تسهیلگران مسیر توانمندی

کاهش آسیبهای اجتماعی و توانمند سازی  و آموزش

  • خانه
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

پیشگیری از اعتیاد مجتبی دشتی

دوشنبه سوم مهر ۱۴۰۲، 20:7

پیشگیری از اعتیاد

مقدمه

مجتبی دشتی



مصرف نادرست مواد خطرناکی مانند تریاک ، هروئین ، کوکائین ، حشیش یا ماری‌جوانا و ال. اس. دی. در جهان افزایش می‌یابد و شبکه قاچاق بین‌المللی قاچاق مواد مخدر و سوادگران مرگ دام اعتیاد را در همه‌جا می‌گستردانند. اما چرا برخی از افراد آماده تجربه کردن و آزمودن ماده مخدر هستند و یا برای دسترسی به آن تمایل خاصی دارند، در حالی که بسیاری از افراد هرگز پیرامون این دام گام نمی‌نهند؟ به‌سادگی نمی‌توان پاسخ دقیق و عملی به پرسشهای بالا داد و عوامل موثر در ایجاد اعتیاد را طبقه‌بندی کرد در زیر مواردی را بررسی میکنیم.



مبنای اعتیاد

جوانان سالم ۱۵ تا ۲۰ ساله‌ای که برای کسب تجربه و یا در اثر معاشرت با دوستان نامناسب و یا معتادان به استفاده از ماده مخدر پرداخته‌اند. این گروه از راه کنجکاوی و به علت نداشتن پشتوانه خانوادگی و تربیت صحیح در اثر معاشرت با کسانی که آنها را به استفاده از داروی مخدر تشویق می‌کنند و برای اولین ‌بار مواد مخدر را تجربه می‌کنند و دچار اعتیاد می‌شوند. البته بسیاری از این جوانان به علت احساس درماندگی ، ناکامی ، عدم کفایت و برای رهایی از تنهایی و فشار روانی معتاد می‌شوند و متاسفانه رهایی از این اعتیاد به‌سادگی میسر نمی‌شود.



اختلالات روانی و اعتیاد

اختلال شخصیتی بیش از همه چیز فرد را در برابر اعتیاد آسیب‌پذیر می‌سازد. سپس اعتیاد ، خود اختلالهای موجود را تشدید می‌کند و دایره معیوب ادامه می‌یابد. شخص معتاد برای بدست آوردن ماده مخدر دست به اعمال خلاف قانون و اخلاق می‌زند و با آزاد شدن از قید و بندهای اخلاقی مرتکب جنایت نیز می‌شود. در کل شخصیتهای روان‌نژند و نیز روان‌پریش را می‌توان در برابر اعتیاد بسیار آسیب‌پذیر دانست. شخصیتهای روان‌نژند، یعنی کسانی که دارای بیماریهای روانی خفیف هستند که با ضعف روانی ، اضطراب ، وسواس ، ترس و بی‌تصمیمی مشخص می‌شوند؛ شخصیتهای روان‌پریش ، یعنی کسانی که به علت عدم رشد خلقی ، در سازش اجتماعی دچار اشکال هستند و دارای خلق و خوی متغیر و قضاوت ناپایدار می‌باشند. مبتلایان به این بیماریها آسانتر به مواد مخدر گرایش می‌یابند و در زمره معتادان درمی‌آیند. بدیهی است بسیاری از همین شخصیتها نیز غیر معتاد باقی می‌مانند.

روان‌پریشها دارای رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال خلقی هستند و توانایی کافی برای پیروی از قوانین و مقررات را ندارند و روابط آنها با دیگران سطحی است. با آنکه این افراد کم‌هوش نیستند، ولی قادر به تحمل فعالیتهای منظم جسمی و ذهنی نیستند و جا و مکان و کار ثابتی را پذیرا نمی‌شوند. سابقه این افراد نشان می‌دهد که در دوران کودکی ، نا‌آرام و مشکل‌ساز بوده و در مدرسه قدرت سازش نداشته و در محیطهای دیگر نیز فاقد سازش اجتماعی بوده‌اند. روان‌پریشهای مهاجم که دارای اختلال رفتاری شدید هستند و به انجام اعمال تهاجمی و جنایت و حتی آدم‌کشی دست می‌زنند از جمله کسانی به ‌شمار می‌آیند که بیش از همه به ‌طرف اعتیاد گرایش می‌یابند. در عین ‌حال روان‌پریشهای نالایق و غیرفعال نیز که معمولا به دروغ‌گویی ، دزدی ، تقلب و آزار دیگران می‌پردازند، مواد مخدر را وسیله خوشی و آسایش خود به ‌شمار می‌آورند.

مجتبی دشتی



نقش تکنولوژی و تمدن

اگرچه پیشرفتهای تکنولوژی در قرن بیستم سبب تحولات دایمی و نیز پیشرفت همه جانبه معیارهای زندگی از جمله بهداشت عمومی گردیده و در بهبود زندگی مردم موثر واقع شده است، اما در عین حال عوارضی چون ترس از تامین آینده و تشویش و اضطراب نیز با خود به ارمغان آورده است که در بسیاری از مردم منجر به پیدایش کشمکش های روانی شده است. کشمکش‌ها ، حتی بیش از محرومیت‌ها ، سبب درهم ریختن مکانیسم‌های دفاعی افراد می‌شود و از اینرو بیماریهای روانی ناشی از کشمکش‌ها و اضطرابها بیش از بیماریهای جسمی بشر را آزار می‌دهند.



افسردگی با اعتیاد درمان پذیر نیست!

افسردگی روانی یکی از بیماریهای شایع عصر ماست که بر روی خلق و خوی و رفتار و احساس فرد اثر می‌گذارد. در نوعی افسردگی فعالیت و اراده و قابلیت حیاتی و جسمانی و اعتماد به نفس کاهش می‌یابد و نشانه‌هایی چون خستگی ، بی‌میلی ، بی‌علاقگی ، کم‌خوابی و ناامیدی بروز می‌کنند. در این موارد نشاط و علاقه و همکاری جای خود را به نگرانی ، ناخشنودی و انزواجویی می‌دهد و بیمار با از دست دادن علایق شغلی و اجتماعی و گاه فردی ممکن است به طرف مواد مخدر نیز گرایش یابد تا شاید آرامش و آسایش بیشتری احساس کند. افرادی که برای برای گریز از تشویش و اضطراب و فشارهای روانی مواد مخدر را انتخاب می‌کنند کسانی هستند که از رو به رو شدن با واقعیات عاجزند و به علت احساس عدم کفایت ، زندگی خود را از واقعیت جدا کرده و آن را بر اوهام و رویا بنا می‌کنند.



نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد فرزندان

خانواده تاثیر عمیقی در کودک می‌گذارد و شخصیت او را پی‌ریزی می‌کند. اگر محیط خانواده سالم باشد کودک دارای اعتماد به‌ نفس ، مهر و محبت و احساس مسئولیت می‌شود. بررسیهای متعدد نشان داده است که اگر کودک مورد توجه خانواده واقع نشود و یا از خانواده طرد شود و یا برعکس اگر بیش از حد مورد توجه و حمایت واقع شود آماده کجروی ، ناسازگاری و تجاوز به حقوق دیگران خواهد شد. کودکانی که در محیط خانه پذیرفته نشده‌اند و با محرومیت عاطفی و فقدان مهر مادری روبرو بوده‌اند، محبت و عواطف دیگران را احساس نمی‌کنند و با ترک خانه و مدرسه و ناسازگاری رفتار خصمانه بروز می‌دهند. این افراد فاقد قدرت سازش می‌شوند.

حمایت بیش از اندازه و اغماض بی‌نهایت پدر و مادر نیز سبب می‌شود که کودک بسیار پرتوقع و به اصطلاح لوس و نازپرورده بار آید و در نتیجه به ‌تدریج در سازش با دیگران دچار اشکال شود. چنین فردی به‌عنوان یک موجود ضد اجتماعی طعمه خوبی برای قاچاقچیان مواد مخدر و جنایتکاران به ‌شمار می‌آید. برقراری رابطه صحیح پدر و مادر با کودک سبب می‌شود که رشد شخصیت بچه سیر طبیعی داشته باشد و از انحراف و کجروی مصون بماند. عواقب خطرناک اعتیاد ایجاب می‌کند که والدین از لحظه تولد ، بچه را موجودی بدانند که یاد می‌گیرد و رشد شخصیت او منوط به برقراری رابطه صحیح بین همه اعضا خانواده است. مواظبت مادر از کودک و ایجاد رابطه عاطفی با فرزند و رفتار خردمندانه توام با مهربانی پدر نه تنها به رشد شخصیت و متعادل شدن کودک کمک می‌کند، بلکه در صورت اعتیاد اتفاقی در دوره بلوغ نیز درمان را آسان می‌سازد.

پیشگیری از اعتیاد مجتبی دشتی کمپ شمال تهران بهبودی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

برای درمان شیشه از کجا باید شروع کرد ؟

یکشنبه دوم مهر ۱۴۰۲، 0:17


برای درمان از کجا باید شروع کرد ؟

برگرفته از کتاب (شیشه چیست؟) نوشته مجتبی دشتی

اصل اول این است که در درمان اعتیاد باید حتما از افراد آگاه و متخصص کمک گرفت .

توصیه می‌شود قبل از هر تصمیم و اقدامی،حتما به مراکز مشاوره تخصصی اعتیاد که نگاه همه جانبه و چند بعدی ( فردی, خانوادگی, محیطی و اجتماعی) به این بیماری دارند مراجعه کنید بهتر است بدانید که اینگونه مراکز تصویر واقعی و درستی از بیماری اعتیاد را برای شما نمایان سازد و یک کارشناس خبره با تشخیصات درست می‌تواند طرح درمان درستی را برای شما ترسیم کند.

با کسب اطلاعات و آگاهی کامل, درمورد انتخاب روش درمانی تصمیم بگیرید.

ما معتقدیم برای شروع درمان و اقدام به درمان ابتدا باید از خود افراد خانواده شروع کرد.آنها بهترین حامی، پشتوانه و پیگیر بیماری فرد وابسته هستند.

با توجه به نکاتی که در پیش‌تر عنوان کردیم متوجه پیچیدگی این فرایند و گستردگی آن شده‌ایم و متوجه شدیم بدون شناخت و آگاهی کامل و درست, اقدام به درمان نه تنها درست و مناسب نیست, بلکه میتواند کاملا غلط و آسیب رسان باشد.







اگر خانواده تصمیم به درمان فرد بیمار دارد باید:

شناخت درستی از اعتیاد داشته باشد- در درمان بیمار به عنوان حامی مشارکت کندسطح آگاهی و توانایی خود را بالا ببرددر طرح درمان کاملا با تیم درمانی هماهنگ باشد و همکاری کند

از همه اینها مهمتر باید به درمان خود بپردازد چرا که خانواده‌ای که خود از اختلالات احتمالی جسمی, روحی, روانی, رفتاری و... رنج می‌برد و اصطلاحا خود؛ بیمار است و از سطح سلامت جسمی و روانی پایینی برخوردار است, نمی‌تواند کمک کننده و حامی خوبی برای بیمار باشد .

اکثر خانواده‌هایی که در ‌آنها مصرف مواد اتفاق افتاده از سطح سلامت جسم و سلامت روان خوبی برخوردار نیستند .

یک نگاه منطقی می‌گوید یک فرد سالم می‌تواند کمک مناسب‌تری به فرد بیمار کند.آیا منطقی‌ست که یک فردی که خود از بیماری روانی رنج می‌برد بتواند کمک شایانی یه یک فرد مشابه خود بکند.

از یک بعد دیگر بیمار حین درمان و یا پس از ترخیص از مراکز بستری یا اقامتی نیازمند یک دوره نقاهت و بازسازی است و در واقع باید در یک محیط ایزوله و سالم درمان خود را ادامه دهد. اگر خانواده تغییری در رفتارهای گذشته‌اش نداشته باشد یا آگاهی کامل از نوع رفتار مناسب نداشته باشد به سادگی با رفتارهای نادرست, بیمار را به سمت مصرف مجدد سوق می‌دهد

از منظری دیگر در مبحث هم‌وابستگی یا وابستگی متقابل عنوان می‌شود که فرد مصرف کننده و خانواده در یک رفتار متقابل نسبت به هم زندگی کرده‌اند و رفتار بیمار بر خانواده و رفتار خانواده بر بیمار اثرات سوئ دارد به نوعی فرد مصرف کننده بیماری خود را به آنها انتقال داده یا با بیماری خود باعث بیمار شدن آنها شده یا بر روح و روان آنها اثر سوئ گذاشته است و همین‌طور برعکس. خانواده با مشکلات خود باعث تشدید بیماری فرد معتاد شده است .

