عوارض عصبی مصرف شیشه، مجتبی دشتی
برگرفته از (کتاب شیشه چیست؟) نوشته مجتبی دشتی

عوارض عصبی مصرف شیشه
آمفتامینها به محض ورود به بدن بر سیستم اعصاب مرکزی اثر میگذارند و سبب ترشح مواد انتقال دهنده پیام عصبی از جمله دوپامین، سرتونین، نوراپی نفرین میشوند و بدین ترتیب بر دستگاه عصبی مرکزی اثر میگذارند.
محرکها و آمفتامینها عمدتا بر روی ترشح دوپامین در مغزاثر میگذارند و دوپامین انتقال دهندهای است که باعث ایجاد احساس لذت در بدن میشود و در هنگام انجام رفتارهایی نظیر خوردن، رابطه جنسی و کلیه رفتارهای لذت جویانه ترشح میشود و این رفتارها را هدایت میکند و با مصرف محرکها فرد احساس لذت فراوانی میکند.
اثرات مخرب بر مغز که با تغییراتی در حواس و رفتار فرد همراه است.
الف : از دست رفتن کنترل و رفتارهای اجتماعی فرد (مانند پرخاشگری، انجام رفتارهای پرخطر،رانندگی بیمهابا،درگیریهای کلامی و فیزیکی زیاد با دیگران،مشاجره و …)
ب : بروز افسردگی شدید و ناامیدی(باعث آسیب رساندن فرد به خود و نهایتاً منجربه خودکشی میشود)
ج : احساس بدبینی(در موارد شدید باورهای بدبینانه،منجر به آسیب رساندن به اطرافیان میشود.)
د : بروز تغییراتی در حواس فرد (شنیدن صدا و یا دیدن تصاویری که دیگران قادر به شنیدن و یا دیدن آنها نیستند)
ه : کم شدن حافظه کوتاه مدت(فرد نمیتواند به دقت به یاد آورد که در روزهای گذشته چه کارهایی انجام داده است)
تغییرات مغزی به چهار دسته اصلی قابل تقسیم هستند:
1- تغییر مدارهای مغزی و ایجاد وابستگی و اجبار به مصرف مواد: مدارهایی در مغز انسان وجود دارند که بطور طبیعی او را وادار به خوردن، آشامیدن و رفتارهای جنسی میکند. شیشه این مدارها را در کنترل خود میگیرد و باعث میشود فرد مصرفکننده یک "ولع غیر قابل کنترل" و یک "اجبار شدید برای مصرف" به سمت این ماده محرک پیدا كند.
2- تخریب سیستمهای تولید انرژی و انگیزه در مغز: افراد مصرفکننده شیشه اگرچه در ابتدای مصرف، احساس انرژی، توان روحی و انگیزه را بالا میکند اما پس از مدتی فعالیت بیش از اندازه سیستمهای تولید انرژی و انگیزه در مغز موجب تخریب این سیستمها (سامانهها) میشود. در این شرایط فرد مصرفکننده احساس میکند بدون مصرف شیشه، توان و انگیزه انجام هیچ کاری را ندارد.
3- اختلال در سیستمهای مغزی درک واقعیت: فرد مصرفکننده شیشه ممکن است چیزهایی ببیند (برای مثال احساس ميكند که از پشت او را تعقیب میکنند) یا بشنود (برای مثال صداي همسرش كه براي خانوادهاش از او بدگويي ميکند) که در واقع وجود خارجی یا حقیقت ندارند. علت این اختلال در ادراک (توهم) یا وجود باورهای غیر واقعی (هذیان) آسیب به نواحی مغزی تشخیصدهنده واقعیت در فرد مصرفکننده میباشند.
