموش کند. برای مثال، با اینکه فرد می داند انجام یک کار خاص هم به خود او و هم اطرافیانش صدمه می زند اما همان کار را تکرار می کند و قادر نیست که آن را کنترل یا متوقف کند.

• هیچ کس، حتی پزشکان نیز به درستی نمی دانند که چه عاملی باعث می شوند که یک فرد معتاد شود.عواملی وجود دارند که در معتاد شدن فرد دخیل و موثر هستند از جمله وضعیت روانی و اجتماعی فرد و نحوه پرورش یافتن و بزرگ شدن وی در خانواده. البته متخصصان بر این باورند که عامل ژنتیکی نیز در معتاد شدن افراد موثر است. اگر یکی از والدین یا هر دو آن ها معتاد باشند در آنصورت احتمال معتاد شدن فرد زیاد تر می شود. البته هستند خانواده هایی که پدر یا مادر یا هر دو آن ها معتاد هستند اما فرزندان آن ها معتاد نشده اند. مساله اصلی در این است که روند یا فرایند معتاد شدن به مواد یا اعتیاد های رفتاری روندی بسیار پیچیده است و هیچ کس به درستی و بطور کامل نمی داند که چه مسائلی باعث می شود که یک فردا دچار اعتیاد می شود. اما به هر حال چه در مواردی که فرد به مصرف مواد اعتیاد دارد یا دچار اعتیاد رفتاری است یک قسمت از مغز وجود دارد که وقتی مواد مصرف می شود یا رفتاری که حالت اعتیاد پیدا کرده است تکرار می شود، آن قسمت از مغز تحریک می شود. وقتی این قسمت خاص از مغز تحریک شد باعث می شود تا مواد شیمایی خاصی در مغز ترشح کند و همین مواد باعث می شود که فرد احساس لذت و شادمانی کند. فرد برای اینکه این حالت را به دست آورد مصرف مواد مخدر یا رفتاری را که حالت اعتیاد پیدا کرده است با اینکه می داند مصرف مواد یا انجام کاری خاص به جسم و روح آن آسیب می رساند اما بدون اینکه اراده و کنترلی روی آن داشته باشد مصرف مواد یا رفتار اعتیادی را تکرار و تکرار می کند. مجبور بودن و ناچار بودن به مصرف مواد یا انجام رفتاری خاص به حدی شدید است که بر اراده و غریزه فرد معتاد حتی غریزه ادامه حیات، غلبه پیدا می کند. حتی در مواقعی که فرد معتاد به مشکل خود پی می برد و می خواهد که از شر اعتیاد رفتاری یا مصرف مواد خلاص شود آنچنان گرفتار شده است که نمی تواند از انجام آن کار یا مصرف مواد خودداری یا آن را کنترل کند. اطرافیان فرد معتاد تعجب می کنند و نمی توانند قبول کنند که عزیز آن ها رفتار این چنین ویرانگر و نابود کننده را تکرار می کند. در انجمن های گمنام به حالتی که فرد با وجود عواقب وخیم یک کار تکراری از انجام آن لذت می برد، حال این کار تکراری می خواهد مصرف مواد باشد یا اعیتادهای رفتاری، جستجوی نشئگی می گویند. دنبال مواد گشتن یا امید بستن به بردن در قمار، در اصل فرقی با یکدیگر ندارند چون در هر دو مورد فرد در جستجوی نشئگی است .

اعتیاد رفتاری انواع اعتیاد مرتضی عامری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

اعتیاد رفتاری قسمت اول

شنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۳، 18:51


مرتضی عامری(قسمت اول)



مقدمه اعتیادهای رفتاری



این بخش از کتابچه، اطلاعاتی کلی و اجمالی در باره اعتیادهای رفتاری در اختیار خواننده قرار می دهد. در این قسمت، روند کلی و عوارض رایجی که در انواع اعتیادها مشاهده می شوند، تشریح شده اند. علاوه بر این، اطلاعات دیگری نیز درباره برنامه های۱۲ قدم انجمن هاي گمنام که ثابت شده است موثرترین روش برای بهبودی از هر گونه اعتیادهای رفتاری است، در این قسمت ارایه شده است.



بخش مربوط به معرفی اعتیادهای رفتاری به قسمت های زیر تقسیم شده است:



اعتیاد رفتاری چیست



اعتیادهای رفتاری همانند اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد واقعی محسوب می شوند و زندگی افراد مبتلا را تباه می کنند. این گونه اعتیادها بر اثر وسواس و رفتارهای اجباری و مشغول شدن ذهن با مسایلی همچون قمار، عشق و علاقه، روابط جنسی یا پر خوری به وجود می آیند. اعتیادهای رفتاری نیز همانند اعتیاد به مواد مخدر، بیماری خانوادگی محسوب می شود چون زندگي بستگان و اطرافیان فرد مبتلا را نيز تحت تاثير قرار داده و به آشوب مي كشد. در این بخش از کتابچه، اطلاعات کلی و اجمالی در باره انواع اعتیادهای رفتاری که دانشمندان آن را نیز همانند اعتیاد به مواد مصرفي ، بسیار متداول و ویرانگر می دانند، ارایه شده است.



اعتیاد رفتاری چیست؟

اعتیاد رفتاری به رفتاری اجباری وسواس مانند گفته می شود که فرد مبتلا نمی تواند آن را کنترل کند و با وجود آسیب های که به خود وی و دیگران می رساند نمی تواند فقط با اراده خود از آن دست بردارد. این گونه رفتارهای اعتیادی عبارتند از قمار، روابط جنسی ، اعتیاد به غذا یا پرخوری، اعتیاد به کار و اینترنت. اصطلاح رفتارهای اعتیادی را می توان درباره انواع رفتاری ها مزمن و وسواس گونه که باعث می شود فرد مبتلا دچار اضطراب و تشویش شود اما با مصرف مواد شميايي مخدر همراه نیست، به کار برد.

درك و پي بردن به ماهيت رفتارهای اعتيادی كار چندان ساده اي نيست. تشخيص اعتياد به مواد مخدر به علت اينكه فرد معتاد مواد عملاً مصرف مي كند و عوارض و نشانه هاي اعتياد به مواد نيز كاملا مشخص هستند به سادگي امكان پذير است. براي مثال وقتي فردي به كوكائين اعتياد داشته باشد، مردم به راحتي مي توانند معتاد بودن اين فرد را تشخيص دهند. شخص معتاد به مواد مخدر با آنكه مي داند مصرف اين ماده مخدر پي آمدهاي بسيار مخرب و زيان آوري براي خود او و ديگران دارد اما نمي تواند مصرف آن را فقط با تكيه به اراده خود قطع کند یا مصرف مواد را كنترل كند. مصرف كنندگان مواد مخدر معتاد هستند و از ظاهر و رفتار آن ها به خوبي مي توان معتاد بودن آن ها را تشخيص داد. بر خلاف رفتارهای اعتيادی كه تحقيق و پژوهش چنداني درباره آن صورت نگرفته است درباره اعتياد به مواد مخدر تحقيقات بسيار گسترده و فراواني انجام شده است و نتيجه همه تحقيقات نشان مي دهد كه اعتياد به مواد مخدر در واقع يك نوع بيماري است كه بر اثر آسيب ديدن مغز ايجاد مي شود. مصرف مواد شيمايي مخدر باعث مي شود كه سيستم ارتباطي مغز فرد معتاد به تدريج از حال عادي و طبيعي خارج شود. خلاصه اينكه اعتياد به مواد مخدر اعلائم و نشانه هاي بسيار مشخصي دارد و به راحتي مي توان معتاد بودن يك فرد به مواد مخدر را تشخيص داد.

بر خلاف اعتياد به مواد مخدر، رفتارهای اعتیادي در بيشتر مواقع ناديده گرفته شده و چندان جدي گرفته نمي شوند چون اين نوع اعتياد با مصرف مواد شيمايي همراه نمي باشد. از جمله عوامل و مسايل ديگري كه باعث مي شود تشخيص رفتارهای اعتیادی دشوار شود اين است که رفتارهايي كه حالت اعتياد پيدا كرده اند در واقع جزيي از رفتارهاي روز مره انسان ها هستند و رفتارهاي عجيب و غريبي نيستند كه بتوان غير عادي بودن آن ها را به راحتي تشخيص داد. كارها و رفتارهايی همچون خوردن و نوشيدن، كار كردن و لذب بردن از رابطه جنسي در واقع بخشي از زندگي هر انساني را تشكيل مي دهند. به همين علت است كه به اعتياد رفتاري ” اعتياد فرايند” نيز گفته مي شود. برخلاف مصرف مواد مخدر كه كاري غير طبيعي و غير عادي براي يك انسان سالم محسوب مي شود، رفتارهاي اعتيادي بخشي از فرايند زندگي انسان محسوب مي شوند. فقط زماني كه اين گونه رفتارها حالت وسواس و مخرب پيدا مي كنند به آن ها رفتاري اعتيادي گفته مي شود. متخصصان و مراكز علمي در غرب به تازگي به ماهيت رفتارهاي اعتيادي پي برده و به تشريح و معرفي آن پرداخته اند.

الگوهاي رفتاري افرادي که به رفتارهاي اعتيادي مبتلا هستند و كساني که به مصرف مواد مخدر اعتياد دارند در بسياري از زمينه ها به يكديگر شباهت دارد. در واقع بسياري از كساني كه به مصرف مواد مخدر اعتياد دارند از رفتارهاي اعتيادي نيز رنج مي برند. همه معتادها براي اينكه در درون خود احساس بهتري داشته باشند به چيزهايي در خارج از وجود خود متوسل مي شوند. ( در جلسات انجمن هاي گمنام اين جمله اغلب تكرار مي شود كه “بهبودي مساله اي است كه بايد در درون انسان ايجاد شود”). معتادان، اعم از معتاد به مواد مخدر يا روابط جنسي تلاش مي كنند تا از احساس ناخوشايند و ناراحت كننده اي كه آن ها را عذاب مي دهد فرار كنند و سعي مي كنند تا احساس خوبي به دست آورند تا بتوانند با تشويش هايي كه با آن دست به گريبان هستند كنار بيايند يا از احساس درماندگی و عاجز بودن و اين گونه احساسات آزار دهنده خلاص شوند. براي مثال بسياري از كساني كه به مواد مخدر اعتياد پيدا كرده اند در ابتدا براي اينكه احساس آرامش كنند و مشكلات اجتناب ناپذير زندگي را تحمل كنند و با ناراحتی ها و تشويشي كه از آن رنج مي برند كنار بيايند به مصرف مواد مخدر روي آوردند. در واقع مواد مخدر آن كاري را براي افرادي كه به اعتياد روي آورده­اند انجام مي داد كه خود آن ها فقط با تكيه به قدرت دروني خود قادر به انجام آن نبودند. برخي از افراد نيز براي فرار از مشكلات زندگي و تشويش ها و نگراني هاي خود و پيداكردن احساس بهتر و آرامش، به قمار روي مي آورند يا اينكه تمام طول روز را براي فرار و مقابله با مشكلات زندگي پشت كامپيوتر مي گذراند.