به هرحال بیمار در طی درمان دچار تغییرات مثبت می‌شود و اگر خانواده نیز تغییرات مثبت خود را شروع نکند به زودی تعارضات شروع شده و مصرف مجدد نیز احتمالا شروع می‌شود

ما معتقدیم اعتیاد اختلال شناختی و رفتاری است .

اشکال در شناخت و اختلال در رفتار باید اصلاح شود .

در جامعه , احتمالا همه مردم با اسامی مانند انجمن‌های دوازده قدمی معتادان گمنام یا کمپ‌ها و خانه‌های بهبودی یا کلینیک‌های درمان متادون و... آشنا هستند .

ببینیم معمولا برای یک معتاد چه اتفاقی می‌فتد:

پس از خود درمانی‌های خودسر مثلا خرید داروهای مختلف از داروخانه ها یا عطاری‌ها و خوابیدن در منزل و... زمانی که خسته شده و سعی می‌کنند از افراد متخصص کمک بگیرند معمولا اولین جاهایی که بیمار یا خانواده به سراغ آن می‌رود کمپ یا جلسات معتادان گمنام یا کلینیک متادون درمانی است .

احتمالا این مراجعات باز هم بدون مشورت با یک متخصص امور اعتیاد که اشراف کاملی به مقوله درمان مخصوصا اقدامات تشخیصی و غربالگری دارد اتفاق می‌فتد و معمولا خود بیمار یا خانواده او این درمان را انتخاب یا اجبار می‌کنند و گاهی هم به توصیه این مراکز عمل نمی‌کنند و این درمان را انتخاب می‌کنند

این افراد بدون اقدامات تشخیصی و انتخاب درمان مناسب پس از مدتی مراجعه به هرکدام از این مراکزبا عدم موفقیت در درمان, با شکست مواجه شده و باور خود را نسبت به آنها از دست می‌دهد و متاسفانه این باور را به دیگران هم انتقال می‌دهند که این مکان‌ها پاسخگوی درمان نیستند و نتیجه‌ای ندارند و خود نیز سر خورده می‌شوند و گاهی این مراکز را زیر سوال هم می‌برند.

در صورتی که هرکدام از این مراکز تعریف, شرح خدمات, وظایف, ماهیت خاص خود, ماموریت درمانی و محدوده درمانی خود را داشته و حتما کارکرد و کارایی مناسب خود را در جایگاه تعریف شده خود دارند. واشتباه در اینجاست که ما مسیر را اشتباه انتخاب کرده‌ایم و ابتدای امر به آنجایی که باید مراجعه کنیم مراجعه نکرده‌ایم.

بهتر است در ابتدا این مراجع را تعریف کرده و جایگاه و کارکرد آنها را در درمان اعتیاد تعریف کنیم

گروه خودیاری " انجمن معتادان گمنام "

انجمن معتادان گمنام جزو گروه‌های خودیاری است که در سرتاسر جهان از جمله کشور خودمان با برگزاری جلسات خودیاری به بیمارانی که تمایل به قطع مصرف مواد مخدر دارند کمک می‌کند. تقریبا تمام افرادی که در این گروه‌های خودیاری حضور دارند قطع مصرف کرده و بهبودی خود را دنبال می‌کنند در این میان معدود افرادی هم هستند که هنوز موفق به قطع مصرف نشده ولی تمایل به قطع مصرف دارند یا اینکه قبلا قطع مصرف کرده‌اند و دچار لغزش یا عود مجدد شده‌اند ولی باز هم امیدوارند در میان این گروه بتوانند موفق به قطع مصرف شوند . این گروه‌های خودیاری توسط افراد اصطلاحا " همدرد " رها شده از مصرف مواد مخدر اداره شده و بر اساس کمک از تجربیات شخص همدرد به همدرد در چهارچوب برنامه‌ای دوازده قدمی پیش می‌رود. معتادان گمنام به هیچ عنوان در امور تخصصی و درمانی دخالت نمی‌کنند به زبان ساده این برنامه اعلام می‌کند هر کسی تمایل به قطع مصرف مواد مخدر داشته باشد عضوی از ماست و ما هیچ برنامه یا دستورالعملی برای چگونگی قطع مصرف یا درمان او نداریم ما فقط تجربیات چگونگی ادامه پاکی و پاک ماندن خود را در اختیار او گذاشته و در چگونگی درمان تخصصی مخصوصا قطع مصرف او برنامه و راهکاری نداریم. در واقع برنامه معتادان گمنام یا گروه‌های خود یاری مشابه سیستم‌های درمانی صرف نیستند ولی در ادامه درمان و پیشگیری از لغزش یا عود مجدد بیماران تحت درمان, نقش بسیار مفید و موثری را ایفا می‌کنند که این خود قسمت مهمی از درمان اعتیاد است. درمانگران آگاه مخصوصا درمانگران شیشه بیماران خود را پس از درمان یا حین درمان‌های تخصصی و قطع مصرف, زمانی که بیمار به حد مناسبی از ثبات خلقی و فکری و آمادگی آموزش برسد به جهت پیشگیری از عود مجدد به این جلسات راهنمایی می‌کنند. البته ناگفته نماند برنامه دوازده قدم برنامه‌ای بسیار کارآمد است که حتی به صورت غیر حرفه‌ای گهگاهی قسمتی از درمان روحی و روانی بیمار را رقم می‌زند .

گروه درمانی

انسانها اجتماعی و در جمع بودن را به عنوان ایده‌ال زندگی می‌دانند و در گروههای اجتماعی متنوعی زندگی می‌کنند و فعال هستند. و معمولا مشکلات بوجود آمده در زندگی و بسیاری از مسائل احساسی و عاطفی آنها از روابط مخدوش شده این گروهها ناشیمی‌شود. نمایان شدن اهمیت روز افزون روابط اجتماعی و میان فردی در چند سال اخیربجای توجه به عوامل درون شخصی توجه به عوامل حاکم میان افراد گروههای اجتماعی ازاهمیت بیشتری برخوردار شده است. و بر همین این اساس که در محیط بیمارستانهای روانی،کلینیک‌ها، دفاتر مشاوره وروان درمانی ... به نقش فرد در گروه توجه زیادی می‌شود. در حال حاضر انواع روش‌های گروه درمانی از جمله متداول‌ترین شیوه‌های روان درمانی هستند. در مقابلگروه درمانی ، روان درمانی انفرادی قرار دارد.

در آغاز تشکیل گروه ، گروه هنوز کاملا روشن نشده است. به درمانگر وابسته است چرا کهدرمانگر را بوجود آورده و ادامه فعالیت گروه به نظر اعضاء گروه به درمانگر ارتباطدارد. اعضاء گروه در انتظار راهنمایی و دستور العمل درمانگر هستند. در نظر آنهادرمانگر شخصی با معلومات و متخصص است و اعضاء خود را وابسته به درمانگر احساسمی‌کنند و نیز تلاش می‌کنند رفتارهای مناسب داشته باشند تا بتوانند در گروه ماندگارشوند، هر چند آگاهی کامل از اهداف گروه ندارند. در مرحله دوم وابستگی تغییر شکلمی‌دهد و گروه یاد می‌گیرد که وابسته به درمانگر نباشد و مسئولیت پذیر باشد

در مرحله سوم صمیمت بیشتری بین گروه ایجاد می‌شود. احساسات خود را بیانمی‌کنند و واکنشهای مناسب در مقابل احساسات دیگران نشان می‌دهند. درمانگر در جلسهدرمان حضور دارد، اما تنها اداره کننده جلسه نیست. سعی می‌کند به عنوان یک عضو گروهانسجام جلسه را حفظ کند. و از تکنیک‌های مختلف در مورد اعضاء گروه و واکنشهای آنهااستفاده کند. ممکن است گروه درمانگر جلسه را با خطاب گروهی آغاز کند و ادامه جلسهرا با تشویق و باز خورد به اعضاء تداوم بخشد.

خانواده درماني

در خانواده درمانی،آموزش ، پیشگیری و درمان برای کمک به خانواده‌ها، کل خانواده را شامل می‌شود. برای حل مشکل خانواده یا یکی از اعضا آن کل سیستم خانواده مور توجهقرار می‌گیرد و تلاش می‌شود علل بروز و عوامل تشدید کننده مشکل در داخل خانواده ودر نوع روابط اعضا با یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد. این شیوه از درمان مبتنی بررویکرد سیستم‌هاست و معتقد است زمانی می‌توان به رفع یک مشکل نائل شد که از نیروی تکتک اعضا استفاده کرد و عوامل تنش‌زا را مرتفع ساخت.

مراکز درمان دارویی اعتیاد

مراکز درمان دارویی مکان‌های مشخص شده جهت مراجعه معتادان در حال درمان برای پیگیری، انجام معاینات، بررسی روند بهبودی و همچنین تجویز دارو و دریافت سهمیه دارو می‌باشد از جمله مراکز متادون درمانی

مراکز بستری اعتیاد

خانواده‎هایی که از داشتن فرد معتاد در محیط خانواده رنج می‎برند و توان بستری کردن آنها در خانه را ندارند یا به تشخیص متخصص در این مراکز بستری می‌کنند وپیگیری‎های لازم در خصوص بیماری آنها از طریق این مرکز صورت می‎گیرد و نقاط لازم به این افراد و خانواده‎های آنها گوشزد می‎شود.
ضمن اینکه در بعضی مواقع به تشخیص مراجع قضایی، بهزیستی یا نیروی انتظامی، معتادان بی‎خانمان و کارتن‎خواب یا معتادانی که دارای رفتارهای پرخطر بوده به این مراکز معرفی و تحت درمان قرار می‎گیرند

خلا بزرگ : تشخیص و غربالگری, ارجاع مناسب, پیگیری و حمایت

شناخت و آگاهی از عوامل زیر برای شروع هر تصمیم درمانی بسیار مهم است، اما نادیده گرفتن آنها فرد را در کسب موفقیت دچار دردسر می‌کند

علل بیماری ( جسمی روانی و...

علل گرایش به مواد ( فردی محیطی اجتماعی و....)

ویژگی‌های منحصر به فرد هر بیمار

ویژگی‌های جسمی

ویژگی‌های روانی

ویژگی‌های شخصیتی او

عوامل خطرساز برای او

عوامل محافظت کننده از او

بستر مناسب برای ورود و شروع درمان

ارتباط مناسب و اعتماد به درمان

ارتباط مناسب و اعتماد به درمانگر

ارتباط مناسب و اعتماد به تیم درمان

ارتباط مناسب و اعتماد به محیط درمان

ارتباط مناسب و اعتماد به تیم حمایتگر

بستر مناسب پیش ازشروع درمان

بستر مناسب حین درمان

بستر مناسب پس از دوره درمانی

تشخیص جایگاه درمانی مناسب برای ورود به درمان

تیم درمانی متخصص و مناسب

تیم حمایتی ‌آگاه و توانا

گاهی خانواده فرد وابسته بدون در نظر گرفتن موارد بالا بدون هیچ بررسی یا آگاهی کامل،بیمار را به جلسات معتادان گمنام یا درمان دارویی یا مراکز بستری به شکل تمایلی یا اجباری هدایت می‌کند . حتی ایجاد به اصطلاح تمایل در بیمار بدون بررسی کارشناسانه, زیر بنایی از اجبار دارد و خود بیمار هم برای اخراج نشدن از منزل یا محیط کار یا از دست ندادن امتیازات یا امکانات زندگی و .... مجبور به تمایل نشان دادن می‌شود نکته حائز اهمیت این است که بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های ذکر شده ورود به درمان نه تنها کارساز نیست چه بسا خود آسیب‌های جدی یا بدتری را رقم می‌زند.

ابتدا باید ببینیم قصد ما چیست؟ آیا واقعا دنبال درمان اصولی و رفع معضلات هستیم یا اینکه فرد بیمار آنقدر مارا خسته و مستحصل کرده که به نوعی فقط می‌خواهیم زحمت او را کم کنیم.

اگر خانواده به دنبال درمان واقعی و مداخله اصولی درمانی باشد باید خود را نیز مسئول و موظف به اقداماتی بداند

خانواده وظایفی دارد که شاید سال‌ها به دلایل مختلف موجه و غیر موجه از آنها کوتاهی کرده یا نسبت به آنها آگاهی نداشته است :

لطفا قبل از هر اقدامی موارد زیر را در خود بررسی کنید

در واقع هر چه پاسخ‌های بهتری برای سوالات زیر داشته باشیم به پاسخ‌های بهتری برای سوال بزرگ خود « آیا او خوب میشود؟؟؟» می‌رسیم.

