تسهیلگران مسیر توانمندی

کاهش آسیبهای اجتماعی و توانمند سازی  و آموزش

  • خانه
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

بررسی چندجانبه اثرات بخشش بر سلامت روان و جامعه

یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۵، 0:58

« بررسی چندجانبه اثرات بخشش بر سلامت روان و جامعه»

فصل ۱: مقدمه و تبیین مفهوم

* تعریف بخشش (Forgiveness) در مقابل انتقام و بی تفاوتی.

* تمایز بین بخشیدن و فراموش کردن یا تایید رفتار اشتباه.

* ضرورت بررسی این موضوع در دنیای مدرن.

فصل ۲: روان شناسی بخشش

* چرخه خشم و رنج ، چگونه کینه توزی باعث حبس شدن در گذشته می شود؟

* مدل های روان شناختی بخشش؛ بررسی نظریات روان شناسان برجسته.

* تفاوت بین بخشش خود (Self-Forgiveness) و بخشش دیگران.

فصل ۳: اثرات فیزیولوژیک و سلامت جسمانی

* سیستم عصبی؛ تاثیر خشم بر محور HPA و هورمون کورتیزول.

* سلامت قلب و عروق؛ رابطه بین کینه و فشار خون/بیماری های قلبی.

* سیستم ایمنی؛ چگونه رهایی از تنش های روانی، قدرت دفاع بدن را بالا می برد.

فصل ۴: بخشش و سلامت روان

* کاهش اضطراب، افسردگی و استرس پس از سانحه (PTSD).

* افزایش تاب آوری (Resilience) روانی.

* نقش بخشش در افزایش عزت نفس (Self-esteem).

فصل ۵: ابعاد اجتماعی و روابط بین فردی

* بازسازی پیوندها در خانواده و محیط کار.

* تاثیر بخشش بر کاهش رفتارهای تهاجمی در جامعه.

* بخشیدن به عنوان ابزاری برای صلح و ثبات اجتماعی.

فصل ۶: چالش ها و موانع بخشش

* چرا بخشیدن سخت است؟ (نقش ایگو و خودبزرگ بینی).

* زمانی که بخشیدن ممکن نیست (مرزهای سلامت روان و خودمحوری).

* اشتباهات رایج در فرآیند بخشش.

فصل ۷: نتیجه گیری و راهکارهای عملی

* خلاصه ای از یافته ها.

* تمرینات عملی برای تمرین بخشش در زندگی روزمره.

قدرت رهایی؛ بررسی چندجانبه اثرات بخشش بر سلامت روان و جامعه

فصل ۱: مقدمه و تبیین مفهوم؛ فراتر از یک واژه ساده

در جریان تاریخ بشریت، یکی از پیچیده ترین و در عین حال رهایی بخش ترین تجربه های انسانی، مفهوم «بخشیدن» یا همان «Forgiveness» بوده است. در نگاه اول، ممکن است بخشیدن تنها یک عمل اخلاقی یا مذهبی به نظر برسد که از فرد انتظار دارد از خطای دیگری چشم پوشی کند؛ اما در مطالعات معاصر علوم رفتاری و روان شناسی، بخشیدن به عنوان یک فرآیند تحولی (Transformative Process) شناخته می شود که نه تنها رابطه میان دو فرد، بلکه ساختار درونی و زیستی فرد بخشنده را نیز دگرگون می کند.

۱.۱. تعریف دقیق بخشش

برای درک عمیق فواید بخشیدن، ابتدا باید مرزهای آن را با مفاهیم مشابه مشخص کنیم. بخشیدن به معنای نادیده گرفتن بی عدالتی، تایید رفتار اشتباه، یا فراموش کردن درد نیست. در واقع:

* بخشیدن در برابر فراموش کردن؛ فراموشی یک فرآیند بیولوژیک و ناخودآگاه است، اما بخشش یک تصمیم آگاهانه و ارادی است. فرد بخشنده، واقعه را به یاد دارد اما قدرت اثرگذاری منفی آن را بر احساسات خود از بین می برد.

* بخشیدن در برابر بی تفاوتی؛ بی تفاوتی یعنی عدم اهمیت به مسئله، اما بخشیدن یعنی مواجهه با درد و سپس تصمیم برای رها کردن آن.

* بخشیدن در برابر سازش (Compromise)؛ سازش ممکن است به معنای پذیرش شرایط ناعادلانه برای حفظ رابطه باشد، اما بخشش یعنی رها کردن بار سنگین خشم بدون اینکه لزوما به فرد خاطئ اجازه بازگشت به همان رفتار را بدهیم.

۱.۲. ضرورت بررسی موضوع در دنیای مدرن

ما در عصری زندگی می کنیم که سرعت تغییرات و فشارهای اجتماعی بالا رفته است. تروماها (آسیب های روانی)، خیانت های عاطفی، نابرابری های اجتماعی و تنش های محیط کار، همگی بستری را فراهم کرده اند که در آن «کینه» به یک بیماری مزمن تبدیل شده است. در این میان، بررسی علمی فواید بخشش دیگر یک بحث تزئینی نیست، بلکه یک ضرورت برای بقای سلامت روان در جامعه مدرن است.

فصل ۲: روان شناسی بخشش؛ از زندان کینه تا آزادی درونی

بخشیدن یک عمل بیرونی نیست، بلکه یک تغییر درونی است. روان شناسی مدرن بر این باور است که کینه و خشم، مانند یک زنجیر نامرئی هستند که فرد را به رویدادهای گذشته پیوند می دهند.

۲.۱. چرخه خشم و رنج (The Cycle of Resentment)

زمانی که فردی مورد بی عدالتی قرار می گیرد، احساس خشم، درد و بی عدالتی در او شکل می گیرد. اگر این احساسات پردازش نشوند، وارد مرحله ای به نام «اجترار» (Rumination) می شوند. اجترار یعنی تکرار مداوم افکار منفی و بازبینی صحنه های دردناک در ذهن.

در این چرخه، فرد در یک «حبس زمانی» قرار می گیرد؛ او در حالی که در زمان حال زندگی می کند، از نظر عاطفی در لحظه وقوع آسیب (گذشته) گیر کرده است. این پیوند با گذشته، مانع از رشد شخصیت و تجربه لذت در لحظه حاضر می شود. بخشیدن، در واقع قطع کردن این پیوند با گذشته است.

۲.۲. مدل های روان شناختی بخشش

روان شناسان برای تبیین این فرآیند از مدل های مختلفی استفاده می کنند. یکی از برجسته ترین آن ها، نگاه به بخشش به عنوان یک «تغییر در جهت گیری شناختی» است.

در این مدل، فرد از مرحله «خود-محوری در درد» (که در آن تمام جهان را از دریچه آن آسیب دیده می بیند) به مرحله «درک چندجانبه» حرکت می کند. این به معنای توجیه رفتار فرد خاطئ نیست، بلکه به معنای درک این است که رفتار او محصول از پیچیدگی های روانی، تربیت یا شرایط محیطی او بوده است. این درک، از شدت «شخصی بودن» (Personalization) حمله می کاهد.

۲.۳. تفاوت بین بخشش دیگران و بخشش خود (Self-Forgiveness)

یکی از دشوارترین و در عین حال حیاتی ترین شاخه های روان شناسی بخشش، «بخشش خود» است. بسیاری از افراد، بزرگترین دشمن خود هستند.

* بخشیدن دیگران؛ تمرکز بر رها کردن بار احساسی ناشی از عمل دیگری است.

* بخشیدن خود؛ تمرکز بر پذیرش خطای خویشتن و عبور از مرحله «خودسرزنش گری» (Self-reproach) است.

بدون بخشش خود، فرد حتی اگر دیگران را ببخشد، باز هم در زندان گناه و شرم (Shame) محبوس خواهد بود. پژوهش ها نشان می دهند که بخشش خود، پیش نیاز اصلی عزت نفس (Self-esteem) و سلامت روان است.

فصل ۳: اثرات فیزیولوژیک و سلامت جسمانی؛ وقتی ذهن، بدن را نجات می دهد

بسیاری از مردم تصور می کنند که خشم و کینه، تنها در ذهن و احساسات ما جریان دارند. اما علوم اعصاب (Neuroscience) و فیزیولوژی مدرن ثابت کرده اند که احساسات قدرتمند، واکنش های شیمیایی و الکتریکی گسترده ای در تمام سیستم های بدن ایجاد می کنند. کینه، در واقع یک «استرس مزمن» (Chronic Stress) است.

۳.۱. سیستم عصبی و محور HPA

زمانی که فرد در وضعیت خشم یا کینه قرار می گیرد، بدن او را در حالت «جنگ یا گریز» (Fight or Flight) قرار می دهد. در این حالت، هیپوتالاموس در مغز، دستور فعال شدن محور HPA (محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال) را صادر می کند.

این فرآیند باعث ترشح مداوم هورمون های استرس، به ویژه کورتیزول و آدرنالین می شود. در یک موقعیت گذرا، این واکنش برای بقا لازم است، اما وقتی فرد در کینه غرق می شود، این هورمون ها به صورت مزمن در خون باقی می مانند. حضور مداوم کورتیزول بالا، مانند ریختن اسید بر قطعات ظریف یک ماشین است؛ این ماده به مرور زمان سیستم های مختلف بدن را تخریب می کند.

۳.۲. سلامت قلب و عروق: قلب در تنگنای کینه

یکی از مستقیم ترین آسیب های ناشی از عدم بخشش، سیستم قلبی-عروقی است. مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می دهند که افراد با سطح بالای خشم و کینه، در معرض ریسک بسیار بالاتری برای:

* افزایش فشار خون (Hypertension)؛ انقباض مداوم عروق به دلیل ترشح آدرنالین.

* آریتمی های قلبی؛ اختلال در ضربان قلب ناشی از تحریک سیستم عصبی سمپاتیک.

* سکته های قلبی و مغزی؛ التهاب عروقی ناشی از استرس مزمن.

بخشیدن، با آرام کردن سیستم عصبی، باعث کاهش ضربان قلب در حالت استراحت و بهبود انعطاف پذیری عروق می شود.

۳.۳. سیستم ایمنی و التهاب مزمن

یکی از کشفیات مهم در دهه های اخیر، رابطه بین «التهاب» (Inflammation) و «احساسات منفی» است. خشم و کینه، سطح سایتوکاین های التهابی را در بدن بالا می برند. التهاب مزمن یکی از عوامل اصلی بروز بیماری های خودایمنی، دیابت نوع ۲ و حتی برخی سرطان هاست. با بخشیدن و رها کردن بار روانی، فرد در واقع از یک وضعیت «التهابی بیولوژیک» خارج شده و به بدن خود اجازه می دهد تا سیستم دفاعی (ایمنی) خود را برای مقابله با عوامل بیماری زا، به جای مقابله با «دشمن خیالی در ذهن»، به کار بگیرد.

فصل ۴: بخشش و سلامت روان؛ بازسازی ساختار روانی

اگر فصل سوم به بدن پرداخت، فصل چهارم بر بازسازی «معماری ذهن» تمرکز دارد. کینه، مانند یک لایه از غبار بر روی لنز ادراک فرد می نشیند و جهان را تاریک و تهدیدآمیز نشان می دهد.

۴.۱. کاهش اضطراب و افسردگی

بسیاری از ریشه های اضطراب (Anxiety)، ترس از تکرار آسیب های گذشته است. فرد مضطرب، مدام در حال پیش بینی بدترین سناریوهاست. کینه، این اضطراب را تغذیه می کند.

در سوی دیگر، افسردگی (Depression) اغلب با احساس درماندگی و ناامیدی همراه است. فرد احساس می کند قربانی شرایطی است که نمی تواند تغییر دهد. بخشیدن، به فرد «احساس عاملیت» (Sense of Agency) بازمی گرداند. فرد متوجه می شود که اگرچه نمی تواند گذشته را تغییر دهد، اما می تواند «واکنش» خود به گذشته را تغییر دهد. این تغییر، از بزرگترین سلاح ها علیه افسردگی است.

۴.۲. مدیریت اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

برای افرادی که تروماهای شدید را تجربه کرده اند، بخشیدن می تواند یکی از مراحل دشوار اما نجات بخش در درمان PTSD باشد. بازگشت های ناخواسته خاطرات (Flashbacks) و پروازهای عصبی، ناشی از این است که مغز هنوز آن حادثه را به عنوان یک تهدید زنده درک می کند. فرآیند بخشیدن، به مغز کمک می کند تا آن واقعه را از دسته ی «تهدیدهای جاری» به دسته ی «تاریخچه گذشته» منتقل کند.

۴.۳. افزایش تاب آوری (Resilience) و عزت نفس

تاب آوری یعنی توانایی بازگشت به حالت اولیه پس از سختی ها. فردی که یاد می گیرد چگونه از آسیب ها عبور کند و آن ها را ببخشد، در واقع در حال تمرین «عضله تاب آوری» خود است.

همچنین، بخشش باعث تقویت عزت نفس می شود. کینه معمولا با احساس «قربانی بودن» همراه است. قربانی، فردی است که قدرت را به دیگری سپرده است. اما فرد بخشنده، با انتخاب خود برای رها کردن، قدرت را دوباره در دست می گیرد. این گذار از «قربانی» به «بازمانده» (Survivor) ، ستون اصلی عزت نفس است.

فصل ۵: ابعاد اجتماعی و روابط بین فردی؛ از ترمیم پیوندها تا صلح اجتماعی

اگر بخشش را تنها یک عمل فردی بدانیم، بخشی از حقیقت را نادیده گرفته ایم. انسان موجودی اجتماعی است و تمام آسیب های او نیز در بستر روابط انسانی رخ می دهد. بنابراین، بخشش می تواند به عنوان یک «چسب اجتماعی» برای ترمیم پارچه های پاره شده ی تار و پود جامعه عمل کند.

۵.۱. بازسازی پیوندها در هسته خانواده

خانواده، اولین و مهم ترین واحد اجتماعی است. بسیاری از تروماهای عمیق انسانی در محیط خانواده رخ می دهد (مانند خیانت، بی توجهی یا سوءرفتار). در این محیط ها، کینه می تواند باعث ایجاد شکاف های نسلی شود؛ جایی که فرزندان، خشم والدین خود را نسبت به پدربزرگ و مادربزرگ به ارث می برند.

بخشیدن در خانواده به معنای بازگشت به وضعیت گذشته نیست، بلکه به معنای ایجاد یک «ساختار جدید برای رابطه» است. این کار اجازه می دهد تا ارتباطات از حالت «تدافعی-تهاجمی» به حالت «گفتگو و درک متقابل» تغییر یابد و از تکرار الگوهای آسیب زا جلوگیری شود.

۵.۲. بخشش در محیط کار و سازه های حرفه ای

در دنیای مدرن، رقابت و فشارهای شغلی، بستری برای ایجاد کینه های حرفه ای هستند (مانند تبعیض، دزدی ایده یا بی عدالتی در ارتقا). یک محیط کاری که در آن افراد قادر به بخشیدن و عبور از خطاهای کوچک نیستند، دچار «سمیت سازمانی» می شود.

محیط هایی که فرهنگ بخشش و مسئولیت پذیری در آن ها وجود دارد، شاهد نرخ بهره وری بالاتر، خلاقیت بیشتر و نرخ جابجایی نیروی کار پایین تر هستند. در واقع، بخشش در اینجا به معنای تمرکز بر «هدف مشترک» به جای «تلاش برای انتقام از همکار» است.

۵.۳. تاثیر بر کاهش رفتارهای تهاجمی در جامعه

در سطح کلان، کینه و عدم بخشش، ریشه بسیاری از تنش های اجتماعی، قومی و مذهبی است. وقتی یک جامعه بر پایه «تاریخچه بی عدالتی ها» تعریف می شود، همواره در حالت آمادگی برای جنگ و تلافی است.

بخشش اجتماعی (Social Forgiveness) ابزاری است که اجازه می دهد جوامع از چرخه بی پایان انتقام (Cycle of Retaliation) خارج شوند. این فرآیند، لزوما به معنای فراموش کردن تاریخ نیست، بلکه به معنای تصمیم برای ساختن آینده ای است که در آن «عدالت» با «آرامش» همزیستی داشته باشد.

فصل ۶: چالش ها و موانع بخشش؛ چرا مسیر دشوار است؟

بسیاری از افراد پس از خواندن فواید بخشش، احساس می کنند که چرا پس از تلاش برای بخشیدن، موفق نشده اند؟ پاسخ در این است که بخشش یک «دکمه» نیست که فشار دهیم و تمام شود، بلکه یک «مسیر» است که دارای سنگلاخ های بسیار است.

۶.۱. نقش ایگو (Ego) و خودبزرگ بینی

بزرگترین مانع بخشش، «ایگو» یا همان «من متورم» است. ایگو به ما می گوید: «اگر تو ببخشی، یعنی ضعیف هستی»، «اگر ببخشی، یعنی اجازه دادی حق تو را بگیرند» یا «اگر ببخشید، یعنی آن ها پیروز شدند».

ایگو می خواهد با کینه، قدرت خود را حفظ کند، در حالی که قدرت واقعی در «تسلط بر احساسات» است، نه در اسیر شدن در برابر آن ها. بخشیدن نیازمند شجاعت است تا فرد بپذیرد که با بخشیدن، او در واقع در حال رها کردن خود از زنجیر است، نه در حال امتیاز دادن به دیگری.

۶.۲. مرزهای حساس: چه زمانی نباید بخشید؟

این یکی از حیاتی ترین بحث ها در روان شناسی است. یک اشتباه رایج این است که بخشیدن را با «جوز کردن» (Enabling) اشتباه بگیرند.

* بخشیدن به معنای بازگشت به رابطه نیست؛ شما می توانید کسی را در درون خود ببخشید تا از رنج خود رها شوید، اما همچنان تصمیم بگیرید که هرگز با او معاشرت نکنید یا اجازه دسترسی به زندگی خود را به او ندهید.

* بخشیدن در برابر امنیت؛ اگر بخشیدن به معنای قرار گرفتن دوباره در معرض خطر فیزیکی، روانی یا سوءاستفاده باشد، این کار نه تنها بخشش، بلکه خودآزاری است.

بخشش یک عمل درونی است که نباید با فداکاری خودویرانگر (Self-destructive martyrdom) اشتباه شود. هدف از بخشش، رسیدن به آرامش است، نه ایجاد بستری برای تکرار آسیب.

۶.۳. اشتباهات رایج در فرآیند بخشش

۱. تلاش برای سرعت بخشیدن: بخشش زمان بر است. تلاش برای رها کردن سریع، منجر به «سرکوب احساسات» می شود که در نهایت با انفجاری از خشم یا بیماری های جسمی خود را نشان می دهد.

۲. انتظار توبه از طرف دیگری: اگر بخشیدن شما منوط به پشیمانی طرف مقابل باشد، شما همچنان اسیر او هستید. بخشش واقعی یعنی: «من تو را می بخشم، حتی اگر تو هرگز متوجه نشوی یا هرگز پوزش نخواهی».

فصل ۷: نتیجه گیری و راهکارهای عملی؛ از درک تا عمل

در طول این مقاله، دیدیم که بخشش تنها یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت بیولوژیک برای سلامت قلب، یک نیاز روان شناختی برای بازسازی عزت نفس و یک ضرورت اجتماعی برای بقای صلح میان انسان هاست. ما دریافتیم که بخشیدن به معنای تایید رفتار اشتباه نیست، بلکه به معنای رها کردن بار سنگین خشم است که تنها خود ما را به سمت پایین می کشد.

بخشیدن، یک «رویداد» (Event) نیست، بلکه یک «فرآیند» (Process) است. برای گذر از این مسیر، نیازمند استراتژی های مشخصی هستیم.

۷.۱. نقشه راه عملی برای بخشیدن (The Forgiveness Roadmap)

اگر در حال حاضر با سنگینی کینه ای در قلب خود دست و پنجه نرم می کنید، این گام ها را به عنوان یک تمرین عملی دنبال کنید:

گام اول: پذیرش و نام گذاری (Naming the Pain)

اولین مانع، فرار از درد است. شما نمی توانید چیزی را که نمی شناسید، ببخشید.

* تمرین: یک دفترچه یادداشت بردارید. تمام خشم، نفرت و احساس بی عدالتی خود را بدون سانسور بنویسید. خود را در برابر احساساتتان قضاوت نکنید. بپذیرید که «بله، من آسیب دیده ام و حق دارم خشمگین باشم». این مرحله، از سرکوب به سمت پذیرش حرکت کردن است.

گام دوم: تحلیل پرده ی کینه (Deconstructing the Resentment)

از خود بپرسید: «این کینه در حال حاضر چه خدمتی به من می کند؟»

بسیاری از ما ناخودآگاه فکر می کنیم کینه، مانعی برای فراموش کردن است. اما در واقع، کینه تنها چیزی است که آن فرد یا آن حادثه را در دنیای امروز شما زنده نگه می دارد.

* تمرین: تصور کنید کینه مانند یک زهر است که شما می خورید و انتظار دارید طرف مقابل بمیرد. در این مرحله، باید از ذهنیت «قربانی» به ذهنیت «مسئول زندگی خود» تغییر جهت دهید.

گام سوم: تفکیک بین «بخشیدن» و «بازگشت» (The Distinction)

این حیاتی ترین مرحله برای جلوگیری از آسیب دوباره است.

* قاعده طلایی: تصمیم بگیرید که شما فرد را (یا عمل او را) برای رسیدن به آرامش خود می بخشید، اما لزوما نیازی به بازسازی رابطه یا معاشرت مجدد با او ندارید. این کار به شما اجازه می دهد که بدون ترس از آسیب دوباره، قدرت بخشش را اعمال کنید.

گام چهارم: تمرینات بازسازی شناختی (Cognitive Restructuring)

کینه باعث ایجاد الگوهای فکری منفی (مانند: "همه آدم ها بد هستند" یا "دنیا جای ناامنی است") می شود.

* تمرین: هر بار که فکر مربوط به آن حادثه یا فرد به سراغتان آمد، آگاهانه آن را متوقف کنید و از خود بپرسید: «آیا این فکر اکنون به من کمک می کند یا مرا در گذشته حبس می کند؟». سعی کنید داستان را از «من توسط او تخریب شدم» به «من با وجود آن آسیب، در حال رشد هستم» تغییر دهید.

۷.۲. بخشش خود؛ آخرین سنگر سلامت روان

بسیاری از بزرگترین دشمنان ما، خودمان هستیم. احساس گناه (Guilt) و شرم (Shame) از موانع بزرگ پیشرفت هستند.

* راهکار: با خودتان مانند یک دوست صمیمی صحبت کنید. اگر دوستی با اشتباهی که شما مرتکب شده اید مواجه می شد، آیا او را تا ابد مجازات می کردید یا به او فرصت اصلاح می دادید؟ بخشیدن خود، یعنی پذیرش این حقیقت که: «من انسان هستم، خطا می کنم، اما خطاها تعریف کننده تمام هویت من نیستند.»

سخن پایانی

قدرت رهایی در بخشش نهفته است. بخشیدن، تسلیم شدن در برابر بی عدالتی نیست؛ بلکه اعلام استقلال از آن بی عدالتی است. وقتی می بخشید، شما اعلام می کنید که دیگر اجازه نمی دهید گذشته، فرمانروای حال و آینده ی شما باشد. این مسیر، سخت، زمان بر و گاهی دردناک است، اما پاداش آن — یعنی آزادی روح و سلامت جسم — بی نهایت است.

بخشیدن دکتر مجتبی دشتی فواید بخشیدن گذشت
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

مدیریت اضطراب

جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵، 20:5

روش های سالم مدیریت اضطراب یا اینکه چگونه می توان ریشه اضطراب را درک کرد ؟

اضطراب، یک واکنش طبیعی بدن به موقعیت های چالش برانگیز یا تهدیدآمیز است. مشکل زمانی پیش می آید که این واکنش بیش از حد، طولانی مدت یا در موقعیت هایی رخ دهد که تهدید واقعی وجود ندارد. بیایید به چند روش کلیدی و عملی برای مدیریت اضطراب بپردازیم:

۱. تکنیک های تنفس عمیق و آرام سازی (Relaxation Techniques)

این تکنیک ها به شما کمک می کنند تا سیستم عصبی پاراسمپاتیک (که مسئول آرامش است) را فعال کنید و از واکنش "جنگ یا گریز" (Fight or Flight) که اضطراب را تشدید می کند، خارج شوید.

تنفس دیافراگمی (شکمی)

1. یک دست را روی سینه و دست دیگر را روی شکم خود قرار دهید.

2. از طریق بینی نفس عمیق بکشید، به طوری که شکم شما بالا بیاید (دست روی شکم باید حرکت کند، دست روی سینه تقریبا ثابت بماند).

3. نفس را برای چند ثانیه نگه دارید.

4.به آرامی از طریق دهان نفس را بیرون دهید، طوری که شکم شما به داخل فرو رود.

5.این کار را برای چند دقیقه تکرار کنید، خصوصا زمانی که احساس اضطراب می کنید.

آرام سازی پیشرونده عضلانی (Progressive Muscle Relaxation):

ü در مکانی آرام بنشینید یا دراز بکشید.

ü به طور عمدی یک گروه از عضلات (مثلا پا) را برای ۵-۱۰ ثانیه منقبض کنید (فشار دهید).

ü سپس به سرعت انقباض را رها کنید و اجازه دهید عضلات شل شوند. توجه کنید که چه حسی از رهایی دارید.

ü این کار را برای گروه های مختلف عضلانی در سراسر بدن تکرار کنید (کف پا، ساق پا، ران، شکم، پشت، دست ها، بازوها، گردن، صورت).

۲. ذهن آگاهی (Mindfulness) و حضور در لحظه

ذهن آگاهی یعنی توجه کردن به لحظه حال، بدون قضاوت. اضطراب اغلب ناشی از نگرانی درباره آینده یا مرور گذشته است.

تمرین مشاهده:

ü وقتی احساس اضطراب می کنید، به اطرافتان نگاه کنید و ۵ چیزی که می بینید را نام ببرید.

ü چهار چیزی که لمس می کنید (یا حس می کنید) را نام ببرید (مثلا لباس روی پوست، صندلی زیر پا).

ü سه صدایی که می شنوید را نام ببرید.

ü دو بویی که حس می کنید را نام ببرید.

ü یک چیزی که مزه می کنید (یا می توانید بچشید) را نام ببرید.

این تمرین ساده شما را از چرخه افکار اضطراب آور خارج کرده و به واقعیت فعلی بازمی گرداند.

پیاده روی ذهن آگاهانه: هنگام پیاده روی، تمام توجه خود را به حس قدم برداشتن، هوای اطراف، صداها و مناظر معطوف کنید.

۳. شناخت و بازسازی افکار (Cognitive Restructuring)

این بخش، هسته اصلی درمان شناختی رفتاری (CBT) است و به شما کمک می کند تا الگوهای فکری منفی و غیرمنطقی که اضطراب را تغذیه می کنند، شناسایی و اصلاح کنید.

شناسایی افکار خودکار منفی (Automatic Negative Thoughts - ANTs):

وقتی مضطرب هستید، چه افکاری در ذهنتان می گذرد؟ آن ها را یادداشت کنید. مثال: "من حتما در این سخنرانی گند می زنم"، "همه دارند به من می خندند"، "اگر اشتباه کنم، همه مرا مسخره می کنند".

زیر سوال بردن این افکار

شواهد: چه شواهدی برای درستی این فکر وجود دارد؟ چه شواهدی برخلاف آن است؟ (مثلا: آیا تا به حال سخنرانی خوبی داشته اید؟ آیا همیشه مردم شما را مسخره کرده اند؟)

واقع گرایی: این فکر چقدر واقعی است؟ آیا این بدترین سناریوی ممکن است؟

جایگزین: آیا فکر واقع بینانه تر و مفیدتری وجود دارد؟ (مثلا: "من ممکن است کمی عصبی باشم، اما سعی می کنم بهترینم را بکنم. حتی اگر اشتباه کوچکی کنم، دنیا به آخر نمی رسد.")

پیامدها: اگر به این فکر باور داشته باشم، چه اتفاقی می افتد؟ اگر به فکر واقع بینانه تر باور داشته باشم، چه؟

۴. آماده سازی و تمرین (Preparation & Practice)

برای موقعیت های خاصی که اضطراب زا هستند (مثل سخنرانی، جلسه کاری)، آمادگی کامل کلید کاهش اضطراب است.

تحقیق و تسلط بر موضوع: هرچه اطلاعات بیشتری داشته باشید، احساس اطمینان بیشتری خواهید کرد.

تمرین: موضوع را بارها برای خودتان، جلوی آینه، یا برای یک دوست تمرین کنید.

تجسم موفقیت (Visualization): خودتان را در حال اجرای موفقیت آمیز آن موقعیت تصور کنید، با جزئیات کامل.

۵. سبک زندگی سالم

این مورد شاید پایه ای ترین و در عین حال موثرترین راهکار باشد:

ورزش منظم: فعالیت بدنی یکی از بهترین راه ها برای کاهش هورمون های استرس و بهبود خلق و خو است.

خواب کافی: کمبود خواب به شدت اضطراب را افزایش می دهد.

تغذیه متعادل: از مصرف بیش از حد کافئین، شکر و غذاهای فرآوری شده پرهیز کنید.

کاهش مصرف مواد محرک: الکل و نیکوتین می توانند اضطراب را در بلندمدت تشدید کنند.

۶. پذیرش و همدلی با خود

یکی از مهم ترین بخش ها این است که با خودتان مهربان باشید. اضطراب بخشی از تجربه انسانی است و همه گاهی آن را تجربه می کنند. به جای سرزنش خود، سعی کنید خود را درک کنید و به خودتان دلگرمی دهید.

راهکار رهایی کتاب راهکار رهایی دکتر سیدمهدی عظیمی دکتر مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

جوانان در معرض آسیب

سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵، 0:28

چه اقداماتی در سطح خانواده واقعاً می‌تواند کمک‌کننده باشد تا جوان کمتر آسیب ببیند؟

دکتر مجتبی دشتی

برای اینکه جوان در خانواده‌ای که با بحران اعتیاد یا تنش‌های شدید روبروست کمتر آسیب ببیند، تمرکز باید از «کنترل فردِ مشکل‌دار» به «تقویت تاب‌آوری و سلامت جوان» تغییر کند. در اینجا راهکارهای عملی و مؤثر خدمتتان ارائه خواهم داد:

۱. اولویت دادن به سلامت روان جوان: جوان نباید «سپر بلا» یا «میانجی‌گر» درگیری‌های والدین باشد. خانواده باید بپذیرد که او یک فرد مستقل است، نه ابزاری برای مدیریت بحران. فراهم کردن فضای گفتگوی امن با مشاور یا روانشناس برای جوان، حیاتی است تا او بتواند خشم، ترس و شرم خود را تخلیه کند.

۲. حفظ مرزهای سالم و روشن: باید مرزهای مشخصی بین مشکلات والدین و زندگی جوان ترسیم شود. جوان نباید بارِ مسئولیتِ مراقبت از والدین یا حل‌وفصل اعتیاد را به دوش بکشد. یادگیریِ «مداخله نکردن در بحران‌های غیرضروری» به جوان کمک می‌کند تا استقلال روانی خود را حفظ کند.

۳. بازگرداندن ثبات به محیط خانه: حتی اگر شرایط بیرونی بحرانی است، فضای خانه باید برای جوان تا حد امکان قابل‌پیش‌بینی باشد. رعایت روتین‌های روزمره (مثل وعده‌های غذایی یا فعالیت‌های مشترک مثبت) به او حس امنیت می‌دهد و باعث می‌شود احساس نکند که زندگی‌اش کاملاً در گروِ نوساناتِ رفتارِ فرد معتاد است.