افراد معتاد، معتاد بودن خود را به شدت انكار مي كنند چون متخصصان درمان اعتياد، انكار كردن را يكي از نشانه هاي اين بيماري محسوب مي كنند. اعتياد تنها بيماري است كه فرد بيمار، بيمار بودن خود را انكار مي كند بايد توجه داشت كه انكار اعتياد يكي از عمده ترين عوامل و موانع بهبودي از بيماري رفتارهاي اعتيادي نيز مي باشد. است. با توجه به اينكه رفتارهاي اعتيادي بخشي از رفتارهاي روز مره زندگي هستند در نتيجه كساني كه از اين نوع اعتياد رنج مي برند راحت تر مي توانند حالت اعتيادي رفتارهاي خود را انكار كنند چون آن رفتارها در واقع بخشي از رفتارها و اقداماتي هستند كه انسان­ها هر روز آن ها انجام مي دهند و فرد معتاد نيز انكار مي كنند كه رفتار او از حالت عادي خارج شده و حالت غير طبيعي و ناسالم پيدا كرده است. بيشتر كساني كه به رفتارهاي اعتيادي مبتلا هستند مي گويند ما كه مواد مصرف نمي كنيم كه معتاد بشويم و با گفتن اين حرف مشكلي را كه از آن رنج مي برند يعني رفتارهاي اعتيادي خود را توجيه مي كنند. بيشتر معتادان به اعتيادهاي رفتاري به عواقب خطرناكي چون زندان و تيمارستان كه بسياري از معتادان به مواد مخدر با آن روبرو مي شوند، دچار نمي شوند و براي پيدا كردن مواد مخدر خود را به آب و آتش نمي زنند و به همين علت به راحتي ادعا كنند كه مشكل آن ها بسيار ناچيز است و مساله مهمي محسوب نمي شود. بسياري از معتادان به رفتارهاي اعتيادي پس از گذشت زمان طولاني از اعتيادشان، سرانجام از انكار دست بر مي دارند و رفتارهاي اعتيادي خود اعتراف مي كنند و پس از كنار گذاشتن انكار است كه مي توانند در راه بهبودي خود از رفتارهاي اعتيادي قدم بردارند.

عواقب و پي آمده هاي رفتارهاي اعتياديه به همان اندازه اعتياد به مواد مخدر واقعي و شديد هستند. رفتارهاي اعتيادي نيز مي توانند همانند اعتياد به مواد مخدر زندگي انسان را تباه و عواقب بسيار مخرب و ويرانگري داشته باشد. در ميان عواقب و پي آمدهاي رفتارهاي اعتيادي مي توان به از دست دادن شغل، متلاشي شدن كانون خانواده، فلاكت و مشكلات مالي، بستري شدن در بيمارستان رواني و در نهايت خودكشي اشاره كرد.

عوارض و نشانه هاي رفتارهاي اعتيادي شباهت بسياري به عوارض اعتياد به انواع مواد مخدر دارد. هم معتادان به مواد مخدر و هم رفتارهاي اعتيادي از وسواس فكري و جنون و نداشتن عقل سالم رنج مي برند. كساني كه رفتارهاي اعتيادي دارند نيز همانند ديگر معتادان نمي توانند تنها با اراده شخصي خود رفتار اعتيادي خود را ترك كنند. در واقع داشتن يا نداشتن اراده، نقش چنداني در اعتياد بازي نمي كنند. فردي كه از رفتارهاي اعتيادي رنج مي برد فقط با تكيه به اراده شخصي خود نمی تواند رفتار اعتيادي خود را اصلاح يا آن را به دست فراموشي بسپارد و به فرد بهتر و سالم تري تبديل شود. فرد مبتلا به رفتارهاي اعتيادي نيز همانند فرد معتاد به مواد مخدر از شرايط و وضعيتي رنج مي برد كه دامنه و شدت آن از قدرت اراده شخصي آن ها فراتر رفته و از كنترل آن ها خارج شده است. افراد مبتلا به رفتارهاي اعتيادي نيز همانند معتادان به مواد مخدر براي بهبودي از اين بيماري به درمان و روش مناسب براي رهايي از چنگ اعتياد نياز دارند.

رفتارهاي اعتيادي نيز همانند اعتياد به مواد مخدر در اعماق روان فرد معتاد ريشه دارند. رفتارهاي اعتيادي در واقع عوارضي هستند كه نشان مي دهند فرد مبتلا به اين نوع اعتياد تلاش مي كند تا از احساسات ناخواسته و ناخوشايندي كه دچار آن است فرار كند يا در واقع وسيله­اي هستند كه فرد مي خواهد با توسل به آن ها مي خواهد از مشكلات و گرفتاري هاي زندگي فرار كند و با آن ها كنار بيايد. براي مثال فردي كه دچار اعتياد به خوردن بيش از حد غذا يا همان پرخوري است شايد در كودكي به حال خود رها شده بوده يا از مهر و محبت والدين محروم بوده است. چنين كودكي، وقتي بزرگ مي شود براي رها شدن از عذاب هاي رواني دوران كودكي به پرخوري اعتياد پيدا كند چون مي خواهد كمبود محبت دوران كودكي را با پرخوري در دوران بزرگسالي جبران كند. در مورد فردي كه به رفتار جنسي اعتياد پيدا كرده است ممكن است و نه هميشه كه در دوران كودكي احتمالاً مورد آزار جنسي اطرافيان يا والدين قرار گرفته باشد و اكنون كه بزرگ شده است چنين فكر مي كند كه تنها راه جلب توجه و عشق ورزيدن همان رفتارهايي است كه سر خودش آمده است و به همين علت است كه در داشتن رابطه جنسي از خود بي بند و باري نشان مي دهد.







انواع رفتارهای اعتيادی

برخي از رفتارها كه مي توان آن ها را رفتارهای اعتيادی به حساب آورد به اين شرح مي باشند:



۱- هم وابستگي

۲- پرخوري

۳- قمار

۴- رابطه جنسي (سكس)

۵- عشق

۶- كار

۷- خريد كردن

۸- بدهكاري

۹- اينترنت

۱۰- بازي هاي كامپيوتري



مرتضی عامری جهانگیر ظهیری دکتر سیدحسن موسوی چلک انجمن مددکاران اجتماعی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

مجتبی دشتی

شنبه چهارم اسفند ۱۴۰۳، 16:54

در این مقاله درباره تله رها شدگی

تله رهاشدگی چیست؟

وقتی که یک فرد یا چیزی برایتان مهم است همیشه این دلهره وجود دارد که مبادا او را از دست بدهید. به همین خاطر وقتی که یک رابطه عاطفی با شخصی را شروع می کنید، ترس از دست دادن او و رهاشدنتان تمام وجود شما را می گیرد و باعث هراس شما برای ادامه دادن آن رابطه می شود. این خلاصه ای از وضعیت فردی است که دچار تله رهاشدگی می‌باشد.

تله رهاشدگی چه تاثیری در روابط افراد دارد؟

کسی که درگیر تله رهاشدگی است همواره انتظار می کشد عزیزانشان او را رها کنند.او همیشه نگران است که مبادا شریک عاطفی او قید همه چیز را به یکباره بزند و او را به حال خود رها کند. یک پیش نویس عاطفی پررنگ دارد که روابط نزدیک، دیر یا زود پایان خواهند یافت.
فردی که گرفتار تله رهاشدگی است مدام اشک میریزد و مضطرب است که بالاخره روزی نزدیکان یا همسرش او را ترک خواهند کرد .به همین دلائل واهی دائم بهانه می گیرد، به شریک عاطفی اش گیر می دهد که چرا می‌خواهی مرا رها کنی؟
سوژه اختلافات آنها همیشه مسائلی مانند دیرآمدن، جواب تلفن ندادن و مسائلی از این قبیل است که به شدت منجر به فروپاشی عصبی و عاطفی او و اطرافیانش میگردد. ناراحت شدن مداوم از نزدیکان دارد . چون معتقد است که او را فراموش کرده اند یا جواب تماس های او را نمی دهند. همیشه از دوستان نزدیک، اعضای خانواده یا همسرش گله و شکایت دارد و خرده میگیرد که چرا جواب تماس مرا نمی‌دهی یا نسبت به من بی توجه شده ای!
در موقعیت های مختلف اجتماعی بر این باور است که از توانمندی لازم برخوردار نیست، ناتوان است و به تنهایی از عهده کارها و مسئولیت هایش بر نمی‌آید‌. این مدل از رهاشدگی به هنگامی که مسئولیتی به شخص واگذار میشود فرد را شدیداً گرفتار احساس ناامنی و ترس می کند و فکر می‌کند که رها شده است و شاید به تنهایی از عهده کارها بر نیاید.
تله رهاشدگی از جمله مسائلی است که فرد را به شدت درگیر خودش می‌کند و زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد. کسانی که به این تله گرفتار هستند در زندگی عاطفی و شغلی خود و در بسیاری از روابط روزمره به مشکل بر می خورند. این در حالی است که بسیاری از مردم حتی از وجود آن نیز آگاه نیستند.
هیجان های معمول این بیماران در قبال فقدان، استرس و ناراحتی و افسردگی مزمن است. وقتی افراد نزدیکشان آنها را بنا به دلایل موجه و حتی برای مدت کوتاه در یک مهمانی تنها بگذارند عصبانی می شوند و در موارد شدید تر این هیجان به وحشت تبدیل می شود. رفتارهای شاخص این بیماران عبارت است از وابستگی افراطی به افراد مهم زندگی، انحصار طلبی، کنترل کنندگی، سرزنش دیگران به خاطر رها کردن آنها، حسادت و رقابت با رقیب های عشقی چه خیالی چه واقعی.
تمامی رفتارهای این افراد به این دلیل صورت می‌گیرد که مبادا دیگران آنها را تنها بگذارند. برخی از بیمارانی که طرحواره رهاشدگی دارند به منظور جلوگیری از درد ناشی از فقدان غیرقابل اجتناب از برقراری روابط صمیمانه با دیگران خودداری می‌کنند به نوعی ترس از صمیمیت دارند.

جذابیت طرحواره ای

این بیماران در قالب فرایندهای تداوم طرحواره، معمولاً افراد مهم زندگی خود را به گونه ای ناخودآگاه در راستای تقویت طرحواره رهاشدگی خود انتخاب می کنند. افرادی که به احتمال زیاد آنها را رها کنند. مانند انتخاب یک خانم بی قید و بی مسئولیت به عنوان همسر یا شریک عاطفی یا انتخاب همسری که دارای شغل اقماری است و بنا به شرایط شغلی اش مجبور به مسافرت های طولانی مدت می باشد. بیماران در قبال چنین همسرانی واکنش‌های شدیدی نشان می‌دهند. اغلب دیگران واکنش های شدید آنها را ناشی از عشق آتشین آنها می دانند.

ارتباط طرحواره ای رهاشدگی


از آنجایی که طرحواره رها شدگی مادر سایر طرحواره ها محسوب می شود و نقش پر رنگی در ایجاد اختلالات روانی و شخصیتی دارد‌. می تواند با طرحواره های دیگر نیز ارتباط زیادی داشته باشد. مثلاً طرحواره رهاشدگی با طرحواره اطاعت ارتباط پیدا می کند در چنین وضعیتی بیمار معتقد است اگر کارهایی را که دیگران از او می خواهند انجام دهد بدون شک او را تنها نمی گذارند.

علاوه بر این طرحواره رها شدگی می تواند با طرحواره وابستگی بی کفایتی نیز ارتباط داشته باشد در این صورت بیمار معتقد است اگر دیگران او را تنها بگذارند، نمی‌تواند به تنهایی از پس زندگی و مسئولیتهای خود برآید. همچنین این طرحواره می‌تواند با طرحواره ایثار ارتباطی زیاد داشته باشد به این شکل که فرد بیمار بر این باور است با قربانی کردن خود و جانفشانی های زیاد برای دیگران ماندن آنها را در کنار خود می‌تواند تضمین می کند و نهایتاً اینکه طرحواره رها شدگی می تواند با طرحواره نقص و شرم ارتباط داشته باشد. در چنین حالتی بیمار معتقد است دیگران به دلیل وجود نقص و کمبود های او میتوانند او را رها کنند و برای همیشه ترک نمایند.