آیا بیمار خود را می‌شناسم ؟

آیا از بیماری او آگاه هستم؟

چقدر درمورد اعتیاد اطلاعات اصولی دارم ؟

چقدر درمورد مشکلات روانی اطلاعات دارم ؟

آیا بیمار من معتاد بالفطره است؟

آیا بیمارمن شخصیت ضد اجتماعی است ؟

آیا بیمار من بزهکاراست؟

آیا بیمار من خلافکار است ؟

آیا از بیماری جسمی رنج می‌برد؟

ممکن است اختلال ژنتیکی داشته باشد؟

آیا بیماری روانی دارد ؟

آیا دچار اختلال شخصیت است؟

آیا اعتیاد او واقعا بیماری حاد است یا یک نوع الگوی رفتاری‌ست ؟

آیا در خانواده سابقه مصرف مواد وجود دارد ؟

محیط خانه ما چگونه است ؟

محیط زندگی ما چگونه است ؟

سلامت روان فرد وابسته و خانواده در چه سطحی است ؟

آیا پدر و مادر الگوهای خوبی بوده‌اند ؟

پدر و مادر خود کاملا سالمند ؟

پدر و مادر سلامت جسمی و روانی دارند ؟

پس از ترخیص یا حین آن می‌دانم که باید چگونه با او زندگی و رفتار کنم؟

آیا بستر مناسب فیزیکی و روحی برای برگشت به خانه دارد ؟

چقدر حامی سالم او خواهم بود ؟

آیا خود ما هم بیماریم ؟

چقدر رفتارهای او عکس العمل به رفتارهای من است ؟

چقدر حامی آگاه او بوده‌ام ؟

آیا به تنهایی می‌توانم او را عاقبت به خیر کنم ؟

خود من چقدر نیاز به آگاهی دارم ؟

خود من چقدرنیاز به تغییر دارم ؟

زندگی ما نیاز به تغییر در روش دارد ؟

تمامی موارد ذکر شده موضوعات بسیار مهم در فرایند درمان است که در واقع نیاز است در کنار یک تیم واقعا متخصص به آنها پرداخت

از ویژگی‌های مهم موفقیت در درمان, تمایل به درمان در فرد بیمار سپس تبعیت از درمان و اجرا و اتمام دوره درمانی است .

تمایل به درمان و تبعیت از آن درمورد افرادی که از سطح مناسبی از هوشیاری و قدرت ادراک تعقل و تصمیم‌گیری و منطق برخوردارند راحت‌تر انجام می‌شود ولی درمورد کسانی که این ویژگی‌ها را از دست می‌دهند و عملا قدرت ادراک و تصمیم‌گیری نداشته و باعث آسیب به خود و دیگران می‌شوند موضوع جنبه دیگری پیدا کرده و اطرافیان را وادار به مداخلات اصولی و ورود فرد به درمان می‌کند. مثل بیماران روانی مزمن یا کیس‌های اورژانس روانپزشکی یا مصرف کنندگان شیشه که در حالت سایکوز یا پسیکوز هستند.

جدا از عوامل فردی که می‌تواند ژنتیکی جسمی عصبی هورمونی اکتسابی شخصیتی الگوهای رفتاری و ... باشد

- محیط زندگی و بستر شکل‌گیری بیماری جزو فاکتورهای سبب‌ساز بیماری و مهم هستند, محیط درمانی و مراقبتی و نگهداری هم به اندازه عوامل سبب ساز دارای اهمیت هستند .

- در درمان اعتیاد به افزایش عوامل درمانی و محافظت کننده و کاهش عوامل خطرساز می‌پردازیم

- آگاهی و توانایی در کمک به درمان

- مشکلات جسمی و روانی که باعث یا تاثیرگزار در بروز یا تداوم اعتیاد می‌شوند

مصرف کنندگان شیشه به علل مختلفی تمایل به درمان و قدرت تصمیم‌گیری برای درمان را از دست می‌دهند درمورد این افراد معمولا اطرافیان از جمله اعضای خانواده زودتر از خود او متوجه وخامت اوضاع شده و احساس خطر می‌کنند و به تکاپو برای درمان می‌ا‌فتند

عدم آگاهی کافی,دستپاچگی و شرایط حاد خانواده در این مواقع حتی آنها را از تفکر درست و منطقی و گاهی بررسی درست و ایجاد زمینه‌ها و بستر مناسب برای ایجاد تمایل, شروع درمان و تداوم درمان و مراقبت و نگهداری محروم می‌کند. در این مواقع خانواده به دنبال راهی‌ست که هر چه سریع‌تر بیمار را وارد درمان کند و خیلی زود و راحت هم نتیجه بگیرد بدون ‌آنکه فرصت کافی برای بررسی و تشخیص و انتخاب راهکار و درمان مناسب داشته باشد.

خانواده از این مهم غافل می‌شود که درمان موفق فرایندی است با ویژگی‌های تشخیص درست اقدام مناسب اجرای کامل که زیر مجموعه آن طرح درمانی هدفمند برنامه‌ریزی شده مدت دار و به شکل کامل لازم الاجرا است می‌باشد.

قسمت زیادی از مصرف کنندگان شیشه یا پیشینه مشکلات روانی داشته یا در اثر مصرف به آنها مبتلا می‌شوند یا میزان آنها شدت پیدا می‌کند

همین مشکلات احتمالا در دیگر اعصای خانواده وجود دارد فرد معتاد و خانواده او سال‌ها درکنار هم زندگی کرده‌اند در یک محیط تقریبا با ویژگی‌های مشابه و عواملی که بر فرد مصرف کننده در محیط زندگی تاثیر گذاشته به احتمال قوی بر خانواده هم تاثیر داشته است و به وفور دیده شده که افراد خانواده‌ای که خود را کاملا سالم و مصرف کننده را بیمار محسوب می‌کنند حتی مشکلاتی به مراتب بیشتر از فرد مصرف کننده دارند

خانواده باید هوشیار باشد دست به چه کاری می‌زند

معمولا خانواده‌ها نمی‌دانند دست به چه مداخله خطرناک و حساسی می‌زنند

این خانواده‌ها بدون اطلاع از ماهیت بیماری, تشخیص درست در مورد مشکلات فعلی و پیشین بیمار, تنها به خاطر دلسوزی، خستگی از همراهی، عدم تحمل بازتاب بیماری فرد وابسته، و در بیشتر مواقع تصمیم‌گیری احساسی بیمارشان را ناخواسته با چالشی بدتر مواجه می‌کنند.

پس قبل از اقدام و عمل؛آگاهی و شناخت خود و اطرافیان‌مان را در خصوص بیماری ارتقاء وگسترش دهیم.

خلاصه‌ای از حوادث جراید

جنايت شيشه‌اي در اتاقك پشت‌بام

اهالي يكي از خيابان‌هاي تهران ساعت 20:30 دقيقه پنجشنبه با شنيدن صداي جيغ و فريادهاي يك دختر نگران از خانه‌هاي‌شان بيرون آمدندصدا از پشت بام ساختماني چهار طبقه در همسايگي‌شان به گوش مي‌رسيد. هر چهار‌طبقه اين ساختمان متعلق به يك خانواده بود و اتاقكي در پشت بام آن قرار داشت كه پسر مجرد خانواده در آنجا زندگي مي‌كردهمسايه‌ها نگران و سراسيمه خانواده جوان را از واقعه مطلع كردند و همگي براي پي‌بردن به علت اين سر‌و‌صداها به پشت‌بام رفتند، اما در اتاقك از داخل قفل بود و پسر 26‌ساله حاضر نبود آن را باز كند.

التهاب و اضطراب در بين اعضاي خانواده جوان‌مجرد و اهالي محل موج مي‌زد و هيچ‌كس نمي‌دانست آن سوي در چه اتفاقاتي در جريان است تا آنجا كه ديگران اطلاع داشتند پسر جوان بايد در اتاقك تنها مي‌بود ولي اكنون صداي دختري جوان كه فريادزنان كمك مي‌خواست به گوش مي‌رسيد. بالاخره خانواده جوان كه اصرارهايشان را براي باز شدن در بي‌فايده ديدند، به اين نتيجه رسيدند كه بهترين راه‌حل اين است كه از پليس كمك بخواهند. دقايقي بعد ماموران كلانتري محل به دستور اپراتور مركز فوريت‌هاي پليسي خودشان را به پشت‌بام ساختمان مورد نظر رساندند و به ناچار در اتاقك را شكستند.

جوان مذکور از مدتي قبل به شيشه معتاد شده بود و در اتاقك اختصاصي‌اش مواد مصرف مي‌كرد. او ساعاتي قبل از حادثه براي هواخوري به خيابان رفته و با دختر جواني كه بي‌هدف پرسه مي‌زد، روبه‌رو شده و به او پيشنهاد دوستي داده بود. بعد از اينكه دختر جوان اين پيشنهاد را پذيرفت، همراه جوان به خانه او رفت و دو نفري راهي پشت‌بام شدند. سپس جوان شروع به مصرف شيشه كرد. دقايقي بعد چشم او به شمشيري افتاد كه گوشه‌اي از اتاقش قرار داشت. پسر جوان شمشير را برداشت و ناگهان به دختر حمله‌ور شد.

پس از آن بود كه صداي داد و فرياد به گوش رسيد اما جوان كه در آن لحظات تحت تاثير ماده محرك بود، به تجمع پشت در اتاقش توجهي نكرد و به كار خود ادامه داد تا اينكه صداي مردي را شنيد كه خودش را مامور پليس معرفي مي‌كرد. او باز هم حاضر به گشودن در نشد تا اينكه ماموران قفل را شكستند. جوان در همين هنگام و قبل از اينكه كسي پايش را به اتاقك بگذارد و بتواند واكنشي نشان بدهد، با شمشير ضربه‌اي به سر دختر جوان وارد كرد و جان او را گرفت.

ماموران پليس وقتي وارد محل جنايت شدند كه خون همه جا را گرفته بود. آنان پيكر بي‌جان دختر را در حالي يافتند كه جوان معتاد قبل از كشتن او دست راستش را از مچ قطع كرده و هر پنج انگشت دست چپش را هم بريده بود. به اين ترتيب پسر معتاد بازداشت شد و موضوع به اطلاع بازپرس كشيك قتل تهرانرسيد.

پس از آن گروهي از كارآگاهان اداره ويژه مبارزه با قتل پليس آگاهي موظف به تحقيق در اين رابطه شدند. آنها ابتدا به محل وقوع جنايت رفتند و آنجا را بازرسي كردند. طبق اطلاعات به‌دست‌آمده مقتول 24‌ساله بود. او بدون آشنايي قبلي و بي‌آنكه اطلاع داشته باشد چه سرنوشتي در انتظارش است، به آن ساختمان پا گذاشته و در شرايطي كه توان دفاع از خود يا فرار از قربانگاه را نداشت، هدف ضربات پي‌درپي پسر شيشه‌اي قرار گرفته بود.

جوان وقتي پشت ميز بازجويي نشست، به قتل اعتراف و ماجراي آشنايي‌اش با مقتول را تعريف كرد. او درباره انگيزه‌اش از اين كشتار گفت: «من دليلي براي كشتن او نداشتم، اصلا نمي‌دانم چرا اين‌كار را كردم. آن زمان شيشه كشيده بودم و اصلا حالت طبيعي نداشتم و نمي‌فهميدم چه كار مي‌كنم»

درگيري مصرف كننده شيشه با قتل زن جوان به پايان رسيد

به گزارش خبرنگار حوادث فارس،‌ در ساعت 21روز پنجشنبه مأموران کلانتري از طريق مرکز فوريت‌هاي پليسي 110 در جريان وقوع يک فقره نزاع و درگيري قرار گرفتند.

با حضور مأموران در محل مشخص شد که جواني 32 ساله، با ضربات متعدد چاقو اقدام به کشتن زن جواني در پشت‌بام خانه محل زندگي پدرش کرده و در حال حاضر نيز درهاي واحد مسکوني در اختيار خود را بسته و با تهديد چاقو اجازه نزديک شدن به هيچ کس را نمي‌دهد.

با توجه به حساسيت موضوع، مأموران کلانتري ضمن انجام هماهنگي‌هاي لازم قضايي و با حضور عوامل آتش‌نشاني در محل، اقدام به ورود به واحد مسکوني واقع در پشت‌بام منزل کرده و قبل از هرگونه اقدام با سلاح سرد، او را دستگير و در بازرسي از محل وقوع جنايت نيز علاوه بر کشف جسد متعلق به يکزن جوان، موفق به پيدا کردن مقاديري مواداز نوع کراک و شيشه از اين محل شدند.