۴. تشویق به داشتن دنیای مستقل: بسیار مهم است که جوان فعالیت‌های اجتماعی، دوستانِ سالم، ورزش و علایق فردی خود را خارج از محیطِ تنش‌زای خانه حفظ کند. تشویق به حضور در گروه‌های هنری، ورزشی یا تحصیلی باعث می‌شود هویت او با «خانواده‌ی بحران‌زده» تعریف نشود.

۵. آموزش سواد عاطفی و مهارت‌های زندگی: به جوان آموزش دهید که چگونه «نه» بگوید، چگونه احساساتش را بدون پرخاشگری ابراز کند و چگونه از استراتژی‌های مقابله با استرس (مثل تکنیک‌های تنفسی یا حل مسئله) استفاده کند. این مهارت‌ها «واکسن» او در برابر آسیب‌های آتی هستند.

۶. حذفِ «تابو» و صحبت صادقانه (متناسب با سن): پنهان‌کاری یا انکار واقعیت، اضطراب جوان را تشدید می‌کند. با زبانی منطقی و آرام، او را از خطرات اعتیاد و چراییِ رفتارهای والدین آگاه کنید تا او دچار سردرگمی ذهنی نشود و بداند این مشکل، تقصیر او نیست.

۷. تقویت ارتباطات خارج از دایره‌ی تنش: ایجاد ارتباط نزدیک با اعضای امن خانواده (مثل پدربزرگ، مادربزرگ، خاله یا عموی دلسوز) می‌تواند به جوان نشان دهد که او در یک سیستم حمایتی گسترده‌تر جای دارد و تنها نیست.

۸. مراقبت از الگوی رابطه: به جوان کمک کنید تفاوت بین «عشق ناسالم» (فداکاری بی‌حاصل) و «عشق بالغانه» (توأم با احترام و مرز) را درک کند. این کار از تکرار الگوهای آسیب‌زای خانوادگی در روابط آینده‌ی او جلوگیری می‌کند.

۹. پرهیز از «هم‌وابستگی»: مراقب باشید جوان یاد نگیرد که ارزشِ خودش را در «سرویس دادن» یا «اصلاح کردن» دیگران ببیند. الگوی «فقط مسئولِ رفتار خود بودن» را به او آموزش دهید.

۱۰. ایجاد پناهگاه‌های کوچکِ شادی: گاهی اوقات انجام یک فعالیتِ لذت‌بخشِ ساده (فیلم دیدن، پیاده‌روی، بازی کردن) فارغ از جوّ سنگین خانه، اهمیت حیاتی دارد. این لحظات به جوان یادآوری می‌کند که زندگی فراتر از اعتیاد و درگیری است.

آسیب‌پذیریِ جوان در این شرایط «اجتناب‌ناپذیر» نیست؛ اگر او احساس کند دیده می‌شود، صدایش شنیده می‌شود و درگیرِ بازی‌های روانی والدین نیست، می‌تواند حتی با وجود سختی‌ها، به انسانی تاب‌آور و سالم تبدیل شود.

راهکار رهایی کتاب راهکار رهایی دکتر سیدمهدی عظیمی دکتر مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

کتاب راهکار رهایی

چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵، 0:9

کتاب راهکار رهایی کتابی که تجربه بیش از بیست سال مولفان کتاب(مجتبی دشتی روانشناس و آسیب شناس و سیدمهدی عظیمی مشاور و کاندیدای دکترا) با دقت بسیار زیاد از بیش از 2000 سئوال مطرح شده در جلسات توجیهی خانواده انتخاب و پاسخ داده اند این کتاب می تواند همراهی مناسب در مشکلات در کنار خانواده های درگیر آسیب دانشجویان رشته های مددکاری، آسیب شناسی، و روانشناسی باشد

این کتاب به زودی منتشر خواهد شد

پخش 82804450-021

راهکار رهایی

راهکار رهایی کتاب راهکار رهایی دکتر سیدمهدی عظیمی دکتر مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

کتاب راهکار رهایی

شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵، 0:51

کتاب راهکار رهایی کتابی که تجربه بیش از بیست سال مولفان کتاب(مجتبی دشتی روانشناس و آسیب شناس و سیدمهدی عظیمی مشاور و کاندیدای دکترا) با دقت بسیار زیاد از بیش از 2000 سئوال مطرح شده در جلسات توجیهی خانواده انتخاب و پاسخ داده اند این کتاب می تواند همراهی مناسب در مشکلات در کنار خانواده های درگیر آسیب دانشجویان رشته های مددکاری، آسیب شناسی، و روانشناسی باشد

این کتاب به زودی منتشر خواهد شد

پخش 82804450-021

دکتر مجتبی دشتی

راهکار رهایی کتاب راهکار رهایی دکتر سیدمهدی عظیمی دکتر مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

کتامین موادمخد کتامین

چهارشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۵، 0:48

به تازگی از طریق دوستانِ پسرم متوجه شدم که از ماده مخدر خطرناکی که برای بیهوشی اسب استفاده می­شود مصرف می­کند خواستم از تاثیرات و عوارض این ماده بر جسم و روحش مطلع شوم و برای قطع مصرف آن چه باید کرد؟

دکتر مجتبی شتی

خیلی متأسفم که با این نگرانی روبه‌رو شده‌اید. اگر دوستانش گفته‌اند «دارویی که برای بیهوشی اسب استفاده می‌شود»، محتمل‌ترین ماده کتامین است؛ اما ممکن است نام‌های عامیانه یا مواد دیگر هم مطرح باشند، پس بدون قضاوت، اولویت با ارزیابی پزشکی یا سم‌شناسی است.

اول بدانید؛ خطر فوری چقدر است؟

اگر هرکدام از این‌ها را می‌بینید، همین الآن با اورژانس تماس بگیرید یا به اورژانس بروید؛ «بیهوشی، خواب‌آلودگی شدید، بیدار نشدن، تنفس کند یا سطحی، کبودی لب‌ها، تشنج، درد قفسه سینه، تپش قلب شدید، گیجی شدید، هذیان، پرخاشگری خطرناک، افتادن، ضربه به سر، تصادف، درد شدید شکم یا تهوع و استفراغ مداوم، یا ناتوانی در ادرار یا درد شدید هنگام ادرار، همزمانی مصرف با الکل، بنزودیازپین‌ها (مثل دیازپام یا آلپرازولام)، ترامادول، شیشه/کوکائین، یا مواد نامشخص»

اگر ماده کتامین باشد چه می‌کند؟

کتامین یک داروی بیهوشی و بی‌دردی است که در پزشکی یا دامپزشکی هم کاربرد دارد، اما مصرف غیرپزشکی‌اش خطرناک است.

اثرات کوتاه‌مدت روی جسم: سرگیجه، منگی، دوبینی، اختلال تعادل و زمین‌خوردن، تهوع یا استفراغ، افزایش یا نوسان ضربان قلب و فشار خون، بی‌حسی نسبی بدن، کاهش هماهنگی عضلات، در دوزهای بالا کاهش سطح هوشیاری و گاهی مشکلات تنفسی (به‌ویژه با مواد دیگر)

اثرات کوتاه‌مدت روی روح و روان: توهم، تحریف زمان و مکان، اضطراب، وحشت، پارانویا، گیجی و اختلال قضاوت، رفتارهای ناایمن به علت قطع ارتباط با واقعیت

گاهی فرد وارد حالتی می‌شود که عامیانه به آن K-hole می‌گویند: یعنی گسست شدید از واقعیت، ناتوانی در واکنش طبیعی، و خطر آسیب به خود.

عوارض مصرف مکرر یا طولانی‌مدت

جسمی: آسیب شدید به مثانه و دستگاه ادراری، سوزش، تکرر، درد، خون در ادرار، بی‌اختیاری این عارضه می‌تواند جدی و حتی ماندگار شود، مشکلات کلیه، دردهای شکمی و گوارشی، کاهش اشتها و وزن، مشکلات خواب و خستگی

روانی یا شناختی: افت تمرکز و حافظه، بی‌انگیزگی و افت عملکرد، نوسان خلق، اضطراب، افسردگی، وابستگی روانی و میل شدید به مصرف، در برخی افراد: تشدید علائم روان‌پریشی یا بدبینی سئوال. کتامین گاهی خالص نیست و با مواد دیگر ترکیب می­شود در آن صورت عوارض آن چگونه است؟

خطر مواد همراه؛ خیلی وقت‌ها ماده خالص نیست یا همراه با چیزهای دیگر مصرف می‌شود. خطر اصلی وقتی بیشتر می‌شود که با «الکل، قرص‌های آرام‌بخش یا خواب‌آور (مثل آلپرازولام، دیازپام، کلونازپام)، مواد افیونی، محرک‌ها (مثل شیشه؛ مت‌آمفتامین یا کوکائین)» ترکیب شود، این ترکیب‌ها می‌توانند خطربیهوشی، ایست تنفسی، حملات قلبی، تشنج یا رفتارهای بسیار خطرناک را بالا ببرند.

برای قطع مصرف چه باید کرد؟

1) امروز با او چطور حرف بزنید

هدف: در را برای کمک باز کنید، نه دعوا را بیشتر. به‌جای: «تو آبروی ما را بردی»، «اگر راستش را نگی…»

بگویید:«من نگران سلامتی‌ات هستم، نه فقط خودِ مصرف.»، «می‌خوام بدونم چه چیزی مصرف می‌کنی تا کمکت کنم.»، «اگر خواستی، با هم می‌ریم دکتر و بدون قضاوت بررسی می‌کنیم.»

اصول مهم گفت‌وگو

- زمانی صحبت کنید که هوشیارباشد، نه در حال نشئگی یا خماری.

- آرام و کوتاه حرف بزنید.

- بازجویی نکنید؛ سؤال‌های ساده بپرسید:

- اسم ماده چیست؟

- چند وقت است مصرف می‌کنی؟

- هر چند وقت یک‌بار؟

- با الکل یا قرص هم می‌خوری؟

- ادرار دردناک یا خونی یا تپش قلب یا غش داشته‌ای؟

- اگر انکار کرد، وارد جنگ لفظی نشوید. بگویید:

«اگر هر وقت آماده بودی، من برای کمک کنارت هستم.»

2) ویزیت تخصصی را عقب نیندازید

برای کتامین یا هر ماده نامشخص، بهترین قدم ارزیابی پزشکی و روان‌پزشکی؛ اعتیاد است.

کجا مراجعه کنید؟ پزشک اعتیاد، روان‌پزشک، در صورت علائم شدید، از اورژانس و مراکز درمان سوءمصرف مواد درخواست کمک کنید.

چرا مهم است؟

چون باید این‌ها بررسی شوند؛ (واقعاً چه ماده‌ای بوده؟ دفعات و مقدار مصرف؛ مصرف همزمان مواد دیگر؛ عوارض ادراری، کلیوی، قلبی؛ اضطراب؛ افسردگی؛ روان‌پریشی یا افکار خودآسیب‌رسان داشته است)

معمولاً چه بررسی‌هایی ممکن است لازم شود؟ معاینه و شرح‌حال؛ آزمایش ادرار؛ غربالگری مواد؛ بررسی عملکرد کلیه و ادرار؛ ارزیابی روان‌پزشکی؛ در مواردی نوار قلب یا بررسی فشار خون/نبض

3) آیا ترک کتامین نیاز به بستری دارد؟

همیشه نه، ولی گاهی بله.

بستری یا ارزیابی فوری لازم‌تر است اگر؛ دچار هذیان یا توهم شدید است؛ خطر آسیب به خود یا دیگران دارد؛ چند ماده را با هم مصرف می‌کند؛ علائم شدید ادراری؛ درد؛ خون در ادرار دارد؛ بیهوشی، غش، تشنج، درد قفسه سینه، تنگی نفس داشته؛ در خانه امکان نظارت امن وجود ندارد

4) ترک در خانه؟

قطع ناگهانی کتامین معمولاً مثل الکل یا بنزودیازپین خطر ترک جسمی کشنده ندارد، اما؛ میل شدید به مصرف، اضطراب، بی‌قراری، افسردگی، بی‌خوابی، خماری روانی؛ می‌تواند باعث عود سریع شود.

پس ترک موفق فقط با «اراده» و در «خانه» معمولاً سخت است و بهتر است با برنامه درمانی باشد؛ ارزیابی پزشک، روان‌درمانی، درمان مشکلات همراه مثل افسردگی یا اضطراب، پیگیری منظم، در صورت نیاز درمان خانواده‌محور

سئوال. درمان مؤثر کتامین معمولاً شامل چه چیزهایی است؟

روان‌درمانی و درمان اعتیاد

برای کتامین، بخش مهم درمان معمولاً روان‌درمانی است: مصاحبه انگیزشی برای بالا بردن آمادگی ترک، CBT برای شناخت محرک‌ها و جلوگیری از عود، درمان همزمان اضطراب؛ افسردگی، برنامه‌ریزی برای دوری از دوستان/محیط مصرف، آموزش خانواده

حمایت خانواده نقش خیلی مهمی دارد؛ حمایت بدون تسهیل مصرف، مرزگذاری روشن، کاهش درگیری و تحقیر، تشویق به درمان، پیگیری نشانه‌های عود

کتامین موادمخدر کتامین دکتر مجتبی دشتی معتادان گمنام
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

سبکهای فرزندپروری مجتبی دشتی

چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴، 1:13

عنوان مقاله:
تحلیل سبک‌های فرزندپروری و تأثیر آن بر رشد کودک

دکتر مجتبی دشتی

چکیده:
هدف مقاله بررسی سبک‌های مختلف فرزندپروری و تأثیر آنها بر جنبه‌های گوناگون رشد کودک از جمله رشد هیجانی، اجتماعی و شناختی است. پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهند که شیوه تعامل والدین با کودک به‌طور مستقیم بر رفتار، اعتماد‌به‌نفس و پیشرفت تحصیلی او اثر می‌گذارد.

مقدمه
خانواده نخستین و مهم‌ترین محیط تربیتی است که کودک در آن رشد می‌کند. نگرش و شیوه برخورد والدین با فرزندان نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری شخصیت و سلامت روان آنان دارد. نظریه‌های بسیاری، از جمله نظریه بامریند (Baumrind)، سبک‌های مختلف فرزندپروری را معرفی کرده‌اند.

انواع سبک‌های فرزندپروری:

۱. سبک اقتدارطلب (Authoritarian):
در این سبک، والدین سختگیر و کنترل‌گر هستند. قوانین مشخص‌ند اما فضای گفت‌وگو کم است. کودکان معمولا منضبط اما مضطرب و کم‌اعتماد‌به‌نفس می‌شوند.

۲. سبک مقتدرانه (Authoritative):
ترکیبی از محبت و انضباط است. والدین انتظارات روشنی دارند اما به نیازهای فرزند نیز توجه می‌کنند. این سبک بهترین نتایج را در رشد متعادل کودک نشان داده است — کودکانی با اعتمادبه‌نفس، مسئولیت‌پذیر و خلاق.

۳. سبک سهل‌گیر (Permissive):
والدین بیش از حد مهربان و فاقد کنترل هستند. قوانین کمی وجود دارد و کودک آزادی زیادی دارد. نتیجه معمولاً رفتارهای خودمحور و ضعف در خودکنترلی است.

۴. سبک بی‌تفاوت یا غفلت‌گر (Neglectful / Uninvolved):
در این حالت، والدین توجه کافی به نیازهای کودک ندارند. این غفلت می‌تواند منجر به مشکلات هیجانی، تحصیلی و اجتماعی شود.

دکتر مجتبی دشتی

بحث و تحلیل:
مطالعات نشان می‌دهند که سبک مقتدرانه بیشترین سازگاری را در رشد سالم کودک ایجاد می‌کند. اگر والدین بتوانند همزمان مرزهای منطقی تعیین کنند و محبت نشان دهند، کودک به خودتنظیمی و اعتمادبه‌نفس می‌رسد. در مقابل، سبک‌های دیگر در بلندمدت پیامدهای منفی دارند.

نتیجه‌گیری:
فرزندپروری مؤثر نیازمند آگاهی، انعطاف و همدلی است. والدین باید بین آزادی و انضباط تعادل برقرار کنند تا کودک به بلوغ هیجانی و اجتماعی دست یابد.

دکتر مجتبی دشتی مجتبی دشتی آسیب شناس اجتماعی دکتر دشتی تاب آوری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

مهارت تاب آوری مجتبی دشتی

پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴، 1:30

مهارت تاب آوری

دکتر مجتبی دشتی+ ساسان جمالی

مهارت تاب‌آوری (Resilience) یکی از مهم‌ترین مهارت‌های روانشناختی و فردی است. به طور خلاصه، تاب‌آوری یعنی توانایی فرد برای بازیابی سریع و سازگار شدن با شرایط دشوار، استرس، ضربه‌های روحی، شکست‌ها و چالش‌ها. تاب‌آوری به معنای این نیست که شما هرگز با سختی‌ها مواجه نمی‌شوید یا هیچ‌وقت ناراحت و تحت فشار قرار نمی‌گیرید. بلکه به این معناست که پس از مواجهه با این تجارب، چقدر سریع می‌توانید به حالت عادی برگردید و حتی از آن تجربه درس بگیرید و قوی‌تر شوید. به این فرآیند، "بهبودی" یا "بازگشت" گفته می‌شود.

ابعاد اصلی مهارت تاب‌آوری

تاب‌آوری یک ویژگی ذاتی نیست که یا وجود داشته باشد یا نه؛ بلکه مجموعه‌ای از رفتارها، افکار و اقدامات است که می‌توان آن‌ها را آموخت و تقویت کرد. این مهارت معمولاً در ابعاد زیر دیده می‌شود:

1. تنظیم هیجانی (Emotional Regulation): توانایی مدیریت و کنترل واکنش‌های احساسی شدید در زمان بحران. فرد تاب‌آور اجازه نمی‌دهد احساسات منفی، او را برای مدت طولانی فلج کنند.

2. خوش‌بینی واقع‌بینانه (Realistic Optimism): فرد باور دارد که شرایط بهتر خواهد شد، اما این باور را بر اساس اقدامات عملی و واقعیت‌های موجود بنا می‌کند، نه صرفاً امید واهی.

3. مهارت‌های حل مسئله (Problem-Solving Skills): تمرکز بر یافتن راه‌حل به جای غرق شدن در مشکل.

4. داشتن شبکه حمایتی قوی (Strong Support Network): توانایی برقراری ارتباط با دیگران و درخواست کمک در زمان نیاز.

5. خودآگاهی و خودکارآمدی (Self-Awareness and Self-Efficacy): درک نقاط قوت و ضعف خود و داشتن این باور که "من توانایی مدیریت کردن این موقعیت را دارم."

دکتر مجتبی دشتی+ جهانگیر ظهیری

چرا تاب‌آوری مهم است؟

در دنیای امروز که پر از تغییرات سریع، عدم قطعیت و فشار است، تاب‌آوری به شما کمک می‌کند:

  • استرس مزمن را کاهش دهید: از تأثیرات مخرب استرس طولانی‌مدت بر سلامت جسمی و روانی جلوگیری کنید.
  • بهتر با شکست کنار بیایید: شکست‌ها را به عنوان پایان راه نبینید، بلکه آن‌ها را فرصتی برای یادگیری و رشد در نظر بگیرید.
  • انعطاف‌پذیری شغلی داشته باشید: در محیط‌های کاری متغیر، سریع‌تر خود را با نقش‌ها یا شرایط جدید وفق دهید.
  • سالم بمانید: افراد تاب‌آور معمولاً از نظر روانی و جسمی سالم‌تر هستند، زیرا سیستم مقابله‌ای آن‌ها فعال و مؤثر است.

تقویت تاب‌آوری شبیه ساختن یک عضله است؛ نیاز به تمرین مداوم دارد. در اینجا چند راهکار عملی و اثبات‌شده برای افزایش مهارت تاب‌آوری شما آورده شده است:

۱. تقویت ارتباطات اجتماعی (شبکه حمایتی)

افراد تاب‌آور معمولاً تنها نیستند. داشتن ارتباطات سالم، سپر دفاعی اصلی فرددر برابر سختی‌هاست.

سرمایه‌گذاری بر روابط: زمان باکیفیتی را با دوستان، خانواده یا همکارانی که به آن‌ها اعتماد دارید، سپری کنید. فعالانه در زندگی آن‌ها شرکت کنید و اجازه دهید آن‌ها نیز در زندگی شما شریک باشند.

کمک کردن: به دیگران کمک کنید. این کار حس هدفمندی و ارتباط قوی‌تری با جامعه به شما می‌دهد.

درخواست کمک: زمانی که تحت فشار هستید، کمک خواستن نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه هوشمندی و تاب‌آوری است.

۲. تمرین ذهن‌آگاهی و خودتنظیمی هیجانی

دکتر مجتبی دشتی

این تکنیک‌ها به فرد کمک می‌کنند تا در لحظه بحران، به جای واکنش فوری، پاسخ دهد.

تنفس عمیق و آگاهانه: هر زمان که احساس اضطراب یا فشار کردید، چند ثانیه مکث کنید و چند نفس عمیق شکمی بکشید. این کار سیستم عصبی پاراسمپاتیک شما را فعال کرده و واکنش "جنگ یا گریز" را کاهش می‌دهد.

نام‌گذاری احساسات: به جای اینکه بگویید "حالم بده"، دقیقاً نام ببرید: "من اکنون ناامید هستم" یا "من نگران هستم." نام‌گذاری احساسات به شما کمک می‌کند تا از آن‌ها فاصله بگیرید و آن‌ها را بهتر مدیریت کنید.

تمرینات ذهن‌آگاهی (Mindfulness): روزانه ۵ تا ۱۰ دقیقه را صرف تمرکز کامل بر حواس پنج‌گانه خود کنید (صدایی که می‌شنوید، بویی که حس می‌کنید، لمس لباس بر پوست). این کار ذهن شما را از نشخوار فکری درباره گذشته یا نگرانی درباره آینده دور می‌کند.

۳. بازنگری شناختی (تغییر نحوه تفکر)

نحوه تفسیر ما از وقایع، اهمیت بیشتری از خود وقایع دارد.

به چالش کشیدن افکار منفی: وقتی فکری مانند "من همیشه شکست می‌خورم" به ذهن‌تان می‌رسد، آن را متوقف کنید و بپرسید: "آیا این ۱۰۰٪ درست است؟" و "چه شواهدی علیه این فکر وجود دارد؟"

پذیرش تغییر: بپذیرید که تغییر بخشی از زندگی است. تلاش برای کنترل همه چیز، انرژی شما را تحلیل می‌برد. بر چیزی تمرکز کنید که می‌توانید کنترل کنید (یعنی واکنش‌ها و تلاش‌های خودتان).

تمرکز بر راه‌حل‌ها: اگر مشکلی پیش آمد، به جای پرسیدن "چرا این اتفاق برای من افتاد؟"، بپرسید: " حالا چه کاری می‌توانم انجام دهم؟ "

۴. مراقبت از سلامت جسمی

بدن و ذهن کاملاً به هم متصل هستند. یک بدن خسته، ذهن تاب‌آوری نخواهد داشت.

خواب کافی: ۷ تا ۹ ساعت خواب با کیفیت، سیستم ترمیم‌کننده مغز شماست. کمبود خواب، تاب‌آوری عاطفی را به شدت کاهش می‌دهد.

فعالیت بدنی منظم: ورزش کردن (حتی یک پیاده‌روی سریع) سطح اندورفین را بالا می‌برد و اضطراب را کاهش می‌دهد.

تغذیه مناسب: رژیم غذایی متعادل از نوسانات قند خون جلوگیری می‌کند که می‌تواند باعث تحریک‌پذیری و کاهش توانایی مقابله با استرس شود.

۵. توسعه حس هدفمندی و معنا

داشتن یک "چرا" قوی به شما کمک می‌کند تا تقریباً هر "چگونه‌ای" را تحمل کنید.

تعیین اهداف کوچک و قابل دستیابی: وقتی هدف بزرگی شکست می‌خورد، اهداف کوچک‌تر روزانه/هفتگی تعیین کنید. این کار به شما حس موفقیت مداوم می‌دهد و انگیزه شما را زنده نگه می‌دارد.

مرور دستاوردها: هر شب، سه کاری که امروز خوب انجام دادید (هرچند کوچک)، یادداشت کنید. این کار تمرکز شما را از کمبودها به داشته‌ها و توانایی‌هایتان تغییر می‌دهد.

یادگیری از گذشته: به یاد بیاورید که در گذشته چه سختی‌هایی را پشت سر گذاشته‌اید. این یادآوری به شما اثبات می‌کند که شما قبلاً هم این کار را انجام داده‌اید و این بار هم می‌توانید.

تاب‌آوری یک مقصد نیست، بلکه سفری است که با انتخاب‌های کوچک روزانه در این پنج حوزه تقویت می‌شود.

تاب‌آوری (Resilience) یک مهارت آموختنی و قابل توسعه است.

این یکی از مهم‌ترین نکات در مورد تاب‌آوری است. بر خلاف تصور رایج که فکر می‌کنیم افراد تاب‌آور صرفاً با ژن‌های خاصی متولد شده‌اند، تحقیقات گسترده روانشناسی مثبت‌گرا نشان می‌دهد که تاب‌آوری عمدتاً نتیجه انتخاب‌ها، نگرش‌ها و رفتارهایی است که می‌توان آن‌ها را از طریق تمرین یاد گرفت و تقویت کرد.

همان‌طور که برای قوی‌تر شدن ماهیچه‌های بدن به باشگاه می‌روید، برای تقویت "عضله روانی" تاب‌آوری نیز باید تمرین کنید.

دکتر مجتبی دشتی

چرا تاب‌آوری آموختنی است؟

1. مبتنی بر رفتار است: تاب‌آوری مجموعه‌ای از روش‌های تفکر (مانند خوش‌بینی واقع‌بینانه)، روش‌های عمل (مانند جستجوی فعالانه منابع حمایتی) و روش‌های واکنش (مانند تنظیم هیجانی) است. تمام این موارد قابل تغییر و یادگیری هستند.

2. یادگیری از طریق تجربه: هر بار که از یک چالش عبور می‌کنید، مغز شما مسیرهای عصبی جدیدی برای مقابله ایجاد می‌کند. اگر این فرآیند را به درستی مدیریت کنید (به جای فرار کردن یا تسلیم شدن)، در واقع در حال تمرین تاب‌آوری هستید.

3. مکانیسم‌های مغزی: مغز انسان قابلیت **انعطاف‌پذیری عصبی (Neuroplasticity)** دارد. این به این معناست که مغز شما می‌تواند با یادگیری رفتارهای جدید، ساختار خود را تغییر دهد و پاسخ‌های خودکار را بازنویسی کند.

دکتر مجتبی دشتی+ کمپیتال دروس

اثبات آموختنی بودن

بسیاری از برنامه‌های درمانی و آموزشی مدرن (مانند آموزش‌های مدیریت استرس یا برنامه‌های نظامی و امدادگران) بر آموزش مهارت‌های تاب‌آوری متمرکز هستند، زیرا می‌دانند که با ابزارهای درست، افراد می‌توانند سطح تحمل استرس و بهبودی خود را افزایش دهند.

به طور خلاصه، اگرچه برخی افراد ممکن است به دلایل محیطی یا ژنتیکی کمی مستعدتر باشند، این قابلیت که هر فردی می‌تواند تاب‌آورتر شود، یک واقعیت علمی است.

افراد تاب‌آور (Resilient People) مجموعه‌ای از ویژگی‌های رفتاری و ذهنی مشترک دارند که به آن‌ها امکان می‌دهد در برابر سختی‌ها مقاومت کرده و از آن‌ها رشد کنند. این ویژگی‌ها معمولاً در پنج دسته اصلی دسته‌بندی می‌شوند:

۱. نگرش و طرز تفکر (Mindset)

این بخش مربوط به چگونگی تفسیر رویدادها است.

خوش‌بینی واقع‌بینانه: آن‌ها انتظار دارند اتفاقات خوب بیافتد، اما می‌دانند که برای رسیدن به آن باید تلاش کنند و موانع واقعی هستند. آن‌ها خود را قربانی نمی‌بینند.

تمرکز بر آنچه قابل کنترل است: به جای نگرانی درباره عواملی که خارج از کنترل آن‌هاست (مانند اقتصاد، رفتار دیگران)، انرژی خود را روی کارهایی که "می‌توانند" انجام دهند (مانند تلاش، یادگیری، واکنش‌های خود) متمرکز می‌کنند.

نگاه به شکست به عنوان بازخورد: شکست را به عنوان اثبات ناتوانی خود نمی‌بینند، بلکه آن را اطلاعاتی ارزشمند برای تنظیم استراتژی‌های آینده تلقی می‌کنند.

پذیرش تغییر: آن‌ها می‌دانند که ثبات یک توهم است و انعطاف‌پذیری در برابر تغییرات غیرمنتظره ضروری است.

دکتر مجتبی دشتی+ حسین خالقی+ محمد روحی

۲. خودآگاهی و تنظیم هیجانی (Self-Awareness & Regulation)

تاب‌آوری نیازمند درک عمیق از درون خود است.

خودآگاهی قوی: آن‌ها احساسات خود را می‌شناسند و می‌دانند چه عواملی باعث استرس یا شادی آن‌ها می‌شود.

خودتنظیمی مؤثر: در هنگام استرس، از مکانیزم‌های مقابله‌ای سالم (مانند ورزش، صحبت کردن، نوشتن) استفاده می‌کنند و به جای مکانیزم‌های مخرب (مانند مصرف مواد، اجتناب شدید)، روش‌های سازنده‌تری را انتخاب می‌کنند.

شوخ‌طبعی: توانایی دیدن جنبه‌های طنزآمیز یا خنده‌دار موقعیت‌های دشوار، به عنوان یک سوپاپ اطمینان عمل می‌کند.

۳. ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی (Social Connection)

انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند، و تاب‌آوری اغلب از طریق دیگران تقویت می‌شود.

شبکه حمایتی قوی: آن‌ها فعالانه روابط معنادار و قابل اعتمادی را حفظ می‌کنند که در زمان بحران می‌توانند به آن‌ها تکیه کنند.

اعتماد به نفس در درخواست کمک: آن‌ها می‌دانند که چه زمانی و چگونه باید از دوستان، خانواده، یا متخصصان درخواست کمک کنند.

روابط دوسویه: نه تنها کمک می‌گیرند، بلکه خودشان نیز منبع حمایت برای دیگران هستند، که این حس اتصال را تقویت می‌کند.

دکتر مجتبی دشتی+ جوادقمی+ محمد محبوبی

۴. معنا و هدفمندی (Meaning & Purpose)

داشتن دلیل برای ادامه دادن، نیروی محرکه اصلی در سختی‌هاست.

داشتن هدف بزرگ‌تر: آن‌ها معمولاً به ارزش‌های اصلی خود متعهد هستند یا هدف بلندمدتی دارند که برایشان مهم است. این هدف بزرگ‌تر به سختی‌های روزمره معنا می‌بخشد.

ارتباط با ارزش‌ها: در تصمیم‌گیری‌ها، اعمال خود را با ارزش‌های اصلی خود همسو می‌کنند، که حتی در میان آشفتگی‌ها، احساس ثبات درونی ایجاد می‌کند.

معنویت یا جهان‌بینی (در صورت وجود): برخی افراد تاب‌آور، یک چارچوب فکری یا اعتقادی دارند که به آن‌ها کمک می‌کند تا وقایع ناگوار را در چارچوبی وسیع‌تر (و نه کاملاً شخصی) تفسیر کنند.

۵. خودکارآمدی و اقدام (Self-Efficacy & Action)

افراد تاب‌آور، منتظر ناجی نمی‌مانند؛ خودشان عمل می‌کنند.

باور به توانایی‌های خود: آن‌ها ایمان دارند که می‌توانند بر چالش‌ها غلبه کنند (حتی اگر ندانند دقیقاً چگونه).

رویکرد فعالانه به حل مسئله: به جای انفعال، گام‌های کوچک و پیوسته برای بهبود وضعیت برمی‌دارند.