اهداف درمان تله رهاشدگی

یکی از اهداف درمان این است که به بیماران کمک کنیم به نگرش واقع بینانه ای نسبت به ثبات روابط بین فردی دست یابند . بیمارانی که روند درمان را با موفقیت سپری می‌کنند می‌توانند به نزدیکان خود اعتماد کنند و اگر افراد مهم زندگی شان بنا به دلایلی آنها را چند روزی ترک کنند نگرانی معقول و منطقی داشته باشند و این غیبت های نزدیکان خود را سوء تعبیر نکنند.

در نتیجه درمان این طرحواره کمتر فعال می شود و آنها می توانند در روابط خود احساس صمیمیت بیشتری کنند و مجبور نیستند رفتارهای کنترل گرایانه، دست انداختن یا وابستگی شدید از خودشان نشان دهند. یکی از علائم بهبود بیماران این است که می توانند مدت زمان زیادی را بدون آن که مضطرب و افسرده شوند تنها بمانند.

راهبردهای مهم درمانی تله رهاشدگی

هر چه شدت طرحواره رها شدگی بیشتر باشد رابطه درمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و در واقع رابطه درمانی را می توان منبع اولیه بهبود بیمار تلقی کرد. در طول درمان درمانگر به عنوان نماد والدین با ثبات عمل می کند تا بیمار بتواند بر اساس آن به خودش جرأت بدهد و روابط با ثبات دیگری را با سایرین برقرار کند.
بیمار در ابتدا یاد می گیرد در بطن رابطه درمانی ایمن و با استفاده از تکنیک های تخصصی طرحواره درمانی این طرحواره را بشناسد و بر آن غلبه کند. سپس این یادگیری را به رابطه با افراد مهم زندگی اش در خارج از حوزه درمان منتقل کند. درمانگر از طریق تکنیک با والدینی حد و مرز دار برای بیمار رابطه باثبات، فراهم می کند.

راهبردهای شناختی در طرحواره درمانی

هدف عمده راهبردهای شناختی تغییر دیدگاه اغراق‌آمیز بیماران است. این بیماران معتقدند نزدیکانشان بالاخره روزی آنها را ترک می‌کنند و می‌روند یا اینکه به گونه غیر قابل پیش بینی رفتار می کنند. بیماران یاد می‌گیرند که به هنگام جدایی موقت افراد مهم زندگی دست از فاجعه سازی و بیش انگاری بردارند. علاوه بر این راهبردهای شناختی انتظار غیر واقع بینانه بیمار مبنی بر این که افراد مهم زندگی باید مدام در دسترس باشند و همیشه به یک شیوه رفتار کنند را تغییر میدهد. بیمار یاد می گیرد بپذیرد افراد حق دارند برای خودشان محدودیتهایی قائل شوند‌.

نهایتاً اینکه راهبردهای شناختی به شناخت های مرتبط با سایر طرحواره ها نیز می پردازد. برای مثال این که بیماران معتقدند باید هر کاری که دیگران می خواهند انجام دهند تا آنها را ترک نکنند یا اینکه بیماران بی کفایت هستند و نوعی درماندگی آموخته شده دارند و نیازمند دیگران هستند تا همیشه از آنها مراقبت کنند از جمله مواردی است که در طی راهبردهای شناختی طرحواره درمانی بررسی و درمان میگردد.

راهبردهای تجربی در طرحواره درمانی تله رهاشدگی


بیمار تجارب رها شدن یا بی ثباتی را در ذهن خود تجسم می کند و از طریق تصویرسازی ذهنی در خاطرات خود از رها شدن توسط والدین بی ثباتی که گاهی در دسترس بودند و گاهی اوقات نبودند را دوباره تجربه می کند درمانگر وارد تصویر ذهنی بیمار میشود و برای کودک درمانده نقش یک والد با ثبات و دسترس را ایفا می‌نماید. در مواردی نیز با آموز ش های لازم شخص بیمار می‌تواند به تدریج نقش بزرگسال سالم را برای کودک درمانده در تصویر سازی ذهنی خود انجام دهد.

راهبردهای رفتاری در طرحواره درمانی

بیماران از نظر رفتاری توجه خود را برای انتخاب افرادی جلب می کنند که بتوانند به تعهداتشان عمل کنند. آنها همچنین در طی آموزش راهبردهای رفتاری یاد می گیرند که رفتارهایی نظیر حسادت زیاد، وابستگی افراطی، خشم یا کنترل کردن دیگران را کنار بگذارند. چون همین رفتار ها باعث می شود که دیگران آنها را رها کنند. آنها یاد میگیرند چگونه به دیگران اجازه ندهند آنها را کنترل کنند و مشکلات روزمره زندگی شان را به شیوه موثرتری حل میکنند .

مشکلات ویژه طرحواره رها شدگی در طول درمان

این بیماران در ادامه رابطه با درمانگر در جلسات اولیه امکان دارد در فرآیند درمان بیش از حد فرمانبردار به نظر بیایند. ممکن است بیماران خیلی خوبی باشند اما این کار آنها از روی صداقت نیست. ممکن است این بیماران با اطمینان طلبی مداوم درمانگر مربوطه را کلافه کنند. وابسته شدن به درمانگر راه حلی ناکارآمد برای درمان طرحواره رها شدگی است.

هدف نهایی درمان، برقراری ارتباط بیمار با سایر افراد خارج از حوزه درمان است به گونه ای که بتوانند نیازهای هیجانی خود را ارضا کنند. مشکل دیگر در طول درمان اینکه ممکن است درمان را نیمه کاره رها سازند‌. به این دلیل که نمی خواهند به درمانگر دلبستگی زیاد پیدا کنند یا ممکن است مدام درمانگر را امتحان کنند. به عنوان مثل تهدید کنند که درمان را رها می‌کنند .
در نهایت طرحواره درمانگر با برقراری یک چارچوب درمانی مشخص، رویارویی سازی همدلانه و اجرای تکنیک های تخصصی طرحواره درمانی ادامه درمان را برای این افراد لازم الاجرا می داند.

مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

تله بی اعتمادی مرتضی عامری

شنبه چهارم اسفند ۱۴۰۳، 16:21

در این مقاله در خصوص تله بی اعتمادی

مجتبی دشتی

طرحواره بی اعتمادی چیست؟

طرحواره بی اعتمادی (mistrust schema)، تله بی اعتمادی یا طرحواره بدرفتاری و سو استفاده یکی از انواع طرحوارهای ناسازگار مطرح شده توسط جفری یانگ است. افراد دارای طرحواره بی اعتمادی، احساس می کنند که دیگران با آن ها بد رفتای کرده و به آن ها آسیب خواهند رساند. افرادی که درگیر تله بی اعتمادی شده باشند در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارند و نمی توانند به اطرافیان خود اطمینان کنند. افراد در تله بی اعتمادی به سختی اعتماد می کنند و در طی مدت اعتماد به دیگران دائما احساس می کنند که بالاخره از طرف آن ها مورد سو استفاده و آسیب قرار خواهند گرفت. افراد با طرحواره سو استفاده ممکن است دائماً نسبت به اهدافی که دیگران خواهند داشت مشکوک باشند.

طرحواره بی اعتمادی این فکر و باور را در افراد ایجاد می کند که دیگران افرادی غیرقابل اعتماد بوده و انتظار دارند که در صورت فراهم شدن فرصت برای اطرافیان به او دروغ گفته، از او سوء استفاده کرده و آسیب برسانند. افرادی که طرحواره بی اعتمادی و سو استفاده دارند، به نحوی تربیت شده اند که دائما احساس می کنند نباید به دیگران اعتماد کنند چرا که باور دارند دیگران افراد سود جو و فرصت طلبی هستند که در نهایت بد رفتاری کرده و ضربه خواهند زد. این افکار و باور ها در نتیجه روابط آزاردهنده اولیه با والدین، بزرگسالان و مراقبان به دلیل بی‌توجهی و سوء استفاده فیزیکی، عاطفی یا جنسی بخصوص در دوران کودکی شکل می گیرد.

طرحواره چیست؟

طرحواره ها الگو های رفتاری و فکری هستند که در نتیجه تعامل فرد با اطرافیان و جهان پیرامون خود در دوران اولیه کودکی ایجاد شده است. طرحواره ها همان چیز هایی هستند که افراد در دوران کودکی به عنوان قوانین و مقررات حاکم بر شکل روابط میان فردی، نحوه رفتار و احساسی که نسبت به خود دارند، در نظر می گیرند. طرحواره ها باعث می شوند تا در شرایط متفاوت به شکلی رفتار کنیم که در طی سال های گذشته در ما شکل گرفته و تثبیت شده اند.

نشانه های طرحواره بی اعتمادی

طرحواره بی اعتمادی و سو استفاده، دارای نشانه هایی است که دانستن آن ها به درک افراد دارای تله بی اعتمادی و دلیل رفتار های آن ها کمک بیشتری می کند. نشانه های طرحواره بی اعتمادی در کودکان و بزرگسالان عبارت است از:

  • ناتوانی در اعتماد کردن به افراد، حتی نزدیک ترین اشخاص مانند پدر و مادر یا همسر
  • احساس تحت کنترل و نظارت بودن توسط دیگران
  • در میان نگذاشتن اطلاعات شخصی به دلیل ترس از سواستفاده
  • باور به آسیب دیدن وضربه خوردن در صورت اعتماد به دیگران
  • عدم بیان نقطه ضعف هابه دلیل ترس از سو استفاده توسط افراد
  • ناتوانی در برقراری پیوند های دوستی عمیق وصمیمی
  • عدم برقراری روابط عاطفی صمیمانه از ترس آسیب دیدن
  • اجتناب از برقراری روابط نزدیک با دیگران
  • سو تفاهم در برخورد با افراد
  • ترس از رها شدن یا طرد شدن
  • اضطراب در مورد روابط با اطرافیان
  • مشکل در تنظیم احساسات و ابراز آن ها به اطرافیان خود
  • جستجو و کنجکاوی در مورد انگیزه های پنهان دیگران

ریشه های تحولی طرحواره بی اعتمادی

مجتبی دشتی

طرحواره های ناسازگاری همچون تله بی اعتمادی و سو استفاده زمانی در دوران کودکی ایجاد می شوند که مراقبین اولیه مانند والدین با نیازهای کودک خود هماهنگ نباشد. در چنین حالتی با عدم ارضای نیاز ها زمینه برای پیدایش طرحواره بی اعتمادی فراهم می شود. طرحواره بی اعتمادی عموما به دلیل آزار و اذیت و مورد بد رفتاری واقع شدن در دوران کودکی شکل می گیرد. این بد رفتاری ها ممکن است به این دلیل باشد که والدین در گذشته خود آزار و اذیت را تجربه کرده اند و این چرخه بد رفتاری را با فرزندان خود ادامه می دهند. علت و ریشه های تحولی پیدایش طرحواره بی اعتمادی عبارت اند از:

طرحواره بی اعتمادی و آزار و اذیت

زمانی که افراد در سنین کودکی خود با آزار و اذیت والدین و خشونت فیزیکی و کلامی مواجه شده باشند، احساس طرد در آن ها شکل گرفته و ممکن است نسبت به اطرافیان خود بی اعتماد شوند. کودکانی که مورد بدرفتاری والدین قرار می گیرند این احساس را تجربه می کنند که حتی نزدیک ترین افراد زندگی آن ها قصد آسیب رساندن به او را دارند. این کودکان در بزرگسالی نیز نمی توانند به دیگران اعتماد کرده و همیشه به دنبال پیدا کردن رفتاری هستند که نشانمی دهد دیگران قصد آسیب رساندن به او را دارند.