با کشف جسد متعلق بهزن جواني که مورد اصابت ضربات متعدد چاقو قرار گرفته و به قتل رسيده بود، بلافاصله موضوع به پليس آگاهي و قاضي کشيک ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران اعلام و کارآگاهان اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي به همراه بازپرس دادسراي امور جنايي تهران، عوامل تشخيص هويت و پزشکي قانوني در محل حاضر و با تشکيل پرونده مقدماتي، موضوع جهت رسيدگي تخصصي در دستور کار اداره ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

با آغاز تحقيقات کارآگاهان اداره دهم مشخص شد که جسد متعلق به خانم جواني 26 ساله است که از چند ماه پيش و به واسطه مصرف مشترک شيشه و کراک با قاتل آشنا شده است.

برابر تحقيقات کارآگاهان، قاتل از چند سال پيش به مصرف موادمخدر از نوع کراک و پس از آن شيشه اعتياد پيدا کرده و خانواده او نيز با وجود تلاش‌هاي فراوان درباره ترک، موفق به اين کار نشده و پدرش نيز به ناچار و براي جدا نگهداشتن او از ديگر اعضاي خانواده‌اش، واحدي مسکوني در پشت بام منزل تهيه و در اختيارش قرار مي‌دهد.

بررسي نشان داد: اين اقدام پدر براي آن بوده تا شايد بتواند فرزندش را در اين محل مجبور به ترک مصرف موادكند؛ اما اوعلي‌رغم تلاش‌هاي خانواده و پدرش، اين محل را نيز به مکاني براي تردد افراد معتاد و مصرف موادمخدر تبديل و علي‌رغم اعتراضات شديد خانواده، همچنان به مصرف موادمخدر و تردد ساير افراد مصرف کننده در محل ادامه داده تا نهايتاً در طول چند ماه گذشته بامقتول که او نيز به مصرف شيشه اعتياد داشته و از محل سکونتش متواري شده بود، آشنا مي‌شود.

برابر تحقيقاتانجام شدهدر طول چند ماه گذشته مقتول به واسطه مصرف موادمخدر به صورت روزانه در این محل تردد داشت تا اينکه سرانجام در ساعت 20:45روز حادثه و در حين مصرف مواد، با او درگير و متهم نيز که به واسطه مصرف شديد شيشه در وضعيت عادي قرار نداشته، با چاقو به سمت مقتول حمله‌ور شده و با ضربات متعدد چاقو وي را به قتل رسانده است.

با مقتول در حال مصرف شیشه بودیم

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ساعت دو بعدازظهر هشتم آذر امسال از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی 110 کشف جسد متعلق به یک زن جوان اعلام شد
با حضور مأموران کلانتری و تیم بررسی صحنه قتلدر محل و انجام بررسی‌های اولیه مشخص شد جسد متعلق است به زنی حدودا 38 ساله است که هر دو پا و دستانش با طناب بسته شده و آثار خفگی نیز در گردن او مشهود است
کارآگاهان اداره آگاهی تهران بزرگ با بررسی میدانی از محل کشف جسد و بررسی تصاویر به دست آمده از برخی مراکز تجاری موفق به شناسایی فردی 40 ساله شدند که با یک دستگاه خودرو سواری ال90 اقدام به انتقال جسد به محل کشف آن کرده است همزمان با اقدامات پلیسی برای شناسایی فرد داخل تصاویر دوربین های مداربسته، یکی از شهروندان با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 تماس گرفت و با ارائه اطلاعاتی به پلیس اعلام کرد که یکی از همسایگان محل سکونتش در یک مجتمع مسکونی را در هنگام انتقال بسته‌ای مشکوک به داخل پارکینگ مشاهده کرده که تصور می‌کند در داخل آن یک جسد بوده است. بلافاصله فرد تماس گیرنده به اداره پلیس آگاهی دعوت و تصاویر دوربین‌های مداربسته به وی نشان داده شد که او نیز به محض مشاهده تصاویر، همسایه خود را مورد شناسایی قرار داد

در شرایطی که فرد دستگیر شده به شدت منکر هرگونه ارتکاب جنایت شده بود، تصویر لحظه انتقال جسد به وی نشان داده شد که او نیز پس از مشاهده تصویر به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد
متهم در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: به همراه مقتول در داخل خانه در حال مصرف شیشه بودیم که متوجه شدم وی در وضعیت مناسبی قرار ندارد و قصد دارد با رشته‌ای که از داخل کیفش درآورده مرا خفه کند. در حالیکه با یکدیگر درگیر شده بودیم، مقتول قصد داشت تا با ایجاد سر و صدا از خانه خارج شود که از ترس آنکه همسایگان و همسرم که آنزمان در منزل پدرش حضور داشت متوجه حضور مقتول در داخل خانه نشوند همان رشته را به دور گردنش انداخته و آنقدر فشار دادم تا مقتول از حرکت افتاد. پس از آن جسد را با آسانسور به پارکینگ منتقل، در صندوق عقب ماشین قرار داده و به خارج از منزل بردم. بدون آنکه متوجه دوربین‌های مداربسته واحدهای تجاری منطقه باشم، جسد را از ماشین خارج و بر روی زمین قرار دادم

قاتل با مصرف شیشه هوشیاری خود را از دست داده بود

خبرنگار مهر: چندی پیش قتل فجیعی در شهرستان پیشوا رخ داد که بازتاب گسترده‌ای در سطح منطقه به وجود آورد، ماجرا از آنجا آغاز شد که مأموران انتظامی با حضور در خانه‌ای که به آتش کشیده شده بود با یک جنازه مواجه شدند، از ساعات اولیه کشف مقتول و با توجه به بازتاب این قتل بین عموم مردم، مأموران آگاهی نیروی انتظامی پیشوا این پرونده را در دستور کار خود قرار دادند.

در این زمینه تحقیقات تخصصی و متعددی از همسر و بستگان و دوستان مقتول صورت گرفت تا سرنخ‌های جدیدی برای پلیس آشکار شد، چند مظنون جدی در پرونده وجود داشت که پس از انجام بازپرسی‌های تخصصی بالاخره یکی از مظنونین لب به اعتراف گشود و راز جنایت را افشاء کرد، قاتل که از دوستان مقتول بود، با حضور در منزل مقتول به همراه وی به مصرف مواد مخدر و شیشه می‌پردازد و هوشیاری خود را از دست می‌دهد.

قاتل وقتی هوشیاری خود را در اثر مصرف مواد مخدر از دست می‌دهد با به دست گرفتن چاقو ضرباتی را بر مقتول وارد کرده و گلوله‌ای را نیز به سمت وی شلیک می‌کند، قاتل وقتی به خود می‌آید با یک جنازه غرق در خون مواجه می‌شود و سعی می‌کند تا مقتول را به بیرون خانه انتقال دهد اما به دلیل سنگینی مقتول تصمیم به آتش کشیدن خانه می‌گیرد، پس از اعترافات قاتل و تکمیل پرونده، قاتل تحویل مقام قضایی شد.

مصرف شیشه فاجعه آفرید

خبرنگار مهر: پس از وقوع یک مورد نزاع و درگیری در منزل مراتب به مرکز فوریت‌های پلیسی شهرستان رفسنجان اعلام شد که مامورین انتظامی کلانتری، بلافاصله در محل حاضر شدند.

پس از بررسی موضوع مشخص شد زنی که توسط همسرش مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود توسط عوامل اورژانس 115 به بیمارستان منتقل شده است که پس از اعزام به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده در بیمارستان فوت کرده است.

با توجه به حساسیت موضوع، دستگیری قاتل در دستور کار تیم تلفیقی متشکل از پرسنل آگاهی و اطلاعات شهرستان قرار گرفت. شواهد موجود همسر وی را مظنون ردیف اول این پرونده قرار داد و بی درنگ با هماهنگی‌های لازم قضایی و تعقیب و پی جویی‌های مکرر موفق شدند ظرف مدت کمتر از 48 ساعت قاتل را دستگیر کنند،که وی را برای انجام تحقیقات به اداره آگاهی شهرستان رفسنجان منتقل کردند.

متهم پس از تحقیقات فنی و تخصصی پلیس به قتل همسر خود اعتراف و توهم ناشی از مصرف شیشه را عامل آن بیان کرد.

فرمانده انتظامی شهرستان رفسنجان در پایان با ابراز تاسف از وقوع این جنایت گفت: مصرف مواد مخدر صنعتی یکی از عوامل جدید قتل‌ها است که فرد به علت مصرف مواد مذکور و حالت توهم‌زائی و وحشت و ترس از آینده اقدام به چنین حوادث دلخراشی می‌کند.

جوانی که پس از مصرف شیشه در اقدامی جنون آمیز مادرش را به قتل رساند

به گزارش ایسنا، چندی پیش وقوع یک مورد آتش‌سوزی منزل به مرکز فوریت‌های پلیسی 110 سامانه 125 آتش‌نشانی و اورژانس دامغان اطلاع داده شد و به دنبال آن ماموران انتظامی کلانتری و آتش نشانان در محل حاضر شدند

پس از اطفای‌حریق، ماموران و عوامل امدادی با جسد سوخته زنی مواجه شدند که با توجه به اهمیت حساسیت موضوع و همچنین این که احتمال عمدی بودن حادثه وجود داشت، تحقیقات عوامل انتظامی برای دستگیری عامل یا عاملان آتش سوزی آغاز شد

در ادامه روند تحقیقات ماموران شواهدی از سوابق کیفری پسر مقتوله به دست آوردند که شواهد وی را در گروه مظنونان ردیف اول این پرونده قرار داد.

ماموران انتظامی پس از انجام هماهنگی‌های لازم، فرزند زنی که جسدش در آتش سوزی منزلش کشف شده بود را به اداره آگاهی دامغان منتقل و تحقیقات خود از وی را آغاز کردند.

این جوان که در ابتدا منکر هر گونه اقدامی علیه جان مادرش می شد، پس از تحقیقات و رویارویی با شواهد و ادله موجود، به قتل مادرش اعتراف و علت آن را توهم ناشی از مصرف شیشه که اعتیاد شدیدی به آن داشت، اعلام کرد.

بیکاری و مصرف شیشه انگیزه جنایت هولناک

به گزارش مهر، بررسی‌های ماموران نشان داد متهم 45 ساله ساعت 4 صبح، هنگام مصرف شیشه با همسرش درگیر و در ابتدا او را با ضربه چاقو مجروح کرد. مرد جنایتکار سپس سراغ دختر 7 ساله خود رفته و در ابتدا او را با چند ضربه چاقو مجروح و بعد از طبقه دوم به پایین پرت کرد.

بر اثر صدای درگیری، صاحبخانه که در طبقه پایین زندگی می‌کرد به راه پله‌ها آمد که مرد جنایتکار در ابتدا زن 34 ساله صاحبخانه را به ضربه چاقو مجروح و پس از مجروح کردن پسر 14 ساله او سراغ دختر 5 ساله صاحبخانه به رفته و او را به ضربه‌های چاقو به قتل رساند.

ماموران کلانتری که از طریق تماس همسایه‌ها در جریان این جنایت قرار گرفته بودند بلافاصله خود را به محل رساندند که متهم با مشاهده ماموران با چاقو به سوی آنها حلمه کرد که یکی از ماموران کلانتری با رعایت قانون به کارگیری سلاح او را از ناحیه پا هدف گلوله قرار داد.

مجروحان این جنایت بلافاصله به بیمارستان منتقل شده و تحت درمان قرار گرفتند.

مرد جنایتکار در بازجویی‌های اولیه به ماموران گفت: مدتی بود که بیکار بودم و سر همین موضوع با همسرم دچار اختلاف شده بودم. ساعت 4 صبح امروز همسرم به بیکار بودن من اعتراض کرد. در یک لحظه کنترلم را از دست داده و با کارد او را مجروح کردم. بر اثر صدای درگیری دخترم از خواب بیدار شد. او با مشاهده پیکر نیمه جان مادرش شروع به گریه کرد. هیچ کنترلی بر رفتارم نداشتم و به سوی او حمله ور شدم و با چاقو او را مجروح کردم و از پنجره خانه‌مان در طبقه دوم به پائین پرت کردم.

اوادامه داد: وقتی از خانه خارج شدم زن صاحبخانه در راه پله بود. او را هم با چاقو زدم . با هر فردی در مقابلم رو به رو می‌شدم او را می‌زدم. بعد از مجروح کردن دختر و پسر صاحبخانه از خانه خارج شدم که ماموران دستگیرم کردند.