انعطاف‌پذیری عملی: اگر یک راه جواب نداد، سریعاً مسیر را تغییر می‌دهند و تلاش را متوقف نمی‌کنند.

“نکته مهم” هیچ‌کس تمام این ویژگی‌ها را در سطح ۱۰۰٪ ندارد. تاب‌آوری یک طیف است و افراد تاب‌آور نیز درد می‌کشند؛ تفاوت در این است که آن‌ها از این درد به عنوان سکوی پرتاب برای رشد استفاده می‌کنند.

داشتن مهارت تاب‌آوری، اثرات مثبت و گسترده‌ای بر تمامی ابعاد زندگی فرد می‌گذارد، از سلامت روان گرفته تا موفقیت شغلی. این مهارت، سرمایه‌گذاری‌ای است که بازدهی آن را هم در آرامش روزمره و هم در مواجهه با بحران‌ها مشاهده می‌کنید.

فواید و مزایای اصلی داشتن مهارت تاب‌آوری را در چند حوزه کلیدی:

۱. مزایای سلامت روان و رفاه عاطفی

تاب‌آوری قوی، سپر دفاعی شما در برابر فشارها است.

کاهش تأثیرات استرس مزمن: افراد تاب‌آور می‌توانند استرس‌های محیطی را مدیریت کنند، بنابراین سطح هورمون‌های استرس (مانند کورتیزول) در بدن آن‌ها پایدارتر است و کمتر دچار فرسودگی شغلی یا هیجانی می‌شوند.

بهبود سلامت روان در بلندمدت: احتمال ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب پس از یک رویداد آسیب‌زا (مانند از دست دادن شغل یا بیماری) در افراد تاب‌آور بسیار کمتر است.

تنظیم هیجانی بهتر: آن‌ها کمتر در دام واکنش‌های شدید احساسی گیر می‌کنند. می‌توانند بین محرک و پاسخ خود فاصله ایجاد کنند و به جای فریاد زدن یا گریه کردن بی‌وقفه، راهی برای پردازش احساسات پیدا کنند.

افزایش رضایت از زندگی: با پذیرش واقعیت و تمرکز بر توانایی‌های خود، افراد تاب‌آور معمولاً دیدگاه مثبت‌تری نسبت به زندگی دارند و از لحظات فعلی بیشتر لذت می‌برند.

۲. مزایای عملکرد شغلی و تحصیلی

در محیط کار و تحصیل، تاب‌آوری شما را از یک بازیکن منفعل به یک رهبر فعال تبدیل می‌کند.

افزایش انعطاف‌پذیری شغلی: اگر شغلی که دوست دارید تغییر کند، تکنولوژی عوض شود، یا پروژه‌ای شکست بخورد، فرد تاب‌آور سریع‌تر خود را با نقش جدید وفق می‌دهد و به جای شکایت، به یادگیری مهارت‌های لازم می‌پردازد.

بهبود مهارت حل مسئله: به جای فلج شدن توسط مشکل، افراد تاب‌آور فرآیند تفکر منطقی و حل مسئله را به سرعت فعال می‌کنند.

افزایش عملکرد تحت فشار: در مواجهه با ضرب‌الاجل‌های سخت یا موقعیت‌های پرمخاطره، آن‌ها بهتر از دیگران متمرکز باقی می‌مانند و عملکردشان افت نمی‌کند.

دستیابی به اهداف بزرگ‌تر: چون شکست‌ها آن‌ها را متوقف نمی‌کند، در مسیر رسیدن به اهداف بلندپروازانه، استقامت بیشتری نشان می‌دهند.

۳. مزایای سلامت جسمی

سلامت روان و جسم ارتباط تنگاتنگی دارند، و تاب‌آوری این پیوند را تقویت می‌کند.

سیستم ایمنی قوی‌تر: استرس مزمن سیستم ایمنی را تضعیف می‌کند. با مدیریت بهتر استرس، سیستم ایمنی بدن افراد تاب‌آور کارایی بهتری دارد.

بهبود کیفیت خواب: توانایی ذهن برای آرام شدن پس از یک روز سخت، منجر به خواب عمیق‌تر و ترمیمی‌تر می‌شود.

رفتارهای سالم‌تر: افرادی که تاب‌آور هستند، احتمال بیشتری دارد که مراقب سلامتی خود باشند؛ آن‌ها بیشتر ورزش می‌کنند، تغذیه بهتری دارند و کمتر به رفتارهای پرخطر روی می‌آورند، زیرا به سلامت آینده خود اهمیت می‌دهند.

۴. مزایای روابط بین فردی

تاب‌آوری تنها در مورد خود نیست، بلکه در مورد نحوه تعامل ما با دنیای بیرون نیز هست.

روابط عمیق‌تر: افرادی که از نظر عاطفی قوی‌تر هستند، بهتر می‌توانند همدلی نشان دهند و در روابطشان صداقت و شفافیت بیشتری دارند.

کاهش درگیری‌های غیرضروری: با تنظیم هیجانی بهتر، کمتر تحت تأثیر تحریکات کوچک قرار گرفته و از بروز درگیری‌های غیرسازنده جلوگیری می‌کنند.

نقش حمایتی قوی‌تر: یک فرد تاب‌آور اغلب تبدیل به سنگ صبوری برای دوستان و خانواده می‌شود، زیرا دیگران می‌دانند که او می‌تواند بحران را مدیریت کند.

به طور خلاصه، تاب‌آوری به شما این امکان را می‌دهد که از "قربانی شرایط بودن" به سمت "کارگردان واکنش‌های خود بودن" حرکت کنید. این مهارت تضمین نمی‌کند که سختی‌ها هرگز اتفاق نمی‌افتند، بلکه تضمین می‌کند که شما برای روبرو شدن با آن‌ها آماده خواهید بود و از آن‌ها قوی‌تر بیرون خواهید آمد.

در واقع، مهارت تاب‌آوری در “هر لحظه” از زندگی کاربرد دارد، زیرا زندگی ذاتاً مجموعه‌ای از چالش‌ها و تغییرات مداوم است. تاب‌آوری، چسبی است که شما را کنار هم نگه می‌دارد وقتی دنیا سعی می‌کند شما را از هم بپاشد.

کاربردهای عملی و روزمره مهارت تاب‌آوری در جنبه‌های مختلف زندگی عبارتند از:

۱. در برابر شکست‌های کوچک روزمره (Micro-Resilience)

بیشترین کاربرد تاب‌آوری در همین لحظات کوچک است، نه فقط در فجایع بزرگ.

اشتباه در کار: وقتی ایمیلی را اشتباه می‌فرستید یا یک گزارش را دیر تحویل می‌دهید. به جای سرزنش خود، از مهارت تاب‌آوری استفاده می‌کنید تا بگویید: "این یک اشتباه بود، درسش را می‌گیرم و جبران می‌کنم."

تأخیر و ترافیک: گیر افتادن در ترافیک می‌تواند سطح استرس را بالا ببرد. فرد تاب‌آور از این زمان به عنوان فرصتی برای گوش دادن به یک پادکست آموزشی یا انجام مدیتیشن کوتاه استفاده می‌کند، به جای اینکه عصبانی شود.

مواجهه با نقد: دریافت یک نقد سازنده از یک دوست یا همکار. تاب‌آور کسی است که به جای دفاعی شدن، آن نقد را می‌شنود، آن را پردازش می‌کند و فقط آن بخش‌هایی که مفید است را برای بهبود می‌پذیرد.

۲. در مواجهه با تغییرات بزرگ زندگی (Major Transitions)

زندگی پر از گذار است و تاب‌آوری در مدیریت این گذارها ضروری است.

تغییر شغل یا بازنشستگی: این تغییرات هویت فرد را به چالش می‌کشند. تاب‌آوری به فرد کمک می‌کند تا با وجود از دست دادن ساختار قبلی، به سرعت یک "هویت جدید" و هدف جدیدی برای خود تعریف کند.

بیماری یا آسیب دیدگی: هنگام مواجهه با یک بیماری مزمن یا آسیب جسمی، تاب‌آوری به فرد این قدرت را می‌دهد که انرژی خود را صرف "بهبود" (آنچه قابل کنترل است) کند، نه صرف حسرت خوردن برای وضعیت گذشته.

بحران‌های خانوادگی: در زمان طلاق، از دست دادن عزیزان، یا اختلافات شدید، تاب‌آوری به افراد این توانایی را می‌دهد که غم و اندوه خود را به رسمیت بشناسند، اما اجازه ندهند این احساسات، کل زندگی آن‌ها را فلج کند.

۳. در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی و فشار همسالان

تاب‌آوری به حفظ یکپارچگی فردی کمک می‌کند.

نه گفتن: برای حفظ سلامتی روانی و زمانی خود، تاب‌آور بودن به شما کمک می‌کند تا بتوانید با اطمینان به درخواست‌هایی که بیش از ظرفیت شماست، "نه" بگویید، بدون اینکه احساس گناه کنید.

مقابله با فشارهای اجتماعی: اگر ارزش‌های شما با گروهی که در آن هستید در تضاد باشد، تاب‌آوری به شما کمک می‌کند تا در موضع خود باقی بمانید و نظرات خود را بر اساس باورهای درونی خود شکل دهید، نه صرفاً برای پذیرفته شدن.

۴. در جستجوی رشد و یادگیری

تاب‌آوری محیطی را فراهم می‌کند که در آن می‌توان ریسک‌های سازنده انجام داد.

نوآوری و ریسک‌پذیری: اگر فردی از شکست بترسد، هرگز ریسک نمی‌کند و بنابراین هرگز فرصت‌های بزرگ را نیز کسب نخواهد کرد. تاب‌آوری به شما اجازه می‌دهد تا ریسک کنید، بدانید که ممکن است بیفتید، اما ایمان داشته باشید که می‌توانید بلند شوید و این بار کار را بهتر انجام دهید.

بهبود مستمر: هر بار که از یک وضعیت سخت عبور می‌کنید، یک "پایگاه جدید" برای نرمال خود می‌سازید. این باعث می‌شود که استانداردهای شما برای مقابله با چالش‌های آینده بالاتر برود.

به طور خلاصه، کاربرد مهارت تاب‌آوری در زندگی، به حداکثر رساندن ظرفیت شما برای "بهبودی سریع" و تبدیل "آسیب" به "رشد" است.

کمپیتال دروس ساسان جمالی جهانگیر ظهیری خانم رزاقی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

کتابهای مجتبی دشتی

پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴، 0:30

دو کتاب جدید دکتر مجتبی دشتی

دکتر مجتبی دشتی

دو کتاب جدید مجتبی دشتی نقش والدین در بزه کاری اطفال و آسیبهای اجتمای توسط انشارات سیب طلایی به زودی منتشر خواهد شد

آسیبهای اجتماعی کتاب مجتبی دشتی دکتر مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

دکتر مجتبی دشتی

چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۴، 7:33

دکتر مجتبی دشتی

دانش آموخته روابط عمومی دانشگاه تهران واحد فرهنگ و هنر 1388

دانش آموخته کارشناسی حرفه ای آسیب شناسی اجتماعی دانشگاه تهران واحد شهید ایرانی 1394

دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی تهران 1396

بر اساس چارچوب صلاحیت حرفه ای بین المللی جناب آقای مجتبی دشتی در رشته آسیب شناسی اجتماعی گرایش پیشگیری از اعتیاد ا درجه حرفه ای A بر اساس کنوانسیون به رسمیت شناختن تحصیلات مادام العمر یونسکو و استاندارد EQF با رائه و تالیف 28 عنوان کتاب در حوزه آسیب شناسی و بیش از 80 گواهینامه معتبر دانشگاهها و سازمانهای ذیربط موفق به دریافت گواهینامه Level8 (دکتری حرفه ای)دانش کاربردی مهارتی گردیده است.

عضو انجمن روانشناسان ایران

عضو انجمن مشاوره ایران

عضو انجمن روانشناسان امریکا

عضو جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی ایران

عضو کانون نویسندگان ایران

عضویت استادی توسعه دهندگان آموزش و کارآفرینی ایرانیان

مدرس کالج بین المللی ابن سینا گرجستان

مدیر عامل موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

نویسنده 56 عنوان کتاب در حوزه آسیبهای اجتماعی

صدا پیشه، برنامه ساز و مجری و کارگردان

دکتر مجتبی دشتی مجتبی دشتی آسیب شناس اجتماعی دکتر دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

انحرافات اجتماعی و اعتیاد مجتبی دشتی

سه شنبه نهم دی ۱۴۰۴، 0:48

اعتیاد، جرم و انحرافات اجتماعی

مجتبی دشتی

اعتیاد یکی از معضلات پیچیده اجتماعی است که نه‌تنها تاثیرات فردی عمیقی دارد بلکه بر جامعه به‌طورکلی نیز تاثیرگذار است. این پدیده به‌عنوان یک انحراف اجتماعی می‌تواند منجر به بروز جرم و جنایت، از بین رفتن بنیان‌های خانواده، و نابودی ارزش‌های اجتماعی شود. در این مقاله، به بررسی رابطه میان اعتیاد، جرم و انحرافات اجتماعی می‌پردازیم و با تحلیل ابعاد مختلف این پدیده، به راهکارهایی برای مدیریت و کاهش آثار منفی آن خواهیم پرداخت.

  1. مفهوم اعتیاد

اعتیاد به‌طور کلی به وابستگی غیرقابل کنترل به یک ماده یا رفتار مشخص اشاره دارد. این مواد می‌توانند شامل داروهای مخدر، الکل، و حتی رفتارهایی مانند قمار یا اعتیاد به اینترنت باشند. اعتیاد به‌عنوان یک اختلال روانی شناخته می‌شود که معمولا با نشانه‌های جسمانی و روانی همراه است. از آنجا که اعتیاد به‌طور مستقیم به تغییرات شیمیایی در مغز مرتبط است، می‌تواند بر تصمیم‌گیری، شناخت و رفتار فرد تاثیر بگذارد.

1.1.انواع اعتیاد

- اعتیاد به مواد مخدر: شامل استفاده از مواد غیرقانونی و داروهای تجویزی به‌طور نادرست می‌شود.

- اعتیاد به الکل: مصرف مداوم الکل به‌گونه‌ای که فرد نتواند از کنترل استفاده بکند.

- اعتیاد رفتاری: شامل رفتارهایی مانند قمار، استفاده از اینترنت و حتی اعتیاد به کار.

درک و تحلیل پیچیدگی‌های اعتیاد

اعتیاد به‌عنوان یک اختلال پیچیده روانی، فرد و جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این پدیده، می‌تواند خود را به شکل‌های مختلفی نشان دهد و انواع متفاوتی داشته باشد. در حالی که اعتیاد به مواد مخدر و الکل به‌طور خاص شناخته‌شده‌اند، انواع دیگری از اعتیاد نیز وجود دارند که گاهی اوقات نادیده گرفته می‌شوند. در این مقاله، ما به بررسی انواع مختلف اعتیاد خواهیم پرداخت، از جمله اعتیاد به مواد مخدر، الکل، رفتارهای اعتیادی و همچنین تأثیرات اجتماعی و روانی آن‌ها.

  1. اعتیاد به مواد مخدر

اعتیاد به مواد مخدر یکی از شایع‌ترین و شناخته‌شده‌ترین انواع اعتیاد است. این نوع اعتیاد به وابستگی به مواد شیمیایی خاص، مانند داروهای مخدر، الهام می‌شود.

1.1.انواع مواد مخدر

- مواد مخدر طبیعی: این دسته شامل موادی چون مرفین و کانابیس (مواد نشأت‌گرفته از گیاهان) می‌شود.

- مواد مخدر مصنوعی: این مواد به‌صورت شیمیایی تولید می‌شوند، نظیر مت‌آمفتامین و اکستاسی.

- داروهای تجویزی: برخی از داروها مثل داروهای آرامبخش و مسکن‌های قوی مانند اوکسی‌کودون، می‌توانند منجر به اعتیاد شوند اگر به‌طور نادرست مصرف شوند.

1.2. اثرات اعتیاد به مواد مخدر

اعتیاد به مواد مخدر می‌تواند به بروز اختلالات جسمی و روانی، رفتارهای پرخطر و به‌هم‌ریختگی روابط اجتماعی منجر شود. همچنین، این نوع اعتیاد ممکن است به بروز جرم و بزهکاری در جامعه کمک کند.

2. اعتیاد به الکل

استفاده مداوم از الکل و عدم توانایی در کنترل آن، به اعتیاد به الکل منجر می‌شود. این نوع اعتیاد یکی از رایج‌ترین اشکال اعتیاد در جوامع مختلف است.

2.1.اثرات جسمی و روانی

اعتیاد به الکل می‌تواند منجر به بروز مشکلات بهداشتی مانند بیماری‌های کبدی، اختلالات قلبی و بیماری‌های روانی از جمله افسردگی و اضطراب باشد. این اعتیاد همچنین می‌تواند بر روابط خانوادگی و اجتماعی تاثیر بگذارد و باعث بروز مشکلات حقوقی و مالی شود.

مجتبی دشتی

2.2.علائم و نشانه‌ها

علائم اعتیاد به الکل می‌تواند شامل تحمل افزایش و وابستگی به الکل، عدم توانایی در کاهش مصرف، و نادیده گرفتن مسئولیت‌ها به‌دلیل مصرف الکل باشد.

3.اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری به وابستگی به یک رفتار خاص گفته می‌شود که نه‌تنها شامل مواد مخدر و الکل نمی‌شود بلکه می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

3.1.اعتیاد به قمار

قمار یکی از شایع‌ترین انواع اعتیاد رفتاری است که می‌تواند منجر به مشکلات مالی و اجتماعی جدی شود. افرادی که دچار این اعتیاد هستند، معمولاً به‌دنبال هیجان و تنش ناشی از قمار به این رفتار وابسته می‌شوند.

3.2. اعتیاد به اینترنت و رسانه‌های اجتماعی

با پیشرفت فناوری، اعتیاد به اینترنت و رسانه‌های اجتماعی به یکی از معضلات نوین تبدیل شده است. این نوع اعتیاد می‌تواند به بی‌توجهی به فعالیت‌های روزمره، روابط اجتماعی، و تمرکز بر کار و تحصیل منجر شود.

3.3. اعتیاد به خرید

اعتدال در خرید می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی کمک کند، اما اعتیاد به خرید می‌تواند یک مشکل جدی برای فرد و خانواده‌اش محسوب شود. افرادی که به خرید اعتیاد دارند، ممکن است برای تخلیه اضطراب و استرس به خرید مداوم روی آورند.

4. اعتیاد به کار (Workaholism)

اعتیاد به کار یکی دیگر از اشکال مهم اعتیاد است که به تمایل شدید فرد برای کار کردن و صرف زمان بیش از حد در محیط کار اشاره دارد. این نوع اعتیاد می‌تواند به فشارهای روانی و نارضایتی از زندگی شخصی منجر شود.

4.1.. علائم اعتیاد به کار

افراد معتاد به کار معمولاً وقت خود را به جای گذراندن با خانواده و دوستان، صرف کار می‌کنند. این افراد ممکن است از احساس گناه یا اضطراب هنگام جنوبی شدن از کار نیز رنج ببرند.

5. نتایج اجتماعی و روانی انواع اعتیاد

انواع اعتیاد نه‌تنها بر فرد اثر می‌گذارند بلکه تأثیرات اجتماعی و روانی عمیقی نیز بر جامعه دارند.

5.1. اثر بر روابط اجتماعی

اعتیاد می‌تواند منجر به گسست روابط خانوادگی و اجتماعی شود. فرد معتاد ممکن است از محیط خانواده دور شده و باعث بروز درگیری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی شود.

5.2. تأثیر بر سلامت عمومی

اعتیاد به‌همراه مشکلات بهداشتی و اجتماعی می‌تواند به بروز هزینه‌های مالی برای سیستم‌های بهداشتی و درمانی منجر شود. این هزینه‌ها ممکن است شامل درمان بیماری‌ها، بازپروری و هزینه‌های قانونی باشد.

5.3.تأثیر بر اقتصاد

به دلیل کاهش بهره‌وری در محل کار و افزایش هزینه‌های بهداشتی، اعتیاد می‌تواند بر اقتصاد یک جامعه تأثیر منفی بگذارد.

درک انواع اعتیاد و اثرات آن‌ها بر فرد و جامعه برای پیشگیری و درمان این پدیده ضروری است. هر نوع اعتیاد نیاز به استراتژی‌ها و برنامه‌های مدیریتی خاص خود دارد. برای کاهش آثار منفی این معضل اجتماعی، همکاری بین خانواده، دولت و سازمان‌های اجتماعی لازم است. با آموزش و آگاهی می‌توان به مقابله با اعتیاد و تبعات آن کمک کرد.

2. ارتباط اعتیاد با جرم

اعتیاد می‌تواند به شکل‌های مختلفی با جرم و جنایت ارتباط داشته باشد. این روابط شامل موارد زیر است:

2.1. سرقت و جرم‌های خشن

کسانی که به مواد مخدر اعتیاد دارند، ممکن است برای تامین هزینه‌های اعتیاد خود به سرقت، کلاهبرداری یا حتی جرم‌های خشن دست بزنند. نیاز فوری به تامین مواد مخدر می‌تواند فرد را به انتخاب‌های خطرناک و مجرمانه سوق دهد.

2.2. جرم‌های مرتبط با تولید و توزیع مواد مخدر

توزیع و تولید مواد مخدر نه‌تنها به خودی خود جرم است، بلکه می‌تواند به بروز رقابت‌های خشن و نزاع‌های اجتماعی منجر شود. این نوع جرم‌ها معمولا ارتباط نزدیکی با گروه‌های مافیایی و باندهای تبهکاری دارند.

2.3. تاثیر مثبت بر بزهکاری

برخی از پژوهش‌ها نشان می‌دهند که اعتیاد می‌تواند به‌عنوان یک محرک برای بزهکاری عمل کند. به‌عبارت دیگر، جوانانی که در معرض اعتیاد قرار دارند، ممکن است بیش از دیگران به بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی گرایش پیدا کنند.

3. انحرافات اجتماعی

انحرافات اجتماعی به رفتارهایی اطلاق می‌شود که بر خلاف هنجارها و قوانین اجتماعی جامعه انجام می‌شوند. این انحرافات می‌توانند از قبیل دزدی، فرار از خانه، و رفتارهای پرخطر باشند. اعتیاد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر انحرافات اجتماعی شناخته می‌شود.

3.1. تاثیر بر روابط اجتماعی

اعتیاد می‌تواند موجب گسست روابط خانوادگی و اجتماعی شود. وابستگی شدید به مواد مخدر یا الکل می‌تواند باعث نادیده گرفتن مسئولیت‌های فردی و اجتماعی شده و به انزوا و قطع ارتباطات اجتماعی فرد منجر شود.

3.2. تاثیر بر سلامت روان

اعتیاد نه‌تنها بر سلامت جسمی فرد تاثیر می‌گذارد بلکه همزمان می‌تواند موجب بروز اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب و سایر اختلالات روانی شود. این مسائل می‌توانند به شکل‌گیری انحرافات اجتماعی در بین افراد معتاد و اطرافیان آنها تاکید بیشتری وارد کنند.

مجتبی دشتی

3.3. افزایش خودکشی و خودآزاری

اعتیاد می‌تواند به افزایش آمار خودکشی و خودآزاری در بین افراد معتاد منجر شود. احساس ناامیدی و از دست دادن کنترل بر زندگی معمولاً موجب بروز رفتارهای پرخطر و انحرافی می‌شود.

4. پیشگیری و درمان اعتیاد

4.1. آموزش و آگاه‌سازی

آموزش و آگاهی بخشی به جامعه در مورد خطرات اعتیاد و اثرات آن بر زندگی فردی و اجتماعی یکی از مهم‌ترین راه‌های پیشگیری است. این آموزش‌ها باید از دوران کودکی و نوجوانی آغاز شوند و شامل برنامه‌های اطلاع‌رسانی در مدارس و جامعه باشند.

4.2.درمان‌های پزشکی و روانی

افراد معتاد نیاز به درمان‌های پزشکی و روانی دارند. برنامه‌های درمانی باید شامل مشاوره روانشناس، درمان‌های گروهي و دارویی باشند. این اقدامات کمک می‌کنند تا فرد بتواند بهبودی را تجربه کند و به زندگی عادی خود بازگردد.

4.3. حمایت‌های اجتماعی

حمایت خانواده، دوستان و جامعه می‌تواند به بهبودی فرد معتاد کمک کند. ایجاد گروه‌های حمایت از معتادان و خانواده‌های آنها، می‌تواند راهکار مؤثری برای کاهش آسیب‌های اجتماعی مرتبط با اعتیاد باشد.

مجتبی دشتی

اعتیاد، جرم و انحرافات اجتماعی در یک چرخه معیوب به هم مرتبط هستند. این پدیده‌ها نه‌تنها به فرد آسیب می‌زنند بلکه می‌توانند بر زندگی اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز تاثیرگذار باشند.

انحرافات اجتماعی مجتبی دشتی آسیب شناسی اعتیاد
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

دلایل طلاق عاطفی پرهام عامری

چهارشنبه سوم دی ۱۴۰۴، 17:15

دلایل طلاق عاطفی

پرهام عامری

از نظر روانشناسی طلاق عاطفی به رابطه ی زن و شوهری گفته می شود که در کنار همدیگر نمی توانند حال خوبی را تجربه کنند و آرامش داشته باشند. البته در همین راستا ذکر این موضوع از قاعده مستثنی نمی باشد که طلاق عاطفی فقط بر روی یک جنبه یعنی احساسات و عواطف تاثیر گذار نبوده و می تواند ابعاد دیگر زندگی زوجین را هم تحت تاثیر قرار بگذارد. در روانشناسی طلاق عاطفی، به دلیل این که احساسات خوب زن و شوهر در کنار همدیگر از بین می روند، ممکن است سلامت جسم زوجین هم به خطر بیافتد. زوجین به دلیل طلاق عاطفی دیگر نمی توانند از کنار هم بودن لذت ببرند. این موضوع موجب می شود که دیگر نتوانند با همدیگر روابط جنسی و زناشویی برقرار کنند.

نداشتن رابطه ی جنسی قطعا عواطف و سلامت جسم آن ها را با مشکل رو به رو خواهد کرد. روانشناسی طلاق عاطفی موجب رفع مشکلات روانشناختی از قبیل سردی روابط عاطفی، جسمی و جنسی می شود. در صورتی که طلاق عاطفی در میان زن و شوهرها رفع نشود به مرور زمان شدت آن افزایش پیدا کرده و موجب می شود که آن ها تنها راه چاره را در جدایی رسمی ببینند. از این رو هستند زوجینی که زندگی خود را دوست دارند ولی به دلایلی دچار طلاق عاطفی شده اند. این زوجین می توانند با کمک روانشناسی طلاق عاطفی اقدام به برطرف کردن مشکلات خود نمایند.

پرهام عامری

نشانه ها و علائم مد نظر در روانشناسی طلاق عاطفی

برخی از مشکلات در میان زن و شوهرها وجود دارند که اگر هر کدام از زوجین نتوانند آن ها را بین خود حل کنند ممکن است این مشکلات موجب طلاقشان گردد. از جمله علائمی که در روانشناسی طلاق عاطفی بین زوجین مد نظر می باشند و نادیده گرفتن آن ها امکان دارد علاوه بر طلاق عاطفی، موجب ایجاد طلاق رسمی شوند، به شرح زیر هستند:

  1. شکاکیت بیش از حد زن و شوهر نسبت به همدیگر که موجب افزایش بی اعتمادی می شود.
  2. بیشتر شدن شکایت و میزان گله مندی از یکدیگر
  3. کاهش میزان رد و بدل شدن کلمات و حرف زدن در میان زوجین و سکوت کردن زوجین نسبت به یکدیگر
  4. تمرکز بیش از حد بر روی فرزندان و یا شغل خود
  5. کاهش میزان شور و هیجان در زندگی مشترک
  6. عدم اهمیت و علاقه ی زن و شوهر به همدیگر در مقایسه با احساسات یکدیگر
  7. بیشتر شدن تضاد فکری در میان زن و شوهر ها از اصلی ترین علائم مد نظر روانشناسی طلاق عاطفی می باشد.
  8. بیشتر شدن لجبازی در میان زن و شوهر ها
  9. کمتر شدن میزان وابستگی و دلبستگی زوجین نسبت به همدیگر
  10. بی میلی برای برقراری روابط زناشویی و جنسی
  11. واکنش های پرخاشگرانه سریع و سرزنش مداوم شخص به دلیل اشتباهاتش
  12. ناراحتی به دلیل فاش شدن مسائل شخصی و محرمانه
  13. کمتر شدن محبت های کلامی از قبیل جانم، عزیزم و …
  14. عدم تلاش زن و شوهرها برای برطرف کردن و حل کردن مشکلات

پرهام عامری

11 دلایل طلاق عاطفی بین زوجین

از نظر روانشناسی طلاق عاطفی دلایل مختلفی می توانند موجب ایجاد طلاق عاطفی بین زن و شوهرها شوند. به همین جهت نمی توان طلاق عاطفی را مشکلی یک شبه دانست. در مواقعی که زن و شوهر ها از درگیری های خود به سادگی گذر کنند و اقدام به رفع آن اختلافات نکنند و یا جنگ و دعواها بی سر و ته کنار گذاشته نشوند و به رفع و حل آن مشکلات نپردازند، زمینه ی ایجاد طلاق عاطفی در آن ها ایجاد خواهند شد. در این صورت مشکلات بین زن و شوهرها نه تنها به مرور زمان کمتر نمی شود، بلکه روز به روز تشدید پیدا کرده و می تواند منجر به طلاق عاطفی گردد. این مشکلات به مرحله ای می رسند که زن و شوهرها ترجیح می دهند به خاطر بچه های خود در کنار همدیگر زندگی کنند.

از لحاظ روانشناسی طلاق عاطفی، بین زوجین هیچ گونه حس عاطفی و جنسی وجود ندارد. به این صورت که تنها اسم آن ها در شناسنامه به عنوان زن و شوهر در کنار هم قرار گرفته است.

از نظر روانشناسی طلاق عاطفی دلایل بروز این مشکل به صورت زیر است:

  1. خیانت یکی از زوجین
  2. نداشتن شغل و درآمد مرد
  3. میزان تضادهای فکری
  4. میزان اختلاف سنی خیلی زیاد بین زوجین
  5. ازدواج سریع به دلیل هوس های زودگذر
  6. عدم کنترل میزان عصبانیت زوجین
  7. ناراحتی های حل نشده میان زوجین
  8. فرهنگ های مختلف در میان خانواده های زوجین
  9. ناتوانی در ابراز احساسات و عشق ورزیدن به همدیگر
  10. نداشتن عملکرد مناسب برای برقراری ارتباط صحیح با همدیگر
  11. عقیده ها و مذهب های متفاوت میان زوجین

تاثیر طلاق عاطفی برای هر کدام از زوجین به چه صورت است

از لحاظ روانشناسی طلاق عاطفی، زوجینی که به این مشکل دچار می شوند، بایستی بلافاصله بعد از دیدن علائم طلاق عاطفی اقدام به رفع آن نمایند. به حال خود رها نمودن این مشکل ممکن است موجب ایجاد ناتوانی و دشواری های زیادی شود. چون اگر زن و شوهر ها اقدام به رفع اختلافات خود نکنند، منجر به بروز برخی اثرات در هر کدام از آن ها خواهد شد. از جمله اثرات ناشی از طلاق عاطفی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. افسردگی: طبق نظر روانشناسی طلاق عاطفی، بعضی از زن و شوهرها به دلیل بروز مشکلات عاطفی میان خود، از زندگی افسرده شده و رغبتی برای ادامه ی آن نخواهند داشت. چون رابطه ی به هم ریخته شده ی بین زن و شوهرها قطعا موجب می شود که رفتار بین آن ها سرد شده و دیگر آرامش لازم را در کنار هم نداشته باشند.
  2. مصرف مواد مخدر: بعضی از زوجین متاسفانه برای بهبود زندگی مشترک و فرار از حل مشکلات، به سمت مصرف مواد مخدر روی می برند. عواقب این موضوع خیلی سخت تر و جبران ناپذیرتر می باشد.
  3. بروز اختلالات خواب: یکی دیگر از اثرات روانشناسی طلاق عاطفی، بروز اختلالات خواب مانند پرخوابی، بی خوابی و کم خوابی می باشد. از آن جایی که زن و شوهرها در کنار هم حس خوب و آرامش بخشی را ندارند، سعی می کنند بیشتر زمان خود را بر روی تخت بخوابند.
  4. بروز اختلالات خوردن غذا: برخی از زوجین هم به دلیل مشکلاتی که در طلاق عاطفی پیش می آید، اقدام به پرخوری و کم خوری می نمایند. زوجین به دلیل ناراحتی های پیش آمده ممکن است حتی دیگر با هم غذا نخورند.
  5. بی قراری: از لحاظ روانشناسی طلاق عاطفی، زن و مرد به دلیل افزایش میزان سردی روابط خود، برای روزهای خوب با هم بودنشان بی قراری و دلتنگی می کنند. این دلتنگی می تواند همراه با آشفتگی باشد. چون زوجین در عین حال که نگران وضع زندگی آینده ی مشترک خود هستند، به دلایل مختلفی هم تمایلی به رفع مشکلات میان خود هم ندارند. این موضوع موجب افزایش اضطراب و استرس، افسردگی و بی انگیزگی در میان زن و شوهرها می شود.