رفتار پارانوئید و طرحواره بی اعتمادی

از آن جا که نگرش والدین در شکل گیری طرحواره ها نقشی مهم دارند. افرادی که در سنین پایین خود در خانواده هایی زندگی کرده و تربیت شده اند که والدین همیشه رفتار های شک و تردید و سو ظن نسبت به دیگران را گسترش داده اند، ممکن است این رفتار و نگرش عدم اعتماد و اطمینان را الگوی خود قرار دهند. افراد بزرگ شده در چنین خانواده هایی، غالبا در برگسالی نیز آمادگی این را دارند که درگیر طرحواره بی اعتمادی و سو استفاده شوند.

عزت نفس و تله بی اعتمادی

افراد وقتی در خانواده ای رشد کرده باشند که عزت نفس آن ها را نشانه گرفته و با رفتار های خود اعتماد به نفسشان را متزلزل کرده باشند، ممکن است به دلیل این رفتار ها نسبت به دیگران احساس عدم اعتماد داشته و فکر کنند دیگران نیز قصد انجام همان رفتار ها را خواهند داشت. خانواده هایی که با دروغ گفتن اعتماد افراد را از بین برده و عزت نفس را تخریب می کنند، زمینه را برای شکل گیری طرحواره بی اعتمادی فراهم می کنند.

تهدید و تنبیه و تله بی اعتمادی

افرادی که در کودکی در خانواده یا مدرسه با تهدید و تنبیه مجبور به انجام کار هایی شده اند که با خواست خودشان نبوده است، ممکن است در بزرگسالی نیز فکر کنند که دیگران همچنان قصد سو استفاده از آن ها برای پیش برد اهداف خود را دارند و درگیر طرحواره بی اعتمادی شوند.

سو استفاده جنسی

کودکان یا بزرگسالانی که مورد سوء استفاده جنسی واقع شده اند احساس اعتماد خود به دیگران را از دست داده و ممکن است فکر کنند که همه افراد با پیدا کردن فرصت، قصد آسیب رساندن و سو استفاده مجدد از آن ها را دارند. بنابراین افراد آسیب دیدهاز سو استفاده جنسی ممکن است درگیر طرحواره بی اعتمادی شوند.

طرحواره بی اعتمادی در رابطه

افراد دارای طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری، دائما درگیر افکاری هستند که آن ها را از برقراری رابطه نزدیک و صمیمی با دیگران دور می کند. افراد با داشتن احساس بی اعتمادی نمی توانند کسی را وارد دایره زندگی شخصی و خصوصی خود کنند، چرا که دائما احساس می کنند که ممکن است روزی از طرف این افراد آسیب دیده و مورد بدرفتاری واقع شوند. افراد با طرحواره بی اعتمادی همچنین درگیر افکار شک و ترید و سو ظن نسبت به رفتار های افراد نزدیک به خود هستند که این افکار مشکلات زیادی را برای روابط عاطفی آن ها ایجاد می کند. افراد با طرحواره بی اعتمادی تمایل دارند به دو شکل در روابط رفتار کنند که عبارت است از:

  • رفتار قربانی: افراد با طرحواره بی اعتمادی، معتقدند که دیگران غیر قابل اعتماد هستند. بنابراین هیچگاه نسبت به کسی اعتماد پیدا نکرده و هر رفتار آسیب رسان و نادرستی را به پای غیر قابل اعتماد بودن افراد می گذارند. در چنین حالتی در رابطه شکل قربانی به خود می گیرند.
  • رفتار آزار گر: افراد دارای طرحواره بی اعتمادی و سو استفاده ممکن است رفتار هایی که فکر می کنند دیگران ممکن است با آن ها انجام دهند را با افراد در زندگی خود می کنند. بنابراین یک چرخه بی اعتمادی در روابط آن ها تکرار می شود. این افراد درروابط خود دیگران را آزار داده و از آن ها سو استفاده می کنند چرا که در این حالت احساس می کنند کنترل رابطه را در دست دارند.

طرحواره بی اعتمادی در کودکان

کودکان دارای طرحواره بی اعتمادی و سو استفاده این نگرانی را دارند که دیگران با آن ها بدرفتاری کرده و مورد آزار و اذیت قرار بگیرند. این کودکان ممکن است گوشه گیر و مضطرب باشند و به همین دلیل ارتباطات دوستانه کم و غیر صمیمی را برقرار کنند. از طرف دیگر، کودکان با تله بی اعتمادی و بدرفتاری ممکن است به صورت فیزیکی یا کلامی نسبت به دیگران پرخاشگرایی داشته باشند. کودکان در چنین شرایطی علاوه بر مشکل بی اعتمادی ممکن است درگیراختلالات اضطرابی یا افسردگی شوند.

سبک های مقابله ای با طرحواره بی اعتمادی

افراد با دارا بودن طرحواره بی اعتمادی مشکلات زیادی را در طول زندگی خود تجربه می کنند. بنابراین برای رهایی از احساسات منفی ناشی از تله بدرفتاری ممکن است به سه روش با احساس بی اعتمادی خود کنار بیایند. روش های کنار آمدن با طرحواره بی اعتمادی عبارت است از:

اجتناب از طرحواره بی اعتمادی

افراد با سبک اجتنابی، برای جلوگیری از مورد سو استفاده واقع شدن و رهایی از احساس بی اعتمادی نسبت به دیگران، هیچ رابطه دوستانه و نزدیکی برقرار نمی کنند. با گوشه گیری و انزوا طلبی از احساسات منفی و آزارنده ناشی از طرحواره بی اعتمادی در ارتباط با دیگران اجتناب می کنند.

جبران بیش از حد تله بی اعتمادی

در این سبک کنار آمدن افراد با طرحواره بی اعتمادی برای جلوگیری از آسیب دیدن، اقدام به ضربه زدن و سو استفاده از دیگران می کنند. در این شرایط با انجام رفتاری مشابه آنچه که از آن انجام دادن دیگران نسبت به خود می ترسند، سعی در کنار آمدن با تله بی اعتمادی خود دارند.

تسلیم

افراد دارای طرحواره بی اعتمادی با سبک کنار آمدن تسلیم، خود را آماده مورد سو استفاده واقع شدن و آسیب دیدن از دیگران دانسته و نقش قربانی را به خود می گیرند. در سبک تسلیم افراد از بد رفتاری دیگران ناراحت نشده و در عین عدم اعتماد به افراد، رفتار های سود جویانه و تحقیر آمیز آن ها را تحمل می کنند.

درمان طرحواره بی اعتمادی

مجتبی دشتی

برای درمان طرحواره بی اعتمادی و سو استفاده، دو روش درمانی وجود دارد که افراد با مراجعه به یک روانشناس می توانند درمان مناسب را دریافت کرده و از احساس بی اعتمادی فراگیر خود رهایی پیدا کنند. روش های درمان طرحواره بی اعتمادی عبارت است از:

طرحواره درمانی برای طرحواره بی اعتمادی

طرحواره درمانی یکی از رویکرد های رواندرمانی مطرح شده توسط جفری یانگ است. هدف طرحواره درمانی در درمان طرحواره بی اعتمادی، کمک به افراد در تغییر الگوهای رفتاری و طرحواره ناسازگار است که در نتیجه تجربیات دوران کودکی و رویدادهای منفی زندگی ایجاد می شود. طرحواره درمانی همچنین با کمک به افراد برای شناسایی و به چالش کشیدن الگوهای فکری منفی خود و جایگزینی آن ها با روش‌های مثبت و سازگارتر تفکر به افراد کمک می کند بر احساس بی اعتمادی، مورد سو استفاده و بد رفتاری واقع شدن توسط دیگران غلبه کنند و روابط سالم تر و رضایت بخش تری را با دیگران شکل دهند. طرحواره درمانی شامل روش هایی مانند ایفای نقش، باز والدینی، تجربه مجدد هیجانی و سایر تکنیک های تجربی برای کمک به افراد به منظور تمرین رفتارهای جدید و ایجاد انعطاف پذیری عاطفی بیشتر است.

نقطه مغزی برای طرحواره بی اعتمادی

درمان از طریق نقطه مغزی (Brain spotting)، یک رویکرد درمانی برای درمان انواع طرحواره ها به خصوص تله بی اعتمادی است، که از موقعیت یابی چشم برای کمک به افراد در پردازش تجربیات آسیب زا یا احساسات عاطفی منفی استفاده می کند. درمان از طریق نقطه مغزی، می تواند به افراد کمک کند تا تجربیات آسیب زا را مجددا پردازش کنند. این روش درمانی با هدایت تمرکز فرد به موقعیت های خاص چشم در حالی که تجربه آسیب زا را به خاطر می آورد و احساسات خود را پردازش می کند، باعث جایگیزینی هیجانات منفی و ناسالم با احساسات کارآمد می شود.

روش های کنار آمدن با طرحواره بی اعتمادی

مجتبی دشتی

روش هایی وجود دارد که افراد با انجام آن ها می توانند مشکل بی اعتمادی خود را تا حد زیادی کنترل و مدیریت کنند. روش های مقابله با طرحواره بی اعتمادی عبارت است از:

  • برای حل طرحواره بی اعتمادی و رفع مشکلات آن از یک روانشناس کمک بگیرید
  • یادتان باشد که شما کسی هستید که کنترل زندگی خود را در دست دارد نه دیگران
  • با انجام روش های آرام سازی مانند مدیتیشن و یوگا اضطراب خود را کاهش دهید
  • در اعتماد به دیگران قدم های کوچک بردارید و اجازه دهید افراد به مرور به شما نزدیک شوند
  • افکاری که احساس بی اعتمادی و مورد سو استفاده شدن را در شما تحریک می کنند به چالش بکشید

سوالات متداول

در این بخش سعی کرده ایم تا به سوالات پر تکرار شما درباره طرحواره بی اعتمادی پاسخ دهیم.

آیا طرحواره بی اعتمادی درمان دارد؟

بله، طرحواره بی اعتمادی از طریق مراجعه به یک روانشناس قابل درمان است. طرحواره درمانی یکی از روش های درمانی کاربردی در درمان طرحواره بی اعتمادی است.

آیا طرحواره بی اعتمادی پرسشنامه دارد؟

انواع طرحواره های ناسازگار از جمله طرحواره بی اعتمادی و بد رفتاری را می توان از طریق پرسشنامه های طرحواره یانگ شناسایی کرد.

آیا طرحواره بی اعتمادی همان بدبینی است؟

خیر، طرحواره بی اعتمادی همان بدبینی یا اختلال پارانویید نیست. طرحواره بی اعتمادی با علائمی مثل سخت اعتماد کردن یا بدبینی همراه است و ممکن است در افراد مبتلا به پارانوئید نیز حضور داشته باشد.

تله بی اعتمادی طرحواره بی اعتمادی مرتضی عامری مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

خانواده معتادپرور مرتضی عامری

جمعه سوم اسفند ۱۴۰۳، 22:17

همانطور که در مقاله توضیح داده شد، خانواده به عنوان هستۀ اصلی و مرکزی یک جامعه منشاء تولید آموزش های مورد نیاز افراد برای زندگی در جامعه می باشد. همچنین خانواده به عنوان یکی از مهمترین عوامل محیطی، اجتماعی و فرهنگی در نحوه رفتار افراد و اعضای خانواده به گرایش به مسائل مختلف از جمله اعتیاد نقش بسیار مهمی دارد.