کودک‌آزاری درپی مصرف شیشه

به گزارش جنوب نیوز،کودک شش ساله بوشهری که بر اثر آزار و اذیت پدر و مادرش دچار سوختگی شده بود به بیمارستان انتقال یافت.
پدر و مادر این کودک که به مصرف مواد مخدر و محرک، اعتیاد دارند، این کودک را با شعله سیگار خود سوزاندند به صورتی که این کودک در بخش ICU بیمارستان بستری شده است.

این کودک یکی از چشم‌های خود را نیز از دست داده است.
رئیس پلیس آگاهی بوشهراظهار داشت: والدین این کودک معتاد هستند و در حالی که شیشه مصرف کرده بودند، اقدام به آزار و اذیت این کودک کرده و بدن وی را با سیگار سوزاندند.

مصرف شیشه زندگی‌ام را تباه کرد

این پرونده از بامداد ۱۷ اردیبهشت ماه سال ۸۹ و همزمان با مرگ مشکوک زن ۲۷ ساله‌ای در بیمارستان در دستور کار پلیس قرار گرفت. پزشکان به پلیس گفتند لحظاتی قبل مرد جوانی زن مذکور را به بیمارستان منتقل کرد و ما بعد از معاینه فهمیدیم او چند ساعت قبل فوت شده است. بعد از معاینه جسد هم آثار ضرب و شتم روی سر و صورت او مشاهده کردیم و احتمال می‌دهیم او هنگام درگیری بر اثر اصابت ضربه‌ای به سرش فوت شده باشد.
بعد از مطرح شدن این موضوع، مأموران پلیس از مرد همراه مقتول تحقیق کردند. او گفت: متوفی همسر برادرم بود. ساعتی قبل برادرم با من تماس گرفت و گفت حال همسرش بد شده است و از من خواست کمک کنم تا او را به بیمارستان ببرد. من هم به سرعت خودم را به خانه برادرم رساندم. وقتی همسرش را دیدم، هیچ حرکتی نمی‌کرد. برادرم گفت که همسرش از پله افتاده و بیهوش شده است. ما هم او را با وانت به بیمارستان منتقل کردیم. وقتی پزشکان او را به اورژانس منتقل کردند، برادرم سوار ماشینش شد و رفت و از او خبر ندارم.

در حالی که بررسی‌های پلیس درباره پرونده ادامه داشت، همسر زن متوفی سه روز بعد از حادثه خودش را به پلیس تسلیم کرد.

بعد از اینکه قاضی همسر زن متوفي را گناهکار دانست و برای او درخواست مجازات قانونی کرد متهم در جایگاه حاضر شد و گفت: من قصد نداشتم که همسرم را به قتل برسانم. مدتی بود که به شیشه اعتیاد پیدا کرده بودم و روی رفتار خودم کنترل نداشتم. شب حادثه هم با همسرم درگیر شدم و با هم مشاجره کردیم. بعد هم عصبانی شدم و با چوب چند ضربه به او زدم که روی زمین افتاد.

از همسرم خواستم که او را به بیمارستان منتقل کنم اما گفت که حالش خوب می‌شود. ساعتی بعد به سراغش رفتم که متوجه شدم بیهوش شده است. من ترسیدم و با برادرم او را به بیمارستان منتقل کردیم اما پزشکان به من گفتند که او فوت شده است. متهم در آخرین دفاع از خودش به داد‌گاه گفت: مصرف شیشه زندگی‌ام را تباه کرد. همسرم را از دست دادم و سرنوشت پسر نوجوانم را هم خراب کردم. از کاری که کرده‌ام پشیمان هستم.

راز قتل دو فروشنده مخدر شيشه كه در جنايت‌هاي جداگانه از پا درآمده بودند فاش شد.

شرق: كارآگاهان جنايي ساعت 21 روز ششم اسفند سال گذشته در جريان كشف جسد مردي 50ساله قرار گرفتند. برادر مقتول بعد از حضور ماموران در محل حادثه به آنها گفت: «وقتي از طريق اعضاي خانواده برادرم اطلاع پيدا كردم او به خانه نيامده و به تلفن همراه خود نيز پاسخ نمي‌دهد، به خانه پدري‌مان آمدم و با جنازه دست و پا بسته شده برادرم روبه‌رو شدم»

كارآگاهان در بررسي‌هاي اوليه متوجه شدند مقتول، خانه پدري خود را به مكاني براي خريد و فروش و مصرف موادمخدر تبديل كرده بود. در اين بين تعدادي از همسايگان در اظهارات مشابه عنوان كردند زن و مردی را كه پيش از اين ‌بارها براي خريد يا مصرف مواد به اين محل آمده بودند، چند ساعت قبل از كشف جسد، در حال خروج از منزل مشاهده كرده‌اند. بنا به گفته اين شاهدان، این زن و مرددر زمان خارج شدن از محل جنايت، ابتدا قصد داشتند با استفاده از موتوسيكلت متعلق به مقتول متواري شوند اما به علت روشن نشدن موتوسيكلت، با رها كردن آن در كوچه به صورت پياده و با حالتي بسيار وحشت‌زده محل را ترك كردند. افسران جنايي با شناسايي محل سكونت این دو نفر فهميدند آنها همسايه هستند و به واسطه اعتياد به شيشه و مصرف مشترك مواد با يكديگر ارتباط پيدا كرده‌اند. با توجه به متواري بودن اين دو نفر احتمال ارتكاب جرم از سوي آنها قوت گرفت و سرانجام با پيگيري‌هاي صورت گرفته معلوم شد مرد مظنون آذر سال گذشته به اتهام سرقت و خريد و فروش موادمخدر روانه زندان شده است.

با انتقال متهم به اداره پليس آگاهي، وي به مشاركت در جنايت اعتراف كرد و ضمن معرفي زن همدستش به عنوان عامل اصلي قتل، در اعترافات خود به كارآگاهان گفت: «چون پولي براي خريد مواد نداشتيم، تصميم گرفتيم به بهانه خريد مواد به خانه مقتول برويم. پس از ورود به داخل خانه، مقتول متوجه قصد و نيت ما شد و با يكديگر درگير شديم. من به صورت او اسپري اشك‌آور پاشيدم و در همين زمان با كمك دوستم، دست و پا و دهان مقتول را بستم و او با زنجير نانچكو مقتول را خفه كرد»

متهم در ادامه اعترافات خود گفت: «پس از كشته شدن مقتول به دنبال پول و مواد گشتيم اما موفق به پيدا كردن چيزي نشديم و براي همين تصميم به سرقت موتوسيكلت گرفتيم كه آن نيز روشن نشد.

با اعترافات به دست آمده ازمتهم مرد و شناسايي مخفيگاه همدستش، او نيز دو روز قبل دستگير شد و به قتل اقرار كرد.

در پرونده‌اي ديگر كه ساعت 23:20 روز 28 اسفند سال گذشته گشوده شد ماموران از وقوع آتش‌سوزي در غرب تهران باخبر شدند و در بررسي‌هاي اوليه مشخص شد مغازه ضايعات پارچه و گوني به طور كامل تخريب شده و در طبقه دوم آن نيز، جنازه مردي ناشناس به صورت كامل سوخته است. كارآگاهان در اولين مرحله رسيدگي به پرونده با انجام تحقيقات ميداني، موفق به شناسايي جسد شدند و فهميدند متوفي، مردي 45ساله است. اعضاي خانواده مقتول در بازجويي‌ها از چگونگي آتش‌سوزي اظهار بي‌اطلاعي كردند. سپس مشخص شد خودرو سمند مقتول كه مقابل در مغازه پارك بود، به سرقت رفته است. افسران جنايي در تلاش براي رازگشايي از اين معما پي بردند مقتول به مصرف شيشه اعتياد داشت و با افراد زيادي در ارتباط بود. با توجه به اطلاعات به دست آمده فرضيه ارتكاب جنايت با انگيزه خريد و فروش موادمخدر مطرح شد و ماموران با شناسايي تعدادي از افراد مرتبط با مقتول موفق به شناسايي و دستگيري يكي از فروشندگان موادمخدر شدند و اين زن 32ساله را دستگير كردند اما او هم ابتدا درخصوص چگونگي مرگ مقتول اظهار بي‌اطلاعي كرد تا اينكه بعد از چند جلسه بازجويي گفت: «همسر يكي از دوستانم كه به مصرف شيشه اعتياد دارد، به من وعده داد اگر بتوانم با دادن اطلاعات نادرست و اشتباه، مسير تحقيقات پليس را منحرف كنم، پس از آزادي از زندان مبلغ 12ميليون تومان به من خواهد داد»

به اين ترتيب شوهر زن مذکوركه مردي 41ساله است بازداشت شد و به ارتكاب جنايت اعتراف كرد اما به علت برخي تناقضات در اظهارات متهم اين احتمال مطرح شد كه مرد به دروغ به جنايت اقرار كرده است به همين دليل اين بار همسرش تحت بازجويي قرار گرفت. اين زن گفت: «من همسر صيغه‌اي او هستم. چند وقت پيش همسرم با بررسي گوشي تلفن همراه من به شماره تلفن مقتول كه در گوشي ذخيره شده بود، مشكوك شد و از من بازخواست كرد كه من نيز به ناچار گفتم از اين شخص شيشه مي‌خرم. همسرم از اين جواب من قانع نشد و مرا مجبور كرد براي تهيه شيشه با وي قرار بگذارم. شب حادثه حدود ساعت 21 همراه همسرم و دو نفر از دوستانش جلوي مغازه مقتول رفتيم و همسرم به همراه دوستانش وارد مغازه شد و با تهديد اسلحه و بستن دستان مقتول به وسيله دستبند، او را به طبقه دوم مغازه بردند. من در اين مدت در ماشين بودم اما آنها بعد از گذشت 20 دقيقه مرا داخل مغازه بردند و با مقتول مواجه كردند و او نيز به فروش شيشه به من اعتراف كرد. پس از آن من پايين آمدم و چيز ديگري نديدم.»

كارآگاهان بعد از شنيدن اين اعترافات دو دوست همدست مظنون به قتل را نيز بازداشت كردند. سپس همسر زن در اعترافاتي جديد به كشتن مقتول با كشيدن پلاستيك روي سر او و وارد كردن شوك به وسيله شوكر برقي و همچنين سرقت خودرو سمند، اعتراف كرد. متهمان درخصوص نحوه به آتش كشيدن مغازه نيز توضيح دادند پس از كشته شدن مقتول براي از ميان بردن آثار جنايت، همزمان دو كپسول گاز موجود در طبقه دوم مغازه را باز كرديم و در طبقه اول ساختمان نيز ضايعات پارچه و گوني را آتش زديم.

مرد شیشه‌ای دانشجوی معلولی را به قتل رساند

به گزارش جوان‌نیوز، ساعت ۳ بامداد هشتم فروردین مأموران كلانتری طریق پلیس ۱۱۰ از كشف یك جسد باخبر شدند. با حضور مأموران در محل و بررسی‌های اولیه مشخص شد جسد متعلق به مرد جوانی است كه بر اثر ضربات چاقو به قتل رسیده و یك چاقوی دولبه هم كنار جسد افتاده است. بعد از تأیید خبر، بازپرس ویژه قتل به همراه كارآگاهان اداره پلیس آگاهی در محل حاضر شدند.

كارآگاهان برای شناسایی هویت مقتول به بررسی بانك اطلاعاتی افراد فقدانی پرداختند و مشخص شد ساعت ۲ بامداد هشتم فروردین خانواده‌ای اعلام كردند پسرشان ناپدید شده است. از آنجا كه تاریخ كشف جسد همزمان با تاریخ اعلام فقدانی بود، كارآگاهان از این خانواده خواستند تا برای شناسایی جسد به پزشكی قانونی مراجعه كنند.

خانواده مقتول با مشاهده جسد، او را شناسایی كردند. آنها به كارآگاهان گفتند: فرزند ۳۲ ساله‌ی‌شان از ناحیه پا دچار معلولیت و دانشجو بود. دیشب با پراید شخصی‌اش به خانه یكی از دوستانش رفته بود اما بعد از چند ساعت خبری از او نشد هر چه با تلفن همراهش تماس گرفتیم جواب‌مان را نداد به خاطر همین با دوستش تماس گرفتیم اما او گفت حدود ساعت ۲۳ از اینجا به سمت خانه آمده. با توجه به اظهارات خانواده مقتول و احتمال وقوع سرقت منجر به قتل، بلافاصله دستور توقیف پراید مقتول در سیستم سراسری پلیس ثبت و بررسی تراكنش مالی حساب عابربانك مقتول هم از سوی كارآگاهان آغاز شد.