بررسی روش های درمانی برای ممانعت از طلاق عاطفی

روش های درمانی که برای جلوگیری از طلاق عاطفی میان زن و شوهرها وجود دارند به شرح زیر هستند:

  1. نهایت توجه و دقت به خواسته ها و نیازهای یکدیگر
  2. احترام و کنترل خشم و پرخاشگری
  3. همدلی و گوش دادن به حرف های همدیگر
  4. بهره مندی از جلسات مشاوره ازدواج و زوج درمانی
  5. و…

زوجین در صورت بروز مشکلاتی میان خود می توانند از کمک های تخصصی مشاوره ی روانشناسی استفاده نمایند و با راهکارهای درمانی ارائه شده اقدام به رفع مشکلات خود نمایند. از آن جایی که احساسات زن و شوهر یک شبه از بین نمی روند، باید در اولین مرحله این موضوع را بررسی کرد. بررسی این موضوع ممکن است با احساس درد، خشم و یا ناامیدی همراه باشد. باید بتوانید با این احساسات کنار آمده و نگاه تحلیلی به مسائلی نمایید که در رابطه ی شما رضایت بخش نبوده است. با اندیشیدن به این موضوع قطعا به آن چیزی که می خواهید دوباره دست پیدا خواهید کرد. زمانی که بتوانید این حس را درک کنید که می توانید موجب بهبودی رابطه ی خود شوید، قطعا تصمیمی ارزشمندی گرفته و موجب بهبود طلاق عاطفی خواهید شد.

دلایل طلاق عاطفی پرهام عامری طلاق طلاق عاطفی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

شعر زندگی مجتبی دشتی

شنبه هشتم آذر ۱۴۰۴، 15:6

شعر زندگی شاعر مجتبی دشتی

مجتبی دشتی

زندگی، دیباچه‌ای از خستگی ست

زندگی، تکرارِ یک همبستگی ست

زندگی، در یک سبد تقدیم ماست

زندگی، مملو از خوب و بدی ست

هر زمان که مسندت، خودمحوری ست

زندگی، رنج و غم و دیوانگی ست

زندگی را می‌توان شاد آفرید

شرط آن، خدمت و بعد افتادگیست

زندگی، سرمایه او دست ماست

زندگی، راز و نیاز و بندگی ست

زندگی، واژه نیست یک حرکت است

زندگی، جاری شدن در زندگی ست

زندگی، انعکاس فعل ماست

زندگی، هرچه کند با ما رواست

شعر زندگی مجتبی دشتی شاعر
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

تماشای فیلم پورن توسط کودکان. مجتبی دشتی مدرس فرزندپروری

شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۴، 20:42

تماشای فیلم های پورن توسط کودکان

تماشای فیلم های پورن توسط کودکان می تواند به آسیب های روانی و اجتماعی متعددی منجر شود. برخی از این آسیب ها شامل موارد زیر است:

1. تصور نادرست از روابط جنسی : فیلم های پورن معمولا تصویری غیرواقعی و اغراق آمیز از روابط جنسی و عواطف انسانی ارائه می دهند. کودکان ممکن است نتوانند تفاوت بین واقعیت و تخیل را درک کنند و انتظارات نادرستی از روابط داشته باشند.

2. تاثیر بر خودپنداری : تماشای پورن می تواند تاثیر منفی بر تصور فرد از بدن خود و بدن دیگران بگذارد، و ممکن است منجر به مقایسه های نامناسب و احساس عدم کفایت شود.

3. تروما و اضطراب : محتویات خشن و غیرقابل قبول در برخی فیلم های پورن می تواند باعث اضطراب، ترس و حتی بروز تروما در کودکان شود.

مجتبی دشتی

4. اختلالات اجتماعی : کودکان ممکن است به جای یادگیری نکات مثبت اجتماعی و عاطفی، الگوهای نادرستی از رفتار اجتماعی و عاطفی را از پورن بیاموزند، که می تواند بر روابط بین فردی آنها تاثیر منفی بگذارد.

5. سوءاستفاده و خشونت : برخی فیلم های پورن شامل عناصر خشونت آمیز هستند که ممکن است به ایجاد و تقویت رفتارهای خشونت آمیز یا سوءاستفاده جنسی منجر شوند.

6. افزایش میل جنسی زودرس : مواجهه با محتوای جنسی در سنین پایین می تواند منجر به تمایلات جنسی زودرس و مشکلاتی در کنترل میل جنسی گردد.

برای کاهش این آسیب ها، اطلاع رسانی، گفتگو با کودکان در مورد مسائل جنسی به شکلی سالم و سازنده، و نظارت بر محتوای مصرفی آنها اهمیت دارد. والدین و معلمان باید به طور فعال در این زمینه ها مشارکت کنند.

محافظت از کودکان در برابر محتوای مستهجن و نامناسب از اهمیت بالایی برخوردار است. در اینجا راهکارهایی برای کمک به این هدف ارائه می شود:

مجتبی دشتی

1. آموزش و گفتگو: با کودکان خود در مورد محتوای مناسب و نامناسب صحبت کنید. به آنها بیاموزید که چرا برخی محتواها نادرست هستند و چگونه می توانند آنها را شناسایی کنند.

2. تنظیمات حریم خصوصی: در دستگاه ها و پلتفرم های آنلاین از تنظیمات حریم خصوصی و فیلترها استفاده کنید. بسیاری از نرم افزارها و ابزارهای آنلاین قابلیت فیلتر کردن محتوای نامناسب را دارند.

3. برنامه های فیلترینگ: از نرم افزارهای فیلترینگ وب استفاده کنید که می توانند محتوای ناخواسته را شناسایی و مسدود کنند. برخی از این برنامه ها قابلیت گزارش دهی نیز دارند.

استفاده از نرم افزارهای کنترل والدین:

- نرم افزارهایی مانند Net Nanny، Norton Family و Qustodio می توانند به شما کمک کنند تا محتوای نامناسب را کنترل کرده و زمان استفاده از دستگاه ها را محدود کنید.

- به صورت فعال بر فعالیت های آنلاین کودکان خود نظارت کنید. نه تنها با استفاده از نرم افزارهای کنترل، بلکه با گفتگو درباره تجربیات و فعالیت هایشان.

- بیشتر پلتفرم ها و شبکه های اجتماعی دارای تنظیمات حریم خصوصی و فیلتر محتوا هستند. این تنظیمات را بررسی و فعال کنید.

- با استفاده از فیلترهای DNS مانند OpenDNS می توانید محتوای نامناسب را در سطح شبکه مسدود کنید.

- پیش از نصب هر برنامه یا بازی، نقدها و امتیازات آن را بررسی کنید تا مطمئن شوید مناسب سن فرزندتان است.

4. نظارت بر فعالیت ها: به طور منظم بر فعالیت های آنلاین کودکان خود نظارت کنید. این کار می تواند شامل بررسی تاریخچه مرورگرها و گفتگو با فرزندتان در مورد تجربیات آنلاین شان باشد.

5. ایجاد محدوده زمانی: زمان استفاده از دستگاه های دیجیتال را محدود کنید. تعیین زمان های خاص برای استفاده از اینترنت و بازی های ویدیویی می تواند بهره وری بیشتری ایجاد کند.

6. تشویق به فعالیت های دیگر: کودکان را تشویق کنید تا در فعالیت های غیر آنلاین مانند ورزش، هنر یا مطالعه کتاب های مناسب سن خود شرکت کنند. این کار می تواند زمان کمتری برای دسترسی به محتوای نامناسب فراهم کند.

7. مدل سازی رفتار: با رفتار خود به کودکان نشان دهید که چگونه به محتوای آنلاین نزدیک شوند. استفاده معقول و مسئولانه از فناوری از طرف والدین می تواند الگوی خوبی برای کودکان باشد.

8. گفتگو درباره خطرات آنلاین: کودکان را در مورد خطرات احتمالی اینترنت و چگونگی محافظت از خود آموزش دهید. به آنها بیاموزید که هرگز اطلاعات شخصی خود را به اشتراک نگذارند و در صورت مواجهه با محتوای نامناسب، با شما صحبت کنند.

با انجام این اقدامات می توان به کودکان کمک کرد تا در یک محیط آنلاین امن تر قرار گیرند و توانایی تفکر انتقادی درباره محتوایی که با آن مواجه می شوند را تقویت کنند.

9.ایجاد محیط امن:

- فضایی را برای بحث و گفتگو فراهم کنید، تا فرزندان بتوانند آزادانه احساسات و نگرانی های خود را با شما در میان بگذارند.

مجتبی دشتی

10.محدودیت زمان استفاده:

- زمان استفاده از دستگاه های دیجیتال را محدود کنید تا از بروز مشکلات ناشی از استفاده بیش از حد، جلوگیری شود.

11.تشویق به فعالیت های غیردیجیتال:

- فرزندان خود را به شرکت در فعالیت های ورزشی، هنری و جمعی تشویق کنید تا وقت کمتری را در فضای مجازی بگذرانند.

12.ایجاد قوانین خانوادگی:

- قوانینی در مورد استفاده از اینترنت و دستگاه های دیجیتال در خانواده تعیین کنید و آن ها را به کودکانی که به سن درک این قوانین رسیده اند، بیاموزید.

پورنوگرافی پورن کودکان فرزندپروری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

خروج از مثلث کارپمن پرهام عامری

چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴، 23:54

شیوه خروج از مثلث کارپمن

پرهام عامری

وقتی وارد مثلث کارپمن می شویم، احتمالاً همه ی این نقش ها را تجربه خواهیم کرد؛ حتی ممکن است در یک دقیقه، همه ی این اتفاق ها رخ دهد. اهمیتی ندارد که از کدام یک از این نقش ها وارد می شوید، ورود به این مثلث، تضمین کننده ی این است که شما در انتها حتماً قربانی خواهید بود.کسی که در بازی‌های این مثلث گرفتار می‌شود در واقع با تغییر بین نقش‌ها تصور و توهم بهبودی می‌کند حال آنکه او در لحظه جابجایی بین نقش‌ها فقط از رنج و درد نقش قبلی درآمده و در نقش جدید هم بزودی با درد و رنج آن مواجه خواهد شد؛ بنابراین: «شفای حقیقی نه در تغییر وضعیت بین نقشها، که در تحول در نقشها ست» از این منظر مثلث کارپمن به مثلث تد تبدیل می‌گردد.

الف) مثلث TED

در مقابل مثلث کارپمن، مثلث TED پیشنهاد شده است؛

اگر شما زمانی در تعاملات خود احساس کنید که درگیر این نقش های مثلث کارپمن شده اید، بهتر است همان جا تغییر نقش داده و به نقش های مثلث تِد، وارد شوید.

سه نقش مطرح در مثلث تد

خلاق (CREATOR)

فردی که در مثلث کارپمن قربانی بود، با ورود به مثلث تد نقش خلاق را پیدا می کند؛ چنین شخصی به جای تمرکز بر حوادث پیش آمده، روی حل مسئله توجه دارد. این تغییر نقش سبب می شود تا او آن چالش را به خوبی مشاهده کرده و بهترین پاسخرا انتخاب کند.

مربی (COACH)

فردی که در مثلث کارپمن در نقش ناجی بوده است، در این جا، در نقش مربی ظاهر می شود؛ این فرد به جای آن که به طور بی قید و شرط از فرد قربانی حمایت کند و یا سبب شود که او مشکلاتش را خود به دوش دیگری بیندازد، در نقش یک مربی ظاهر می شود و به فرد راهکار و آموزش های لازم را می دهد و زمینه های رشد او را فراهم می کند.

چالشگر (CHALLENGER)

فردی که در مثلث کارپمن در جایگاه ستمگر قرار داشته است، در اینجا در نقش چالشگر ظاهر می شود و انتقادات خود را به صورت کاملاً برابر و نه از جایگاه بالاتر و به قصد تخریب کردن شخص دیگر، بلکه تنها به قصد اصلاح، بیان می کند.

ب) بیان احساسات

از دیگر موارد تاثیرگذار برای خروج از مثلث کارپمن بیان احساسات و اشتراک گذاری آنها با شریک‌تان است. وقتی به گزارش شفاهی افکار خود بپردازید احتمال اینکه از انجام آنها بپرهیزید بیشتر می‌شود. برای مثال می‌توانید احساسات خود را اینگونه بیان کنید:‌ «حس میکنم میخوام تو را بابت این ضعف سرزنش کنم» یا «احساس میکنم باید تو را نجات دهم و مسئولیت بهبودی تو را برعهده بگیرم» و…

پرهام عامری

سعی کنید خودتان را در نقطه میانی نگه‌دارید، فراموش نکنید که شما مسئول احساسات شریک عاطفی‌تان نیستید حتی اگر او به سرزنش شما بابت درد و غم‌های خود بپردازد. اجتناب از ورود به نقش‌های مثلث کارپمن و گفتگو در این مسیر به شما کمک می‌کند.

ج) تغییر باورهای غلط وقدیمی

از دیگر مواردی که برای بهبود وضعیت خود می‌توانید استفاده کنید، تغییر باورهای غلط و قدیمی است. همچنین ‌اشتراک گذاری این مقاله با شریک عاطفی خود یا فردی که با آن به بازی‌های روانی می‌پردازید، برای آگاه کردن او می‌تواند تاثیر بسزایی در خروج از مثلث کارپمن داشته باشد.

با گذشت زمان شما متوجه تفاوت‌ها و تغییرات ایجاد شده در روابط عاطفی خود می‌شوید و هنگام گرفتار شدن به مثلث کارپمن از آن مطلع می‌شوید و به سرعت می‌توانید از آن خارج شوید.

ممکن است ایجاد این تغییرات ترسناک به نظر برسد اما اینکه مدت زیادی‌ست که این نقش‌ها را پذیرفته‌اید یا شریک عاطفی‌تان نقش مکمل شما را بازی می‌کند نباید دلیلی برای عدم تلاش شما باشند. وقتی از مثلث قربانی خارج شوید شرایط برای رشد و موفقیت هردوی شما بسیار بهتر می‌شود و می‌توانید رابطه‌ای پربارتر،‌ مفیدتر و لذت‌بخش‌تر را تجربه کنید.

آیا راهی برای خارج شدن از مثلث وجود دارد؟
لازم است بدانیم که برای تحقق خواسته های خود، فرد فقط به خود نیاز دارد. شما باید زندگی خود را به دست خود بگیرید و بدون نگاه کردن به کسی رفتار کنید. چگونه می توانید از مثلث خارج شوید اگر قربانی هستید شکایت از زندگی را متوقف کنید. کاملاً این بار را صرف جستجوی فرصت هایی برای بهبود چیزهایی کنید که مناسب شما نیست. یک بار و برای همیشه به یاد داشته باشید: هیچ کس به شما چیزی مدیون نیست. حتی اگر آنها قول داده اند ، اگر واقعاً می خواستند ، اگر خودشان پیشنهاد می دادند. شرایط به طور مداوم در حال تغییر است، مانند خواسته های بشر. دیروز آنها نمی خواستند چیزی به شما بدهند ، امروز آنها نمی خواهند. منتظر نجات باشید. تنها کاری که انجام می دهید انتخاب و مسئولیت شماست. و شما حق دارید اگر این مورد برای شما مناسب نباشد انتخاب دیگری انجام دهید. اگر به نظر می رسد انتظارات شخص دیگری را برآورده نمی کنید، بهانه نکنید و خود را مورد نفرت قرار ندهید.


اگر نقش قربانی را دارید ، پس باید رفتار خود را تغییر دهید – برای خلاص شدن از راه گریه کردن برای زندگی خود. درعوض ، روشهایی را برای بهبود زندگی خود بدون کمک دیگران پیدا کنید. باید درک کنید که هیچ معتادی به غیر از شما نباید مشکلات شما را برطرف کند. مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید. به یاد داشته باشید که پنیر رایگان فقط در یک موس موس است. اگر انتظار حمایت از کسی را دارید ، در مقابل آماده باشید تا چیزی را بدهید. اگر می خواهید از نقش قربانی خلاص شوید ، پس از گزارش دادن به شخصی برای اقدامات خود متوقف شوید. فقط کاری را که می خواهید انجام دهید.

اگر شما یک آزار دهنده هستید ، قبل از اینکه دوباره به کسی سوار شوید ، به این فکر کنید که چرا به آن احتیاج دارید و با آن چه می خواهید؟ غالباً در پس سانسور، تمایل به صرفه جویی در ذهن منفی است. آزار دهنده باید درک کند که همه مرتکب اشتباه می شوند و او نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل سعی کنید روی اشتباهات شخصی و منهای خود تمرکز کنید. همه مشکلات اطراف خود را سرزنش نکنید. به دنبال علت اصلی در خود باشید. انتظار نداشته باشید که مردم به شما گوش دهند و طبق توصیه های شما راهنمایی شوند. آنها نباید این کار را انجام دهند.

اگر شما به عنوان یک آزار دهنده می خواهید چیزی را از کسی بدست آورید ، پس به ترور و اجبار متوسل نشوید ، آرام ترین روش را پیدا کنید. منطقه ای را پیدا کنید که در آن بتوانید خود را تحقق بخشید. و سپس شما فراموش می کنید مثلث کارپمن چیست ، رابطه وابسته به هم از بین می رود.

پرهام عامری



اگر سؤال “مثلث کارپمن ، روابط وابسته ، چگونگی خارج شدن” چیست ، توسط نجات دهنده سؤال می شود ، برای این که از مشارکت متوقف شود ، ابتدا باید در صورت نیاز به او ، نجات قربانی را متوقف کند. حمایت ناخواسته هر فرصتی برای مخالفت دارد. خود را باهوش تر نپندارید و به دیگران یاد ندهید زندگی کنند. همچنین از دادن تعهدات غیرممکن خودداری کنید. هنگام حمایت از کسی ، از کلمات قدردانی و فایده انتظار نداشته باشید. فقط در صورت نیاز به پشتیبانی از خود نشان دهید.

باید بدانید که چه نقشی بازی می کنید ، چه مزایا و ضررهایی را برای شما به همراه دارد. فقط پس از درک می توانید جلوی عضویت خود را بگیرید و از مثلث کارپمن خارج شوید.

اگر نقش قربانی را دارید ، پس باید رفتار خود را تغییر دهید – برای خلاص شدن از راه گریه کردن برای زندگی خود. درعوض ، روشهایی را برای بهبود زندگی خود بدون کمک دیگران پیدا کنید. باید درک کنید که هیچ معتادی به غیر از شما نباید مشکلات شما را برطرف کند. مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید. به یاد داشته باشید که پنیر رایگان فقط در یک موس موس است. اگر انتظار حمایت از کسی را دارید ، در مقابل آماده باشید تا چیزی را بدهید. اگر می خواهید از نقش قربانی خلاص شوید ، پس از گزارش دادن به شخصی برای اقدامات خود متوقف شوید. فقط کاری را که می خواهید انجام دهید.

اگر شما یک آزار دهنده هستید ، قبل از اینکه دوباره به کسی سوار شوید ، به این فکر کنید که چرا به آن احتیاج دارید و با آن چه می خواهید؟ غالباً در پس سانسور، تمایل به صرفه جویی در ذهن منفی است. آزار دهنده باید درک کند که همه مرتکب اشتباه می شوند و او نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل سعی کنید روی اشتباهات شخصی و منهای خود تمرکز کنید. همه مشکلات اطراف خود را سرزنش نکنید. به دنبال علت اصلی در خود باشید. انتظار نداشته باشید که مردم به شما گوش دهند و طبق توصیه های شما راهنمایی شوند. آنها نباید این کار را انجام دهند.

اگر شما به عنوان یک آزار دهنده می خواهید چیزی را از کسی بدست آورید ، پس به ترور و اجبار متوسل نشوید ، آرام ترین روش را پیدا کنید. منطقه ای را پیدا کنید که در آن بتوانید خود را تحقق بخشید. و سپس شما فراموش می کنید مثلث کارپمن چیست ، رابطه وابسته به هم از بین می رود.

اگر سؤال “مثلث کارپمن ، روابط وابسته ، چگونگی خارج شدن” چیست ، توسط نجات دهنده سؤال می شود ، برای این که از مشارکت متوقف شود ، ابتدا باید در صورت نیاز به او ، نجات قربانی را متوقف کند. حمایت ناخواسته هر فرصتی برای مخالفت دارد. خود را باهوش تر نپندارید و به دیگران یاد ندهید زندگی کنند. همچنین از دادن تعهدات غیرممکن خودداری کنید. هنگام حمایت از کسی ، از کلمات قدردانی و فایده انتظار نداشته باشید. فقط در صورت نیاز به پشتیبانی از خود نشان دهید.

پرهام عامری



در زندگی تعداد زیادی از نمونه ها را می توان به این نظریه روابط نسبت داد. در میان آنها، رابطه مادر شوهر و داماد، جایی که اولی قربانی را بازی می کند، و دوم – تعقیب کننده. نجات دهنده در این شرایط شوهر است. علاوه بر این ، روابط بین همسران و فرزند تحت این شکل از روابط قرار می گیرد. در این حالت کودک قربانی محسوب می شود و پدر و مادر آزار دهنده و نجات دهنده خواهند بود. خطرناک است وقتی مثلث کارپمن در خانواده یک الکلی مشاهده می شود. در این حالت ، شما باید فوراً به دنبال کمک های پزشکی حرفه ای باشید.

هر شخص در کل زندگی خود را در مثلث همبستگی کارپمن پیدا می کند و یکی از نقش ها را ایفا می کند. اگر این وضعیت طولانی نماند ، هیچ آسیبی به همراه نخواهد داشت. اما اگر اوضاع شروع به کشیدن کرد ، باید زودتر از آن خارج شوید. فوراً متوجه نتیجه خواهید شد ، تغییرات مثبت در زندگی شروع می شوند. از اینکه عضو این بازی نشوید، نترسید، زندگی خود را فقط برای بهتر شدن تغییر دهید.

پرهام عامری هرم مازلو مثلث کارپمن مرتضی عامری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

پرهام عامری چند راهکار برای جلوگیری از اعتیاد

پنجشنبه هفدهم مهر ۱۴۰۴، 19:29

ترک مواد مخدر و جلوگیری از اعتیاد یک فرآیند دشوار اما ممکن است. در ادامه چند راهکار مفید برای این منظور آورده شده است:

مجتبی دشتی+ پرهام عامری+ دکتر مقدسی

1. آگاهی و آموزش: اطلاعات کافی درباره خطرات و عوارض مواد مخدر و تأثیرات آنها بر جسم و روان به دست آورید. هرچقدر بیشتری درباره عواقب آنها بدانید، انگیزه شما برای دوری از آنها بیشتر خواهد بود.

2. حمایت اجتماعی: از دوستان، خانواده و افرادی که در ترک مواد مخدر موفق بوده‌اند، کمک بگیرید. حمایت اجتماعی می‌تواند به شما انگیزه و اعتماد به نفس بیشتری بدهد.

3. مشاوره و درمان: در صورت نیاز، به مشاوران یا درمانگران متخصص مراجعه کنید. مشاوره می‌تواند به شما در شناسایی علل اعتیاد و روش‌های مقابله با آنها کمک کند.

4. فعالیت‌های جایگزین:به جای صرف وقت در مکان‌های پرخطر یا با افراد مصرف‌کننده، سعی کنید فعالیت‌های مفید و سالمی مانند ورزش، هنر، مطالعه یا یادگیری یک مهارت جدید را انجام دهید.

مجتبی دشتی+ پرهام عامری

5. مدیریت استرس:یاد بگیرید چگونه با استرس و فشارهای روحی مقابله کنید. تکنیک‌هایی مانند یوگا، مدیتیشن و تنفس عمیق می‌تواند کمک‌کننده باشد.

6. برنامه‌ریزی:اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت برای خود تعیین کنید و برنامه‌ریزی کنید که چگونه به آنها برسید. این کار به شما کمک می‌کند تا تمرکز خود را حفظ کنید.

مجتبی دشتی

7. اجتناب از موقعیت‌های پرخطر:از مکان‌ها و افرادی که ممکن است شما را به سمت مصرف مواد مخدر بکشند، دوری کنید.

8. پشتیبانی از دیگران:به دیگران که در شرایط مشابه قرار دارند، کمک کنید. این کار به شما احساس مفید بودن و رضایت خواهد داد.

مجتبی دشتی

به خاطر داشته باشید که ترک مواد مخدر یک مسیر دشوار است و ممکن است با چالش‌هایی روبه‌رو شوید، اما با حمایت و اراده می‌توانید به این هدف دست پیدا کنید.

فرزانه کریمی دکتر محمدرضا مقدسی دکتر مریم فرجی مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

نظریه های مرتبط با پدیده اعتیاد پرهام عامری

چهارشنبه دوم مهر ۱۴۰۴، 0:42

نظریه های مرتبط با پدیده اعتیاد

مجتبی دشتی

جامعه شناسان و نظریه پردازان طی یکی دو قرن گذشته نظریات متفاوت و راهگشایی در زمینه انحرافات اجتماعی منتشر کرده اند که هر کدام با توجه به ساختار جامعه و شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع توسعه یافته و در حال توسعه می تواند تبیین کننده انحرافات و ارائه دهنده راه حل در این زمینه باشد.

در اینجا به هفت نظریه که به طور کلی می تواند تبیین کننده اعتیاد به مواد مخدر در جامعه ایران باشد به خصوص با توجه به اعتیاد در اقشار مختلف جامعه، اشاره می نماییم.

۱- نظریه انحرافات مرتون

نظریه انحرافات که متعلق به رابرت کی مرتون جامعه شناس مشهور آمریکایی می باشد، تبیین کننده پدیده اعتیاد در کشورهایی مانند ایران نیز می باشد. مرتون علت ریشه ای انحرافات را شرایط ساختی جامعه می داند و بر خلاف دورکیم معتقد است که فرد در جامعه به ارزش ها و هنجارها توجه زیادی ندارد و به جای اعتنا به آنها، هنجارها را در معرض انتقاد قرار می دهد.

به نظر وی دو ساخت اساسی در جامعه وجود دارد یعنی «اهداف نهادی شده» و «وسایل نهادی شده» که ارزش ها و امور مطلوب و شیوه های استاندارد کنش برای رسیدن به آن اهداف در جامعه است. تعامل بین این دو ساخت موجب بروز رفتارها و شخصیت های مختلف و گاه متناقض در جامعه می شود.

به نظر مرتون، چهار تیپ «مناسک گرا» یا «شعائر گرا»، «انزوا طلب»، «نوآور» یا «بدعت گذار» و «انقلابی» یا «شورشی» در کنار «همنوایان» معلول شرایط جامعه و برخورد این دو ساخت هستند که هر کدام شیوه خاص انطباق فردی با این دو ساخت است.

یکپارچگی و انسجام در جامعه هنگامی است که میان این دو ساخت اساسی تعادل وجود داشته باشد. اما اگر اهداف و ارزش های نهادی شده مانند منزلت و ثروت در جامعه تبلیغ شود و جامعه پذیری، ارزش ها و هنجارها، آموزش و پرورش و رسانه ها و تبلیغات برآن تأکید ورزند و در کنار آن وسایل دسترسی به این اهداف وجود نداشته باشد، تیپ های مختلف شخصیتی و رفتاری بروز و ظهور می یابند.

درباره پدیده اعتیاد به مواد مخدر دو تیپ انزوا طلب و بدعت گذار می توانند مورد توجه قرار گیرند. انزوا طلب، شیوه انطباقی فردی است که در آن، افراد به دلیل ناموفق بودن در دسترسی به اهداف اجتماعی سعی کرده اند خود را از جامعه دور نگهدارند.

شیوه نگرش منفعت جویانه را به طور کلی رها کرده اند و به این ترتیب هم ارزش های مسلط و هم وسایل مورد قبول دستیابی به آنها را رد می کنند. این افراد احتمالاً بارها تلاش کرده اند تا با شیوه های هنجاری به سمت اهداف اجتماعی حرکت کنند اما عدم توفیق مکرر آنها، باعث سرخوردگی و دور شدن از مسیر تبلیغ اهداف و وسایل استاندارد شده است.

برای تحلیل مسأله اعتیاد در ایران از منظر تئوری مرتون باید جامعه فعلی ایران را از بعد تغییر ارزش ها از سنتی و مذهبی به ارزش های مدرن مورد توجه قرار دارد. در کنار این مسأله تبلیغ مصرف گرایی، نابرابری های شدید اقتصادی، رشد روزافزون فقر و در نتیجه ارزشمند شدن ثروت در جامعه، تغییر نظام ارزشی جامعه را تشدید می کند.

در این شرایط تأکید بر اهدافی که وسایل دسترسی به آن به طور قانونی فراهم نیست نه فقط فرد فرد انسان ها بلکه کل نظام اجتماعی را دچار عدم تعادل و آشفتگی و نابسامانی می کند و بستر را برای ظهور رفتار انحرافی فراهم می کند. همین مسأله فرد را از جامعه و ارزش های آن جدا می کند و در اکثر موارد نیز وی را با ناکامی روبه رو می سازد که برای جبران ناکامی ها گرایش به مواد مخدر امری عادی است.

اما نوآورها هم در پدیده اعتیاد نقش دارند چه آنها اهداف نهادی شده و کسب منزلت و ثروت را دنبال می کنند اما نه با روش ها و هنجارهای عادی و پذیرفته شده که قاچاقچیان مواد مخدر و سوداگران مواد افیونی که نقش بسزایی در گسترش اعتیاد به مواد مخدر دارند نمونه بارز نوآوران و بدعت گذاران در جامعه می باشند.

به طور کلی از نظر مرتون، شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی موجب گرایش به اعتیاد می شود و در اصل اعتیاد جرم نیست، نوعی بیماری اجتماعی است که اگر از ابتدای وقوع آن به فکر اصلاح و پیشگیری نباشیم ممکن است به دیگران نیز سرایت کند و بیماری عمومی و بحرانی اجتماعی پدید آورد.

در هر حال، این نظریه که در اصل میانبرد بوده، می توان به تبیین اعتیاد به مواد مخدر در جوامع بسیاری از جمله ایران بپردازد. چرا که منزلت و ارزش ثروت در چند ساله اخیر بسیار زیاد شده، در حالی که راه های رسیدن به آن بسیار کم است و براین مبنا قاچاق مواد مخدر و در کنار آن منزوی های بسیاری به وجود آمده اند که مأیوس و سرخورده به اعتیاد روی می آورند.