مجتبی دشتی

شناخت خانواده معتاد ساز

همان طور که می دانیم خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی کوچک از افرادی شکل می‌گیرد که می‌توانند تحت تاثیر موضوعات مختلفی قرار بگیرند که بعدها در زندگی اجتماعی آنها نیز تأثیرگذار خواهد بود. برخی از این تأثیرات عبارتند از :

  • روابط و مسائل ارتباطی
  • تصمیم گیری ها
  • کنش ها و واکنش ها
  • ایفای نقش
  • شرایط اجتماعی و اقتصادی

همچنین برای آنکه نظام یک خانواده بتواند تاثیرات خود را به شکلی صحیح و موثر بر افراد و اعضای خود بگذارد، باید از طریق آموزش ارزش ها و هنجارهای اجتماعی عمل کند و اگر در درون آن خانواده به این ارزش‌ها و معیارهای اجتماعی اهمیت داده نشود، آن خانواده دستخوش بی‌نظمی شده و رفتارهای ساختارشکنانه ای چون اعتیاد را در درون خود ایجاد می کند و اصطلاحا تبدیل به یک خانواده معتاد ساز می شود. با این توضیحات به نظر می‌رسد که مجموعه‌ای از عوامل عاطفی، روحی و روانی با یکدیگر تعامل پیدا می کنند تا شرایط به گونه ای شکل بگیرد که باعث به هم ریختگی غیر قابل پیش بینی و تعارضات میان اعضا گردد. از طرف دیگر بین نسل ها و شتاب تغییرات باعث می شود تا جوانان ارتباط خود را با والدین به حداقل رسانده و با دیدی انتقادی و مشکوک به آداب و طرز فکر والدین خود بنگرند.

خانواده معتاد ساز؛ خانواده بیمار و نابهنجار

در یک خانواده بیمار غالبا نوعی واژگونی سنتی وجود دارد، به این معنا که به علت عدم حضور پدر در خانه، متخاصم و بی تفاوت به نظر می رسند و ارتباط عاطفی با فرزندان خود ندارند. این در حالی است که مادران در این خانواده‌ها به صورت کاملاً مبالغه‌ آمیز، فعال و پر تحرک هستند و نسبت به فرزندان خود چسبندگی بسیاری دارند، به همین منظور در چنین خانواده هایی احتمال گرایش فرزندان به مواد مخدر بسیار زیاد است.

خانواده سالم

بر عکس خانواده های بیمار و معتاد در خانواده ای که افراد از ارزش‌های مشترک برخوردار هستند و سعی می‌کنند که کنش های خود را بر اساس انتظارات متقابل با دیگر اعضای خانواده تنظیم کنند، شرایطی وجود خواهد داشت که از زمینه سازی و شکل‌گیری سوء رفتار و اعتیاد به مواد مخدر و دیگر اعتیادهای رفتاری جلوگیری به عمل آید. به عبارت دیگر هرگاه در نظام خانواده افراد و اعضای اصلی آن در انجام کارکردها و ایفای نقش های خود وقت بیشتری صرف می کنند و مسئولیت بیشتری به عهده می گیرند، اقتدارشان در نظام خانواده افزایش خواهد یافت. بدین معنا که در خانواده ای که بر اثر غیبت های طولانی، پدر بر اثر مشغله زیاد در خارج از خانواده و خانه حضور دارد، مادر خانواده طبیعتاً اقتدار بیشتری پیدا می کند.

از طرف دیگر در خانواده معتاد ساز به دلیل عدم وجود تجربه مستقیم با پدر به عنوان یک الگو یا داشتن پدری با رفتارهای ناهنجار و بیمار گونه شرایطی ایجاد می شود که اختلال در کنش های اجتماعی فرزندان را رقم خواهد زد. به عبارت دیگر اگر کارکرد خانواده آسیب‌زا باشد، میزان آسیب پذیری اعضای آن خانواده مخصوصاً کودکان و نوجوانان افزایش پیدا می‌کند و فرزندان نمی توانند مطابق ارزشهای موجود در جامعه رشد و نمو نمایند و زمینه اعتیاد در فرزندان ایجاد خواهد شد.

مهمترین عوامل اعتیاد در خانواده معتاد ساز
همانطور که پیشتر توضیح داده شد، عواملی در ایجاد گرایش فرزندان به اعتیاد وجود دارد که هر کدام می‌تواند زمینه ساز بروز اعتیاد و رفتارهای معتادگونه در زندگی اعضای خانواده شود. برخی از مهمترین آنها عبارتند از :

  • کج روی و عدم پیروی از قوانین و ارزش ها در خانواده
  • طلاق و ازدواج مجدد والدین
  • ستیزه جویی، جر و بحث و خشونت و تنبیه
  • والدینی که با هم مشکل دارند و با وجود اینکه ارتباط عاطفی ندارند
  • رفت و آمدها و معاشرت های ناسالم در خانواده
  • مشغله ی زیاد کاری و غفلت از فرزندان
  • انجام رفتارهای غلط و نادرست در خانواده
  • سابقه ی اعتیاد در خانواده و دسترسی آسان به مواد
  • نداشتن ارتباط اجتماعی و عاطفی
  • فقر و بیکاری
  • از هم پاشیدگی خانواده معتاد ساز به علت وجود مشکلات و اختلافات فراوان
  • سپردن فرزندان به افرادی غیر از والدین
  • عدم اعتماد نوجوان به خانواده
  • وجود تعارضات شدید
  • وجود حالات اضطرابی و افسردگی در نوجوانان و والدینش
  • عدم توجه والدین نسبت به ارزش های معنوی، اعتقادی و اخلاقی
  • عدم توجه والدین به نیازهای واقعی فرزندان
  • نبود احساس امنیت در خانواده
  • عدم حضور الگوی تربیتی ثابت و عدم اجرای الگوهای تربیتی و اجرای انضباط صحیح در خانواده
  • ناهماهنگی در روش های تربیتی فرزندان از سوی والدین
  • نبود ارتباط عاطفی مابین والدین و فرزندان و محرومیت از آن
  • سرزنش، تحقیر، تنبیه، تهدید و انتقاد مکرر والدین از فرزندان
  • حمایت های افراطی والدین و بی توجهی شدید نسبت به فرزندان

سخن پایانی

به طور کلی افرادی که در خانواده معتاد ساز رشد و پرورش می یابند، بروز رفتارهای معتادگونه برای آنها عادی شده و در نتیجه آن ترس از تجربه مصرف مواد مخدر در آنها کاهش می یابد. اما گاهی اوقات نیز مصرف مواد والدین می‌تواند تاثیر منفی بر گرایش فرزندان نسبت به اعتیاد و مصرف مواد مخدر داشته باشد و آنها را برای همیشه از مصرف مواد بیزار سازد.

خانواده معتادپرور خانواده معتادساز مجتبی دشتی مرتضی عامری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

تله شکست مرتضی عامری

جمعه سوم اسفند ۱۴۰۳، 21:23

در این مقاله درباره تله شکست

مجتبی دشتی

تله شکست، طرحواره‌ای است که باعث می‌شود تا افراد احساس ضعیف‌ و بازنده‌بودن را همواره با خودشان داشته باشند. این تله سبب می‌گردد تا افراد به دلیل اضطراب از شکست، دست به کار خاصی نزنند که آن‌ها را از دستیابی به بسیاری از موفقیت‌های مختلف دور می‌کند. اما « نشانه‌های فرد مبتلا به این طرحواره چیست؟» و « چه ریشه‌هایی باعث شکل‌گیری آن شده‌اند؟»

در این مقاله به این موضوع پاسخ می‌دهیم و موارد مربوط به آن را برای شما به طور کامل باز می‌کنیم تا در این زمینه ابهام یا سوال خاصی برایتان باقی نماند.

طرحواره شکست چیست؟

افراد درگیر در این طرحواره، همواره از نقش شکست در ناخودآگاه خودشان لذت می‌برند و دوست دارند که همیشه نقش قربانی را بازی کند. این افراد اعتیاد زیادی به مشروبات الکی و مواد مخدر دارند و اقتدار لازم در برابر مشکلات را از خودشان نشان نمی‌دهند. داشتن احساس گم‌شدن نیز دیگر ویژگی این دسته از بیماران به حساب می‌آید که باید برای درمان آن کار مناسبی انجام داد.

این افراد احساس می‌کنند که در مقایسه با همسن و سالان خودشان، موفقیتی کسب نکرده‌اند و فردی شکست‌خورده و بازنده به حساب می‌آیند.

چگونه می‌توان تله شکست را تشخیص داد؟

برای تشخیص تله شکست باید نسبت به نشانه‌های آن آگاهی لازم کسب کرد و از سوالاتی استفاده کرد. بنابراین جهت کمک به شما در این قسمت، این موارد را بیان می‌کنیم تا به آگاهی کاملی در این زمینه برسید.

  • آیا احساس می‌کنید که نسبت به دیگر افراد موفقیت‌های کم‌تری کسب کرده‌اید؟
  • از کسانی هستید که همواره احساس بازنده‌بودن دارید؟
  • آیا هوش خودتان را نسبت به دیگر کم‌تر در نظر می‌گیرید؟
  • حس می‌کنید که در حوزه کاری همیشه دچار شکست می‌شوید؟
  • قابلیت‌های خودتان را کم‌تر از دیگران می‌دانید؟

نشانه‌های تله شکست:

  • در مقایسه با دیگر همسن و سالان خودم را پایین‌تر حس می‌کنم.
  • احساس ناتوانی در دستیابی به موارد مختلف دارم.
  • اعتماد نفس کافی برای دستیابی به موفقیت‌های مختلف را ندارم.
  • از جایگاه فعلی شغلی و زندگی خودم احساس شرم دارم و دوست دارم که آن را هر چه سریع‌تر تغییر دهم.
  • حس می‌کنم که مهارت‌های اساسی برای کسب موفقیت را ندارم و نمی‌توانم آن‌ها را کسب کنم.
  • همواره انجام وظایف خودم را به تعویق می‌اندازم.
  • تصور می‌کنم که افراد اطرافم، توانایی بسیار بالاتری در کسب موفقیت نسبت به من دارند.

چه مواردی را می‌توان به عنوان علت‌های تله شکست در نظر گرفت؟

تله شکست نیز مانند دیگر طرحواره، علت و ریشه‌هایی دارد که باید نسبت به آن آگاه باشید. در این قسمت این موارد را برای شما به طور کامل بیان می‌کنیم تا به آگاهی مناسبی در این زمینه برسید.

  • در کودکی خودتان به دلیل موارد مختلف مانند نمره امتحانات یا دیگر موارد، مورد انتقاد گسترده والدین خودتان قرار می‌گرفتید و توسط آن‌ها به عنوان دست و پا چلفتی، احمق یا به درد‌نخور خوانده می‌شدید.
  • والدینی داشتید که از حیث موفقیت‌های فردی در درچه بسیار بالایی قرار داشته‌اند. همین موضوع و سختی دسترسی به این موفقیت باعث شده است تا تصور کنید که نمی‌توانید به آن‌ها برسید و به همین دلیل دست از تلاش کشیده‌اید.
  • احساس می‌کردید که والدین شما به موفقیت‌هایتان اهمیت لازم را نمی‌دهند، یا حس می‌کنید، به خاطر این موارد توسط آن‌ها تهدید می‌شود. زیرا آن‌ها این موفقیت‌ها را به عنوان عامل خطرناکی می‌بینند.
  • در دوران مدرسه خودتان موفقیت‌های زیادی نتوانید کسب کنید که این موضوع علت‌های مختلفی داشته است. این مورد سبب گردیده است تا احساس ناتوانی و فرودستی کنید که بسیار خطرناک می‌باشد.
  • دارای برادر یا خواهری هستید که از شما موفق‌تر است و شما احساس می‌کنید به هیچ عنوان نمی‌توانید به او برسید. به همین دلیل دست از تلاش کشیده‌اید.
  • از نظر مسولیت‌پذیری و نظم، خوب نیستید و بنابراین همواره شکست می‌خوردید.
  • شغل انتخاب‌شده توسط شما تطابق لازم با توانایی شما ندارد.
  • گام‌های لازم برای کسب موفقیت و مهارت‌هایش را به انجام نمی‌رسانید.
  • در یک شغل به صورت مستمر نمی‌مانید و در کوتاه‌مدت شغل خودتان را به سرعت عوض می‌کنید.
  • تصمیم‌گیری در محل کار را به دیگر افراد واگذار می‌نمایید.
  • برای پوشاندن شکست‌هایتان، دیگر موفقیت‌های خودتان را بولد می‌کنید.