4-آسیب به توانمندیها و پردازشهای مغزی: مصرف شيشه ميتواند با ايجاد آسيب در سلولهاي مغزي منجر به تخریب توانمندیهای مغزی شود اين آسيب ميتواند با علائم زير بروز پيدا كند:
اختلال در حافظه: آسيبهاي مغزي ناشي از مصرف شيشه ميتواند منجر به اختلال در حافظه بخصوص در مورد وقايع نزديك شود. براي مثال فراموش كند كه آيا روز گذشته هزينه شارژ آپارتمانش را پرداخت كرده يا نه و حتي مبلغ آن چقدر بوده يا اينكه صبح قبل از رفتن به محل كار كلي اتاق را براي پيدا كردن وسايلش از جمله كيف، جوراب، ساعت و غيره زير و رو كند
اختلال در توجه: انسان به طور طبيعي ميتواند توجه خود را روي وقايع مختلف اطراف خود متمركز كند يا آن كه درآنِ واحد به چند موضوع مختلف توجه نمايد. براي مثال در حين رانندگي علاوه بر توجه به جاده با تلفن همراه صحبت كند و چيزي هم بخورد! مصرف شيشه باعث ميشود ضمن كاهش قدرت توجه، جابجايي اين توجه بين وقايع مختلف پيراموني نيز سخت شود. به همين دليل ممكن است توجه فرد مصرفکننده مدتي طولاني درگير موضوع خاصی باشد كه اصطلاحا ميگويند( یا قفل کرده ) کرده است.
اختلال در برنامه ریزی: لازمه بسياري از كارهاي اقتصادي، برنامهريزي براي روزها و هفتههاي بعد و اجراي اين برنامهها است. مصرف شيشه با ايجاد تخريب در نواحي جلويي مغز، امكان برنامهريزي و اجراي مرحله به مرحله برنامهها را از مصرفكنندگان ميگيرد.
مجموعه اين اختلالات مغزي عموماً باعث ميشود فرد مصرفكننده شيشه بعد از چند سال ديگر نتواند فعاليت اقتصادي و شغلي خود را ادامه دهد تا اينكه دچار ورشكستگي گردد. پس در یک جمعبندی میتوان گفت اجبار به ادامه مصرف، حالتهاي هذيان و توهم و همچنين ضعف و كمبود انرژي همراه با بيماري اعتياد به شيشه همگی ازتخريبهاي مغزي ناشي ميشوند.
افرادى که به یک باره مصرف شیشه را قطع میکنند دچار علائم وحشتناکی نظیر:
افسردگى عصبى خواب طولانى وآشفته به هم ریختگىهای روانی، کم آوردن انرژى، سراسیمگى، تیکهای عصبی، اضطراب و عدم تعادل در رفتار میشوند نوع افسردگى بعد ازقطع مصرف شیشه قابل مقایسه با دیگر مواداعتیادآور نیست تا جایى که توانایى انجام وظایف و کارهاى روزمره فرد را مختل مىکند.و با تشدید روزافزون این علائم تحمل برای فرد ناممکن شده و مصرف مجدد (علیرغم نداشتن درد جسمی حاد ) شروع میشود.