۲- نظریه برچسب زنی

نظریه برچسب زنی که توسط لمرت و بکر منتشر شد براین مبناست که انحراف، فرآیندی است که توسط آن برخی مردم موفق می شوند برخی دیگر را منحرف تعریف کنند.

در مورد اعتیاد، اولین بار کسی که از روی کنجکاوی، آزمایش یا سرخوردگی رو به مواد مخدر می آورد، اصلاً این عمل را اقدامی انحرافی نمی پندارد اما چون این کنش توسط افراد مهم دیگر چون دوستان، والدین، مقامات رسمی و پلیس و… انحراف تلقی می شود و با مجازات روبه رو می گردد، فرد برچسب بزهکار، منحرف و معتاد را از دیگران دریافت می کند و طرز رفتار دیگران با وی بر مبنای همین برچسب تنظیم می شود.

در نتیجه فردی که از ابتدای قصد عمل انحرافی و کجروی نداشته به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه خود نیز این برچسب را می پذیرد، تصویری جدید از خود می سازد و کنش وی با دیگران نیز بر مبنای همین برچسب تعریف و تنظیم می شود. این مسأله می تواند به انحرافات ثانویه و ناهمنوایی مداوم فرد در جامعه نیز منجر می شود.

مشاهدات و تحقیقات در ایران بر این مسأله گواه است که تلقی عمومی و نگاه حاکمان و سیاست پردازان از اعتیاد، مسأله ای شخصی و فردی است و فرد معتاد نیز مجرم تلقی شده و همیشه مورد سرزنش و نفرت است.

معمولاً افراد معتاد از جامعه طرد شده اند و با سخت ترین مجازات از سوی حکومت، خانواده و دوستان مواجه شده اند و همین برچسب مجرم بر معتاد وی را در عزلت و انزوا و دوری از جامعه قرارداده و این گونه افراد نیز هر روز سعی می کنند رفتار خود را با این برچسب وفق دهند که خطرات فراوانی برای فرد و جامعه در پی دارد.

پرهام عامری

۳- نظریه اختلال هنجاری

یکی از نظریاتی که بیشتر از دورکیم و پارسونز و به طور کلی کارکردگرایان وام گرفته شده نظریه اختلال هنجاری می باشد. بعد هنجاری ساختار اجتماعی در جامعه بسیار با اهمیت است که اگر در آن اختلال روی دهد، حس همبستگی و انسجام در جامعه را مختل کرده و فرد را از نظر الگوی رفتاری دچار مشکل کرده و آنومی را در وی تقویت می نماید که از این لحاظ گرایش به انحرافاتی چون اعتیاد به مواد مخدر اجتناب ناپذیر است.

این اختلال به صورت های مختلف در جامعه حضور پیدا می کند که به آنها اشاره می نماییم.

۱- قطبی شدن هنجارها؛ هنگامی که دو قطب مخالف یا جدا از همدیگر برای فرد هنجار فرستی کنند و توزیع جمعیت بر حسب میزان فشار هنجاری، نرمال نباشد، توزیع جمعیت دونمایی بوده و به جای اکثریت، اقلیت جامعه، متوسط هنجاری را درک کنند، قطبی شدن هنجاری ایجاد می شود. برای مثال اگر خانواده فرد را به هنجارهای سنتی و مذهبی دعوت کند و از سوی دیگر گروه دوستان، فرد را به مصرف مواد مخدر تشویق نماید، این مسأله ممکن است به نفع هر کدام از طرفین تمام شود که میزان اهمیت و احترام هر طرف در پذیرش هنجار مورد نظر از سوی فرد مؤثر خواهد بود.

۲- تضاد هنجاری؛ در برخی جوامع، اعضای جامعه به دو گروه تقسیم می شوند و هر گروه در فضای هنجاری متفاوت سیر می کند که این مسأله به ظهور دو مجموعه هنجار متفاوت می انجامد که ممکن است هنجارهای طبقه متوسط با طبقه حاکم، نسل امروز با نسل گذشته و یا گروه های مختلف با همدیگر متضاد باشد و در کنار این مسأله که گروه هایی ممکن است به انحرافات سوق پیدا کنند و هنجارهای غیر اخلاقی را رواج دهند.

۳- ناپایداری هنجاری؛ تناقض منطقی میان دو یا چند هنجار در یک نظام هنجاری موجب می شود که هر کدام از هنجارها براساس خرده فرهنگ های متفاوت بر مسأله خاصی تأکید کنند و فرد با ناپایداری هنجاری مواجه شود. در مورد اعتیاد برخی خرده فرهنگ ها که اعتیاد را امری مطلوب و منزلت بخش می دانند در ناپایداری هنجاری تأثیر فراوان دارند.

۴- ضعف هنجاری؛ هنگامی که احساس تعلق و تعهد نسبت به هنجارها پایین تر از میانگین لازم باشد و فشار هنجاری لازم وجود نداشته باشد، ضعف هنجاری ایجاد می شود که در این شرایط فرد الگوی رفتاری لازم برای کنش در جامعه را ندارد و با مشکلات جدی در این زمینه مواجه می شود و حتی ممکن است برخی انحرافات مانند اعتیاد به مواد مخدر را اصلاً انحراف تلقی نکند.

۵- بی هنجاری؛ بی هنجاری یا آنومی که تأخر هنجاری و خلأ هنجاری در جامعه است، بیشتر مخصوص جوامع در حال گذار است که فرد به دلیل تغییرات سریع فرهنگی و اجتماعی هیچ هنجاری را نمی شناسد و قبول ندارد و این مسأله عامل و نیز تشدید کننده پدیده هایی مانند اعتیاد است.

پرهام عامری

در مجموع جامعه ایران را می توان در چهار بعد اولیه، دچار ضعف و اختلال دانست که چنین روندی، فرد فرد ایرانیان را به تدریج دچار آنومی کرده و در فضای آنومیک و اختلال هنجاری وجود و گسترش انحرافاتی مانند اعتیاد اجتناب ناپذیر است.

۴- نظریه یادگیری

نظریه یادگیری یا فراوانی معاشرت که از سوی نسل دوم محققین شیکاگو مورد توجه قرار گرفت، با مطالعات قوم نگاری و مصاحبه و تحقیقات انسان شناسی اجتماعی به این عقیده رسید که جنایت و انحراف از طریق انتقال فرهنگی در گروه های اجتماعی واقع می گردد. «سادر لند» با این تحقیقات، خرده فرهنگ های گوناگون در شهرهای بزرگ را مورد توجه قرار داد و معتقد بود در برخی مناطق شهری، کجرفتاری در جریان کنش متقابل با دیگران آموخته می شود.

بخش اصلی یادگیری رفتار کجرو در اثر ارتباط صمیمی درون گروه انجام می گیرد و در جریان این یادگیری، تکنیک های ارتکاب جرم، توجیهات و انگیزه ها و گرایش ها آموخته می شود و الگوی رفتار انحرافی برای فرد مهم تر و ارزشمندتر از الگوی قانونی موجود تلقی می گردد و با توجه به فراوانی معاشرت، این رفتار به هنجار جا افتاده در فرد مبدل می شود.

این محققان نتیجه می گیرند که جامعه دارای سازمان های متفاوتی است که این سازمان ها در رفتار فرد تأثیر می گذارند و تنها زمانی رفتار انحرافی مانند اعتیاد به مواد مخدر آموخته می شود و رواج می یابد که توسط گروه های مختلف و خرده فرهنگ های متفاوت در معاشرت بین افراد انتقال یابد و به قول «هاوارد بکر» اگر فردی به تنهایی و بدون یادگیری از مواد مخدر استفاده کند نه تنها لذتی از آن نبرده، بلکه احساس نارضایت و وحشت نیز خواهد کرد.

بر مبنای این نظریه می توانیم در جای جای شهرهای بزرگی مانند تهران، خرده فرهنگ هایی را به خصوص در مناطق حاشیه ای مشاهده کنیم که اعتیاد را امری نه چندان ناهنجار تلقی می کنند و در اثر معاشرت جوانان و نوجوانان در رابطه های دوستی و خانوادگی و حتی در مدرسه این الگوی رفتاری آموخته شده و مورد تأیید قرار می گیرد، تا آنجا که اعتیاد به الگوی رفتاری مطلوب فرد بدل شده و از طریق معاشرت بیشتر، برای فرد درونی می گردد.

در اینجا می توانیم به این نظریه نکته دیگری نیز اضافه کنیم که تنها یادگیری، در مناطق حاشیه ای و در حال تغییر و تبدل صورت نمی گیرد و ما به خصوص در ایران نباید از یادگیری کجروی در دو مکان، یکی زندان و دیگری میهمانی ها و پارتی ها غافل شویم چرا که آمار و مشاهدات فراوانی در این زمینه وجود دارد که افراد زیادی پس از حضور در زندان به اعتیاد مبتلا می شوند و یا جوانان بسیاری در میهمانی ها و… برای کسب منزلت و عقب نماندن از دیگران، این رفتار را آموخته و به آن دچار می گردند که این مورد اصلاً متعلق به گروه های پارازیتی و حاشیه ای نیست و اعضای طبقه متوسط و حتی فرزندان نخبگان اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را در بر می گیرد.

۵- نظریه اوقات فراغت

جرج زیمل یکی از جامعه شناسان کلاسیک آلمانی بود، که یکی از نظریات او درباره جامعه شناسی اوقات فراغت می تواند تبیین کننده رواج اعتیاد به مواد مخدر در جامعه باشد. به اعتقاد او در فرهنگ مدرن و در روند تاریخ جدید، آزادی فزاینده فرد از بندهای وابستگی شدید اجتماعی و شخصی ظهور می یابد، صورت های فرماندهی و فرمانبری نیز خصلت تازه ای به خود می گیرند و هیچ فردی تحت چیرگی تام دیگران در نمی آید.

انواع گسترده ای برای گذران فراغت وجود دارد که به فرد امکان می دهد خود را از دیگران متمایز سازد که روش ها و اعمال پرشتاب و مد این تمایز هویت شخصی را شکل می دهند.

بر این مبنا هر کس برای متمایز شدن، روش خاص پی می گیرد که ماجراجویی در زندگی مدرن را رواج می دهد. فرد در این فضا می کوشد تا از جریان های یکنواخت زندگی روزانه بیرون رود و در قلمرو فعالیتی با قواعد ویژه گام نهد.

بنابراین در جوامع مدرن و جوامعی که به سوی مدرنیسم گام بر می دارند و فرهنگ مدرن در آن تبلیغ شده، فرد در قلمرو اوقات فراغت، جهان عقلگرا، بوروکراتیک و افسون زدایی شده را کنار می نهد و فرصتی برای او فراهم می شود تا اجبارها و محدودیت های نظم اجتماعی را فراموش کند و به کنش غیرهنجاری دست زند.

با توجه به این دیدگاه، می توانیم به افراد آزاد و فردگرای امروزی اشاره کنیم که با توجه به ذات حیات مدرن، پا را فراتر از قید و بندها نهاده و جستجوگرانه و ماجراجویانه برای تفریح و گذر وقت، به اعتیاد روی می آورند و این امر را تنها تفریح و نوعی گذراندن اوقات فراغت ویژه و متمایز از دیگران می پندارند.

این نظریه می تواند تبیین کننده بسیار خوبی برای اعتیاد در اقشار مرفه و طبقات بالای جامعه باشد، چرا که آنان همیشه سعی می کنند در اعمال خود از دیگران متمایز باشند، حتی در تفریحات، گرچه این تفریح خاص، مصرف مواد مخدر باشد و به اعتیاد بینجامد.

۶- نظریه فرصت های نابرابر

«کلاوارد» و «اوهلین» از جامعه شناسانی هستند که بر پایه نظریه مرتون و بوم شناسی، به مسئله فراوانی فرصت های نابرابر پرداخته اند. آنها با تحقیقات خود متوجه شده اند که در مناطق خاصی که جوانان طبقه پایین در رقابت برای دستیابی به اهداف، ناموفق هستند و یا از قبل تلقی ناموفقیت می کنند. در حالی که جامعه آنان را به اهداف و ارزش ها تشویق می کند، این افراد نظام اجتماعی را مانع پیروزی و عامل شکست خویش می پندارند با استفاده از خشونت و شیوه های غیرقانونی خرده فرهنگ هایی را در این مناطق شکل می دهند.

نکته مهم اینجاست که همه این افراد در کاربرد شیوه های غیرقانونی و دستیابی به اهداف از راه های نامشروع موفق نمی شوند و همین نابرابری فرصت برای رفتار انحرافی، موجب ایجاد خرده فرهنگ های متمایز در این مناطق و در بین افراد کجرو می گردد.

دو گروه موفق تر بوده و دو نوع خرده فرهنگ کجرو و جنایتکار را تشکیل می دهند. اما افرادی که خرده فرهنگهای دوگانه(که یا به کجروی و دستیابی به اهداف از روش های غیرمشروع دست می یازند و یا خشونت گرا شده و به اموال شهری تجاوز می کنند) آنها را پذیرفته اند و هم در جامعه و هم در زاغه های زیرزمینی با ناکامی مواجه گشته اند، به خرده فرهنگ کناره گیر روی می آورند که شرط عضویت در آن علاقه به مصرف مواد مخدر است.

در ایران، افراد حاشیه ای و طبقات بسیار پایین که در سرقت و جنایت و فساد و فحشا شکست خورده اند، به زندان افتاده اند، بین گروه دوستان سرخورده و شکست خورده تلقی می شوند و بر مبنای نظریه فرصت های نابرابر، در نیل به اهداف غیرمشروع از دیگران عقب مانده اند، به خوبی قابل مشاهده می باشند که اکثر این افراد خرده فرهنگ کناره گیر را تشکیل می دهند و در انزوای خویش به اعتیاد روی می آورند.

مجتبی دشتی

۷- نظریه ناکامی منزلتی

جامعه شناس معاصر آمریکایی آلبرت کوهن که نظریه ناکامی منزلتی را از نظرات مرتون استخراج کرده، معتقد است طبقات پایین در جامعه از نظر دستیابی به منزلت دچار ناکامی هستند و این در حالی است که جامعه آنها را به کسب منزلت تشویق می کند و امکان دستیابی را در اختیار آنها قرار نمی دهد. طبقات پایین در جامعه پذیری، آموزش و پرورش و هنجارها و ارزش ها با تبلیغ خصایص و ارزش های طبقه متوسط روبرو هستند در حالی که از تحرک اجتماعی و حضور در این طبقه محروم هستند.

همین مسئله موجب احساس یأس، سرخوردگی و ناکامی در این طبقه شده و افراد را به خرده فرهنگ های بزهکاری در مکان های سکونت خویش متمایل می کند که این خرده فرهنگ ها معمولاً خصوصیاتی چون گرایش لذت جویانه، منفی نگری، میل به خشونت، آزادی و تنوع در کجرفتاری و استقلال و انسجام گروهی و میل به رفتار غیرمدنی دارد.

در ایران نیز به علت شکست و سرخوردگی جوانان در کسب منزلت و ارزش، ناچاراً افراد به خرده فرهنگ های بزهکار روی می آورند که در این خرده فرهنگ ها کجروی هایی مانند اعتیاد خود ارزش و راه حل و حتی راه رسیدن به منزلت تعریف می شود. میل به اعتیاد از این منظر نه با هدف سودمندگرایانه بلکه برای لذت جویی و کسب منزلت انجام می شود و ناکامی منزلتی چنین پدیده ای را در میان طبقه های پایین جامعه ایجاب و ایجاد مِی کند.

البته مسئله ای که اغلب نظریه ها از آن غافلند پدیده اعتیاد به مواد مخدر در میان طبقه های بالای جامعه است که اینگونه افراد نه انزواطلب هستند و نه مشکل زیستی و روانی دارند و نه با ناکامی منزلتی مواجه هستند.

بلکه معمولاً هر اقدامی برای تفریح و سرگرمی و وقت گذرانی و لذت جویی انجام می دهند که اعتیاد نیز برای آنها حکم چنین مسئله ای را دارد اما به تدریج با اعتیاد و وابستگی به مواد مخدر، فعالیت، مشارکت و تعهد اجتماعی خویش را از دست می دهند که البته این افراد کمتر منحرف محسوب می شوند چه به دنبال اعتیاد آثار اجتماعی چندانی در جامعه ندارند و شاید نتوان آنها را منحرف و کجرو محسوب کرد.

مرتضی عامری مجتبی دشتی اعتیاد بهبودی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

فرزندپروری براساس طرحواره درمانی، پرهام عامری

دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴، 23:43

پرهام عامری

فرزندپروری بر اساس طرحواره درمانی به والدین کمک می‌کند تا با درک عمیق‌تر از نیازهای خود و فرزندانشان، روابط سالم‌تری برقرار کنند. این رویکرد با شناسایی و اصلاح طرحواره‌های ناسازگار در والدین و کودکان، به بهبود رفتارهای هیجانی و ایجاد تاب‌آوری بیشتر در خانواده منجر می‌شود.

مبانی طرحواره درمانی در فرزندپروری:

  • شناخت طرحواره‌ها:

    طرحواره‌ها الگوهای فکری، احساسی و رفتاری هستند که در دوران کودکی شکل می‌گیرند و می‌توانند ناسازگار باشند.

  • نیازهای اساسی:

    طرحواره درمانی بر نیازهای اساسی عاطفی کودک، مانند امنیت، حمایت، خودمختاری، و ابراز وجود تأکید دارد.

  • سبک‌های فرزندپروری:

    طرحواره‌ها می‌توانند بر سبک‌های فرزندپروری والدین تأثیر بگذارند و منجر به الگوهای ناسازگار شوند. شناخت این الگوها برای اصلاح آنها ضروری است.

  • تغییر و ترمیم:

    با شناسایی طرحواره‌های ناسازگار، والدین می‌توانند با تغییر رفتارها و الگوهای خود، به ترمیم آسیب‌های احتمالی در کودکان کمک کنند و روابط سالم‌تری ایجاد کنند.

مزایای فرزندپروری با رویکرد طرحواره درمانی:

  • کاهش تعارضات:

    درک طرحواره‌ها و نیازهای اساسی به کاهش تعارضات و درگیری‌ها در خانواده کمک می‌کند.

  • بهبود ارتباط:

    با ایجاد فضایی امن و حمایتی، ارتباط والدین و فرزندان بهبود می‌یابد و اعتماد به نفس در کودکان افزایش می‌یابد.

    پرهام عامری

  • افزایش تاب‌آوری:

    با اصلاح طرحواره‌ها و یادگیری مهارت‌های مقابله‌ای سالم، تاب‌آوری در برابر مشکلات و چالش‌ها در کودکان تقویت می‌شود.

  • رشد سالم:

    فرزندپروری مبتنی بر طرحواره درمانی به رشد سالم و متعادل کودکان کمک می‌کند و آنها را برای مواجهه با چالش‌های آینده آماده می‌سازد.

راهکارهای عملی:

  • آموزش و آگاهی:

    والدین باید در مورد طرحواره‌ها و نیازهای اساسی کودکان آموزش ببینند.

  • ارزیابی طرحواره‌ها:

    با کمک مشاوران متخصص، طرحواره‌های ناسازگار خود و فرزندان را شناسایی کنند.

  • تغییر رفتارها:

    با تغییر الگوهای رفتاری و سبک فرزندپروری، به سمت روابط سالم‌تر حرکت کنند.

  • مشاوره:

    در صورت نیاز، از کمک مشاوران و متخصصان طرحواره درمانی استفاده کنند.

با به‌کارگیری این رویکرد، والدین می‌توانند به پرورش نسلی سالم، شاد و با اعتماد به نفس کمک کنند.

کودک پرخاشگر پرهام عامری بابک دیلمی زاده فرزندپروری
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

برخورد با کودک پرخاشگر پرهام عامری

دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴، 23:36

برای برخورد با فرزندان پرتوقع، مهم است که ابتدا دلایل این رفتار را درک کنید و سپس با استفاده از راهکارهای مناسب، به اصلاح این رفتارها کمک کنید. این راهکارها شامل تعیین مرزهای مشخص، آموزش قدردانی، ارائه پاداش های مناسب و ایجاد فرصت برای مشارکت در کارهای خانه است.

پرهام عامری

دلایل پرتوقعی:

  • الگوی رفتاری والدین:

    گاهی اوقات والدین خودشان الگوی رفتاری پرتوقعی هستند و این رفتار را به فرزندانشان منتقل می‌کنند.

  • محبت‌های بیش از حد:

    محبت‌ها و حمایت‌های افراطی و نابه جا می‌تواند باعث شود که کودک احساس کند همواره باید در مرکز توجه قرار داشته باشد.

  • پاداش‌های بی‌جا:

    دادن پاداش‌های نامتناسب با رفتار کودک، به ویژه پاداش‌های مادی، می‌تواند منجر به توقعات بی‌جا شود.

  • عدم درک واقعیت‌ها:

    گاهی اوقات والدین به دلیل عدم درک درست از شرایط زندگی یا عدم توانایی در نه گفتن، به تمام خواسته‌های فرزندشان پاسخ مثبت می‌دهند که این امر می‌تواند باعث پرتوقعی شود.

راهکارهای مقابله با پرتوقعی:

  • تعیین مرزهای مشخص:

    یکی از مهم‌ترین کارها، تعیین مرزهای مشخص و صریح برای رفتار کودک است. این مرزها باید به طور واضح و قاطع به کودک توضیح داده شوند و والدین باید در اجرای آنها ثابت قدم باشند.

  • آموزش قدردانی:

    به کودک بیاموزید که قدردان محبت‌ها و نعمت‌هایی باشد که در اختیار دارد. این کار را می‌توان با تشویق او به تشکر کردن از دیگران، مشارکت در کارهای خانه و توجه به دیگران انجام داد.

  • ارائه پاداش‌های مناسب:

    در پاداش دادن به کودک، به تناسب رفتار او توجه کنید. پاداش‌ها باید متنوع باشند و همیشه به شکل مادی نباشند. گاهی اوقات یک آغوش گرم، یک بازی مشترک یا یک فعالیت تفریحی می‌تواند پاداشی مؤثرتر از یک هدیه مادی باشد.

  • ایجاد فرصت برای مشارکت:

    به کودک فرصت دهید تا در کارهای خانه مشارکت کند و مسئولیت‌پذیری را بیاموزد. این کار می‌تواند اعتماد به نفس او را افزایش دهد و به او نشان دهد که برای خانواده مهم است.

  • الگوی مناسبی باشید:

    والدین باید خودشان الگوی خوبی برای قدردانی و مسئولیت‌پذیری باشند. رفتارهای شما می‌تواند تأثیر زیادی بر روی فرزندتان داشته باشد.

    پرهام عامری

  • صحبت با کودک:

    در مورد احساسات و انتظارات خود با کودک صحبت کنید. این کار به او کمک می‌کند تا درک بهتری از شرایط پیدا کند و رفتارش را اصلاح کند.

  • مشورت با متخصص:

    اگر احساس می‌کنید که با این مشکل به تنهایی نمی‌توانید مقابله کنید، از یک متخصص روانشناس کودک کمک بگیرید.

کودک پرخاشگر پرهام عامری بابک دیلمی زاده دکتر کدا
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

الکلیسم پرهام عامری

دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴، 22:58

پرهام عامری+ مجتبی دشتی

الکلیسم که امروزه به عنوان اختلال مصرف الکل شناخته می شود، وضعیتی است که در آن فرد تمایل یا نیاز فیزیکی به مصرف الکل دارد، حتی اگر این مصرف تأثیر منفی بر زندگی او داشته باشد. در گذشته، به فردی که این بیماری را داشت، “الکلی” می گفتند. با این حال امروزه، این لقب به عنوان یک برچسب غیر مفید و منفی دیده می شود. امروزه متخصصان بهداشت می گویند که فرد دارای اختلال مصرف الکل (AUD) است. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO)، در سراسر جهان، سالانه 3.3 میلیون مورد مرگ و میر ناشی از مصرف مضر الکل است.

مؤسسه ملی سوء مصرف الکل و الکلیسم (NIAAA) اختلال مصرف الکل را به عنوان “توانایی اختلال در توقف یا کنترل مصرف الکل علیرغم پیامدهای نامطلوب اجتماعی، شغلی یا سلامتی” توصیف می کند. فرد مبتلا به این وضعیت نمی داند چه زمانی یا چگونه نوشیدن الکل را ترک کند. آنها زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد الکل می کنند و نمی توانند میزان مصرف خود را کنترل کنند، حتی اگر این مصرف باعث ایجاد مشکلات جدی در خانه، محل کار و مالی شود. مصرف بیش از حد یا نامناسب الکل لزوماً با وابستگی به الکل یکی نیست. مصرف متوسط ​​الکل به طور کلی هیچ آسیب روانی یا جسمی ایجاد نمی کند. با این حال، اگر فردی که از نوشیدنی اجتماعی لذت می برد، مصرف خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهد یا به طور منظم بیش از مقدار توصیه شده مصرف کند، ممکن است در نهایت AUD ایجاد شود.

علائم اعتیاد به الکل

فردی که به مقدار بیش از حد الکل می نوشد، اغلب اولین کسی نیست که متوجه این موضوع می شود. برخی از علائم و نشانه های AUD عبارتند از:

نوشیدن به تنهایی یا مخفیانه

عدم توانایی محدود کردن میزان مصرف الکل

سیاه رفتن چشم و ناتوانی در به خاطر سپردن زمان

داشتن آیین خاص و عصبانی شدن اگر شخص دیگری در مورد این آیین ها نظر بدهد، مثلاً قبل، حین، یا بعد از غذا یا بعد از کار نوشیدنی بنوشد.

از دست دادن علاقه به سرگرمی هایی که قبلاً از آنها لذت می بردند

احساس میل به نوشیدن

احساس تحریک پذیری هنگام نزدیک شدن به زمان نوشیدن الکل، به خصوص اگر الکل در دسترس نباشد

ذخیره الکل در مکان های نامحتمل

خوردن نوشیدنی برای داشتن حس خوب

داشتن مشکلاتی در روابط، قانون، امور مالی یا کاری که ناشی از نوشیدن الکل است

نیاز به الکل بیشتری برای احساس اثرگذاری آن

احساس تهوع، عرق کردن، یا لرزش هنگام عدم مصرف الکل

برخی از افراد برخی از این علائم و نشانه ها را تجربه می کنند اما به الکل وابسته نیستند. مصرف الکل زمانی مشکل ساز می شود که بر سایر فعالیت ها ارجحیت داشته باشد. ایجاد وابستگی ممکن است چندین سال طول بکشد. مشکلات مرتبط با وابستگی به الکل گسترده است. اثرات آن می تواند جسمی، روانی و اجتماعی باشد.

پرهام عامری+ موسوی چلک

علل الکلیسم

ایجاد وابستگی به الکل می تواند از چند سال تا چند دهه طول بکشد. برای برخی از افرادی که به ویژه آسیب پذیر هستند، ممکن است در عرض چند ماه اتفاق بیفتد. با گذشت زمان، مصرف منظم الکل می تواند تعادل موارد زیر را مختل کند:

گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA) در مغز

گلوتامات

GABA (گابا) تکانشگری را کنترل می کند و گلوتامات سیستم عصبی را تحریک می کند. سطح دوپامین در مغز پس از مصرف الکل افزایش می یابد. سطوح دوپامین ممکن است تجربه نوشیدن را لذت بخش تر کند. در درازمدت یا میان مدت، نوشیدن بیش از حد الکل می تواند به میزان قابل توجهی سطح این مواد شیمیایی مغز را تغییر دهد. این باعث می شود بدن برای داشتن احساس خوب و اجتناب از احساس بد، هوس الکل کند.

عوامل خطر احتمالی

برخی از عوامل خطر نیز ممکن است با نوشیدن بیش از حد الکل مرتبط باشند.

ژن ها: برخی از عوامل ژنتیکی خاص ممکن است برخی افراد را بیشتر در معرض ابتلا به الکل و مواد دیگر قرار دهند یعنی ممکن است سابقه خانوادگی وجود داشته باشد.

سن اولین نوشیدنی الکلی: یک مطالعه نشان داده است که افرادی که قبل از سن 15 سالگی شروع به نوشیدن الکل می‌کنند، احتمالاً در آینده در زندگی با الکل مشکل دارند.

دسترسی آسان: به نظر می رسد ارتباطی بین دسترسی آسان به الکل مانند قیمت ارزان و سوء مصرف الکل و مرگ و میر ناشی از الکل وجود دارد. یک مطالعه کاهش قابل توجهی در مرگ و میر ناشی از مصرف الکل پس از افزایش مالیات الکل توسط یکی از ایالت ها ثبت کرد. این اثر تقریباً دو تا چهار برابر سایر استراتژی‌های پیشگیری، مانند برنامه‌های مدرسه یا کمپین‌های رسانه‌ای است.

استرس: برخی از هورمون های استرس با سوء مصرف الکل مرتبط هستند. اگر سطح استرس و اضطراب بالا باشد، ممکن است فرد برای از بین بردن این آشفتگی، الکل مصرف کند.

نوشیدن الکل توسط دوستان: افرادی که دوستانشان به طور منظم یا بیش از حد مشروب می نوشند، احتمال بیشتری دارد که بیش از حد الکل بنوشند. این امر در نهایت می تواند منجر به مشکلات مربوط به الکل شود.

اعتماد به نفس پایین: احتمال دارد کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، بیش از حد الکل مصرف کنند.

پرهام عامری

افسردگی: افراد مبتلا به افسردگی ممکن است عمدا یا ناخواسته از الکل به عنوان وسیله ای برای خود درمانی استفاده کنند. از سوی دیگر، مصرف بیش از حد الکل ممکن است خطر افسردگی را به جای کاهش آن افزایش دهد.

رسانه و تبلیغات: در برخی از کشورها، الکل به عنوان یک فعالیت پر زرق و برق، دنیوی و جالب به تصویر کشیده می شود. تبلیغات الکل و پوشش رسانه ای آن ممکن است با انتقال این پیام که نوشیدن بیش از حد الکل قابل قبول است، خطر را افزایش دهد.

چگونه بدن الکل را پردازش (متابولیسم) می کند؟

افرادی که برای رسیدن به اثر دلخواه به الکل نسبتاً بیشتری نیاز دارند، در معرض خطر بالاتری برای ایجاد مشکلات سلامتی مرتبط با الکل هستند.

تشخیص اعتیاد به الکل

معیارهای تشخیص اختلال نوشیدن الکل شامل داشتن یک الگوی مصرف است که منجر به اختلال یا ناراحتی قابل توجهی می شود. حداقل سه مورد از معیارهای زیر باید در 12 ماه گذشته وجود داشته باشد:

تحمل الکل: فرد برای احساس مستی به مقدار زیادی الکل نیاز دارد. با این حال، زمانی که کبد آسیب دیده باشد و نتواند الکل را به خوبی متابولیزه کند، ممکن است این تحمل کاهش یابد. آسیب به سیستم عصبی مرکزی نیز ممکن است سطح تحمل را کاهش دهد

علائم ترک: هنگامی که فرد از الکل خودداری می کند یا مصرف آن را کاهش می دهد، دچار لرزش، بی خوابی، حالت تهوع یا اضطراب می شود. بنابراین ممکن است برای اجتناب از این علائم بیشتر بنوشد.

فراتر از مقاصد: فرد میزان الکل بیشتری یا در مدت زمان طولانی‌تری از آنچه در نظر داشت، می‌نوشد.

تلاش های ناموفق برای کاهش: فرد به طور مداوم در تلاش است تا مصرف الکل را کاهش دهد اما موفق نمی شود. آنها ممکن است تمایل مداوم به کاهش مصرف داشته باشند.

زمان مصرف شده: فرد زمان زیادی را صرف تهیه، استفاده یا بهبودی از مصرف الکل می کند.

کناره‌گیری: فرد از فعالیت‌های تفریحی، اجتماعی یا شغلی که قبلاً در آن شرکت می‌کرده، کناره‌گیری می‌کند.