مجتبی دشتی

سندرم ایمپاستر چیست و چه ارتباطی با تله شکست داد؟

کسی که مبتلا به این سندروم است، موفقیت‌های خودش را شانسی می‌داند و اعتقادی به اثر مهارت‌های خودش به دستیابی به آن‌ها ندارد.

این سندروم ارتباط مستقیمی با تله شکست دارد. فرد مبتلا به این سندروم، همواره سعی می‌کند تا موفقیت‌هایش را بپوشاند تا دیگران آن‌ها نبینند.

همچنین این فرد سعی می‌کند تا خودش را آماده به کار و سخت‌کوش نشان دهد تا دیگر افراد نسبت به ناتوانی‌هایش آگاه نشوند و به این علت او را سرزنش نکند.

راهکارهای درمان طرحواره شکست چیست؟

برای درمان درست و دقیق طرحواره شکست نیاز است تا به یک مرکز کلینیک خوب مانند نیک‌داد مراجعه کنید و از یک مشاور خوب در آن‌جا کمک بگیرید. اما راهکارهایی نیز وجود دارد که می‌تواند سرعت این درمان و نتیجه آن را بهبود قابل توجهی دهد. به همین دلیل در این قسمت مهم‌ترین آن‌ها را برای شما بیان می‌کنیم.

  • سعی کنید که با کودک درون خودتان ارتباط برقرار کنید و به او کمک نمایید تا متوجه شود، شما با بی‌انصافی روبه‌رو شده ‌اید تا بتواند احساس شکست را از خودش دور کند.
  • به گذشته و شکست‌های خودتان فکر کنید و سعی نمایید تا الگوی شکست‌های شبیه به هم را استخراج کنید تا بتوانید از بروزشان جلوگیری نمایید.
  • بعد از اینکه این الگو را به دست آوردید، سعی کنید تا محدودیت‌های خودتان و استعداد‌هایتان را به طور کامل بشناسید و با توجه برنامه مناسب برای جلوگیری از بروز این اتفاق‌ها بریزید.
  • ارتباطتان با خانواده و دوستانتان را بهبود دهید و سعی کنید از آن‌ها کمک بگیرید.

مجتبی دشتی

تله شکست، نشانه‌ها و راهکارهای درمانش را به طور کامل بشناسید

حل یک مشکل تنها با شناخت ریشه‌ها و نشانه‌هایش قابل انجام است. بنابراین در این مقاله این موارد را به طور کامل توضیح دادیم تا به آگاهی کامل و دقیقی در این زمینه بسیار مهم برسید. شما می‌توانید برای درمان این تله از مشاوران کمک بگیرید.

تله شکست طرحواره شکست مرتضی عامری مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

تله محرومیت عاطفی مرتضی عامری

جمعه سوم اسفند ۱۴۰۳، 18:57

در این مقاله درباره طرحواره محرومیت هیجانی

مجتبی دشتی

طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟

محرومیت هیجانی یکی از طرحواره‌های اصلی و رایج است. افراد بسیاری این طرحواره را دارند اما از آن‌جایی که علائم آن کم است تشخیص طرحواره محرومیت هیجانی کار آسانی نیست. افرادی که تله زندگی محرومیت هیجانی در آن‌ها فعال است همواره احساس مبهمی را تجربه می‌کنند. حتی وقتی همه‌چیز در دنیای بیرونی به‌خوبی پیش می‌رود آن‌ها احساس می‌کنند با کمبودهایی مواجه هستند و چیزی را از دست داده‌اند. این احساس مبهم شبیه به احساس خلا و پوچی است اما شدیدتر و عمیق‌تر.

طرحواره محرومیت هیجانی (به انگلیسی: Emotional Deprivation Schema) باعث می‌شود فرد احساس کند دوست داشتنی نیست، کسی را ندارد که از او مراقبت و حمایت کند و وجودش اهمیت خاصی ندارد. این افراد در ابراز احساسات و بیان نیازهای خود با مشکل روبرو هستند.

افرادی که طرحواره محرومیت هیجانی در آن‌ها فعال است سعی می‌کنند نیازها و ناکامی‌های خود را نشان ندهند زیرا نمایش آن‌ها احساس ضعف و آسیب‌پذیری بیشتری به آن‌ها می‌دهد.

ویژگی‌های طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟

احساس تنهایی، ناراحتی و افسردگی از ویژگی‌های اصلی این طرحواره است. البته این احساسات همواره با ابهام همراه هستند و فرد نمی‌داند چرا آن‌ها را تجربه می‌کند. طرحواره فعال محرومیت هیجانی، احساس بی‌نیازی از دیگران و درک شدن توسط آن‌ها را به وجود می‌آورد و فرد را از ابراز احساسات و عواطف نسبت به دیگران ناتوان می‌کند. فراموش نکنید که تله زندگی محرومیت هیجانی با طرحواره بازداری هیجانی متفاوت است.

البته تمام این علائم در شرایطی نشان‌دهنده طرحواره محرومیت هیجانی هستند که محیط خارجی فرد واقعا محیط محروم‌کننده و ناکام‌کننده‌ای نباشد و احساس تنهایی و محرومیت کاملا درونی و بی‌دلیل باشد. این افراد ممکن است سرد، منفعل یا پرخاش‌گر شوند و دائما با سوءتفاهم درگیر باشند.

6 علامت اصلی طرحواره محرومیت هیجانی

به‌طور کلی می‌توانیم علائم تله زندگی محرومیت هیجانی (به اختصار ED) را در شش مورد زیر خلاصه کنیم:

  1. صحبت نکردن درباره نیازهای شخصی
  2. گوش ندادن به دلایل منطقی دیگران، هنگام دلخوری و خشم
  3. از کاه کوه ساختن و بزرگ‌نمایی مشکلات بین فردی
  4. نیاز دائمی به ابراز علاقه دیگران
  5. کنار کشیدن از روابط برای جلوگیری از کنار زده شدن
  6. انزوا

انواع محرومیت هیجانی

محرومیت هیجانی و عاطفی اغلب در سه حوزه خود را نشان می‌دهد:

1. محرومیت از حمایت

در این نوع محرومیت هیجانی، فرد کسی را نداشته است ک در شرایط حساس از او حمایت و محافظت کند و به او راهنمایی و مشاوره بدهد. این افراد خودشان محافظ خود هستند و اغلب این طرحواره با طرحواره ایثار همراه است.

2. محرومیت از هم‌دلی

وقتی در زمینه هم‌دلی محرومیت وجود داشته است افراد کسی را برای شنیدن مشکلات خود و درک متقابل پیدا نکرده‌اند. آن‌ها در کودکی نتوانسته‌اند احساسات خود را بروز بدهند و انتظار هم‌دلی و گوش شنوا داشته باشند.

3. محرومیت از توجه

محرومیت از توجه به‌طور کلی رسیدگی به همه نیازها را شامل می‌شود. افرادی که کسی را ندارند که از آن‌ها مراقبت کند و برای رفع نیازهایشان قدمی بردارد.

تفاوت طرحواره بازداری هیجانی با طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟

طرحواره محرومیت هیجانی و طرحواره بازداری هیجانی با یکدیگر متفاوت هستند. در تله زندگی محرومیت هیجانی، همان‌طور که گفته شد، فرد نیازهای خود را بروز نمی‌دهد زیرا اطمینان دارد که آن‌ها مورد توجه قرار نخواهند گرفت. اما در بازداری هیجانی فرد نمی‌تواند خودش را بیان کند. این افراد در بروز دادن خود مشکل دارند و به خویشتن‌داری افرادی دچار هستند. آن‌ها اغلب منفعل و بی‌تفاوت هستند و کمتر پیش میاید که ابراز احساسات یا هیجان‌زدگی از آن‌ها ببینیم. برخلاف محرومیت هیجانی، این ناتوانی خودخواسته نیست و فرد عمدا احساسات خود را سرکوب نمی‌کند.

ریشه های تحولی طرحواره محرومیت هیجانی

این طرحواره نیز مانند سایر طرحواره‌ها در دوران کودکی و به‌واسطه رفتارهای خانواده شکل می‌گیرد. کودک اغلب به معنی ظاهری و قابل مشاهده محرومیتی ندارد. ممکن است حتی سیر باشد، اسباب بازی کافی در اختیار او قرار گرفته باشد و به تمامی نیازهای جسمانی او رسیدگی شود. اما او اغلب مراقبی ندارد که به نیازهای روانی‌اش رسیدگی کند. هیچ‌یک از والدین برای بازی کردن با او یا نوازش کودک وقتی اختصاص نمی‌دهند و کودک اغلب با بی‌توجهی عاطفی و بی‌محبتی روبرو است. در چنین شرایطی کودک اضطراب بالایی را تجربه می‌کند و احساس بی‌ارزشی در او به‌وجود می‌آید. فکر می‌کند حتما به اندازه کافی دوست‌داشتنی و مهم نیست. چهار نمونه خانواده‌ای که باعث شکل‌گیری طرحواره محرومیت هیجانی در کودک می‌شوند:

  1. والدین سرد و بی‌عاطفه
  2. والدین بی‌توجه و پرمشغله
  3. والدین ناتوان در برقراری ارتباط عاطفی
  4. والدین ضعیف و محرومیت از حمایت خانواده

بسیاری از والدین قصد بی‌توجهی و نادیده گرفتن نیازهای عاطفی کودک را ندارند بلکه خودشان نیز در بروز عاطفه دچار مشکل هستند. احتمالا با مادرانی برخورد کرده‌اید که چون قادر به نوازش کلامی یا جسمانی کودک نیستند سعی می‌کنند محبت خود را از طریق رسیدگی جسمانی مانند آماده کردن غذا یا مهیا کردن زندگی راحت برای فرزندان خود بروز بدهند. همچنین ممکن است والدین در پذیرش ضعف یا غم فرزندان خود دچار مشکل باشند و با مشاهده چنین نشانه‌هایی، به سرعت واکنش نشان دهند.

اگر در کودکی مورد غفلت عاطفی قرار گرفته‌اید بپذیرید که شما مقصر این شرایط نبوده‌اید. هیچ‌کدام از ما خانواده خود را انتخاب نکرده‌ایم.

روابط عاطفی در طرحواره محرومیت هیجانی

مجتبی دشتی

یکی از پایه‌های اصلی روابط عاطفی، رفع نیازهای عاطفی است. حالا فکر کنید افرادی که طرحواره محرومیت هیجانی دارند تا چه حد در بروز این عواطف و در پذیرش آن‌ها در خود و فرد مقابل دچار مشکل هستند. این افراد یاد نگرفته‌اند محبت کنند و محبت ببینند. به همین سادگی می‌توان متوجه شد این طرحواره چطور می‌تواند از وارد شدن به رابطه عاطفی جلوگیری کند یا در طول رابطه، آن را تا مرز فروپاشی پیش ببرد. افرادی که تله زندگی محرومیت هیجانی دارند اغلب انتظارات خود را سرکوب می‌کنند و خود را بی‌نیاز نشان می‌دهند. در مقابل ممکن است خودشان را وقف نیازهای طرف مقابل کنند.

البته اغلب این افراد وارد رابطه نمی‌شوند. برای افراد مبتلا به طرحواره محرومیت هیجانی ازدواج بسیار اضطراب‌زا است. آن‌ها دور خود دیوارهای بلندی می‌کشند، خود را از اجتماع دور می‌سازند و نمی‌توانند درباره نیازهای عمیق خود به محبت و درک شدن بگویند زیرا فکر می‌کنند بیان این مشکل آن‌ها را ضعیف‌تر از پیش جلوه خواهد داد. به‌طور کلی افرادی که طرحواره محرومیت هیجانی دارند جذب سه تیپ شخصیتی می‌شوند: 1. افرادی خودشیفته، 2. افراد سرد و بی‌عاطفه و 3. افراد نیازمند یا مشکل‌دار.