جنون شیشه
سلولها یا رشتههای عصبی در سیستم اعصاب مرکزی، از طریق فضای بین سلولی با هم در تماس هستند که به این فضا، سیناپس گفته میشود. یعنی رشتههای عصبی مستقیماً با هم در تماس نیستند و برای انتقال پیام بین یکدیگر، ماده مورد نظر را که به آنها نوروترنسمیتر گفته میشود، در این فضا ترشح میکنند و این ماده، بر گیرندههایی که در سلول بعدی قرار دارد مینشیند و به این ترتیب پیام منتقل میشود. در سیستم عصبی، نوروترنسمیترهای گوناگونی وجود دارند که ترشح هر کدام موجب بروز علائم و خلقیات مختلف میشود. دوپامین و سروتونین، نوروترنسمیترهایی هستند که در زمان شادی و ورزش و لذت از غذا خوردن، به طور طبیعی ترشح میشوند(سیستم پاداش مغز). سوءمصرف مواد محرکی مثل شیشه، میزان ترشح طبیعی آنهارا افزایش میدهد که در نهایت، اختلالات روانپزشکی از جمله افسردگی، اختلالات دوقطبی و اختلال شخصیت را به همراه میآورد. مصرف شیشه ابتدا تجربه لذتبخشی را ایجاد میکند و در عین حال قدرت تمرکز و اعتماد به نفس فرد نیز بالا میرود که ناشی از ترشح بیش از اندازهی همین نوروترنسمیترها میباشد. از آنجایی که شخص بعد از مصرف مکرر، دیگر آن تجربه خوب اولیه را دوباره احساس نمیکند؛ دوز مصرفياش را افزایش داده و تبدیل به یک رفتار اجباری در او میشود. مصرف شیشه ابتدا وامهاي خوبي به فرد ميدهد مثلا موجب افزایش اعتماد به نفس و هوشیاری شده و شخص با اشتیاق و دقت، همه چیز را نظارت و پیگیری میکند و میخواهد همه چیز را کشف کند؛ به مسائل علمی، کامپیوتر و حتی کارهای بدنی علاقهمند میشود و تلاشهاي خستگیناپذیر او حتی مورد تمجید دیگران قرار میگیرد. اما بهتدریج كه مصرف بيشتر ميشود و اجبار در مصرف جايگزين مصرف تفنني ميشود این روند معکوس میشود. بعد از مدتی، شخص احساس میکند دیگران او را کنترل يا تحت نظر داشته؛ یا مكالمات تلفنياش شنود ميكنند؛ از طریق کامپیوتر او را هک میکنند و يا احساس ميكند در كوچه و خيابان در حال تعقيب او هستند به خانواده و اطرافیانش شدیداً سوءظن پيدا میكند و هرگز حاضر نیست حرف و صحبت دیگران را بپذیرد و تایید کند، فکر میکند همه اشتباه میکنند، همه دنیا اشتباه میکنند و فقط اوست که درست فکر میکند، یکی از تفکرات جالب این است که فکر میکنند وقتی با او صحبت میکنند از زمانی که مصرف کننده شیشه شدهاند بسیار پیشرفت کردهاند و تبدیل به انسانهای دانایی شدهاند و چیزهایی را میفهمند که دیگران نمیفهمندتوهمات شيشه به گونهای است که بیان آنها کار سادهای نیست، همه مردم را دشمن خود میدانند ، فکر میکنند همه دنبال آنها هستند، تصور میکند در همه جا مشغول پاییدن او هستند، حتی در خانهاش وسايل و دروبين مخفي کار گذاشتهاند، تا جایی که شاید تمام وسایل الکترونیکی و حتی تلفن را قطع کند و همواره فكر ميكند که تحت نظر است. حرف هیچکس را باور نمیکند و به نزدیکترین افراد خانواده خود شدیداً بدبین میشود. اگر ازدواج کرده باشد، به همسر خود بدبین شده و حتی تصور ميکند فرزندانش متعلق به او نیستند. اگر سوالی از او بپرسند ظنین میشود و با هزار نوع افکار منفی سوال را موشکافی کرده تا علت آنرا کشف کند. به تدریج دوستان و اطرافيان را با سوءظنهايش از كنار خود ميراند و در گوشهاي انزوا ميگزيند. معمولا در این وضعیت اگر خانوادهها اطلاع و آگاهي کافی از این شرایط نداشته
باشند، این رفتارش را تحمل نمیکنند و به این ترتیب او هر چه بیشتر در تنهایی و اعتیادش غرق میشود. وابستگان به شیشه غالباً تمایلی برای ترک ندارند که این امر معضل را پیچیدهتر میکند. مواد توهمزا دستهای از مواد هستند که سبب ایجاد تغییراتی در خلق و ادراک میشوند. سردسته این گروه از موادشيشهاست. تحمل نسبت به این مواد خیلی سریع و پس از ۳ تا ۴ روز مصرف مستمر پدید میآید. وابستگی جسمانی به توهمزاها بوجود نمیآید و با قطع مصرف آنها علایم ترک ظاهر نمیشود، اما وابستگی روانی میتواند پدید آید.