پایداری: فرد به مصرف الکل ادامه می دهد، حتی اگر می داند که از نظر جسمی و روانی به او آسیب می رساند.

برخی از علائم و نشانه های سوء مصرف الکل ممکن است به دلیل شرایط دیگری باشد. برای مثال افزایش سن می تواند منجر به مشکلات حافظه و زمین خوردن شود. یک فرد ممکن است در مورد یک بیماری پزشکی مانند مشکل گوارشی به پزشک مراجعه کند و به میزان مصرف الکل خود اشاره نکند.

این امر می تواند تشخیص را برای پزشک دشوار کند. اگر پزشک مشکوک باشد که الکل مشکل ساز است، می تواند یک سری سوالات بپرسد. اگر بیمار به روش خاصی پاسخ دهد، پزشک ممکن است از یک پرسشنامه استاندارد برای کسب اطلاعات بیشتر استفاده کند.

الکل تا چند روز در خون باقی می‌ماند؟

الکل معمولاً تا حدود ۱۲ ساعت پس از مصرف در خون قابل شناسایی است. البته پاسخ صحیح به این سوال که تست الکل تا چند ساعت مثبت است، بسته به مقدار مصرف، وضعیت سلامت کبد و متابولیسم فرد کمی متفاوت باشد، اما به طور کلی، بعد از ۱۲ ساعت، میزان الکل در خون به حدی کاهش می‌یابد که توسط آزمایش خون قابل تشخیص نیست.

پرهام عامری

تست اعتیاد به الکل

آزمایش خون فقط می تواند مصرف اخیر الکل را نشان دهد. پزشکان از این طریق نمی توانند تشخیص دهند که آیا یک فرد برای مدت طولانی مشروب زیاد مصرف کرده است یا خیر. اگر آزمایش خون نشان دهد که اندازه گلبول های قرمز افزایش یافته است، می تواند نشانه ای از سوء مصرف طولانی مدت الکل باشد.

کربوهیدرات کمبود ترانسفرین (CDT) یک آزمایش خون است که به تشخیص مصرف زیاد الکل کمک می کند. سایر آزمایش‌ها می‌توانند نشان دهند که آیا کبد آسیب دیده است و یا در مردان کاهش سطح تستوسترون اتفاق افتاده است یا خیر. هر دوی اینها ممکن است نشان دهنده مصرف مزمن الکل باشد.

الکلیسم پرهام عامری موسوی چلک دکتر کدا
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

پرهام عامری لغزش قسمت دوم

دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴، 0:45

آنچه در این مقاله می خوانید

لغزش شکست نیست

مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

• هر موقع که دوباره به سراغ مواد مخدر می روید بدانید که در واقع با زندگی خود بازی می کنید.

• در جلسات انجمن این شعار را بارها می شنویم که می گوید٫ این آخرین مصرفمان نبود که باعث بدبختی ما شد بلکه اولین بار مصرف مان بود. منظور از این شعار این است که با شروع دوباره مواد ما کنترل را از دست می‌دهیم و دوباره خود را در چرخه باطل قرار می دهیم؛چرخه ای که می تواند ما را با خطر مرگ روبه‌رو کند برخی از ما معتادان در حال بهبودی دوباره شروع به مصرف می کنیم؛به این گمان که می توانیم همان مقدار پیش از ترک را دوباره استفاده کنیم و این طرز فکر غلط باعث مرگ بسیاری از ما میشود. باید توجه داشته باشیم که پس از مدتی پرهیز از مواد مخدر میزان تحمل جسمی ما در برابر مواد مخدر به شدت کم می شود و به همین علت وقتی مصرف دوباره مواد مخدر را شروع می کنیم, میزان مواد مخدری که مصرف میکنیم به مراتب بیشتر از آن است که بدن ما بتواند آن را تحمل کند.

• مسئله جالب دیگر این است که بسیاری از ما که طعم بهبودی را چشیده ایم دیگر از مصرف مواد مخدر لذت نمیبریم اما دوباره مواد استفاده می‌کنیم چون این راهی است که یک عمر عادت کرده‌ایم که با مسائل زندگی مان مقابله کنیم. استفاده از مواد آسان ترین و طبیعی ترین کاری است که ما بدون فکر کردن به آن رجوع می کنیم. با وجود این حتی در صورت لغزش باید توجه داشته باشیم که این یک شکست نیست. آیا کسی که از بیماری دیابت در عذاب است اگر یک روز شیرینی و شکر مصرف کرد پرهیز از شیرینی را کنار خواهد گذاشت،یا کسی که از ناراحتی قلبی رنج می برد اگر یک روز فراموش کرد تدابیری را که برای کنترل بیماریش لازم است انجام دهد آیا زندگی خود را به نابودی خواهد کشاند و دیگر برای درمان خود تلاش نخواهد کرد؟باید بدانیم که لغزش جزئی از فرآیند بهبودی ما محسوب می شود. بسیاری از ما به علت مزمن بودن بیماری لغزش می کنیم. علاوه بر این بهبودی از اعتیاد یعنی تغییر کامل طرز فکر و راه و رسم زندگی. این کار چندان آسانی نیست و بی تردید با پستی و بلندی و فراز و نشیب همراه است

• ما فقط با کارکرد دوازده قدم میتوانیم با زندگی جدید سازگاری و هماهنگی داشته باشیم. اگر دوباره مصرف مواد کردیم نباید خود را سرزنش کنیم بلکه باید با خود مهربان باشیم باید ماهیت بیماری خود را درک کرده و بدانیم که بهبودی از این بیماری تا چه اندازه سخت و دشوار است.

مرتضی عامری+ مجتبی دشتی

• بهترین طرز برخورد با لغزش این است که این حالت را برای خود نوعی تجربه به حساب بیاوریم و از خود بپرسیم لغزش میخواهد چه درسی به ما بدهد که به فرآیند بهبودی ما کمک کند. باید بدانیم که امروز کسی هستیم که حق انتخاب داریم میتوانیم از لغزش به عنوان بهانه‌ای برای سرزنش کردن و احساس شکست و درماندگی استفاده کنیم و از این طریق بهانه ای برای ادامه مصرف مواد مخدر به دست آوریم یا اینکه با این پدیده به طور مثبت و نوعی تجربه آموزشی نگاه کنیم. می توانیم با خود بگوییم درست است که دوباره به سراغ مواد مخدر رفتم چون این کاری هست که یک عمر به طور غریزی و طبیعی با آن سرگرم بودم اما اجازه نخواهم داد تا این امر به ادامه مصرف و ناامیدی و بدبختی به کشاند. عقل و منطق خود را به کار خواهم بست و اجازه نخواهم داد تا دوباره اسیر و قربانی بیماری اعتیاد شوم چون امروز حق انتخاب دارم و علاوه بر این خدایی دارم که از من مواظبت می کند. به جای احساس ناامیدی و بدبختی به خاطر لغزش باید با یک طرز فکر حقیقی و مثبت به لغزش مان به عنوان یک تجربه نگاه کنیم، چون لغزش باعث می شود تا ما بهتر بتوانیم به ماهیت بیماری خود پی ببریم و یاد میگیریم که در آینده چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم تا بتوانم بهبودی خود را حفظ کنم اما باید توجه داشته باشیم وقتی که لغزش می کنیم بار دیگر کنترل مان را از دست میدهیم و وسوسه فکری و ویار جسمی ما دوباره بر میگردد،یعنی مغز و جسم ما دوباره فعال می شوند. احتمال اینکه بخواهیم مصرف مان را ادامه بدهیم بسیار زیاد است چون مصرف مواد به ما احساس لذت و آرامش می دهد گرچه می دانیم این راه سرانجام به بدبختی و جهنم ختم میشود.

الهه راسخی+ علی عرب

نکته دیگر این است که بسیاری از ما ممکن است پس از لغزش احساس گناه کنیم و با خود بگوییم که ما انسانی ضعیف هستیم و در تلاش خود برای بهبودی از بیماری اعتیاد شکست خورده ایم. ممکن است بیماری ما بخواهد ما را گول بزند و متقاعد کند که برنامه دوازده قدم در مورد ما موثر و کارگر نیست یا اینکه غرورمان به ما اجازه ندهد که دوباره به انجمن بازگردیم. باید از چنین افکار و اندیشه‌های پرهیز کنیم و متوجه باشیم که این بیماری اعتیاد مان است که ما را دوباره به چنگ انداخته است. باید به یاد داشته باشیم که بسیاری از ما معتادین در حال بهبودی؛ لغزش کرده ایم و این اتفاق را جزئی از روند بهبود ایمان به حساب بیاوریم. بعضی از ما حتی سپاسگزار این تجربه بوده‌ایم چون باعث کارکرده بهتره قدمهای مان شده است. نباید فراموش کنیم که طول پاکی همگی ما فقط ۲۴ ساعت است و هیچکس در بین ما به خاطر لغزش بهتر یا بدتر محسوب نمی شود. نباید فراموش کنیم که همه ما که در انجمن گرد هم می آییم معتادانی هستیم که با مشکلات روبرو هستیم. در واقع می توانیم با در میان گذاشتن تجربه های خود درباره لغزش به دیگران در این پدیده اطلاعات و آگاهی لازم را فراهم آوریم و از این کار خود احساس خوبی داشته باشیم که توانسته ایم به دیگران نکات تازه‌ای درباره لغزش آموزش دهیم.

پرهام عامری

نباید فراموش کرد که ما معتادان نیز انسان هستیم انسانی که از یک بیماری مزمن و جدی در عذاب است شاید لغزش این فرصت را فراهم آورد تا اطلاعات بیشتری درباره بیماری خود را به دست آوریم و بدانیم که با چه نوع بیماری سر و کار داریم و در نتیجه برای حفظ بهبودی خود هر روز بهتر از روز قبل از خود مواظبت و مراقبت کنیم.

​

پرهام عامری مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

پرخاشگری کودکان پرهام عامری و مرتضی عامری

چهارشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۴، 23:42

کودکان در ابتدای تولد در نگاه والدین، مانند فرشته‌هایی هستند که بروز هیجان‌ خشم برای آن‌ها محال به نظر می‌رسد. همه ما می‌دانیم، تماشای فرشته‌های کوچکمان که در کسری از ثانیه تبدیل به موجودی عصبانی و آسیب‌زننده می‌شوند، چقدر سخت است. اولین باری که هر کودکی نمی‌تواند خشمش را مدیریت کند و آن را تبدیل به رفتار پرخاشگرانه‌ای می‌کند، والدین متعجب می‌شوند و نمی‌دانند نحوه درست رفتار با کودک پرخاشگر چیست.

دقیقا از زمانی که فرزند شما در یک مهمانی بزرگ، دست کودک دیگری را گاز می‌گیرد یا با لگد به او ضربه می‌زند، پیدا کردن یک روش برخورد صحیح به نظر دشوار می‌رسد. اگر عکس‌العمل شما در جهتی باشد که این رفتار پرخاشگرانه را تثبیت کند احتمالا چند سال بعد در منزل خود یا مدرسه بچه‌ها شاهد دعواهای فیزیکی کودکان خواهید بود. شاید رفتار با کودک پرخاشگر همراه با فریاد و عصبانیت آسان باشد، اما به یاد داشته باشید، کودک شما هم از پرخاشگری لذت نمی‌برد. در این مقاله همراه ما باشید تا تکنیک‌های موثر رفتار با کودک پرخاشگر را مرور کنیم.

پرهام عامری

تکنیک۱-برای مهار پرخاشگری کودک، قانون‌های محکم و ثابتی را تعیین کنید

کودکان باید بدانند چه رفتاری مجاز است و چه رفتاری مجاز نیست. اطمینان حاصل کنید که همه مراقبان کودک هم، از قوانینی که شما برای رفتار با کودک پرخاشگر تعیین کردید؛ تبعیت می‌کنند. به قانون‌های خود پایبند باشید. تا آن‌جا که ممکن است، هر بار به اقدامات پرخاشگرانه فرزندتان، یکسان پاسخ دهید. هرچه قابل پیش‌بینی‌تر باشید، زودتر الگویی را ایجاد می‌کنید که فرزندتان آن را تشخیص دهد و انتظارش را داشته باشد. در واقع ملاکی که کودکان مطابق با آن بازخورد مثبت یا منفی دریافت می‌کنند، همان قانون‌های خانه و خانواده یا اصول تربیتی شما است. به طور کلی در برابر کودک عصبی و پرخاشگر باید رفتاری قاطع داشته باشید تا در مواقع لزوم بتوانید به او نه بگویید.

تکنیک۲- راه‌های جایگزین پرخاشگری را به کودک معرفی کنید

یکی از راهکارهای مهم برای رفتار با کودک پرخاشگر و عصبی، ارائه راه‌های بهتر برای نشان دادن عصبانیت به کودک است. بچه‌ها می‌توانند مقداری از هیجان خشم خود را با لگد زدن به توپ، کوبیدن مشت به بالش، یافتن یک فرد بزرگسال برای میانجی‌گری اختلاف یا بیان احساس در قالب کلمات ساده مثل: «من واقعا عصبانی‌ام چون کتابمو به زور گرفتی.»، تخلیه کنند. ورزش، رقصیدن یا پیاده‌روی نیز ممکن است کمک‌کننده باشد. تشویق کودک به انجام کارهایی که از آن‌ها لذت می‌برد یا او را آرام می‌کند(مثل نقاشی کردن، راه رفتن، وقت گذراندن با حیوان خانگی، گوش دادن به موسیقی، کتاب خواندن، صحبت کردن با یک دوست امن، خوردن یک نوشیدنی سرد یا یک دمنوش و…) می‌تواند به تسلط مجدد او به اعصابش کمک کند.

در این راهکار، هدف این است که به فرزندتان بیاموزید احساسات خود را بشناسد، درک کند و در عین حال گزینه‌های دیگری را برای ابراز آن‌ها در نظر بگیرد. همچنین می‌توانید به او پیشنهاد کنید، از موقعیت‌ها و افرادی که او را خشمگین می‌کنند دور شود تا زمانی که بتواند راه بهتری برای پاسخ‌گویی محترمانه پیدا کند. توضیح دهید به جای این که اجازه دهد مشت‌هایش برای ضربه زدن به دیگران و وسایل، تصمیم بگیرند با مغزش به این رفتار فکر کند.

تکنیک۳- برای کاهش پرخاشگری کودک به او خودکنترلی را آموزش دهید

گاهی اوقات برای کنترل پرخاشگری کودک نیاز است به آن‌ها آموزش دهید. کودکان، توانایی ذاتی برای کنترل و مدیریت رفتار خود را ندارند. باید این مهارت، به آن‌ها آموزش داده شود. آموزش خودکنترلی به بچه‌ها، میزان رفتارهای پرخاشگرانه آن‌ها را کاهش می‌دهد. کودک به راهنمایی والدین نیاز دارد تا بتواند احساسات خود را تحت کنترل داشته باشد و قبل از هر رفتاری، به علت، انگیزه و پیامد آن فکر کند. شما می‌توانید همچنین راه هایی برای مدیریت احساسات به کودک پیشنهاد کنید.

به طور مثال آموزش مهارت حل مسئله به کودکان می‌تواند یکی از موثرترین راهکارهای رفتار با کودک عصبی باشد. به فرزند خود بیاموزید که بیش از یک راه برای حل هر مشکل وجود دارد و ارزیابی چندین راه حل بالقوه قبل از شروع تمام کارها مفید است. بنابراین، او را تشویق کنید تا حداقل ۳ راه ممکن برای حل یک مسئله را قبل از تصمیم‌گیری در مورد این که چه کاری انجام دهد، بررسی کند.

برای نمونه اگر دوستش به او توهین کرده است ۳ راه احتمالی از او بخواهید. مثلا: او را کتک بزند، به او قاطعانه بگوید کارش اشتباه است و حق ندارد دیگر، این گونه صحبت کند و با والدین یا معلم این موضوع را در میان بگذارد. مزایا و معایب هر کدام از این راه‌ها را بررسی کنید و توضیح دهید کم‌کم خودش باید بتواند در مواقعی که عصبانی می‌شود، کم آسیب‌ترین روش را انتخاب کند.

پرهام عامری

تکنیک۴- محرک‌های پرخاشگری کودک را شناسایی کنید

شما می‌توانید برای رفتار با کودک پرخاشگر خود، برخی از الگوهای زمانی و مکانی که فرزند شما، پرخاشگرانه رفتار می‌کند را مشخص کنید. بررسی کنید پرخاشگری و عصبانتیت کودک کجا اتفاق می‌افتد؟ خانه؟ مهدکودک؟ مرکز خرید؟ آپارتمان مادربزرگ؟ یا فرقی نمی‌کند در هر جایی که فرزند شما در آن قرار دارد این اتفاق می‌افتد؟ اگر فقط در یک محیط اتفاق می‌افتد، ممکن است ویژگی‌ آن محیط (به عنوان مثال: شلوغ بودن زیاد، داشتن نور زیاد، خیلی گرم بودن یا سرد بودن، و… ) این رفتار را تحریک می‌کند.رویدادهایی مانند تغییر اتاق کودک، جابه‌جایی خانه، به دنیا آمدن نوزاد جدید یا از دست دادن حیوان خانگی. هر کدام از این تغییرات می‌تواند باعث شود کودک شما احساس ناامنی کند و کمتر قادر به کنترل رفتار خود باشد.

این‌ موارد محرک‌های رایج برای رفتار پرخاشگرانه در کودک هستند و به شما یک الگوی کلی از بروز پرخاشگری کودکتان می‌دهند. این الگو به شما کمک می‌کند بفهمید که دلیل احتمالی رفتار فرزندتان چه می‌تواند باشد. می‌توانید از این اطلاعات برای به حداقل رساندن محرک‌های پرخاشگری یا رفتار با کودک پرخاشگر خود استفاده کنید.

برای مثال ممکن است متوجه شوید که فرزندتان در زمان‌هایی مانند تعطیلات یا انتظار برای شروع کلاس‌ها، پرخاشگری بیشتری نشان می‌دهد. شاید در این حالت نیاز داشته باشد موقعیت‌ها کمی ساختارمندتر باشند یعنی برنامه‌ریزی برای چنین زمان‌های آزادی وجود داشته باشد. احتمالا با چند راهکار ساده پرخاشگری کودک در این زمینه کاهش یابد. به طور مثال او می‌تواند در این زمان‌ها همراه با یک دوست مورد اعتماد شما، برای تعطیلاتش برنامه‌ریزی کند یا می‌تواند به کمک شما فهرستی از فعالیت‌های سرگرم‌کننده را تهیه کند یا حتی به عنوان یک دستیار به معلم خود برای آماده‌سازی کلا‌س‌ها کمک کند. همه این موارد در اجرای یک راهکار موثر برای رفتار با کودک پرخاشگر به شما کمک می‌کند.

تکنیک۵-در کنترل خشم، الگوی کودک پرخاشگر باشید

اگر اجازه می‌دهید فرزندانتان شاهد درگیری‌هایی باشد که در خانه شما به وجود می‌آیند؛ حل شدن چالش‌ها به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز را نیز به او نشان دهید. کودکان از بزرگسالان تقلید می کنند. روشی که شما خشم و ناامیدی خود را کنترل می‌کنید، بر فرزندتان تاثیر می‌گذارد. برای رفتار با کودک پرخاشگر از مهارت‌های مقابله‌ای مثبت(مانند انجام کاری که شما را آرام می‌کند یا دور شدن از یک موقعیت برانگیزاننده خشم) بهره بگیرید و احتمالا فرزندتان در موقعیت‌های مشابه نیز همین کار را می‌کند.

دقت کنید در رفتار با کودک پرخاشگر مهم نیست چقدر عصبانی هستید، هرگز فریاد نکشید، کتک نزنید یا به فرزندتان نگویید که چه بچه بدی است. زمانی که با پرخاشگری، فرزندتان را وادار به تغییر رفتارش می‌کنید، او می‌آموزد که پرخاشگری کلامی و فیزیکی راه حلی برای زمان‌هایی است که عصبانی شده است. در عوض، با کنترل خلق و خوی خود و حفظ آرامش، الگوی خوبی برای فرزندتان باشید.

تکنیک۶-نسبت به پرخاشگری کودک عکس‌العمل فوری نشان دهید

بهترین رفتار با کودک پرخاشگر این است که وقتی فرزندتان را در حال پرخاشگری می‌بینید فورا او را متوقف کرده و پیامد‌های رفتارش را به او گوشزد کنید. این که صبر کنید تا برای بار سوم برادرش را بزند و بعد بگویید: «این رفتار درستی نیست! بسه!» تاثیری نخواهد داشت.

حتی می‌توانید کودک را برای مدت کوتاهی از موقعیت خارج کنید به طور مثال برای یک کودک پیش دبستانی، ۳یا ۴ دقیقه کافی است. برای یک کودک بزرگتر، با صلاحدید روانشناس فرزندتان می‌توانید در پاسخ به طغیان‌های پرخاشگرانه، امتیازی را برای او کم یا حذف کنید. مثلا: وقت تلویزیون دیدنش کاهش یابد یا پول توجیبی یک هفته‌اش قطع شود. دادن بازخورد به این دلیل است که او رفتار خود را با پیامد آن مرتبط کند و بفهمد که اگر ضربه بزند یا فریاد بکشد، ممکن است چیزی را که دوست دارد از دست بدهد.

پرهام عامری

تکنیک۷- درباره رفتار پرخاشگرانه کودک با او صحبت کنید

یکی از درست ترین شیوه‌ها در رفتار با کودک پرخاشگر این است که با او ، درباره علت پرخاشگری‌اش صحبت کنید. اجازه دهید فرزندتان کمی آرام شود سپس با آرامش درباره آن چه اتفاق افتاده حرف بزنید. بهترین زمان برای انجام این تکنیک در زمینه رفتار با کودک پرخاشگر، پس از آرام شدن او و قبل از این است که همه چیز را فراموش کند. این زمان در حالت ایدئال، ۳۰ دقیقه تا ۱ ساعت بعد از رخ دادن پرخاشگری کودک است. از او بپرسید که آیا می‌تواند توضیح دهد که چه چیزی باعث طغیان او شده است. مثلا: «فکر می‌کنی چرا این‌قدر از دست دوستت عصبانی شدی؟»

به کودک توضیح دهید که عصبانی شدن کاملا طبیعی است، اما هل دادن، ضربه زدن، لگد زدن یا گاز گرفتن، مورد تایید شما نیست. اگر فرزندتان نمی‌خواهد این موضوع را با شما در میان بگذارد، ممکن است با یک حیوان خانگی، عروسک یا دوست خیالی خود احساس راحتی کند. در این صورت شما می‌توانید این تکنیک را به وسیله‌ یک بازی نمادین همراه با عروسک‌ها یا حیوانات اجرا کنید.

تکنیک۸- به جای رفتار پرخاشگرانه، روی رفتار خوب کودک تمرکز کنید

روانشناسان کودک اذعان می‌کنند یکی از راهکارهای کلیدی برای رفتار با کودک پرخاشگر این است که والدین توجه مثبت خود را در زمان‌هایی که کودک رفتار خوبی دارد به او نشان بدهند. مثلا وقتی که او به جای کشیدن تبلت از دست برادرش، نوبت را برای بازی کردن رعایت می‌کند، او را تحسین کنید و به او بگویید که چقدر به این رفتار او افتخار می‌کنید. حتی زمانی که کاری غیرعادی انجام نمی‌دهد به او توجه مثبت نشان دهید. اگر زمان شام رفتارش عاری از هر گونه پرخاشگری است، بگویید: «من واقعا رفتارتو موقع شام دوست دارم». به فرزندتان نشان دهید که خودکنترلی و حل تعارض رضایت‌بخش‌تر است و نتایج بهتری از هل دادن یا کتک زدن بچه‌های دیگر دارد.

تکنیک۹-در هر مرحله کنترل پرخاشگری، کودک را تشویق کنید

یک جدول مخصوص روی یخچال یا روی دیوار اتاق خواب کودک بزنید و زمانی که موفق شد عصبانیتش را کنترل کند، با یک برچسب رنگی به او جایزه بدهید. حدود ۲/۵ تا ۳ سالگی بهترین سن برای استفاده از این روش در برخورد با کودک پرخاشگر است. در این سن، برخی از کودکان شروع به درک مفهوم پاداش می‌کنند و احتمالا با چیزی به سادگی یک برچسب انگیزه می‌گیرند. همچنین به رفتار خوب بچه‌ها پاداش دهید، همیشه هدیه و جایزه لازم نیست. تعریف و تمجید به تنهایی قدرتمند هستند. روی اهداف مالی یا مادی تمرکز نکنید. در عوض، جوایزی مانند نیم ساعت وقت ویژه برای بازی کردن با دوستانش، در نظر گرفتن یک حق انتخاب ویژه در مورد شام خانواده یا فیلمی که در شب خانواده قصد دارند تماشا کنند، از جمله راهکارهای موثر در زمینه رفتار با کودک پرخاشگر است.

تکنیک۱۰- مسئولیت‌پذیری در برابر پرخاشگری را به کودک آموزش دهید

اگر پرخاشگری فرزندتان به اموال کسی آسیب می‌زند یا باعث مشکلی می‌شود، او باید کمک کند تا دوباره آن را اصلاح کند. این یک تکنیک مهم در زمینه رفتار با کودک عصبی است. برای مثال، او می‌تواند اسباب‌بازی شکسته خواهرش را، خودش به هم بچسباند، یا فرش را از تمام خرده بیسکوئیت‌هایی که با عصبانیت پرتاب کرده است، تمیز کند.

در رفتار با کودک پرخاشگر، این عمل را نه به عنوان یک تنبیه یا مجازات، بلکه نتیجه طبیعی یک اقدام پرخاشگرانه معرفی کنید. مثلا بگویید: این کاری است که هر کسی، در صورت شکستن چیزی، باید انجام دهد. همچنین مطمئن شوید که فرزندتان متوجه می‌شود که باید در صورت انجام این نوع رفتار، عذرخواهی کند. عذرخواهی او ممکن است در ابتدا غیرصادقانه به نظر برسد، اما این درس را در نهایت یاد می‌گیرد که یکی از قسمت‌های عذرخواهی صحیح، علاوه بر پذیرفتن اشتباه، ارائه پیشنهاد برای جبران آسیب است.

تکنیک۱۱- تسلیم عصبانیت یا رفتار پرخاشگرانه کودک نشوید

در مسیر رفتار با کودک پرخاشگر، این موضوع را فراموش نکنید که قانون‌های شما در اکثر مواقع قابل تغییر نیست مگر شرایط خاصی پیش بیاید. تغییر اصول تربیتی در موقعیت‌های مختلف، کاری اشتباه است. به عنوان مثال: اگر فرزند شما در سوپر مارکت برای خرید یک خوراکی خاص شروع به لگد زدن به شما می‌کند، تسلیم پرخاشگری او نشوید و آن را نخرید. دریافت خوراکی در این موقعیت پاداش‌دهنده است و رفتار نامناسب او را تقویت می‌کند. در واقع تسلیم خواسته کودک شدن از موارد ممنوعه در زمینه برخورد با کودک پرخاشگر است.

تکنیک۱۳- مشاهده خشونت مجازی را برای کودک به حداقل برسانید

هرگز تاثیر بازی‌های رایانه‌ای خشن بر کودکان و شبکه‌های اجتماعی را دست‌کم نگیرید. این روزها در شبکه‌های اجتماعی، انواع پرخاشگری در قالب ویدئوهای آزار و اذیت دیگران، کامنت‌های توهین آمیز، موسیقی‌های اعتراضی (مثل رپ) یا اخبار جرم و جنایت به اشتراک گذاشته می‌شود. همچنین گاهی اوقات فیلم‌ها یا بازی‌های دیجیتالی مملو از فریاد، تهدید، هل دادن و کتک زدن هستند و برای کودکان در نظر گرفته نشدند. یکی از اثرات منفی حضور زودهنگام کودکان در شبکه‌های اجتماعی، تماشای این گونه فیلم‌ها و انیمیشن‌های نامناسب یا انجام این بازی‌ها برای کودکان، یادگیری و عادی‌سازی پرخاشگری است. بنابراین سعی کنید علاوه بر نظارت بر هر کدام این موارد در مورد زمان استفاده کودکتان از آن‌ها، دقت کنید. به خصوص اگر او مستعد پرخاشگری است.

آکادمی اطفال آمریکا، والدین را تشویق می‌کند که رسانه‌های مناسب سن کودکان را برای این کار انتخاب کنند و مدت زمان استفاده از صفحه‌های نمایش مختلف را به ‍۱ ساعت در روز محدود کنند. این سازمان همچنین از والدین می‌خواهد برای نظارت بیشتر،َ با فرزند خود فیلم‌های مناسب آن‌ها را تماشا کنند و در مورد آن صحبت کنند.

اگر تصمیم دارید روی بازی‌های کودک خود هم نظارت داشته باشید، بهتر است اپلیکیشن‌هایی را که برای کودکان و با هدف ارتقای مهارت‌های آن‌ها ساخته شده‌اند را در اختیارشان بگذارید. در اپلیکیشن همبازی شما می‌توانید یک شهربازی مجازی را در اختیار فرزندتان قرار دهید؛ بدون این که نگران باشید این بازی‌ها تاثیر منفی بر آن‌ّها داشته باشند. در واقع کار نظارتی، از عهده‌ شما برداشته شده و توسط روانشناسان این برنامه انجام می‌شود تا هر بازی از ابعاد مختلف بررسی شود.

پرهام عامری

بار کنترل پرخاشگری فرزندتان را به تنهایی به دوش نکشید

در این مقاله تلاش کردیم راهکارهای مختلفی برای رفتار با کودک پرخاشگر ارائه دهیم، اما برخی از کودکان بیشتر از بقیه مشکل پرخاشگری دارند. اگر رفتار پرخاشگرانه کودک شما مکرر و شدید است، در مدرسه و سایر فعالیت‌های او تداخل ایجاد می‌کند و منجر به حملات فیزیکی می‌شود، با روانشناس کودک مشورت کنید. با هم می‌توانید ریشه مشکل را پیدا کنید. گاهی اوقات یک اختلال یادگیری یا رفتاری تشخیص داده نشده پشت پرخاشگری و عصبانیت کودک است یا گاهی پرخاشگری به مشکلات خانوادگی یا عاطفی مربوط می‌شود.

پرهام عامری مرتضی عامری فرزندپروری والدین سمی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

پرهام عامری ارتباط موثر

دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۴، 16:37

پرهام عامری

ارتباط موثر چیست؟ اهمیت، مهارت ها و اصول برقراری ارتباط موثر

ارتباط موثر یکی از ارکان اساسی در زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها به شمار می‌رود. در دنیای مدرن امروز، توانایی برقراری ارتباطات سازنده و مؤثر نه‌تنها در محیط‌های کاری، بلکه در روابط شخصی و خانوادگی نیز حائز اهمیت است. ارتباط موثر به معنای انتقال صحیح و مفهوم دار پیام‌ها، ایجاد درک متقابل و بهبود روابط انسانی می‌باشد. اصول برقراری ارتباط موثر نیز بر پایه ایجاد اعتماد، احترام متقابل و درک عمیق از دیدگاه‌های طرفین استوار است. در این مقاله به بررسی اهمیت، مهارت‌ها و اصول برقراری ارتباط موثر خواهیم پرداخت.