سبک‌های مقابله‌ای طرحواره محرومیت هیجانی

سه سبک مقابله‌ای اجتناب، تسلیم و جبران افراطی در تله زندگی محرومیت هیجانی خود را این‌گونه نشان می‌دهند:

1. سبک مقابله‌ای اجتناب

فردی که طرحواره محرومیت هیجانی در او فعال است با پیش گرفتن سبک مقابله اجتناب، خود را از حضور و محبت دیگران محروم می‌کند. او تصمیم می‌گیرد نه به عواطف دیگران توجه کند و نه از آن‌ها انتظار توجه و حمایت داشته باشد. از اجتماع فاصله می‌گیرد و وارد رابطه عاطفی نمی‌شود.

2. سبک مقابله‌ای تسلیم

در این سبک مقابله‌ای، فرد تسلیم طرحواره محرومیت هیجانی خود می‌شود. بیش از حد نسبت به بی‌توجهی دیگران حساسیت پیدا می‌کند و کوچک‌ترین نشانه‌ها را حمل بر بی‌اعتنایی دیگران می‌کند. این افراد به اطرافیان خود می‌چسبند و برای جلب توجه آن‌ها تلاش می‌کنند. نکته متاثرکننده ماجرا این است که افراد با این طرحواره و سبک مقابله تسلیم، اغلب جذب افراد سرد و بی‌عاطفه می‌شوند.

3. سبک مقابله‌ای جبران افراطی

سبک مقابله جبران افراطی در طرحواره محرومیت هیجانی به توقعات زیاد و غیرمنطقی از دیگران، خودشیفتگی و فخرفروشی منجر می‌شود. این افراد عصبانی، مدعی و طلبکار می‌شوند و برای دست پیدا کردن به خواسته‌های خود، بیش از حد اصرار می‌کنند.

از کجا بفهمیم طرحواره محرومیت هیجانی در ما فعال است؟

مجتبی دشتی

برای تشخیص این تله زندگی می‌توانید از تست طرحواره محرومیت هیجانی معتبر استفاده کنید یا از یک درمانگر کمک بگیرید. بااین‌حال اگر حداقل شش مورد از موارد زیر را تجربه می‌کنید احتمالا در حال حاضر این طرحواره در شما فعال است:

  • انتظار ندارید نیازهای عاطفی شما برآورده شود
  • کسی را ندارید که به شما اطمینان بدهد در کنار شماست یا در مواقع خاص از او مشورت بگیرید.
  • در کودکی خود احساسات و عواطف واقعی را تجربه نکرده‌اید.
  • دائما درگیر احساس خلا هستید؛ انگار چیزی را از دست داده‌اید اما نمی‌دانید چه چیزی را!
  • تابه‌حال احساس عاطفی خاصی نسبت به کسی نداشته‌اید.
  • نمی‌توانید احساسات خودتان را درک کنید.
  • اغلب از نظر عاطفی طرد می‌شوید.
  • به‌ندرت احساسات خود را با دیگران در میان می‌گذارید.
  • والدین شما در دوران کودکی‌تان از یکدیگر دور بوده‌اند یا از نظر عاطفی یکدیگر را محروم می‌کردند.

درمان طرحواره محرومیت هیجانی و اهمیت آن

کاهش عزت نفس، افزایش احتمال ابتلا به افسردگی، کاهش رضایت از زندگی و گاهی رو آوردن به رفتارهای افراطی بخشی از آسیب‌های این طرحواره هستند. این طرحواره به روابط اجتماعی و عاطفی نیز آسیب می‌زند. بااین‌حال طرحواره محرومیت هیجانی درمان پذیر است. بهترین و اولین پیشنهاد ما برای رهایی از طرحواره محرومیت هیجانی درمان آن به کمک یک طرحواره‌درمانگر است. در ادامه چند راهکار عملی برای غلبه بر این طرحواره را نیز ارائه می‌دهیم:

  1. طرحواره را در خود بپذیرید و ریشه‌های آن در کودکی را شناسایی کنید.
  2. گذشته را حل و فصل کنید. شما مقصر رفتار والدین خود نبوده‌اید. قرار نیست آن‌ها را بکوبید و احساس تنفر نسبت به خانواده خود داشته باشید. تنها کافی است بپذیرید کوتاهی از شما نبوده است.
  3. به دیگران فرصت بدهید خودشان را به شما ثابت کنند. زود قضاوت نکنید.
  4. نیازهای خودتان را پیدا کنید و آن‌ها را بشناسید.
  5. در جمع‌های صمیمی و قابل اعتماد خود، نیازهای عاطفی‌تان را بدون شرم بیان کنید. دیگران نمی‌توانند ذهن شما را بخوانند!
  6. برای خودتان یک جامعه حمایتی کوچک از دوستان قابل اعتماد درست کنید.
  7. اگر فکر می‌کنید همه اطرافیان شما خودخواه هستند و تنها به نیازهای خودشان مشغولند به خود یادآوری کنید که این تفکر از طرحواره شما می‌آید. هیچ‌کس فداکار مطلق یا خودخواه مطلق نیست. میزان خودخواهی آن‌ها را درجه‌بندی کنید و به دلایل رفتارهایشان اهمیت بدهید.
  8. در روابط عاطفی سریع وارد رابطه جنسی نشوید. فرصت کافی برای شکل گرفتن احساسات، ایجاد علاقه و اعتماد به خودتان و طرف مقابل بدهید.
  9. مجتبی دشتی

کلام آخر

صمیمیت هیجانی یعنی من و شما بدانیم کسی در زندگی‌مان هست که در شرایط حساس به او پناه ببریم و با او صحبت کنیم. طرحواره محرومیت هیجانی نشان می‌دهد ما در کودکی از حضور چنین فردی محروم بوده‌ایم و والدین سرد و بی‌عاطفه، حمایت عاطفی کافی را از ما نداشته‌اند. میزان پایین صمیمیت هیجانی، سلامت روان را هدف قرار می‌دهد. به همین دلیل غلبه بر این طرحواره و رهایی از آن برای بهبود زندگی ما اهمیت دارد.

مرتضی عامری تله محرومیت عاطفی مجتبی دشتی طرحواره درمانی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

مرتضی عامری تله کمالگرایی

پنجشنبه دوم اسفند ۱۴۰۳، 0:27

تله کمالگرایی و تمامی نکات مربوط به آن

مجتبی دشتی

زمان تقریبی مطالعه 7 دقیقه

آیا اغلب به دلیل احساس کمالگرایی خود را فلج می بینید و هیچ کاری نمی کنید؟ آیا شما از آن دسته افرادی هستید که هر چقدر هم که تلاش می کنید هرگز از کار خود راضی نیستید؟ اگر چنین است، ممکن است بدون اینکه متوجه باشید در حال خرابکاری در موفقیت خود هستید. تله کمالگرایی و تمامی نکات مربوط به آن در این مقاله از وب سایت همکده بررسی شده است. همکده به عنوان اولین و بزرگ ترین مرکز مشاوره در ایران، ارائه دهنده خدمات حضوری و مشاوره تلفنی روان شناسی است.

تله کمالگرایی و تمامی نکات مربوط به آن

دنیای مدرن مملو از نارضایتی است. هر کاری که انجام می‌دهیم، و هر چه به دست می‌آوریم، هرگز خوشحال نیستیم. گاهی اوقات، این تمایلات کمال گرایانه ممکن است حتی جزئی ذاتی از شرایط انسانی به نظر برسند. با این حال، این درست نیست. در حالی که تلاش برای بهترین ها می تواند به پیروزی های شگفت انگیز منجر شود، همچنین می تواند باعث آسیب شود. ما این را “تله کمال گرایی” می نامیم. با این حال، خوشبختانه کارهایی وجود دارد که می توانیم برای مقابله با اثرات منفی کمال گرایی روان رنجور انجام دهیم.

تله کمالگرایی چیست؟

مجتبی دشتی

ما اغلب جاه‌طلبی‌ها و رویاهای خود را بر اساس موفق‌ترین افراد در حوزه انتخابی خود می‌سازیم، خواه یک معمار مشهور جهانی، یک موسیقی‌دان باورنکردنی یا یک سیاستمدار فوق‌العاده موفق. در حالی که هدف گذاری بالا خوب است، مشکل این است که در مقایسه با کار نبوغانه قهرمانان ما، تلاش های خلاقانه یا حرفه ای اولیه ما در مقایسه کمرنگ می شود و عمیقاً ضعیف به نظر می رسد. سپس شروع به تعریف خود به عنوان ناتوان یا بی استعداد می کنیم. این جوهر تله کمال گرایی است. فرهنگ و رسانه‌های عامه، موفقیت‌های شدید را روشن می‌کنند، در حالی که سال‌ها شکست، تنظیم دقیق و پیشرفتی را که منجر به این نکات شده است، نادیده می‌گیرند. از آنجایی که پیش‌نویس‌های اولیه کسانی را که مورد تحسینشان قرار می‌دهیم ندیده‌ایم، نمی‌توانیم خود را به خاطر فقدان کیفیت در پیش‌نویس‌های اولیه خود ببخشیم.

برای ایجاد رابطه سالم‌تر بین موفقیت و شکست، باید به دنبال اولین کتاب‌های صیقل‌نشده نویسندگان محترم بگردیم یا درباره سرمایه‌گذاری‌های ناموفق مختلفی که کارآفرینان مشهور قبل از شکست بزرگ خود متحمل شده‌اند تحقیق کنیم. انجام این کار می تواند به ما کمک کند تا کمی دیدگاه به دست آوریم و از تمایلات کمال گرا فاصله بگیریم. مکتب زندگی این ایده را کاملاً در این جمله خلاصه می‌کند: «ما که از تعالی آگاه هستیم، در نهایت کمترین توانایی را برای تحمل متوسط ​​داریم». در نهایت، زمانی خود را برای شکست آماده می‌کنیم که بیش از حد درگیر موفقیت‌های دیگران می‌شویم، به‌ویژه زمانی که شروع به مقایسه آن‌ها با موفقیت خود می‌کنیم. این روند مقایسه یکی از مشخصه های کمال گرایی منفی است. بیایید مدتی را صرف بررسی چگونگی تشخیص تله کمالگرایی در درون خود کنیم.

انواع رایج کمال گرایی

اگر اهدافمان برآورده نشود، راه درازی برای «سقوط» باقی می‌گذاریم. این نگرش نباید بدبینانه تلقی شود، بلکه در مورد واقع بین بودن و اطمینان از انعطاف کافی برای مقابله با شکست است. این انعطاف‌پذیری یکی از اصلی‌ترین چیزهایی است که تله کمال به آزمایش آن تمایل دارد. بنابراین، چه نوع الگوهای فکری مختص کمال گرایی منفی است؟

خود کمال گرایی

این افراد را در ذهنیت “من نمی توانم اشتباه کنم” یا “من باید تایید دیگران را داشته باشم” محبوس می کند، که می تواند منجر به احساس شرم، گناه یا خودتنبیهی شدید در هنگام اشتباه شود.

کمال گرایی اجتماعی

فکر کردن به اینکه افراد دیگر باید قوانین شما را رعایت کنند یا اینکه شما بر رفتار دیگران کنترل دارید، یکی دیگر از اشکال خطرناک کمال گرایی است.

کمال گرایی آموزشی

یادگیری چیزهای جدید می تواند ناامید کننده باشد، تا جایی که ما شروع به انتقاد بیش از حد از خود می کنیم. کمال گرایی آموزشی به این فرآیند اشاره دارد که در واقع می تواند مانع یادگیری ما شود.