بررسی‌های پلیس مشخص كرد دهم فروردین یعنی دو روز پس از كشف جسد، از حساب مقتول برداشت شده است. كارآگاهان با مراجعه به این بانك و بررسی تصاویر دوربین‌های مداربسته، موفق به شناسایی تصویر جوانی شدند كه با یك دستگاه پراید سفید به بانك آمده و حسابِ مقتول را خالی كرده بود. با شناسایی هویت جوان۲۹ ساله، كارآگاهان او را هنگامی كه در خانه‌اش بود، دستگیر كردند.

همزمان با دستگیری، خودرو مقتول هم كشف شد. فرد دستگیر شده به كارآگاهان گفت: چند روز پیش برادرم این عابربانك را به من داد و من از سرقتی بودن آن خبری نداشتم.

كارآگاهان بلافاصله برادر ۲۶ ساله را هم دستگیر كردند اما او منكر هرگونه اطلاع از وجود عابر بانك شد و گفت از موضوع عابربانك خبری ندارد. از آنجا كه كارآگاهان متوجه اعتیاد جوان 26 ساله به مصرف شیشه شده بودند، با حكم قضایی محل سكونت او را مورد بازرسی قرار دادند و از اتاق او سوئیچ خودرو، مدارك شناسایی و گوشی تلفن همراه مقتول را كشف كردند. همچنین بررسی سوابق این جوان نشان داد كه او علاوه بر اعتیاد به مصرف شیشه دارای چندین سابقه دستگیری و زندان به اتهام سرقت خودرو و فروش موادمخدر است.

سرانجام با گذشت بیش از یك ماه، سی‌ام اردیبهشت متهم به زورگیری و قتل اعتراف كرد. او در جریان بازجویی‌ها گفت :شب حادثه بعد از اینكه مقدار زیادی شیشه مصرف كردم برای خرید مواد از خانه بیرون رفتم و مسیر طولانی را پیاده طی كردم. خسته شده‌بودم كه در بین راه برای ماشینی دست تكان دادم و به عنوان مسافر سوار شدم. بعد از چند دقیقه راننده از من پرسید چرا این موقع شب در خیابان هستی كه به او گفتم می‌خواهم شیشه بخرم. بعد هم ناگهان با چاقویی كه همراهم بود چند ضربه به او زدم. وقتی می‌خواستم ضربات بعدی را بزنم، مقتول ترمز شدیدی كرد و در حالی كه دستم را گرفته بود ناگهان چاقو به سینه‌اش فرو رفت و خون زیادی روی صورت و لباسش ریخت.

متهم ادامه داد: من كه ترسیده بودم از ماشین پیاده شدم و راننده را به گوشه‌ای از خیابان انداختم. چاقو را هم پرت كردم و به سرعت پشت فرمان ماشین نشستم و فرار كردم. نزدیكی‌های خانه كه رسیدم، ماشین را سر كوچه پارك كردم و مدارك و وسایل داخل ماشین را كه یك كارت عابربانك هم بود، برداشتم و به خانه رفتم.

قتل زوج پیر به منظور تصاحب پول و طلا

عرش نیوز: در پي تماس تلفني با پليس 110 اراك مبني بروقوع دو فقره قتل عمد، ماموران كلانتري و عوامل تشخيص هويت به محل قتل اعزام شدند. ماموران با ورود به محل جنايت، در تحقيقات ابتدايي متوجه شدند پيرمرد و پيرزني شصت و پنج و پنجاه ساله به قتل رسيده‌اند كه در تحقيق از بستگان هر دو مقتول، به يكي از بستگان مقتولان ظنين شده و او را دستگير كردند.

قاضي پرونده يادآور شد: با شروع تحقيقات متهم بيست و يك ساله به جنايت به انگيزه سرقت از مقتولان اعتراف كرد و معلوم شد وي پس از ارتكاب جنايت، با سرقت طلاها و يك ميليون تومان پول محل را ترك كرده است.وي تصريح كرد: متهم به ماده مخدر شيشه اعتياد دارد و هر دو قرباني را با اعتمادي كه به او وجود داشته، غافلگير كرده و به قتل رسانده است.

"با شیشه توهم زدم، بچه هایم را سر بریدم! "

عرش نیوز: در بامداد روز دوشنبه ۲۰ آذرماه سال جاري در پي کسب خبري از مرکز فوريت‌هاي پليسي ۱۱۰ مبني بر وقوع قتل در يکي از محلات، موضوع در دستور کار ماموران پليس آگاهي قرار گرفت.

ماموران با تشکيل اکيپ ويژه بررسي قتل به صحنه جنايت عزيمت و در بررسي‌هاي اوليه با جنازه غرق در خون سه نفر از اعضاي يک خانواده شامل زني ۳۰ ساله به همراه دو فرزند سه ساله و دو ساله‌اش مواجه شدند. ماموران در ادامه با انجام اقدامات ويژه پليسي در کمتر از چند دقيقه پدر۳۲ ساله را که با لباس خونين در نزديکي محل جنايت حضور داشته، بعنوان مظنون اصلي به قتل دستگير کردند.

اين فرد که داراي سوابق متعدد کيفري ا ز جمله نزاع و درگيري وسرقت بوده در تحقيقات و بازجوئي‌هاي فني پليس به قتل اعضاي خانواده‌اش اعتراف و اظهار داشت: هيچگونه مشکلي با خانواده‌ام نداشتم اما پس از مصرف شيشه و ايجاد اختلالات رواني و توهم دست به اين جنايت هولناک زدم. متهم در ادامه تحقيقات با حضور بازپرس ويژه صحنه قتل را تشريح و با توجه به عمق فاجعه موضوع در دست بررسي بيشتر قرار دارد.

پدر معتاد خود و دوفرزندش را به کام مرگ کشاند

آتش‌نشانان در ساعت 19:59 شب از طریق تماس مردمی در جریان وقوع یك فقره آتش‌سوزی قرار گرفتند.آتش‌نشانان با حضور در صحنه حادثه ضمن مهار این آتش‌سوزی كه در یك واحد مسكونی رخ داده بود اجساد سوخته 3 تن را در حالی كه در كنار یكدیگر قرار داشتند در یكی از اتاق‌های خواب این واحد مسكونی یافتند.

با حضور عوامل اورژانس در محل حادثه مشخص شد كه اجساد این افراد صددرصد سوخته است به گونه‌ای كه حتی تشخیص جنسیت اجساد، امكانپذیر نبود. در حالی كه بررسی برای تشخیص هویت اجساد سوخته ادامه داشت و با توجه به اعلام عمدی بودن حریق توسط آتش‌نشانان، موضوع به ماموران كلانتری منتقل شد كه با توجه به نوع حادثه، عوامل تشخیص هویت پلیس آگاهی به همراه قاضی كشیك قتل به محل حادثه فراخوانده شدند.

تحقیقات اولیه ماموران نشان داد كه پدر این خانواده كه به موادمحرک از نوع شیشه معتاد بوده است دو دختر 8 ساله و 9 ساله خود را به آتش كشیده است

تحقیقات ماموران نشان داد كه این فرد حدود هشت ماه پیش نیز همسر خود را كه صندوقدار یكی از فروشگاه‌های معتبر پایتخت است را با چاقو مجروح كرده و پس از آن نیز اقدام به خودزنی كرده بود كه این فرد پس از بهبودی مدعی شده بود كه توبه كرده و بر این اساس توانسته بود همسر خود را به ادامه زندگی متقاعد كند.

ماموران در تحقیقات از همسایگان نیز دریافتند كه در روز حادثه قاتل همسر خود را به محل كار رسانده و پس از بازگشت همسایگان صدای مشاجره وی با دو دختر خود را شنیده‌اند كه پس از دقایقی صدای انفجار و شعله‌های آتش و دود ساختمان مسكونی را فرا می‌گیرد.

پلیس در بررسی‌ها دریافت كه همسایه‌ها پس از وقوع آتش‌سوزی در آپارتمان را شكسته و متوجه ‌شدند كه حریق تنها در یكی از اتاق‌های خواب ایجاد شده است كه با استفاده از كپسول اقدام به مهار کردند.

همسایه‌ها برای اطفای حریق با موانعی در پشت در اتاق خواب مواجه شدند و در حالی كه تلاش‌ها برای ورود به اتاق خواب ادامه داشت آنان تنها ناله‌های ضعیف دختران را از پشت در می‌شنیدندودر حالی اجساد سوخته‌شده این افراد را پیدا كردند كه پدر این خانواده با آرنج خود یكی از دختران و با استفاده از پاهایش دختر دیگر را نگه داشته بود تا آنان به بیرون فرار نكنند.

«اعتیاد به مواد صنعتی، آن هم شیشه، از بدترین انواع اعتیاد است. مصرف‏كننده شیشه هم دچار سوءظن زیاد و هم دچار خشونت بسیار می‌شود.» والدین معتاد در چنین حالتی به بی‏دفاع‏ترین و دم‏دست‌ترین فرد خانواده حمله می‌كنند كه آن هم كسی جز كودكان خانواده نیست. منبع تبیان

تازه داماد همسرش را در لباس عروسي ميان شعله‌هاي آتش گرفتار كرد

به گزارش ايران زن جوان وقتي توانست خود را نجات دهد با همان لباس عروسي نيمه سوخته به همسايه‌ها پناه برد و خواست تا تازه داماد را از مرگ سوزان نجات دهند، چندي پيش نيمه‌شب دختر جواني در حالي كه لباس عروسي به تن داشت فرياد زنان از خانه‌اي در جنوب غرب تهران كه دقايقي پيش در آن صداي موسيقي به گوش مي‌رسيد بيرون دويد و با دستاني لرزان زنگ خانه يكي از همسايه‌ها را به صدا درآورد، دقايقي نگذشته بود كه مردي خواب‌آلود درب را باز كرد و از صحنه‌اي كه مي‌ديد شوكه شد.

اين عروس كه لباس سفيدش نيمه سوخته بود و هنوز از آن دود بلند مي‌شد با چشماني گريان و صداي بغض‌ آلود به مرد همسايه گفت: «امشب جشن عروسي‌ام بود پس از پايان مراسم از تالار به همراه همسرم و مهمانان به خانه آمديم، وقتي مهمانان خانه ما را ترك كردند شوهرم وارد آشپزخانه شد و دقايقي بعد وقتي نزدم آمد ديدم كه چشمانش سرخ شده است و هيچ تعادلي ندارد.

شوهرم با رفتاري خشن دست مرا گرفت و با گفتن اينكه ما با عشق زندگي‌مان را شروع كرديم و حالا بايد عاشقانه از اين دنيا برويم من را به سمت اتاق كشاند، خيلي ترسيدم، مي‌خواستم فرار كنم اما چون لباس عروس به تن داشتم نمي‌دانستم بايد چكار كنم.

همسرم با زور زيادي مرا روي مبل نشاند و درب اتاق خواب را قفل كرد و خودش نيز كنارم نشست، نمي‌دانستم چه منظوري دارد اما مطمئن بودم كه در حال خودش نيست، شوهرم فندكي را از جيبش درآورد و در يك چشم بر هم زدن مبلي را كه رويش نشسته بوديم آتش زد، خيلي زود آتش به جان لباس عروسم افتاد هر طوري شده بود لباس عروس را خاموش كردم و به سختي توانستم درب را باز كنم و پا به فرار بگذارم.

حالا هم نگران شوهرم هستم چون بين آتش مانده و احتمال دارد بميرد، با اين گفته‌هاي عجيب مرد همسايه به سمت خانه تازه‌عروس و داماد دويد و مرد جوان را كه در ميان دود و آتش گرفتار شده بود نجات داد و اين در حالي بود كه تازه‌داماد در توهم ناشي از شيشه بود و هذيان گويي مي‌كرد.

صبح روز بعد عروس نگون‌بخت در حالي كه سر و صورتي آشفته داشت به دادسرا رفت و از تازه داماد شكايت كرد و گفت كه امنيت جاني ندارد، وقتي داديار پرونده شنيد كه عروس خانم از سوي شوهرش به آتش كشيده شده است تازه داماد را تحت تعقيب قضايي قرار داد و اين مرد وقتي پيش روي داديار قرار گرفت با گريه اقدامش را اشتباه دانست و خواستار گذشت تازه عروس شد.

وي در بازجويي گفت: كارگرهستم، از آنجا كه اعتياد به مواد روانگردان دارم شب عروسي‌ام وارد آشپزخانه شدم و پس از مصرف شيشه ناگهان دچار توهم شده و تعادل خودم را از دست دادم و نفهميدم كه دست به چه كار اشتباهي زده‌ام، من عاشق همسرم هستم، حاضرم براي رضايت او همه كاري بكنم.منبع: ایران نیوز

مصرف زياد شيشه باز هم رنگ خون گرفت

كارآگاهان ويژه رسيدگي به قتل پليس آگاهي تهران پرده از راز كشف جسد پتوپيچ شده يك زن 30 ساله در غرب تهران برداشتند.