مقدمه‌ای بر ارتباط موثر

ارتباط مؤثر یکی از ارکان اساسی در هر نوع تعامل انسانی، از روابط شخصی گرفته تا حرفه‌ای، محسوب می‌شود. در دنیای پیچیده و پرسرعت امروز، توانایی برقراری ارتباطی شفاف و موثر نه‌تنها به ایجاد روابط سالم کمک می‌کند؛ بلکه زمینه‌ساز پیشرفت و موفقیت در زمینه‌های مختلف زندگی و حتی مسیر شغلی نیز می‌باشد. در واقع، ارتباط موثر، شامل توانایی بیان افکار و احساسات به طور واضح و قابل‌فهم، شنیدن فعال دیگران و درک نیازها و نظرات آن‌ها است. این مهارت‌ها می‌توانند در بهبود روابط بین‌فردی، افزایش همکاری در تیم‌ها و بهبود جو عمومی محیط کار و جامعه تأثیر بسزایی داشته باشند. از سوی دیگر، مشکلات و سوءتفاهم‌ها در فرایند ارتباطی می‌تواند به تنش‌ها، استرس‌ها و کاهش بهره‌وری کار منجر شود. به همین دلیل، یادگیری تکنیک‌های ارتباط مؤثر و به‌کارگیری آن‌ها در زندگی روزمره یک ضرورت است. در این زمینه، موضوعاتی همچون زبان بدن، لحن صدا، انتخاب کلمات مناسب و همچنین فنون گوش‌دادن فعال از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

ارتباط موثر به فرایندی اطلاق می‌شود که در آن پیام به گونه‌ای به گیرنده منتقل می‌شود که او آن را به درستی درک کرده و در نتیجه، رفتار یا نگرش او مطابق با هدف فرستنده تغییر کند. به عبارت دیگر، ارتباط موثر به این معناست که پیام شما به درستی به طرف مقابل منتقل شود و او را به سمت هدف مطلوب شما سوق دهد.

عناصر ارتباط موثر:

فرستنده:فردی که پیام را ارسال می‌کند.

پیام:اطلاعات، افکار، احساسات یا ایده‌هایی که فرستنده قصد انتقال آن‌ها را دارد.

کانال:وسیله‌ای که پیام از طریق آن منتقل می‌شود (مانند گفتار، نوشتار، زبان بدن و غیره).

گیرنده:فردی که پیام به او می‌رسد و باید آن را درک کند.

بازخورد:واکنشی که گیرنده به پیام نشان می‌دهد و به فرستنده اطلاع می‌دهد که پیام را دریافت و درک کرده است یا خیر.

زمینه:شرایط و محیطی که ارتباط در آن شکل می‌گیرد.

ویژگی‌های ارتباط موثر:

شفافیت: پیام باید به گونه‌ای باشد که ابهام و سوءتفاهم ایجاد نکند.

صداقت: پیام باید با واقعیت مطابقت داشته باشد.

دقت: اطلاعات باید به طور دقیق و صحیح منتقل شوند.

همدلی: درک احساسات و نیازهای طرف مقابل.

احترام: در نظر گرفتن نظر و دیدگاه طرف مقابل.

گوش دادن فعال: توجه کامل به صحبت‌های طرف مقابل و نشان دادن علاقه به او.

بازخورد: ارائه بازخورد مناسب به طرف مقابل برای بهبود ارتباط.

زبان بدن: استفاده از زبان بدن مناسب برای انتقال پیام.

اهمیت ارتباط موثر:

بهبود روابط:ارتباط موثر به ایجاد روابط قوی‌تر و صمیمی‌تر کمک می‌کند.

افزایش بهره‌وری:در محیط کار، ارتباط موثر به افزایش بهره‌وری و کارایی کمک می‌کند.

کاهش تعارضات:ارتباط موثر به کاهش سوءتفاهم‌ها و تعارضات کمک می‌کند.

پرهام عامری

افزایش اعتماد به نفس:مهارت‌های ارتباطی قوی می‌تواند اعتماد به نفس فرد را افزایش دهد.

بهبود سلامت روان:ارتباط موثر و مثبت می‌تواند به بهبود سلامت روان و کاهش استرس کمک کند.

تکنیک‌های ارتباط موثر:

گوش دادن فعال: تمرکز کامل بر صحبت‌های طرف مقابل و نشان دادن علاقه به او.

همدلی: درک احساسات و نیازهای طرف مقابل و نشان دادن درک متقابل.

شفافیت و صداقت: انتقال پیام به طور واضح و صادقانه.

زبان بدن: استفاده از زبان بدن مناسب برای انتقال پیام.

انتخاب کانال مناسب: انتخاب روش مناسب برای انتقال پیام (مانند گفتار، نوشتار، تماس چشمی و غیره).

ارائه بازخورد: ارائه بازخورد سازنده و مفید به طرف مقابل.

با یادگیری و به کارگیری مهارت‌های ارتباط موثر، می‌توانیم روابط بهتری با دیگران برقرار کنیم، در محیط کار موفق‌تر باشیم و از زندگی شادتری برخوردار شویم

مهارت‌های کلیدی در برقراری ارتباط موثر

برقراری ارتباط موثر نیازمند مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که می‌تواند به تقویت روابط شخصی و حرفه‌ای کمک کند. در زیر به برخی از مهارت‌های کلیدی در این زمینه اشاره شده است:

بیان واضح و مؤثر: توانایی بیان افکار، احساسات و ایده‌ها به‌صورت روشن و بدون ابهام دارای اهمیت است.

مدیریت تضاد: توانایی رسیدگی به اختلاف‌نظرها و مدیریت تنش‌ها به‌صورت سازنده و بدون تشدید مشکلات برای برقراری ارتباط موثر لازم می‌باشد.

پرهام عامری

انعطاف‌پذیری: توانایی سازگاری با تغییرات و شرایط مختلف و درنظرگرفتن نیازها و نقطه‌نظرهای دیگران در تعامل با دیگران نقش مهمی دارد.

فیدبک گرفتن: توانایی بیان نظرات و انتقادات به شیوه‌ای سازنده و همچنین پذیرش انتقادات از دیگران به‌منظور بهبود خود جزو مهارت‌های اصلی ارتباط موثر است.

پژوهش و سؤال پرسیدن: توسعه مهارت‌های تحقیق قبل از برقراری ارتباط و توانایی پرسش‌هایی که به روشن‌تر شدن موضوع کمک می‌کنند.

احترام و ادب: برخورد با دیگران با احترام و حفظ آداب معاشرت که به ایجاد فضای مثبت کمک می‌کند

اصول اصلی برقراری ارتباط موثر

برقراری ارتباط مؤثر یک مهارت اساسی در زندگی شخصی و حرفه‌ای است. در اینجا به برخی از اصول اصلی برقراری ارتباط مؤثر اشاره می‌شود:

وضوح و دقت: پیام خود را به‌صورت واضح و دقیق بیان کنید. از زبان ساده و قابل‌فهم استفاده کنید تا دیگران به‌راحتی درک کنند.

اعتمادبه‌نفس: با اعتمادبه‌نفس صحبت کنید. این احساس به‌طرف مقابل منتقل می‌کند که شما به اطلاعات و نظرات خود باور دارید.

همدلی: درک احساسات و نگرانی‌های طرف مقابل به شما کمک می‌کند تا ارتباط بهتری برقرار کنید.

تنظیم پیام: پیام خود را باتوجه‌به طرف مقابل تنظیم کنید. اطلاعات و نحوه بیان را باتوجه‌به نیازهای فرد مقابل تغییر دهید.

دقت به زمان و مکان: انتخاب زمان و مکان مناسب برای برقراری ارتباط می‌تواند تأثیر زیادی بر کیفیت گفت‌وگو داشته باشد.

آمادگی: قبل از گفتگو، آماده‌سازی لازم را انجام دهید.آماده‌سازی شامل تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات مرتبط با موضوع می‌شود.

مدیریت استرس: در مواقع فشار و استرس، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید. این اقدام کمک می‌کند تا تفکر منطقی‌تری داشته باشید و ارتباط بهتری برقرار نمایید.

پرهام عامری

تکنیک‌های بهبود ارتباط موثر

بهبود ارتباط موثر یکی از کلیدهای موفقیت در هر رابطه، سازمان یا جامعه‌ای است. در ادامه، پنج تکنیک مهم برای بهبود ارتباط موثر اشاره شده است:

۱.گوش‌دادن فعال

گوش‌دادن فعال به معنای توجه کامل به گوینده و درک عمیق پیام او است. این تکنیک شامل مراحل زیر است:

توجه کامل: باید به گوینده نگاه کنید، زبان بدن مثبت داشته باشید و به هیچ‌چیز دیگری فکر نکنید.

تکرار و خلاصه‌سازی: پس از اتمام صحبت گوینده، با تکرار یا خلاصه‌سازی نکات کلیدی، فهم خود را از پیام او نشان دهید. این کار نشان‌دهنده احترام به نظرات او است.

شفافیت در بیان

بیان شفاف و واضح پیام‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. برای شفاف‌سازی بیانات خود می‌توانید از موارد زیر استفاده نمایید:

استفاده از زبان ساده: به‌جای استفاده از اصطلاحات پیچیده یا تخصصی، از زبان ساده و قابل‌فهم استفاده کنید.

ساختاردهی به پیام: قبل از بیان یک ایده، آن را در ذهن خودسازماندهی کنید. از مقدمه، بدنه و نتیجه‌گیری استفاده کنید تا گیرایی پیام افزایش یابد.

زبان بدن مثبت

زبان بدن تاثیر زیادی بر درک و احساس دیگران نسبت به شما دارد. نکات زیر را رعایت کنید:

تماس چشمی: تماس چشمی مناسب می‌تواند احساس اعتمادبه‌نفس و ارتباطی مثبت را منتقل کند.

حرکات دست: استفاده مناسب از حرکات دست در حین صحبت‌کردن می‌تواند به جذابیت پیام شما افزوده و کمک کند تا افکار خود را بهتر منتقل نمایید.

همدلی

همدلی به معنای توانایی درک احساسات و دیدگاه‌های دیگران است. برای تقویت همدلی می‌توانید از روش‌های زیر استفاده کنید:

ابراز احساسات: همواره احساسات خود را دررابطه‌ با موضوعات مرتبط ابراز کنید تا طرف مقابل احساس کند که شما او را درک می نمایید.

پاسخ‌های همدلانه: به‌جای قضاوت یا سرزنش، تلاش کنید از جملات همدلانه استفاده کنید.

بازخورد مؤثر

بازخورد مؤثر یکی از عناصر کلیدی در ارتباطات است. برای ارائه و دریافت بازخورد مؤثر تسلط به امور زیر مفید است:

صریح و سازنده بودن: بازخورد خود را به طور واضح بیان کنید و به نکات مثبت و منفی به‌صورت متعادل اشاره نمایید.

مشارکت در حل مشکل: پس از ارائه بازخورد، پیشنهاداتی برای بهبود وضع موجود ارائه دهید و به افراد کمک کنید تا راهکارهایی برای پیشرفت پیدا نمایند.

پذیرش بازخورد: برای بهبود ارتباط، بازخوردهای دیگران را نیز با ذهن باز بپذیرید و از آن‌ها درس بگیرید.

با استفاده از این تکنیک‌ها می‌توانید ارتباطات بهتری با دیگران برقرار کنید و به بهبود روابط در محیط‌های مختلف کمک نمایید.

برقراری ارتباط موثر در هر زمینه‌ای از زندگی، از جمله کسب‌وکار، روابط شخصی و اجتماعی، با چالش‌ها و موانع مختلفی مواجه است:

اختلاف فرهنگی

در دنیای امروز، ارتباطات بین‌فرهنگی به امری رایج تبدیل شده است. افراد از فرهنگ‌های مختلف با ارزش‌ها، باورها و الگوهای رفتاری متفاوت به یکدیگر نزدیک می‌شوند. این اختلاف‌ها می‌تواند منجر به سوءتفاهم‌ها و عدم درک متقابل شود. برای مثال، برخی از حرکات بدنی یا ژست‌ها ممکن است در یک فرهنگ نشانه‌ای مثبت باشند، درحالی‌که در فرهنگ دیگری معانی منفی داشته باشند. آگاهی از این اختلافات فرهنگی و رعایت حساسیت‌های مربوطه می‌تواند به بهبود ارتباطات کمک کند.

احساسات و هیجانات

احساسات می‌توانند نقش بسیار بزرگی در نحوة ارتباط افراد ایفا کنند. زمانی که افراد تحت‌فشار عاطفی یا استرس هستند، ممکن است نتوانند پیام خود را به درستی منتقل کنند یا از نظر منطقی و معقول واکنش نشان دهند. در این شرایط، احتمال بروز تعارضات بیشتر می‌شود. یادگیری روش‌های کنترل و مدیریت احساسات می‌تواند به افراد کمک کند تا در موقعیت‌های پرتنش به طور موثرتر ارتباط برقرار نمایند.

عدم وضوح در پیام

یکی از چالش‌های دیگر در برقراری ارتباط موثر، عدم وضوح در انتقال پیام است. اگر پیام ارسالی مبهم یا پیچیده باشد، دریافت‌کننده ممکن است نتواند به‌درستی آن را درک کند و این امر منجر به ناکامی در ارتباط می‌شود. استفاده از زبان ساده و شفاف، مثال‌های واضح و منطقی و اطمینان از اینکه پیام به‌درستی دریافت شده، می‌تواند به کاهش این مشکل کمک نماید.

سخن پایانی

ارتباط مؤثر نه‌تنها کلید موفقیت در زندگی شخصی و حرفه‌ای است؛ بلکه ابزاری حیاتی برای ایجاد روابط سالم و پایدار و راهی برای جلوگیری از فرسودگی شغلی نیز محسوب می‌شود. باتوجه‌به اهمیت روزافزون ارتباطات در دنیای امروز، یادگیری مهارت‌ها و اصول برقراری ارتباط مؤثر از اولویت‌های اصلی هر فرد به شمار می‌آید. توانایی گوش‌دادن فعال، بیان شفاف و صریح، و به‌کارگیری زبان بدن مناسب از جمله مهارت‌هایی هستند که می‌توانند به ما در انتقال صحیح پیام‌ها و درک بهتر دیگران کمک کنند. همچنین، با درک اصول ارتباطی، مانند همدلی و احترام به نظرات دیگران، می‌توانیم فضایی مثبت و سازنده برای گفتگوهای خود ایجاد کنیم.

ارتباط موثر چیست پرهام عامری مرتضی عامری مجتبی دشتی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

پرهام عامری خانواده درمانی مینوچین مرتضی عامری

سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۴، 21:33

خانواده‌درمانی مینوچین، که به نام خانواده‌درمانی ساختاری نیز شناخته می‌شود، یک رویکرد درمانی است که توسط سالوادور مینوچین توسعه یافته است. این رویکرد بر ساختار خانواده و نحوه تعامل اعضای خانواده با یکدیگر تمرکز دارد. مینوچین معتقد بود که ساختار خانواده می‌تواند بر سلامت روانی اعضای خانواده تأثیر بگذارد و الگوهای ارتباطی ناکارآمد می‌توانند منجر به مشکلات عاطفی و رفتاری شوند.

پرهام عامری

اصول کلیدی خانواده‌درمانی مینوچین:

  • ساختار خانواده:

    مینوچین خانواده را به عنوان یک سیستم در نظر می‌گرفت که دارای ساختار و مرزهای خاص خود است. این ساختار شامل سلسله مراتب، نقش‌ها، و قوانین است که رفتار اعضای خانواده را هدایت می‌کند.

  • مرزها:

    مرزها به خطوط نامرئی‌ای اشاره دارند که بین افراد و خرده‌نظام‌های خانواده (مانند رابطه والد-فرزند) وجود دارند. مرزهای سالم به اعضا اجازه می‌دهند تا هویت و استقلال خود را حفظ کنند، در حالی که مرزهای ناسالم می‌توانند منجر به درهم‌تنیدگی یا گسستگی شوند.

  • نقش‌ها:

    هر عضو خانواده نقش‌های خاصی را ایفا می‌کند که با ساختار خانواده همخوانی دارد. تغییر در این نقش‌ها می‌تواند منجر به اختلال در عملکرد خانواده شود.

  • الگوهای تعامل:

    خانواده‌ها الگوهای تعاملی خاصی دارند که در طول زمان شکل می‌گیرند. این الگوها می‌توانند سالم یا ناسالم باشند و بر رفتار و احساسات اعضا تأثیر بگذارند.

    پرهام عامری

هدف خانواده‌درمانی مینوچین:

هدف اصلی این رویکرد، کمک به خانواده‌ها برای ایجاد ساختار و الگوهای تعاملی سالم‌تر است. این امر با تغییر مرزها، نقش‌ها و الگوهای تعامل خانواده انجام می‌شود.

تکنیک‌های خانواده‌درمانی مینوچین:

  • نقشه‌برداری خانواده:

    این تکنیک شامل ترسیم یک نقشه از ساختار خانواده و الگوهای تعامل آن است.

  • تغییر مرزها:

    درمانگر به خانواده کمک می‌کند تا مرزهای خود را به گونه‌ای تغییر دهد که عملکرد خانواده بهبود یابد.

  • تغییر نقش‌ها:

    درمانگر می‌تواند به اعضای خانواده کمک کند تا نقش‌های خود را به گونه‌ای تغییر دهند که تعادل و هماهنگی بیشتری در خانواده ایجاد شود.

  • ایجاد تعادل:

    درمانگر به خانواده کمک می‌کند تا تعادل بهتری بین نزدیکی و استقلال اعضا برقرار کند.

    پرهام عامری

درمانگر در خانواده‌درمانی مینوچین:

درمانگر در این رویکرد، یک نقش فعال و هدایت‌کننده دارد. او با خانواده تعامل می‌کند، الگوهای ناسالم را شناسایی می‌کند و به آنها کمک می‌کند تا ساختار و الگوهای جدید و سالم‌تری را ایجاد کنند.

خانواده‌درمانی مینوچین در عمل:

این رویکرد درمانی برای طیف وسیعی از مشکلات خانوادگی، از جمله مشکلات ارتباطی، اختلافات خانوادگی، مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان، و مشکلات روانی اعضای خانواده مؤثر است.

کتاب‌های مرتبط:

پرهام عامری

  • خانواده و خانواده‌درمانی (Families and Family Therapy): اثر سالوادور مینوچین.
  • فنون خانواده‌درمانی: اثر سالوادور مینوچین، ترجمه فرشاد بهاری.

با توجه به رویکرد ساختاری و تأکید بر تغییر الگوهای تعاملی، خانواده‌درمانی مینوچین می‌تواند یک ابزار قدرتمند برای کمک به خانواده‌ها در بهبود روابط و ارتقای سلامت روان باشد.

خانواده‌درمانی مینوچین مجتبی دشتی مرتضی عامری موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی
مجتبی دشتی، محسن سمیعی

پرهام عامری مثلث عشق استرنبرگ

چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۴، 1:3

نظریه مثلث عشق استرنبرگ، مدلی است که عشق را به سه مؤلفه اصلی تقسیم می‌کند: صمیمیت، شور و اشتیاق (شهوت)، و تعهد [1، 2]. به عقیده استرنبرگ، انواع مختلف عشق بر اساس ترکیبی از این سه مؤلفه به وجود می‌آیند

پرهام عامری

مولفه‌های مثلث عشق:

  • شور و اشتیاق (شهوت):

    احساسات و انگیزه‌هایی است که منجر به جذابیت فیزیکی، عاشقانه و جنسی می‌شود.

  • تعهد:

    تصمیم برای ماندن در رابطه و تلاش برای رسیدن به اهداف مشترک است. این مولفه شامل احساس مسئولیت نسبت به طرف مقابل و تلاش برای حفظ رابطه است.

  • صمیمیت:

    شامل احساس نزدیکی، پیوند و ارتباط عاطفی با شخص دیگر است. این مولفه بر پایه همدلی، وابستگی، درک متقابل، حمایت عاطفی، احترام و اعتماد بنا شده است

انواع عشق:

ترکیب این سه مؤلفه با درجات مختلف، انواع مختلفی از عشق را به وجود می‌آورد. به عنوان مثال:

  • عشق رمانتیک: ترکیبی از صمیمیت و شور و اشتیاق است.
  • عشق رفاقتی: ترکیبی از صمیمیت و تعهد است.
  • عشق ابلهانه: ترکیبی از شور و اشتیاق و تعهد است.
  • عشق کامل: زمانی به وجود می‌آید که هر سه مؤلفه به میزان بالایی وجود داشته باشند
  • عشق تهی (پوچ): فقط شامل تعهد است و فاقد صمیمیت و شور و اشتیاق است
  • فقدان عشق: زمانی است که هیچ یک از سه مؤلفه عشق به میزان کافی وجود ندارند.

    اهمیت نظریه مثلث عشق:

    پرهام عامری

    نظریه مثلث عشق استرنبرگ به ما کمک می‌کند تا جنبه‌های مختلف عشق را درک کنیم و بفهمیم که چگونه این جنبه‌ها با هم ترکیب می‌شوند و روابط عاشقانه را شکل می‌دهند . این نظریه می‌تواند به ما کمک کند تا روابط خود را بهتر بشناسیم و در صورت لزوم برای تقویت آن تلاش کنیم

    مثلث عشق مجتبی دشتی پرهام عامری مرتضی عامری
    مجتبی دشتی، محسن سمیعی

    پرهام عامری هرم مازلو مرتضی عامری

    جمعه دهم مرداد ۱۴۰۴، 9:50

    هرم مازلو، که با نام سلسله مراتب نیازهای مازلو نیز شناخته می‌شود، یک نظریه روانشناختی است که نیازهای انسان را به صورت سلسله مراتبی در پنج سطح طبقه‌بندی می‌کند [1، 2]. به ترتیب از پایین به بالا، این نیازها عبارتند از: نیازهای فیزیولوژیکی، نیازهای ایمنی، نیازهای اجتماعی (عشق و تعلق)، نیاز به احترام و نیاز به خودشکوفایی. بر اساس این نظریه، نیازهای سطوح پایین‌تر باید قبل از ارضای نیازهای سطوح بالاتر برآورده شوند.

    پرهام عامری

    توضیح سطوح هرم مازلو:

    1. 1. نیازهای فیزیولوژیکی (Physiological Needs):

      این نیازها شامل اساسی‌ترین نیازهای زیستی انسان مانند غذا، آب، هوا، خواب، سرپناه و غیره هستند.

    2. 2. نیازهای ایمنی (Safety Needs):

      این سطح شامل نیاز به امنیت، ثبات، حفاظت از خطرات، امنیت شغلی، و سلامت جسمانی و روانی است.

    3. 3. نیازهای اجتماعی (Love and Belonging Needs):

      این نیازها شامل احساس تعلق به یک گروه، داشتن روابط عاطفی، دوستی، خانواده و عشق هستند.

    4. 4. نیاز به احترام (Esteem Needs):

      این سطح شامل نیاز به عزت نفس، احترام به خود، موفقیت، به رسمیت شناختن از سوی دیگران، و احساس ارزشمندی است.

    5. 5. نیاز به خودشکوفایی (Self-Actualization Needs):

      این بالاترین سطح از هرم است و شامل تحقق پتانسیل‌های فردی، خلاقیت، رشد شخصی، و رسیدن به کمال است.

      پرهام عامری

    اهمیت هرم مازلو:

    • این نظریه به درک انگیزش انسان در سطوح مختلف کمک می‌کند.

    • در زمینه‌های مختلفی مانند روانشناسی، مدیریت منابع انسانی، بازاریابی، و آموزش کاربرد دارد.

    • به افراد و سازمان‌ها کمک می‌کند تا نیازهای خود و دیگران را شناسایی کرده و برای برآورده کردن آنها تلاش کنند.

    نکته: این نظریه یک مدل کلی است و ممکن است در افراد مختلف و در شرایط مختلف، ترتیب و اهمیت نیازها متفاوت باشد.

    پرهام عامری

    هرم مازلو، که به سلسله مراتب نیازهای انسان اشاره دارد، می‌تواند در درک روابط و ازدواج نیز کاربرد داشته باشد. در این چارچوب، نیازهای اساسی مانند امنیت و تعلق خاطر باید برآورده شوند تا زوجین بتوانند به سطوح بالاتر مانند نیاز به عزت نفس و خودشکوفایی دست یابند.

    هرم مازلو و ازدواج:

    هرم مازلو به پنج سطح نیاز اشاره دارد:

    1. 1. نیازهای فیزیولوژیکی:

      نیازهای اولیه مانند غذا، مسکن و خواب. در ازدواج، این نیازها شامل تأمین نیازهای اولیه زندگی مشترک است.

    2. 2. نیاز به امنیت:

      احساس ایمنی و ثبات در رابطه، از جمله امنیت عاطفی و مالی.

    3. 3. نیاز به عشق و تعلق خاطر:

      نیاز به داشتن روابط صمیمانه و احساس تعلق به شریک زندگی و دیگران. این نیازها از طریق دوستی، روابط عاشقانه، و خانواده برآورده می‌شوند.

    4. 4. نیاز به احترام و عزت نفس:

      نیاز به احساس ارزشمندی، احترام به خود، و اعتماد به نفس.

    5. 5. نیاز به خودشکوفایی:

      تحقق پتانسیل‌های فردی و رشد شخصی. این سطح بالاترین سطح در هرم مازلو است و شامل خلاقیت، حل مسئله، و پذیرش واقعیت است.

      پرهام عامری

    کاربرد در ازدواج:

    • شناخت نیازها:

      درک اینکه هر یک از طرفین چه نیازهایی در رابطه دارند و تلاش برای برآورده کردن آنها، می‌تواند به تقویت رابطه کمک کند.

    • موقعیت یابی مشکلات:

      اگر یکی از طرفین در سطوح پایین‌تر هرم با مشکلاتی مواجه باشد (مثل امنیت مالی)، ممکن است برقراری ارتباط عاطفی و خودشکوفایی با مشکل مواجه شود.

    • افزایش آگاهی:

      درک این هرم می‌تواند به زوجین کمک کند تا انتظارات واقع‌بینانه‌تری از رابطه خود داشته باشند و به جای تمرکز بر نیازهای سطوح بالاتر، ابتدا نیازهای اساسی را برطرف کنند.

    • رشد فردی:

      ازدواج می‌تواند بستری برای رشد و خودشکوفایی فردی باشد، اما این امر مستلزم برآورده شدن نیازهای اساسی‌تر در رابطه است.

    به طور خلاصه، هرم مازلو نشان می‌دهد که برای داشتن یک ازدواج موفق و پایدار، لازم است نیازهای اساسی هر دو طرف برآورده شود و سپس به سمت سطوح بالاتر رشد و خودشکوفایی در رابطه حرکت کرد.

    پرهام عامری هرم مازلو مثلث کارپمن مرتضی عامری
    مجتبی دشتی، محسن سمیعی

    شیوه خروج از مثلث کارپمن، پرهام عامری، مرتضی عامری

    دوشنبه سی ام تیر ۱۴۰۴، 18:42

    شیوه خروج از مثلث کارپمن

    پرهام عامری

    وقتی وارد مثلث کارپمن می شویم، احتمالاً همه ی این نقش ها را تجربه خواهیم کرد؛ حتی ممکن است در یک دقیقه، همه ی این اتفاق ها رخ دهد. اهمیتی ندارد که از کدام یک از این نقش ها وارد می شوید، ورود به این مثلث، تضمین کننده ی این است که شما در انتها حتماً قربانی خواهید بود.کسی که در بازی‌های این مثلث گرفتار می‌شود در واقع با تغییر بین نقش‌ها تصور و توهم بهبودی می‌کند حال آنکه او در لحظه جابجایی بین نقش‌ها فقط از رنج و درد نقش قبلی درآمده و در نقش جدید هم بزودی با درد و رنج آن مواجه خواهد شد؛ بنابراین: «شفای حقیقی نه در تغییر وضعیت بین نقشها، که در تحول در نقشها ست» از این منظر مثلث کارپمن به مثلث تد تبدیل می‌گردد.

    الف) مثلث TED

    در مقابل مثلث کارپمن، مثلث TED پیشنهاد شده است؛

    اگر شما زمانی در تعاملات خود احساس کنید که درگیر این نقش های مثلث کارپمن شده اید، بهتر است همان جا تغییر نقش داده و به نقش های مثلث تِد، وارد شوید.

    سه نقش مطرح در مثلث تد

    خلاق (CREATOR)

    فردی که در مثلث کارپمن قربانی بود، با ورود به مثلث تد نقش خلاق را پیدا می کند؛ چنین شخصی به جای تمرکز بر حوادث پیش آمده، روی حل مسئله توجه دارد. این تغییر نقش سبب می شود تا او آن چالش را به خوبی مشاهده کرده و بهترین پاسخرا انتخاب کند.

    مربی (COACH)

    فردی که در مثلث کارپمن در نقش ناجی بوده است، در این جا، در نقش مربی ظاهر می شود؛ این فرد به جای آن که به طور بی قید و شرط از فرد قربانی حمایت کند و یا سبب شود که او مشکلاتش را خود به دوش دیگری بیندازد، در نقش یک مربی ظاهر می شود و به فرد راهکار و آموزش های لازم را می دهد و زمینه های رشد او را فراهم می کند.

    چالشگر (CHALLENGER)

    فردی که در مثلث کارپمن در جایگاه ستمگر قرار داشته است، در اینجا در نقش چالشگر ظاهر می شود و انتقادات خود را به صورت کاملاً برابر و نه از جایگاه بالاتر و به قصد تخریب کردن شخص دیگر، بلکه تنها به قصد اصلاح، بیان می کند.

    ب) بیان احساسات

    از دیگر موارد تاثیرگذار برای خروج از مثلث کارپمن بیان احساسات و اشتراک گذاری آنها با شریک‌تان است. وقتی به گزارش شفاهی افکار خود بپردازید احتمال اینکه از انجام آنها بپرهیزید بیشتر می‌شود. برای مثال می‌توانید احساسات خود را اینگونه بیان کنید:‌ «حس میکنم میخوام تو را بابت این ضعف سرزنش کنم» یا «احساس میکنم باید تو را نجات دهم و مسئولیت بهبودی تو را برعهده بگیرم» و…

    پرهام عامری

    سعی کنید خودتان را در نقطه میانی نگه‌دارید، فراموش نکنید که شما مسئول احساسات شریک عاطفی‌تان نیستید حتی اگر او به سرزنش شما بابت درد و غم‌های خود بپردازد. اجتناب از ورود به نقش‌های مثلث کارپمن و گفتگو در این مسیر به شما کمک می‌کند.

    ج) تغییر باورهای غلط وقدیمی

    از دیگر مواردی که برای بهبود وضعیت خود می‌توانید استفاده کنید، تغییر باورهای غلط و قدیمی است. همچنین ‌اشتراک گذاری این مقاله با شریک عاطفی خود یا فردی که با آن به بازی‌های روانی می‌پردازید، برای آگاه کردن او می‌تواند تاثیر بسزایی در خروج از مثلث کارپمن داشته باشد.

    با گذشت زمان شما متوجه تفاوت‌ها و تغییرات ایجاد شده در روابط عاطفی خود می‌شوید و هنگام گرفتار شدن به مثلث کارپمن از آن مطلع می‌شوید و به سرعت می‌توانید از آن خارج شوید.

    ممکن است ایجاد این تغییرات ترسناک به نظر برسد اما اینکه مدت زیادی‌ست که این نقش‌ها را پذیرفته‌اید یا شریک عاطفی‌تان نقش مکمل شما را بازی می‌کند نباید دلیلی برای عدم تلاش شما باشند. وقتی از مثلث قربانی خارج شوید شرایط برای رشد و موفقیت هردوی شما بسیار بهتر می‌شود و می‌توانید رابطه‌ای پربارتر،‌ مفیدتر و لذت‌بخش‌تر را تجربه کنید.

    آیا راهی برای خارج شدن از مثلث وجود دارد؟
    لازم است بدانیم که برای تحقق خواسته های خود، فرد فقط به خود نیاز دارد. شما باید زندگی خود را به دست خود بگیرید و بدون نگاه کردن به کسی رفتار کنید. چگونه می توانید از مثلث خارج شوید اگر قربانی هستید شکایت از زندگی را متوقف کنید. کاملاً این بار را صرف جستجوی فرصت هایی برای بهبود چیزهایی کنید که مناسب شما نیست. یک بار و برای همیشه به یاد داشته باشید: هیچ کس به شما چیزی مدیون نیست. حتی اگر آنها قول داده اند ، اگر واقعاً می خواستند ، اگر خودشان پیشنهاد می دادند. شرایط به طور مداوم در حال تغییر است، مانند خواسته های بشر. دیروز آنها نمی خواستند چیزی به شما بدهند ، امروز آنها نمی خواهند. منتظر نجات باشید. تنها کاری که انجام می دهید انتخاب و مسئولیت شماست. و شما حق دارید اگر این مورد برای شما مناسب نباشد انتخاب دیگری انجام دهید. اگر به نظر می رسد انتظارات شخص دیگری را برآورده نمی کنید، بهانه نکنید و خود را مورد نفرت قرار ندهید.