تله کمالگرایی مقایسه ای

این زمانی است که ما بی وقفه دستاوردهای خود (یا عدم موفقیت درک شده) را با دیگران مقایسه می کنیم. مقایسه مداوم می تواند منجر به اضطراب، افسردگی و ترس از شکست شود.

چندین راه دیگر وجود دارد که کمال‌گرایی می‌تواند تجلی یابد، اما بیشتر مردم از زیر نظر گرفتن این نشانه‌های کلیدی تله کمال‌گرایی سود می‌برند. اما اگر از کمال گرا بودن لذت ببرید چه؟ بسیاری از مردم بر این باورند که این نوع تفکر چیزی است که به آنها کمک می کند تا وظایف خود را انجام دهند و خود را به جلو سوق دهند، و در بسیاری از موارد، این درست است. چگونه می‌توانید تفکر ایده‌آلیستی را بدون سخت‌گیری بیش از حد به خودتان مدیریت کنید؟

کمالگرایی چیز خوبی است؟

کمال گرایی می تواند سالم باشد. تلاش برای استانداردها و جاه طلبی های واقع بینانه و معقول می تواند به شما در افزایش حس عزت نفس و رضایت از زندگی کمک کند. با این حال، یک خط باریک بین این نوع کمال گرایی سالم و کمال گرایی روان رنجور وجود دارد، که در آن به دلیل ترس از شکست یا ناامید کردن دیگران، شما را مجبور به تعیین استانداردهای بسیار بالایی می کند. در این حالت، می‌توانید بیش از حد خودانتقادگر شوید، به جای توجه به موفقیت‌ها، بر عیب‌ها تمرکز کنید، هنگام اشتباه احساس شرمندگی یا گناه کنید و به دلیل تعویق بی‌پایان در انجام وظایف گیر کنید.

تأثیر تله کمال گرایی بر رفاه شخصی و سلامت روان می تواند قابل توجه باشد. ایجاد تمایلات کمال‌گرایانه ناسالم می‌تواند منجر به افزایش احساسات اضطراب، پریشانی و افسردگی شود و همچنین می‌تواند باعث کاهش عزت نفس در زمانی که نتوانید استانداردهای غیرواقع‌بینانه‌ای را که برای خود تعیین کرده‌اید انجام دهید، ایجاد کند. یک مطالعه که با دانشجویان ایرانی انجام شد نشان داد که کمال گرایی منفی یک عامل خطر برای افسردگی و اضطراب است. پس چگونه تعادل مناسب را پیدا کنیم؟

نکات مهم برای مقابله با تله کمالگرایی

مجتبی دشتی

بیرون آمدن از تله کمال گرایی به معنای آموزش مجدد مغز است. و وقتی نوبت به این فرآیند می رسد، یکی از بهترین روش های موجود در دسترس ما، هنر تمرکز حواس است. اما چگونه تفکر آگاهانه می تواند رویکرد شما به زندگی را تغییر دهد؟ در ادامه این مقاله چند نکته مهم برای مقابله با تله کمالگرایی و تغییر افکار آورده شده است:

مراقبت افکار کمال گرایانه باشید

در طول زندگی روزمره خود به چالش ها، موانع و مشکلاتی که در لحظه حال با آن ها روبرو هستید فکر کنید. در مورد پاسخ های ذهنی خود و اینکه آیا آنها مفید یا سازنده هستند فکر کنید. آیا افکار شما به شما کمک می کند از آن موقعیت دشوار خارج شوید؟ اگر نه، سعی کنید آنها را رها کنید و دوباره در زمان حال متمرکز شوید.

افکار خود را به چالش بکشید

پس از مشاهده افکار خاص و تمایلات کمال‌گرایانه در ذهن، سعی کنید عادت کنید که خودتان را به چالش بکشید. به عنوان مثال، اگر شروع به قضاوت کردن خود کردید و خیلی سریع نتیجه‌گیری می‌کنید، از خود بپرسید: «آیا واقعاً این وضعیت واقعیت دارد؟» یا “آیا همه چیز واقعاً آنقدر بد است که به نظر می رسد؟” در نظر بگیرید که آیا جنبه‌های منفی شرایط خود را اغراق می‌کنید یا خیر، و به راه‌هایی فکر کنید که از طریق آن می‌توانید دیدگاه خود را دوباره چارچوب‌بندی کنید.

سعی کنید افکار سازنده بیشتری تولید کنید

به این فکر کنید که چگونه می توانید یک فکر منفی را تغییر دهید تا مفیدتر شود. آیا تحریف یا نادرستی وجود دارد که بتوان از آن برداشت کرد؟ به جای اینکه به چیزی به عنوان یک شکست نگاه کنید، سعی کنید آن را به عنوان یک تجربه یادگیری ببینید که به شما امکان می دهد در آینده موفق شوید. فلسفه باستانی رواقی «موانع راه است» می آموزد که تنها با در آغوش گرفتن موانع به عنوان یک ضرورت در بخشی از مسیر ما به سمت موفقیت، می توانیم شروع به غلبه آنها کنیم. این کار باعث کمک به رفع تله کمالگرایی می شود.

قدردانی را تمرین کنید و از لذت های ساده زندگی قدردانی کنید

یکی از بهترین راه‌ها برای مقابله با گرایش‌های کمال‌گرایی منفی، سپاسگزاری بیشتر برای چیزهای مثبت زندگی است. مقاله ما در مورد اینکه چگونه قدردانی مغز شما را تغییر می‌دهد، تأثیر تمرین‌های مبتنی بر قدردانی را بر بهزیستی عاطفی، انعطاف‌پذیری ذهنی و عملکرد شناختی برجسته می‌کند. گفتن «متشکرم» را به طور منظم‌تر و آگاهانه‌تر تمرین کنید و تکنیک‌هایی مانند خودپرستی و ثبت شکرگزاری را امتحان کنید.

برای رفع تله کمالگرایی، اهداف واقع بینانه تعیین کنید

ما می توانیم برای خودمان تلاش کنیم. در عین حال می توانیم محدودیت‌های آنچه را که می‌توانیم به دست آوریم آزمایش کنیم. تعیین اهداف واقع‌بینانه نیز برای حفظ بهره‌وری و مراقبت از سلامت روان مهم است. برای دست یافتنی‌تر کردن جاه‌طلبی‌های بزرگ‌تر، سعی کنید آن‌ها را به اهداف کوچک تقسیم کنید و برنامه‌های عملی تنظیم کنید که به شما کمک می‌کند تا به سمت هدف بزرگ‌تر پیشرفت کنید. در عین حال، سعی کنید منعطف باشید و نسبت به ایده تغییر و تطبیق اهداف خود در طول مسیر باز بمانید.

موفقیت های خود را جشن بگیرید

این قدم بسیار مهمی به سوی خوشبختی واقعی است، اما گامی است که ما اغلب از آن غفلت می کنیم. جشن گرفتن موفقیت های خودمان برای ما فوق العاده خوب است. می تواند سطح عزت نفس، رضایت از خود، اعتماد به نفس و رضایت ما را افزایش دهد. با نوشتن همه چیزهایی که در یک روز به دست آورده اید، چه پاسخ دادن به یک ایمیل، پختن یک غذای خوب، یا تکمیل پروژه ای که ماه ها طول کشیده است، جشن گرفتن کارهایی که به خوبی انجام می دهید می تواند با کمال گرایی ناسالم مبارزه کند و تأثیر بسیار مثبتی بر آن داشته باشد.

برای رفع تله کمالگرایی مراقبه ذهن آگاهی را تمرین کنید

ثابت شده است که مدیتیشن ذهن آگاهی باعث کاهش احساس اضطراب و استرس، کاهش ضربان قلب و فشار خون و افزایش تمرکز و دقت می شود. اما شاید بزرگترین فایده‌ای که مدیتیشن ذهن‌آگاه به ارمغان می‌آورد، افزایش توانایی مشاهده افکار و احساسات در لحظه حال، و برخورد آرام با آنها به جای واکنش عاطفی است (به عبارت دیگر، واکنش نشان ندهید، پاسخ دهید.)

استانداردهای کمال خود را تغییر دهید

عادت های جدیدی بسازید و از دام مشکل ساز کمال گرایی دور شوید. در نهایت، خوشبختی از کامل بودن حاصل نمی شود، بلکه از پذیرفتن خود آنگونه که هستید ناشی می شود. انجام تمرین‌های مبتنی بر پذیرش رادیکال و قدردانی می‌تواند تأثیر بسیار مثبتی بر رویکرد شما به جهان داشته باشد. تکمیل این نوع تکنیک‌ها با تمرین‌های مدیتیشن ذهن‌آگاهی رسمی شما را در موقعیت بهتری قرار می‌دهد.

بسیاری از مردم با این فرض نادرست زندگی می کنند که برای رسیدن به موفقیت، باید یک کمال گرا باشید. حقیقت این است که کمال گرایی گاهی می تواند مشکلاتی ایجاد کند. می تواند منجر به اضطراب، استرس، عزت نفس پایین و کاهش احساس رضایت شود. اما این بدان معنا نیست که شما نباید برای اهداف خود تلاش کنید. یافتن یک تعادل سالم بین هدف گذاری، انجام وظایف و رفاه ذهنی دستور موفقیت است. ارزش‌ها و پیشنهادات مطرح‌شده در این مقاله را بپذیرید و می‌توانید یاد بگیرید که چگونه با حفظ آرامش ذهنی سازنده باشید.r

دکتر موسوی چلک مجتبی دشتی دکتر امید فردین مهر مرتضی عامری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی
© تسهیلگران مسیر توانمندی
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
جدیدترین‌ها
  • کتاب راهکار رهایی چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵
  • کتاب راهکار رهایی شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵
  • کتامین موادمخد کتامین چهارشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۵
  • سبکهای فرزندپروری مجتبی دشتی چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
  • مهارت تاب آوری مجتبی دشتی پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴
  • کتابهای مجتبی دشتی پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴
  • دکتر مجتبی دشتی چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۴
  • انحرافات اجتماعی و اعتیاد مجتبی دشتی سه شنبه نهم دی ۱۴۰۴
  • دلایل طلاق عاطفی پرهام عامری چهارشنبه سوم دی ۱۴۰۴
  • شعر زندگی مجتبی دشتی شنبه هشتم آذر ۱۴۰۴
  • تماشای فیلم پورن توسط کودکان. مجتبی دشتی مدرس فرزندپروری شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۴
  • خروج از مثلث کارپمن پرهام عامری چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴
برچسب‌ها
  • مجتبی دشتی (107)
  • مرتضی عامری (94)
  • محسن سمیعی (42)
  • بهبودی (39)
  • اعتیاد (35)
  • موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی (32)
  • پرهام عامری (13)
  • تسهیلگران مسیر توانمندی (12)
  • دوازده قدم (12)
  • اعتیاد و بهبودی (9)
  • دکتر مجتبی دشتی (7)
  • کتاب ماتریکس (5)
  • فرزندپروری (5)
  • جهانگیر ظهیری (4)
  • کمپیتال دروس (3)
  • دکتر محمدرضا مقدسی (3)
  • مثلث کارپمن (3)
  • انجمن مددکاران اجتماعی (3)
  • مهارت نه گفتن (3)
  • سبک زندگی (3)
آرشیو
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
نویسندگان
  • محسن سمیعی، مجتبی دشتی
  • مجتبی دشتی، محسن سمیعی
دوستان
  • مددکاری اعتیاد و آسیب شناسی
  • بهبودی
  • اعتیاد و بهبودی
  • مرتضی عامری ( کودکان کار)
  • موسسه ترک اعتیاد ندای امید بیداری
  • موسسه آموزشی پژوهشی ققنوس
امکانات