اختلال خواب چیست و خواب رم کدام است؟
وقتی انسان شبها به بستر خواب میرود برای اینکه به مرحله خواب عمیق فرو رود سه مرحله را میگذراند که هر مرحله، حدود دو ساعت طول میکشد. خواب به تدریج عمیق میشود و بعد انسان وارد مرحله رویابینی میشود. در این مرحله چشمها به چپ و راست میکنند. دانشمندان این مرحله را، مرحله رِم و یا حرکات سریع چشممیگویند و بر این باور هستند که در این مرحله انسان تصاویر رویای خود را با چشمانش دنبال میکند. 80 درصد خواب در مرحله غیر رم و 20 درصد در مرحله رم است. در مرحله خواب رم عضلات بدن کاملا شل و ریلکس شده و موجب میشود شخص هنگام صبح با نشاط و سرحال، بدون خستگی عضلانی بیدار شود. در واقع آنچه ما آنرا خواب خوب میگوییم؛ خوابی است که دارای مرحله رم باشد. مرحله رم، باعث تنظیم متابولیسم و کارکرد مغز انسان نیز میشود.
مصرف موادی مثل شیشه یا آمفتامین باعث اختلال در خواب شده و موجب کاهش یا حذف مرحله رم میشود.معتادان به متآمفتامین بهطور کلی فاقد مرحله رم هستند و به همینعلت بعد از دورهای مصرف دچار جنون واختلالات روحی و روانی میشوند.
وابستگى
اغلب افرادي که شيشه مصرف مىکنند آن را وابسته کننده توصیف مىکنند. اغلب كساني كه بصورت تفنني و در ابتداي مسير نابودي و گرايش هستند شيشه مصرف ميكنند تمايل دارند كه هميشه مقداري از آن را همراه خود داشته باشند تا در مواقع اضطراري و نگراني به دادشان برسد. با توجه به ماهیت وابسته کننده این ماده فرد از لحاظ روانى و فیزیکى به آسانى به آن وابسته ميشود. شخصى که از نظر روانى به شيشه وابسته شود بیش از هر چیزى در زندگى طالب آن مىشود. وقتى که بدن فرد با مواداعتیادآور سازگارى پیدا مىکند وابستگى فیزیکى اتفاق مىافتد و در این وضعیت فرد تدریجاً به عملکرد مواداعتیادآور در سیستم بدن عادت مىکند. بالارفتن سریع قدرت تحمل و وابستگى نسبت به شيشه و مصرف دوز بالاى این ماده براى رسیدن به تاثیر مطلوب از دلایل معمول مصرف عنوان شده است. حالت سرخوشی که به دنبال مصرف شيشه در فرد ظهور مىکند اغلب موجب بروز میل بیش از حدى براى استفاده بیشتر از این ماده در شخص مىشود.
شرح بالینی بیماران وابسته به متآمفتامین، اغلب بیتوجهیهای ظاهری و حواس پرتی در این بیماران بيشتر نمود میکند و نشان داده شده است که افراد وابسته به متآمفتامین در دقت و توجه در نمونههای آزمایشگاهی دچار اختلال هستند. توانایی توجهای پایدار نیز ممکن است در مصرف کنندگان متآمفتامین مستعد اختلال باشد، که شاید مرتبط با آسیبهای عصبی در قشر سینگولیت قدامی و قشر منزوی قدامی باشد. اختلال محدود در زبان، مشاهده شده در مصرف کنندگان متآمفتامین؛ ممکن است تا حدی با سرعت پردازش اطلاعات و اختلال اجرایی توضیح داده شده در بالا مرتبط باشد. ناگفته نماند كه مدارهایی در مغز انسان وجود دارند که بطور طبیعی او را وادار به خوردن، آشامیدن و رفتارهای جنسی میکند. شیشه این مدارها را در کنترل خود میگیرد و باعث میشود فرد مصرفکننده با احساس"ولع و عطش غیر قابل کنترل" و همچنين "اجبار شدید برای مصرف" به سمت این ماده محرک گرايش و وابستگي پیدا كند.