به گزارش اوج نیوز و به نقل از مركز اطلاع‌رساني پليس آگاهي تهران بزرگ با اشاره به كشف جسد اين زن، كارآگاهان ويژه رسيدگي به قتل پليس آگاهي وقتي توانستند راز اين جنايت را كشف كنند كه هويت زن 30 ساله را شناسايي و از طريق دوستان او موفق به رد زني متهم به قتل شدند.
شامگاه بيست و چهارم آذرماه امسال وقتي ساعت حدود هشت را نشان مي‌داد، ماموران كلانتري از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 در جريان كشف جسد زني در محدوده بزرگراه اشرفي اصفهاني قرار گرفتند.

با حضور ماموران در محل كشف جسد، ماموران با جسد زني حدودا 30 ساله روبه‌رو شدند كه با دست و پاي بسته شده، داخل پتو و ملحفه‌يي قرار داده شده بود.

با توجه به آثار و دلايل به دست آمده از محل كشف جسد و شواهدي كه نشان از يك جنايت داشت، بلافاصله موضوع به قاضي كشيك ويژه قتل و پليس آگاهي اعلام شد.

با حضور قاضي كشيك ويژه قتل، تيم بررسي صحنه جرم، عوامل تشخيص هويت و پزشكي قانوني در محل كشف جسد، پرونده مقدماتي با موضوع «قتل عمد» تشكيل شد و به دستور بازپرس دادسراي امور جنايي، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
با آغاز رسيدگي به پرونده، كارآگاهان در اولين مرحله از تحقيقات خود با توجه به شواهد به دست آمده كه نشان از اعتياد مقتوله به مصرف موادمخدر داشت اقدام به بررسي سوابق متهمان زن سابقه‌دار پرداخته و نهايتا موفق به شناسايي هويت مقتوله شدند كه پيش از اين در سال 1386 به اتهام مصرف و نگهداري موادمخدر دستگير و روانه زندان شده بود.

با شناسايي هويت مقتول، كارآگاهان با مراجعه به محل سكونت اعضاي خانواده او و انجام تحقيقات از آنها اطلاع پيدا كردند كه سميه از سال‌ها قبل و به واسطه اعتياد به مصرف موادمخدر و پس از مرگ مادرش، از خانواده خود جدا شده و طي اين مدت نيز هيچ كدام از اعضاي خانواده اطلاعي از وي نداشته‌اند.

در ادامه رسيدگي به پرونده، كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي پايتخت موفق به شناسايي يكي از دوستان مقتول شدند؛ در تحقيقات از اين شخص، كارآگاهان اطلاع پيدا كردند كه مقتوله از حدود دو ماه پيش با مرد جواني كه او نيز همانند مقتول به مصرف موادمخدر اعتياد دارد، آشنا شده و با هدف تامين هزينه موادمصرفي خود، اين مدت را با وي سپري كرده است؛ با شناسايي هويت جوان و در ادامه تحقيقات، كارآگاهان موفق دستگيري وي در مورخه هفدهم بهمن ماه در تهران شدند.

با دستگيري متهم، وي در تحقيقات اوليه منكر هرگونه ارتكاب جنايت شد اما در ادامه و با توجه به دلايل و مدارك ارائه شده از سوي كارآگاهان، لب به اعتراف گشود.

متهم در اعتراف اوليه خود به كارآگاهان گفت: «از حدود دو ماه پيش و به واسطه مصرف موادمخدر، با مقتول آشنا شدم؛ طي اين مدت ارتباط ما با يكديگر بسيار زياد شد به طوري كه به واسطه مصرف شيشه، بيشتر اوقات را با يكديگر سپري مي‌كرديم تا اينكه پس از گذشت اين مدت، تصميم به ترك مصرف مواد گرفته و قصد داشتم ارتباط خود با مقتول را نيز قطع كنم اما او به هيچ عنوان راضي به اين كار نبود تا اينكه در روز جنايت با يكديگر درگير شديم.

متهم در ادامه اعترافات خود و در تشريح نحوه ارتكاب جنايت، به كارآگاهان گفت: «نيم ساعت از 5 عصر بيست و چهارم آذرماه گذشته بود، در حالي كه به همراه مقتول داخل ماشين نشسته بوديم درخواست خود براي قطع ارتباط با او را مطرح كردم، ناگهان درگيري شديدي ميان ما ايجاد شد به طوري كه در يك لحظه مجبور شدم با چوب دستي زير صندلي راننده ضربه‌يي به سر مقتول وارد كنم كه همين ضربه باعث مرگ وي شد؛ در حالي كه بسيار ترسيده بودم ابتدا دست و پاي مقتوله را بسته و پس از قرار دادن جسد داخل ملحفه و پتو، جسد را به كوچه‌يي خلوت در محدوده بزرگراه اشرفي اصفهاني منتقل و داخل پياده رو رها كردم و به سرعت از محل متواري شدم.



منابع

مقاله خانم سارا جعفري كارشناس بخش اعتياد وزارت بهداشت

مقاله آقاي دكتر هومان نارنجي – سايت شوراي هماهنگي مبارزه با مواد مخدر استان همدان

مقاله آقاي دكتر حامد اختيار عضوهيئت علمي پژوهشكده علوم

مقاله آقاي احمد مهرآبادي مديريت موسسه آواي مهر وطن

مقاله خانم دكتر آذرخش مكري

شيشه خانم سحر عزتي مترجم و نويسنده

اعتياد و انواع مواد مخدر / تابه كي در پيله بيهودگي در خود تنيدن و مقالات آقاي مجتبي دشتي

سايت بيتوته-تبيان- ايران– شرق– مهر– ايسنا– فارس- باشگاه خبرنگاران- اوج نيوز- عرش نيوز- جوان نيوز- جنوب نيوز




مجتبی دشتی دکتر آذرخش مکری هومان نارنجیها اعتیاد و بهبودی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

عوارض عصبی مصرف شیشه، مجتبی دشتی

شنبه یکم مهر ۱۴۰۲، 22:42

برگرفته از (کتاب شیشه چیست؟) نوشته مجتبی دشتی

مجتبی دشتی

عوارض عصبی مصرف شیشه

آمفتامین‌ها به محض ورود به بدن بر سیستم اعصاب مرکزی اثر می‌گذارند و سبب ترشح مواد انتقال دهنده پیام عصبی از جمله دوپامین،‌ سرتونین، نوراپی نفرین می‌شوند و بدین ترتیب بر دستگاه عصبی مرکزی اثر می‌گذارند.
محرک‌ها و آمفتامین‌ها عمدتا بر روی ترشح دوپامین در مغزاثر می‌گذارند و دوپامین انتقال دهنده‌ای است که باعث ایجاد احساس لذت در بدن می‌شود و در هنگام انجام رفتارهایی نظیر خوردن، رابطه جنسی و کلیه رفتارهای لذت جویانه ترشح می‌شود و این رفتارها را هدایت می‌کند و با مصرف محرک‌ها فرد احساس لذت فراوانی می‌کند.

اثرات مخرب بر مغز که با تغییراتی در حواس و رفتار فرد همراه است.

الف : از دست رفتن کنترل و رفتارهای اجتماعی فرد (مانند پرخاشگری، انجام رفتارهای پرخطر،رانندگی بی‌مهابا،درگیری‌های کلامی و فیزیکی زیاد با دیگران،مشاجره و …)

ب : بروز افسردگی شدید و ناامیدی(باعث آسیب رساندن فرد به خود و نهایتاً منجربه خودکشی می‌شود)

ج : احساس بدبینی(در موارد شدید باورهای بدبینانه،منجر به آسیب رساندن به اطرافیان می‌شود.)

د : بروز تغییراتی در حواس فرد (شنیدن صدا و یا دیدن تصاویری که دیگران قادر به شنیدن و یا دیدن آنها نیستند)

ه : کم شدن حافظه کوتاه مدت(فرد نمی‌تواند به دقت به یاد آورد که در روزهای گذشته چه کارهایی انجام داده است)

تغییرات مغزی به چهار دسته اصلی قابل تقسیم هستند:

1- تغییر مدارهای مغزی و ایجاد وابستگی و اجبار به مصرف مواد: مدارهایی در مغز انسان وجود دارند که بطور طبیعی او را وادار به خوردن، آشامیدن و رفتارهای جنسی می‌کند. شیشه این مدارها را در کنترل خود می‌گیرد و باعث می‌شود فرد مصرف‌کننده یک "ولع غیر قابل کنترل" و یک "اجبار شدید برای مصرف" به سمت این ماده محرک پیدا كند.

2- تخریب سیستم‌های تولید انرژی و انگیزه در مغز: افراد مصرف‌کننده شیشه اگرچه در ابتدای مصرف، احساس انرژی، توان روحی و انگیزه را بالا می‌کند اما پس از مدتی فعالیت بیش از اندازه سیستم‌های تولید انرژی و انگیزه در مغز موجب تخریب این سیستم‌ها (سامانه‌ها) می‌شود. در این شرایط فرد مصرف‌کننده احساس می‌کند بدون مصرف شیشه، توان و انگیزه انجام هیچ کاری را ندارد.

3- اختلال در سیستم‌های مغزی درک واقعیت: فرد مصرف‌کننده شیشه ممکن است چیزهایی ببیند (برای مثال احساس مي‌كند که از پشت او را تعقیب می‌کنند) یا بشنود (برای مثال صداي همسرش كه براي خانواده‌اش از او بدگويي مي‌‌کند) که در واقع وجود خارجی یا حقیقت ندارند. علت این اختلال در ادراک (توهم) یا وجود باورهای غیر واقعی (هذیان) آسیب به نواحی مغزی تشخیص‌دهنده واقعیت در فرد مصرف‌کننده می‌باشند.

4-آسیب به توانمندی‌ها و پردازشهای مغزی: مصرف شيشه مي‌تواند با ايجاد آسيب در سلولهاي مغزي منجر به تخریب توانمندی‌های مغزی شود اين آسيب مي‌تواند با علائم زير بروز پيدا كند:

اختلال در حافظه: آسيبهاي مغزي ناشي از مصرف شيشه مي‌تواند منجر به اختلال در حافظه بخصوص در مورد وقايع نزديك شود. براي مثال فراموش كند كه آيا روز گذشته هزينه شارژ آپارتمانش را پرداخت كرده يا نه و حتي مبلغ آن چقدر بوده يا اينكه صبح قبل از رفتن به محل كار كلي اتاق را براي پيدا كردن وسايلش از جمله كيف، جوراب، ساعت و غيره زير و رو كند

اختلال در توجه: انسان به طور طبيعي مي‌تواند توجه خود را روي وقايع مختلف اطراف خود متمركز كند يا آن كه درآنِ واحد به چند موضوع مختلف توجه نمايد. براي مثال در حين رانندگي علاوه بر توجه به جاده با تلفن همراه صحبت كند و چيزي هم بخورد! مصرف شيشه باعث مي‌شود ضمن كاهش قدرت توجه، جابجايي اين توجه بين وقايع مختلف پيراموني نيز سخت شود. به همين دليل ممكن است توجه فرد مصرف‌کننده مدتي طولاني درگير موضوع خاصی باشد كه اصطلاحا مي‌گويند( یا قفل کرده ) کرده است.

اختلال در برنامه ریزی: لازمه بسياري از كارهاي اقتصادي، برنامه‌ريزي براي روزها و هفته‌هاي بعد و اجراي اين برنامه‌ها است. مصرف شيشه با ايجاد تخريب در نواحي جلويي مغز، امكان برنامه‌ريزي و اجراي مرحله ‌به مرحله برنامه‌ها را از مصرف‌كنندگان مي‌گيرد.

مجموعه اين اختلالات مغزي عموماً باعث مي‌شود فرد مصرف‌كننده شيشه بعد از چند سال ديگر نتواند فعاليت اقتصادي و شغلي خود را ادامه دهد تا اينكه دچار ورشكستگي گردد. پس در یک جمع‌بندی می‌توان گفت اجبار به ادامه مصرف، حالتهاي هذيان و توهم و همچنين ضعف و كمبود انرژي همراه با بيماري اعتياد به شيشه همگی ازتخريبهاي مغزي ناشي مي‌شوند.