    اگر نقش قربانی را دارید ، پس باید رفتار خود را تغییر دهید – برای خلاص شدن از راه گریه کردن برای زندگی خود. درعوض ، روشهایی را برای بهبود زندگی خود بدون کمک دیگران پیدا کنید. باید درک کنید که هیچ معتادی به غیر از شما نباید مشکلات شما را برطرف کند. مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید. به یاد داشته باشید که پنیر رایگان فقط در یک موس موس است. اگر انتظار حمایت از کسی را دارید ، در مقابل آماده باشید تا چیزی را بدهید. اگر می خواهید از نقش قربانی خلاص شوید ، پس از گزارش دادن به شخصی برای اقدامات خود متوقف شوید. فقط کاری را که می خواهید انجام دهید.

    اگر شما یک آزار دهنده هستید ، قبل از اینکه دوباره به کسی سوار شوید ، به این فکر کنید که چرا به آن احتیاج دارید و با آن چه می خواهید؟ غالباً در پس سانسور، تمایل به صرفه جویی در ذهن منفی است. آزار دهنده باید درک کند که همه مرتکب اشتباه می شوند و او نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل سعی کنید روی اشتباهات شخصی و منهای خود تمرکز کنید. همه مشکلات اطراف خود را سرزنش نکنید. به دنبال علت اصلی در خود باشید. انتظار نداشته باشید که مردم به شما گوش دهند و طبق توصیه های شما راهنمایی شوند. آنها نباید این کار را انجام دهند.

    اگر شما به عنوان یک آزار دهنده می خواهید چیزی را از کسی بدست آورید ، پس به ترور و اجبار متوسل نشوید ، آرام ترین روش را پیدا کنید. منطقه ای را پیدا کنید که در آن بتوانید خود را تحقق بخشید. و سپس شما فراموش می کنید مثلث کارپمن چیست ، رابطه وابسته به هم از بین می رود.

    پرهام عامری



    اگر سؤال “مثلث کارپمن ، روابط وابسته ، چگونگی خارج شدن” چیست ، توسط نجات دهنده سؤال می شود ، برای این که از مشارکت متوقف شود ، ابتدا باید در صورت نیاز به او ، نجات قربانی را متوقف کند. حمایت ناخواسته هر فرصتی برای مخالفت دارد. خود را باهوش تر نپندارید و به دیگران یاد ندهید زندگی کنند. همچنین از دادن تعهدات غیرممکن خودداری کنید. هنگام حمایت از کسی ، از کلمات قدردانی و فایده انتظار نداشته باشید. فقط در صورت نیاز به پشتیبانی از خود نشان دهید.

    باید بدانید که چه نقشی بازی می کنید ، چه مزایا و ضررهایی را برای شما به همراه دارد. فقط پس از درک می توانید جلوی عضویت خود را بگیرید و از مثلث کارپمن خارج شوید.

    اگر نقش قربانی را دارید ، پس باید رفتار خود را تغییر دهید – برای خلاص شدن از راه گریه کردن برای زندگی خود. درعوض ، روشهایی را برای بهبود زندگی خود بدون کمک دیگران پیدا کنید. باید درک کنید که هیچ معتادی به غیر از شما نباید مشکلات شما را برطرف کند. مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید. به یاد داشته باشید که پنیر رایگان فقط در یک موس موس است. اگر انتظار حمایت از کسی را دارید ، در مقابل آماده باشید تا چیزی را بدهید. اگر می خواهید از نقش قربانی خلاص شوید ، پس از گزارش دادن به شخصی برای اقدامات خود متوقف شوید. فقط کاری را که می خواهید انجام دهید.

    اگر شما یک آزار دهنده هستید ، قبل از اینکه دوباره به کسی سوار شوید ، به این فکر کنید که چرا به آن احتیاج دارید و با آن چه می خواهید؟ غالباً در پس سانسور، تمایل به صرفه جویی در ذهن منفی است. آزار دهنده باید درک کند که همه مرتکب اشتباه می شوند و او نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل سعی کنید روی اشتباهات شخصی و منهای خود تمرکز کنید. همه مشکلات اطراف خود را سرزنش نکنید. به دنبال علت اصلی در خود باشید. انتظار نداشته باشید که مردم به شما گوش دهند و طبق توصیه های شما راهنمایی شوند. آنها نباید این کار را انجام دهند.

    اگر شما به عنوان یک آزار دهنده می خواهید چیزی را از کسی بدست آورید ، پس به ترور و اجبار متوسل نشوید ، آرام ترین روش را پیدا کنید. منطقه ای را پیدا کنید که در آن بتوانید خود را تحقق بخشید. و سپس شما فراموش می کنید مثلث کارپمن چیست ، رابطه وابسته به هم از بین می رود.

    اگر سؤال “مثلث کارپمن ، روابط وابسته ، چگونگی خارج شدن” چیست ، توسط نجات دهنده سؤال می شود ، برای این که از مشارکت متوقف شود ، ابتدا باید در صورت نیاز به او ، نجات قربانی را متوقف کند. حمایت ناخواسته هر فرصتی برای مخالفت دارد. خود را باهوش تر نپندارید و به دیگران یاد ندهید زندگی کنند. همچنین از دادن تعهدات غیرممکن خودداری کنید. هنگام حمایت از کسی ، از کلمات قدردانی و فایده انتظار نداشته باشید. فقط در صورت نیاز به پشتیبانی از خود نشان دهید.

    پرهام عامری



    در زندگی تعداد زیادی از نمونه ها را می توان به این نظریه روابط نسبت داد. در میان آنها، رابطه مادر شوهر و داماد، جایی که اولی قربانی را بازی می کند، و دوم – تعقیب کننده. نجات دهنده در این شرایط شوهر است. علاوه بر این ، روابط بین همسران و فرزند تحت این شکل از روابط قرار می گیرد. در این حالت کودک قربانی محسوب می شود و پدر و مادر آزار دهنده و نجات دهنده خواهند بود. خطرناک است وقتی مثلث کارپمن در خانواده یک الکلی مشاهده می شود. در این حالت ، شما باید فوراً به دنبال کمک های پزشکی حرفه ای باشید.

    هر شخص در کل زندگی خود را در مثلث همبستگی کارپمن پیدا می کند و یکی از نقش ها را ایفا می کند. اگر این وضعیت طولانی نماند ، هیچ آسیبی به همراه نخواهد داشت. اما اگر اوضاع شروع به کشیدن کرد ، باید زودتر از آن خارج شوید. فوراً متوجه نتیجه خواهید شد ، تغییرات مثبت در زندگی شروع می شوند. از اینکه عضو این بازی نشوید، نترسید، زندگی خود را فقط برای بهتر شدن تغییر دهید.

    پرهام عامری مثلث تد مثلث کارپمن مرتضی عامری
    مجتبی دشتی، محسن سمیعی

    سیستم خانوادگی چیست؟ مرتضی عامری

    جمعه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۴، 16:3

    آنچه در این مقاله می خوانید:

    ​

    مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

    لغزش

    اعتیاد نوعی بیماری مزمن است که با لغزش ( از سرگیری مصرف مواد مخدر پس از مدتی پاک بودن )همراه است .لغزش جزئی از اعتیاد و بهبودی از این بیماری محسوب می شود. در این قسمت اطلاعاتی جهت آگاهی شما درباره ماهیت بیماری اعتیاد و آسیب پذیری در برابر لغزش و روی آوردن دوباره به مصرف مواد مخدر ارائه شده است.

    • اعتیاد قسمتی از زندگی طبیعی ما می شود

    • باید از بیماری اعتیاد بهبود کرد نه از علائم آن

    • بهبودی مستلزم یک برنامه روزانه است

    • لغزش شکست نیست

    • لغزش یکباره و بی دلیل اتفاق نمی‌افتد بلکه فرایندی است که مدت‌ها پیش از آنکه بار دیگر مصرف مواد مخدر را از سر بگیریم آغاز می‌شود معمولاً علت لغزش این است که با افکار و ذهن خود اجازه می دهیم که به حالت منفی خود یعنی به دوران اعتیاد فعال باز گردد. با بازگشت و افکار زمان مصرف مان رفتار ما نیست تغییر می کند و بار دیگر به استفاده از مواد برمی گردیم تا بتوانیم با زندگی کنار بیاییم. در این وضعیت فراموش میکنیم که از نوعی بیماری مزمن غیر قابل درمان در عذاب هستیم و برای بهبودی از این بیماری می بایست به طور روزانه برنامه مان را چک کنیم. بیماری اعتیاد در ذهن و فکر ما ریشه دارد. ما معتادان به علت نداشتن سلامت عقل نمی‌توانیم در مورد مصرف نکردن مواد مخدر تصمیم درست بگیریم علت ناتوانی ما در گرفتن تصمیم درست درباره مواد مخدر این است که پس از سال‌ها مصرف مواد مخدر به اینگونه مواد عادت میکنیم و اعتیاد در واقع قسمتی از زندگی طبیعی ما می شود. مصرف مواد مخدر کاری است که بی اختیار و بدون فکر کردن به عواقب آن انجام میدهیم. علاوه بر این بیماری اعتیاد ماهیتی مرموز و شگفت آور دارد و اگر قدم های مان را به طور روزانه کار نکنیم و از حمایت انجمن استفاده نکنیم ناخودآگاه به سوی استفاده دوباره از مواد برمیگردیم. واقعیت این است که بسیاری از ما معتادان در حال بهبودی که لغزش کرده‌ایم به خوبی میدانیم که استفاده نکردن از ابزارهای لازم برای ایجاد تغییر در افکار و رفتار مان به لغزش و افتادن دوباره در دام اعتیاد کمک کرده است.

    مجتبی دشتی

    • خطر لغزش در اولین سال بهبودی از هر زمان دیگری بیشتر است. برای بسیاری از ما معتادان سال اول بهبودی دشوارترین و طاقت فرسا ترین دوران است چون در این دوره است که جسم و فکرمان تلاش می کنند تا خود را با عدم مصرف مواد منطبق کنند و حالت طبیعی خود را به دست آورند. ترمیم و بهبودی جسم و روان ما از آسیب هایی که مواد مخدر به آنها وارد کرده است احتیاج به زمان دارد. در سال اول بهبودی قاعدتاً از علائم خماری رنج می‌بریم و بسیاری از ما برای رهایی از این علائم دوباره به سراغ مواد مخدر میرویم. سانس اول بهبودی دوران سختی است چون ما راه روش جدیدی را برای زندگی کردن یاد می گیریم و در این دوره احتمال اینکه به زندگی و راه و رسم قبلی خود برگردیم بیشتر است. آمار نشان می‌دهد که پس از گذراندن پنج سال در حال بهبودی و پاک بودن امکان لغزش به میزان زیادی کاهش پیدا می‌کند و دیگر برای کنار آمدن با زندگی و مقابله با مشکلات به مصرف مواد مخدر نیازی نداریم ولی در مورد بیماری اعتیاد این مهم نیست که چند هفته چند ماه یا چند سال از زمان پاک بودن و بهبودی ما گذشته است بلکه مهم این است که بدانیم از یک بیماری مزمن رنج می بریم که برای بهبودی خود می بایست به طور روزانه قدم ها را کار کنیم به علاوه قبل از هر چیز باید بدانیم که ماهیت بیماری ما طوری است که هرگز درمان نمی شود و اگر میخواهیم بهبودی خود را حفظ کنیم با جنبه های مختلف بیماری خود مقابله کنیم چاره‌ای جز کار کردن روزانه قدم ها نداریم.

    ​

    مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
    مجتبی دشتی، محسن سمیعی

    خانواده معتاد پرور مرتضی عامری

    پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۴، 16:20

    خانواده به عنوان هستۀ اصلی و مرکزی یک جامعه منشاء تولید آموزش های مورد نیاز افراد برای زندگی در جامعه می باشد. همچنین خانواده به عنوان یکی از مهمترین عوامل محیطی، اجتماعی و فرهنگی در نحوه رفتار افراد و اعضای خانواده به گرایش به مسائل مختلف از جمله اعتیاد نقش بسیار مهمی دارد.

    مجتبی دشتی

    شناخت خانواده معتاد ساز

    همان طور که می دانیم خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی کوچک از افرادی شکل می‌گیرد که می‌توانند تحت تاثیر موضوعات مختلفی قرار بگیرند که بعدها در زندگی اجتماعی آنها نیز تأثیرگذار خواهد بود. برخی از این تأثیرات عبارتند از :

    • روابط و مسائل ارتباطی
    • تصمیم گیری ها
    • کنش ها و واکنش ها
    • ایفای نقش
    • شرایط اجتماعی و اقتصادی

    همچنین برای آنکه نظام یک خانواده بتواند تاثیرات خود را به شکلی صحیح و موثر بر افراد و اعضای خود بگذارد، باید از طریق آموزش ارزش ها و هنجارهای اجتماعی عمل کند و اگر در درون آن خانواده به این ارزش‌ها و معیارهای اجتماعی اهمیت داده نشود، آن خانواده دستخوش بی‌نظمی شده و رفتارهای ساختارشکنانه ای چون اعتیاد را در درون خود ایجاد می کند و اصطلاحا تبدیل به یک خانواده معتاد ساز می شود. با این توضیحات به نظر می‌رسد که مجموعه‌ای از عوامل عاطفی، روحی و روانی با یکدیگر تعامل پیدا می کنند تا شرایط به گونه ای شکل بگیرد که باعث به هم ریختگی غیر قابل پیش بینی و تعارضات میان اعضا گردد. از طرف دیگر بین نسل ها و شتاب تغییرات باعث می شود تا جوانان ارتباط خود را با والدین به حداقل رسانده و با دیدی انتقادی و مشکوک به آداب و طرز فکر والدین خود بنگرند.

    خانواده معتاد ساز؛ خانواده بیمار و نابهنجار

    در یک خانواده بیمار غالبا نوعی واژگونی سنتی وجود دارد، به این معنا که به علت عدم حضور پدر در خانه، متخاصم و بی تفاوت به نظر می رسند و ارتباط عاطفی با فرزندان خود ندارند. این در حالی است که مادران در این خانواده‌ها به صورت کاملاً مبالغه‌ آمیز، فعال و پر تحرک هستند و نسبت به فرزندان خود چسبندگی بسیاری دارند، به همین منظور در چنین خانواده هایی احتمال گرایش فرزندان به مواد مخدر بسیار زیاد است.

    خانواده سالم

    بر عکس خانواده های بیمار و معتاد در خانواده ای که افراد از ارزش‌های مشترک برخوردار هستند و سعی می‌کنند که کنش های خود را بر اساس انتظارات متقابل با دیگر اعضای خانواده تنظیم کنند، شرایطی وجود خواهد داشت که از زمینه سازی و شکل‌گیری سوء رفتار و اعتیاد به مواد مخدر و دیگر اعتیادهای رفتاری جلوگیری به عمل آید. به عبارت دیگر هرگاه در نظام خانواده افراد و اعضای اصلی آن در انجام کارکردها و ایفای نقش های خود وقت بیشتری صرف می کنند و مسئولیت بیشتری به عهده می گیرند، اقتدارشان در نظام خانواده افزایش خواهد یافت. بدین معنا که در خانواده ای که بر اثر غیبت های طولانی، پدر بر اثر مشغله زیاد در خارج از خانواده و خانه حضور دارد، مادر خانواده طبیعتاً اقتدار بیشتری پیدا می کند.

    از طرف دیگر در خانواده معتاد ساز به دلیل عدم وجود تجربه مستقیم با پدر به عنوان یک الگو یا داشتن پدری با رفتارهای ناهنجار و بیمار گونه شرایطی ایجاد می شود که اختلال در کنش های اجتماعی فرزندان را رقم خواهد زد. به عبارت دیگر اگر کارکرد خانواده آسیب‌زا باشد، میزان آسیب پذیری اعضای آن خانواده مخصوصاً کودکان و نوجوانان افزایش پیدا می‌کند و فرزندان نمی توانند مطابق ارزشهای موجود در جامعه رشد و نمو نمایند و زمینه اعتیاد در فرزندان ایجاد خواهد شد.

    مهمترین عوامل اعتیاد در خانواده معتاد ساز
    همانطور که پیشتر توضیح داده شد، عواملی در ایجاد گرایش فرزندان به اعتیاد وجود دارد که هر کدام می‌تواند زمینه ساز بروز اعتیاد و رفتارهای معتادگونه در زندگی اعضای خانواده شود. برخی از مهمترین آنها عبارتند از :

    • کج روی و عدم پیروی از قوانین و ارزش ها در خانواده
    • طلاق و ازدواج مجدد والدین
    • ستیزه جویی، جر و بحث و خشونت و تنبیه
    • والدینی که با هم مشکل دارند و با وجود اینکه ارتباط عاطفی ندارند
    • رفت و آمدها و معاشرت های ناسالم در خانواده
    • مشغله ی زیاد کاری و غفلت از فرزندان
    • انجام رفتارهای غلط و نادرست در خانواده
    • سابقه ی اعتیاد در خانواده و دسترسی آسان به مواد
    • نداشتن ارتباط اجتماعی و عاطفی
    • فقر و بیکاری
    • از هم پاشیدگی خانواده معتاد ساز به علت وجود مشکلات و اختلافات فراوان
    • سپردن فرزندان به افرادی غیر از والدین
    • عدم اعتماد نوجوان به خانواده
    • وجود تعارضات شدید
    • وجود حالات اضطرابی و افسردگی در نوجوانان و والدینش
    • عدم توجه والدین نسبت به ارزش های معنوی، اعتقادی و اخلاقی
    • عدم توجه والدین به نیازهای واقعی فرزندان
    • نبود احساس امنیت در خانواده
    • عدم حضور الگوی تربیتی ثابت و عدم اجرای الگوهای تربیتی و اجرای انضباط صحیح در خانواده
    • ناهماهنگی در روش های تربیتی فرزندان از سوی والدین
    • نبود ارتباط عاطفی مابین والدین و فرزندان و محرومیت از آن
    • سرزنش، تحقیر، تنبیه، تهدید و انتقاد مکرر والدین از فرزندان
    • حمایت های افراطی والدین و بی توجهی شدید نسبت به فرزندان

    سخن پایانی

    به طور کلی افرادی که در خانواده معتاد ساز رشد و پرورش می یابند، بروز رفتارهای معتادگونه برای آنها عادی شده و در نتیجه آن ترس از تجربه مصرف مواد مخدر در آنها کاهش می یابد. اما گاهی اوقات نیز مصرف مواد والدین می‌تواند تاثیر منفی بر گرایش فرزندان نسبت به اعتیاد و مصرف مواد مخدر داشته باشد و آنها را برای همیشه از مصرف مواد بیزار سازد.

    مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
    مجتبی دشتی، محسن سمیعی

    با ترس کودکان چگونه برخورد کنیم مرتضی عامری

    یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴، 15:22

    در این مقاله می خوانید:

    ترس کودکان چگونه برخورد کنیم؟

    مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

    والدین به فرزندان خود می‌آموزند که در برابر برخی خطرات مانند آتش‌سوزی یا عبور از خیابان بترسند و محتاط باشند. داشتن کمی اضطراب، کودکان را از خطرات بالقوه دور نگه می‌دارد. اما گاهی‌اوقات کودکان از هر موقعیت یا برخی اجسام که خطرناک و تهدیدکننده نیستند، می‌ترسند. با این ترس‌های کودکان چه باید کرد؟

    بعضی از کودکان ترسوتر از کودکان دیگر هستند که برخی از دلایل زیر علت آن است:

    * آسیب‌پذیری ژنتیکی

    برخی از کودکان به‌طور ذاتی و ژنتیکی خلق و خویی حساس و احساسی‌تر از دیگر کودکان دارند و به همین دلیل ترسوتر می‌شوند.

    * اضطراب والدین

    اگر پدر و مادر یا هر دو والدین مضطرب باشند، کودک با مشاهده رفتار آنها، این ویژگی را می‌آموزد.

    * والدین بیش از حد مراقب

    والدین بیش از حد مراقب ( که به والدین هلیکوپتری هم معروف‌اند)،‌ کودک را به خود وابسته می‌کنند. کودکان وابسته وقتی دور از والدین هستند احساس ناتوانی می‌کنند و به همین دلیل به اختلال اضطراب عمومی (فراگیر) مبتلا می‌شوند. در این نوع اختلال، کودک بیش از اندازه و غیرمنطقی مضطرب است.

    * حوادث اضطراب‌آور

    جدایی والدین یا بیماری‌های سخت کودک یا یکی از اعضای خانواده، کودک را به اضطراب‌های مزمن مبتلا می‌کند.

    ترس رایج نوزادان

    وقتی نوزادان به ۶ تا ۷ ماهگی می‌رسند، ارتباطی قوی با والدین یا مراقبان خود برقرار کرده‌اند. جدایی از این افراد که برای آنها «خاص» هستند، حتی برای مدتی بسیار کوتاه، آنها را به‌شدت مضطرب می‌کند تا جایی‌که بی‌وقفه گریه می‌کنند. گاهی‌اوقات ترس از این جدایی باعث می‌شود، تا اندازه‌ای از غریبه‌ها هم بترسند.

    مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

    نوزادان به‌مرور زمان و با بزرگتر شدن از این مرحله عبور می کنند. اما برای اینکه این اضطراب جدایی و ترس از غریبه‌های نوزادان خود را مهار کنید، چند روش زیر پیشنهاد می‌شود:

    * در خانه هر وقت از اتاقی به اتاق دیگر می‌روید و نوزادتان ناراحت می‌شود، در صورت امکان او را با خود ببرید یا هر وقت جلوی چشم او نبودید، با صدای بلند با او حرف بزنید تا صدایتان را بشنود.

    * وقتی از اتاق بیرون می‌روید، به او بگویید برمی‌گردید و هر وقت به اتاق برگشتید، با صدای بلند برگشت‌تان به اتاق را اعلام کنید. با این کار او به شما اعتماد می‌کند.

    * اجازه دهید کودک‌تان با افراد جدید آشنا شود. البته در این زمان، کودک‌تان باید در آغوش خودتان باشد. بدین‌ترتیب کودک متوجه می‌شود که آن فرد جدید خطری ندارد.

    * هر زمان که کودک‌تان مضطرب می‌شود، با کلامی آرام و مطمئن با او صحبت کنید.

    * اگر نوزاد را که در حال گریه است، همانطور رها کنید، اضطراب او شدید می‌شود. بنابراین به گریه‌های کودک اهمیت بدهید.

    ترس‌های رایج کودکان نوپا

    کودکان وقتی به ۲ تا ۳ سالگی خود می‌رسند، به‌مرور یاد می‌گیرند چگونه از پس احساساتی چون خشم برآیند. اما بزرگترین ترس‌شان این است که گرفتار همین احساسات قوی خود شوند. این کودکان معمولا درک کمی از اندازه خطر دارند و گرفتار ترس‌های غیرمنطقی می‌شوند. مثلا، ممکن است از افتادن به درون چاه دستشویی بترسند.

    برای کمک به کودکان در این سن می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید:

    * کودک‌تان را تشویق کنید از ترس‌ها و اضطراب‌هایش صحبت کند.

    * وقتی کودک ترسی غیرمنطقی دارد، به احساس او احترام بگذارید. زیرا کودکان در این سن، درک صحیحی از اندازه واقعی خطر ندارند.

    * کودک‌تان را مجبور نکنید با ترس‌هایش روبه‌رو شود و با آنها مقابله کند، زیرا این کار شرایط را بدتر می‌کند. این برخورد با ترس‌ها باید به‌آهستگی صورت گیرد.

    ترس‌های رایج کودکان دبستانی

    هرچه کودکان، دنیای اطراف خود را بیشتر می‌شناسند، ترس‌های آنها هم بزرگتر می‌شود. برخی از ترس‌ها واقعی و برخی دیگر ناشی از تصورات‌شان است. از ترس‌های رایج این کودکان باید به ترس از تاریکی، دزد، جنگ، مرگ، جدایی یا طلاق والدین‌شان اشاره کرد. روح و هیولا هم از ترس‌های ناشی از تصورات‌شان است.

    برای مهار ترس کودکی که در این سن قرار دارد، کارهای زیر توصیه می‌شود:

    * به کودک‌تان نشان دهید که شما ترس‌های او را جدی می‌گیرید.

    * به سوال‌های او درباره مرگ یا جنگ، جواب‌های درست بدهید و به او بفهمانید که به تمام سوال‌هایشان پاسخ خواهید داد.

    * کودک‌تان را تشویق کنید تا با ترس‌هایشان روبه‌رو شود. البته فراموش نکنید که آنها را مجبور به این کار نکنید. این تقابل با ترس‌ها باید آهسته و قدم به قدم انجام شود.

    * به کودک‌تان اجازه دهید کنترل برخی چیزها را در دست داشته باشد. مثلا، اگر از ورود دزدها به خانه می‌ترسد، از او بخواهید خودش پنجره یا در اتاقش را شب هنگام ببندد و در صورت لزوم قفل کند.

    * نوشتن خاطرات روزانه، به کودکان در داشتن حس ثبات و امنیت کمک می‌کند و موجب کاهش اضطراب فراگیر آنها می‌شود.

    چگونه از کودکان‌مان در برابر اخبار بد مراقبت کنیم؟

    ترس از تاریکی

    بسیاری از کودکان از تاریکی می‌ترسند. از آنجایی‌که ما انسان‌ها در تاریکی نمی‌توانیم اطراف را به‌راحتی ببینیم، بسیار آسیب‌پذیر به نظر می‌رسیم و ممکن است دچار ترس و وحشت شویم و این موضوع هم در کودکان صدق می کند. همچنین وقتی کودکان به رختخواب می‌روند، موضوعات بسیار کمی برای فکر کردن دارند و به جای افکار واقعی، شروع به خیال‌پردازی می‌کنند و چون قدرت تخیل کودکان بسیار قوی است، بیشتر مواقع بین واقعیت و تصورات‌شان نمی‌توانند تمایزی قایل شوند. به همین دلیل وجود هیولاها را باور کرده و به محض تاریک شدن اتاق، وحشت می‌کنند.

    کمک به کودکی که از تاریکی می‌ترسد

    با روش‌های زیر می‌توانید ترس از تاریکی کودک‌تان را درمان کنید:

    * از او بپرسید که دقیقا از چی می‌ترسد.

    * به او نشان دهید که احساس او را درک می‌کنید. البته مراقب باشید شریک ترس‌هایش نشوید.

    * به او اطمینان دهید که هیچ چیز تهدیدکننده‌ای وجود ندارد و اینکه هیولاها واقعی نیستند. در ضمن این کار را با بررسی کردن اتاق او مثلا، داخل کمدها یا زیر تخت انجام ندهید. زیرا با این کار کودک تصور می‌کند شما هم به وجود هیولاها باور دارید.

    * اگر کودک‌تان از تاریکی به دلیل احتمال وجود دزدها می‌ترسد، به او تمام قفل‌هایی که درهای خانه‌تان را قفل می‌کنند نشان دهید تا خیال او از بابت بسته بودن کامل درها راحت شود.

    * از کودک بپرسید، چه کارهای دیگری می‌توان انجام داد تا از ترس‌هایش کم شود. شاید بهتر باشد موقع خواب یکی از اسباب‌بازی‌هایش را بغل کند.

    * گاهی‌اوقات نگرانی‌های دیگر مانند ترس از جدایی یا مرگ والدین، ترس از تاریکی کودکان را شدت می‌بخشد. بنابراین با کودک‌تان درباره این مسائل صادقانه صحبت کنید.

    مجتبی دشتی+ موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی

    کمک گرفتن از متخصصان روانشناختی کودکان

    اگر ترس‌های کودک‌تان در زندگی روزمره و بازی‌های او تداخل ایجاد می‌کند، حتما باکمک متخصصان روانشناختی کودکان، مشکل او را حل کنید تا بهتر بتوانند اضطراب و نگرانی‌هایشان را مدیریت کنند.

    ​

    مرتضی عامری مجتبی دشتی موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی محسن سمیعی
    مجتبی دشتی، محسن سمیعی
    صفحه بعد
    © تسهیلگران مسیر توانمندی
    طراح قالب: وبلاگ :: webloog
    جدیدترین‌ها
    • بررسی چندجانبه اثرات بخشش بر سلامت روان و جامعه یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۵
    • مدیریت اضطراب جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵
    • جوانان در معرض آسیب سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵
    • کتاب راهکار رهایی چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵
    • کتاب راهکار رهایی شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵
    • کتامین موادمخد کتامین چهارشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۵
    • سبکهای فرزندپروری مجتبی دشتی چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
    • مهارت تاب آوری مجتبی دشتی پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴
    • کتابهای مجتبی دشتی پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴
    • دکتر مجتبی دشتی چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۴
    • انحرافات اجتماعی و اعتیاد مجتبی دشتی سه شنبه نهم دی ۱۴۰۴
    • دلایل طلاق عاطفی پرهام عامری چهارشنبه سوم دی ۱۴۰۴
    برچسب‌ها
    • مجتبی دشتی (107)
    • مرتضی عامری (94)
    • محسن سمیعی (42)
    • بهبودی (41)
    • اعتیاد (35)
    • موسسه تسهیلگران مسیر توانمندی (32)
    • پرهام عامری (13)
    • تسهیلگران مسیر توانمندی (12)
    • دوازده قدم (12)
    • دکتر مجتبی دشتی (10)
    • اعتیاد و بهبودی (9)
    • فرزندپروری (5)
    • کتاب ماتریکس (5)
    • دکتر سیدمهدی عظیمی (4)
    • راهکار رهایی (4)
    • کتاب راهکار رهایی (4)
    • جهانگیر ظهیری (4)
    • کمپیتال دروس (3)
    • دکتر محمدرضا مقدسی (3)
    • مثلث کارپمن (3)
    آرشیو
    • تیر ۱۴۰۵
    • خرداد ۱۴۰۵
    • بهمن ۱۴۰۴
    • دی ۱۴۰۴
    • آذر ۱۴۰۴
    • مهر ۱۴۰۴
    • شهریور ۱۴۰۴
    • مرداد ۱۴۰۴
    • تیر ۱۴۰۴
    • خرداد ۱۴۰۴
    • اردیبهشت ۱۴۰۴
    • اسفند ۱۴۰۳
    • بهمن ۱۴۰۳
    • دی ۱۴۰۳
    • آبان ۱۴۰۳
    • مهر ۱۴۰۳
    • شهریور ۱۴۰۳
    • مرداد ۱۴۰۳
    • تیر ۱۴۰۳
    • خرداد ۱۴۰۳
    • اردیبهشت ۱۴۰۳
    • فروردین ۱۴۰۳
    • اسفند ۱۴۰۲
    • بهمن ۱۴۰۲
    • دی ۱۴۰۲
    • آذر ۱۴۰۲
    • مهر ۱۴۰۲
    • شهریور ۱۴۰۲
    • مرداد ۱۴۰۲
    نویسندگان
    • محسن سمیعی، مجتبی دشتی
    • مجتبی دشتی، محسن سمیعی
    دوستان
    • مددکاری اعتیاد و آسیب شناسی
    • بهبودی
    • اعتیاد و بهبودی
    • مرتضی عامری ( کودکان کار)
    • موسسه ترک اعتیاد ندای امید بیداری
    • موسسه آموزشی پژوهشی ققنوس
    امکانات