افرادى که به یک باره مصرف شیشه را قطع می‌کنند دچار علائم وحشتناکی نظیر:

افسردگى عصبى خواب طولانى وآشفته به هم ریختگى‌های روانی، کم آوردن انرژى، سراسیمگى، تیک‌های عصبی، اضطراب و عدم تعادل در رفتار می‌شوند نوع افسردگى بعد ازقطع مصرف شیشه قابل مقایسه با دیگر مواداعتیادآور نیست تا جایى که توانایى انجام وظایف و کارهاى روزمره فرد را مختل مى‌کند.و با تشدید روزافزون این علائم تحمل برای فرد ناممکن شده و مصرف مجدد (علیرغم نداشتن درد جسمی حاد ) شروع می‌شود.

جنون شیشه‌

سلول‌ها یا رشته‌های عصبی در سیستم اعصاب مرکزی، از طریق فضای بین سلولی با هم در تماس هستند که به این فضا، سیناپس گفته می‌شود. یعنی رشته‌های عصبی مستقیماً با هم در تماس نیستند و برای انتقال پیام بین یکدیگر، ماده مورد نظر را که به آن‌ها نوروترنسمیتر گفته می‌شود، در این فضا ترشح می‌کنند و این ماده، بر گیرنده‌هایی که در سلول بعدی قرار دارد می‌نشیند و به این ترتیب پیام منتقل می‌شود. در سیستم عصبی، نوروترنسمیترهای گوناگونی وجود دارند که ترشح هر کدام موجب بروز علائم و خلقیات مختلف می‌شود. دوپامین و سروتونین، نوروترنسمیترهایی هستند که در زمان شادی و ورزش و لذت از غذا خوردن، به طور طبیعی ترشح می‌شوند(سیستم پاداش مغز). سوءمصرف مواد محرکی مثل شیشه، میزان ترشح طبیعی آن‌ها‌را افزایش می‌دهد که در نهایت، اختلالات روانپزشکی از جمله افسردگی، اختلالات دوقطبی و اختلال شخصیت را به همراه می‌آورد. مصرف شیشه ابتدا تجربه لذت‌بخشی را ایجاد می‌کند و در عین‌ حال قدرت تمرکز و اعتماد به نفس فرد نیز بالا می‌رود که ناشی از ترشح بیش از اندازه‌ی همین نوروترنسمیترها می‌باشد. از آنجایی که شخص بعد از مصرف مکرر، دیگر آن تجربه خوب اولیه را دوباره احساس نمی‌کند؛ دوز مصرفي‌اش را افزایش داده و تبدیل به یک رفتار اجباری در او می‌شود. مصرف شیشه ابتدا وام‌هاي خوبي به فرد مي‌دهد مثلا موجب افزایش اعتماد به نفس و هوشیاری شده و شخص با اشتیاق و دقت، همه چیز را نظارت و پیگیری می‌کند و می‌خواهد همه چیز را کشف کند؛ به مسائل علمی، کامپیوتر و حتی کارهای بدنی علاقه‌مند می‌شود و تلاش‌هاي خستگی‌ناپذیر او حتی مورد تمجید دیگران قرار می‌گیرد. اما به‌تدریج كه مصرف بيشتر مي‌شود و اجبار در مصرف جايگزين مصرف تفنني مي‌شود این روند معکوس می‌شود. بعد از مدتی، شخص احساس می‌کند دیگران او را کنترل يا تحت نظر داشته؛ یا مكالمات تلفني‌اش شنود مي‌كنند؛ از طریق کامپیوتر او را هک می‌کنند و يا احساس مي‌كند در كوچه و خيابان در حال تعقيب او هستند به خانواده و اطرافیانش شدیداً سوءظن پيدا می‌كند و هرگز حاضر نیست حرف و صحبت دیگران را بپذیرد و تایید کند، فکر می‌کند همه اشتباه می‌کنند، همه دنیا اشتباه می‌کنند و فقط اوست که درست فکر می‌کند، یکی از تفکرات جالب این است که فکر می‌کنند وقتی با او صحبت می‌کنند از زمانی که مصرف کننده شیشه شده‌اند بسیار پیشرفت کرده‌اند و تبدیل به انسان‌های دانایی شده‌اند و چیزهایی را می‌فهمند که دیگران نمی‌فهمندتوهمات شيشه به گونه‌ای است که بیان آن‌ها کار ساده‌ای نیست، همه مردم را دشمن خود می‌دانند ، فکر می‌کنند همه دنبال آن‌ها هستند، تصور می‌کند در همه جا مشغول پاییدن او هستند، حتی در خانه‌اش وسايل و دروبين مخفي کار گذاشته‌اند، تا جایی که شاید تمام وسایل الکترونیکی و حتی تلفن را قطع کند و همواره فكر مي‌كند که تحت نظر است. حرف هیچ‌کس را باور نمی‌کند و به نزدیک‌ترین افراد خانواده خود شدیداً بدبین می‌شود. اگر ازدواج کرده باشد، به همسر خود بدبین شده و حتی تصور مي‌‌کند فرزندانش متعلق به او نیستند. اگر سوالی از او بپرسند ظنین می‌شود و با هزار نوع افکار منفی سوال را موشکافی ‌کرده تا علت آن‌را کشف کند. به تدریج دوستان و اطرافيان را با سوءظن‌هايش از كنار خود مي‌راند و در گوشه‌اي انزوا مي‌گزيند. معمولا در این وضعیت اگر خانواده‌ها اطلاع و آگاهي کافی از این شرایط نداشته
باشند، این رفتارش را تحمل نمی‌کنند و به این ترتیب او هر چه بیشتر در تنهایی و اعتیادش غرق می‌شود. وابستگان به شیشه غالباً تمایلی برای ترک ندارند که این امر معضل را پیچیده‌تر می‌کند. مواد توهم‌زا دسته‌ای از مواد هستند که سبب ایجاد تغییراتی در خلق و ادراک می‌شوند. سردسته این گروه از موادشيشهاست. تحمل نسبت به این مواد خیلی سریع و پس از ۳ تا ۴ روز مصرف مستمر پدید می‌آید. وابستگی جسمانی به توهم‌زاها بوجود نمی‌آید و با قطع مصرف آنها علایم ترک ظاهر نمی‌شود،‌ اما وابستگی روانی می‌تواند پدید آید
.

مجتبی دشتی

اختلال خواب چیست و خواب رم کدام است؟

وقتی انسان‌ شبها به بستر خواب می‌رود برای اینکه به مرحله خواب عمیق فرو رود سه مرحله را می‌گذراند که هر مرحله، حدود دو ساعت طول می‌کشد. خواب به تدریج عمیق می‌شود و بعد انسان وارد مرحله رویابینی می‌شود. در این مرحله چشم‌ها به چپ و راست می‌کنند. دانشمندان این مرحله را، مرحله رِم و یا حرکات سریع چشممی‌گویند و بر این باور هستند که در این مرحله انسان تصاویر رویای خود را با چشمانش دنبال می‌کند. 80 درصد خواب در مرحله غیر رم و 20 درصد در مرحله رم است. در مرحله خواب رم عضلات بدن کاملا شل و ریلکس شده و موجب می‌شود شخص هنگام صبح با نشاط و سرحال، بدون خستگی عضلانی بیدار شود. در واقع آنچه ما آن‌را خواب خوب می‌گوییم؛ خوابی است که دارای مرحله رم باشد. مرحله رم، باعث تنظیم متابولیسم و کارکرد مغز انسان نیز می‌شود.

مصرف موادی مثل شیشه یا آمفتامین باعث اختلال در خواب شده و موجب کاهش یا حذف مرحله رم می‌شود.معتادان به مت‌آمفتامین به‌طور کلی فاقد مرحله رم هستند و به همینعلت بعد از دوره‌ای مصرف دچار جنون واختلالات روحی و روانی می‌شوند.

وابستگى

اغلب افرادي که شيشه مصرف مى‌کنند آن‌ را وابسته کننده توصیف مى‌کنند. اغلب كساني كه بصورت تفنني و در ابتداي مسير نابودي و گرايش هستند شيشه مصرف مي‌كنند تمايل دارند كه هميشه مقداري از آن را همراه خود داشته باشند تا در مواقع اضطراري و نگراني به دادشان برسد. با توجه به ماهیت وابسته کننده این ماده فرد از لحاظ روانى و فیزیکى به آسانى به آن وابسته مي‌شود. شخصى که از نظر روانى به شيشه وابسته شود بیش از هر چیزى در زندگى طالب آن مى‌شود. وقتى که بدن فرد با مواداعتیادآور سازگارى پیدا مى‌کند وابستگى فیزیکى اتفاق مى‌افتد و در این وضعیت فرد تدریجاً به عملکرد مواداعتیادآور در سیستم بدن عادت مى‌کند. بالارفتن سریع قدرت تحمل و وابستگى نسبت به شيشه و مصرف دوز بالاى این ماده براى رسیدن به تاثیر مطلوب از دلایل معمول مصرف عنوان شده است. حالت سرخوشی که به دنبال مصرف شيشه در فرد ظهور مى‌کند اغلب موجب بروز میل بیش از حدى براى استفاده بیشتر از این ماده در شخص مى‌شود.

شرح بالینی بیماران وابسته به مت‌آمفتامین، اغلب بی‌توجهی‌های ظاهری و حواس پرتی در این بیماران بيشتر نمود می‌کند و نشان داده شده است که افراد وابسته به مت‌آمفتامین در دقت و توجه در نمونه‌های آزمایشگاهی دچار اختلال هستند. توانایی توجه‌ای پایدار نیز ممکن است در مصرف کنندگان مت‌آمفتامین مستعد اختلال باشد، که شاید مرتبط با آسیب‌های عصبی در قشر سینگولیت قدامی و قشر منزوی قدامی باشد. اختلال محدود در زبان، مشاهده شده در مصرف کنندگان مت‌آمفتامین؛ ممکن است تا حدی با سرعت پردازش اطلاعات و اختلال اجرایی توضیح داده شده در بالا مرتبط باشد. ناگفته نماند كه مدارهایی در مغز انسان وجود دارند که بطور طبیعی او را وادار به خوردن، آشامیدن و رفتارهای جنسی می‌کند. شیشه این مدارها را در کنترل خود می‌گیرد و باعث می‌شود فرد مصرف‌کننده با احساس"ولع و عطش غیر قابل کنترل" و همچنين "اجبار شدید برای مصرف" به سمت این ماده محرک گرايش و وابستگي پیدا كند.

مجتبی دشتی دکتر فرهودی سبک زندگی اعتیاد و بهبودی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی
© تسهیلگران مسیر توانمندی
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
جدیدترین‌ها
  • کتاب راهکار رهایی چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵
  • کتاب راهکار رهایی شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵
  • کتامین موادمخد کتامین چهارشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۵
  • سبکهای فرزندپروری مجتبی دشتی چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
  • مهارت تاب آوری مجتبی دشتی پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴
  • کتابهای مجتبی دشتی پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴
  • دکتر مجتبی دشتی چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۴
  • انحرافات اجتماعی و اعتیاد مجتبی دشتی سه شنبه نهم دی ۱۴۰۴
  • دلایل طلاق عاطفی پرهام عامری چهارشنبه سوم دی ۱۴۰۴
  • شعر زندگی مجتبی دشتی شنبه هشتم آذر ۱۴۰۴
  • تماشای فیلم پورن توسط کودکان. مجتبی دشتی مدرس فرزندپروری شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۴
  • خروج از مثلث کارپمن پرهام عامری چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴
برچسب‌ها
  • مجتبی دشتی (107)
  • مرتضی عامری (94)
  • محسن سمیعی (42)
  • بهبودی (39)
  • اعتیاد (35)
  • موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی (32)
  • پرهام عامری (13)
  • تسهیلگران مسیر توانمندی (12)
  • دوازده قدم (12)
  • اعتیاد و بهبودی (9)
  • دکتر مجتبی دشتی (7)
  • کتاب ماتریکس (5)
  • فرزندپروری (5)
  • جهانگیر ظهیری (4)
  • کمپیتال دروس (3)
  • دکتر محمدرضا مقدسی (3)
  • مثلث کارپمن (3)
  • انجمن مددکاران اجتماعی (3)
  • مهارت نه گفتن (3)
  • سبک زندگی (3)
آرشیو
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
نویسندگان
  • محسن سمیعی، مجتبی دشتی
  • مجتبی دشتی، محسن سمیعی
دوستان
  • مددکاری اعتیاد و آسیب شناسی
  • بهبودی
  • اعتیاد و بهبودی
  • مرتضی عامری ( کودکان کار)
  • موسسه ترک اعتیاد ندای امید بیداری
  • موسسه آموزشی پژوهشی ققنوس
امکانات