مرتضی عامری قدم نهم سئوال ۱ الی ۷
برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی
قدم 9
ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران لطمه بزند.
ای خالق توانگر، خود را به دست تو میسپارم.
و از تو میخواهم بار شرم و خجالت از رویارویی با کسانی که به آنها صدمه و خسارت زدهام را بکاهی.
تا بتوانم با احساس ندامت و عذرخواهی و انجام جبران خسارت و جاری کردن ارادهات در زندگیام، رابطهام را با بندگانت از سر گیرم و در راه رسیدن به تو حایلها را بردارم.
�آمین�

در ادامهی گام هشتم و برای برگشتن به دنیای عادی و ترمیم روابط آسیبدیده ناشی از اعتیادتان با استفاده از لیستی که تهیه نمودهاید و با کمک و مشورت از کسانی که از این قدم روحانی گذر نمودهاند اقدام به جبران تکتک آنها با رعایت اولویتبندی مینمایید. قدم نهم به شما بخشیدن و شهامت عذرخواهی کردن را میآموزد و در انتهای این قدم با همهی آن قانونگریزیهای زمان مصرف وداع میکنید. فکر کردن در رابطه با خسارات به بار آمده در دوران اعتیادی همانند راه رفتن در جادهای پر از سنگ و کلوخ میباشد که سرعت حرکتتان را میگیرد و گاهی باعث انحرافتان از جادهی بهبودی میشود. بعضی از این خسارات باعث میشود شما نتوانید با دنیای بیرون رابطه برقرار کنید و یا روابط از دست رفتهتان را ترمیم کنید. پس زمان آن رسیده تا از شر فکر کردن و درد ناشی از خساراتتان رهایی یابید و مسیر بهبودی را هموار سازید.
قدم نهم فصلی جدید و دری به دنیای بهبودی به رویتان میگشاید. امروز بدون ترس و دغدغه با مردم گفتگو میکنید و رابطههایتان را با مردم و جامعهای که در آن زندگی میکنید، بست و گسترش میدهید. چون طبق هنجارها و قانون با دیگران رابطه میگذارید، امروز دیگر از افراط و تفریطی که در گذشتهتان و رفتارتان مشهود بود خبری نیست و با شعار زندگی کنو اجازه بده دیگران هم زندگی کنند آشنا هستید و آن را الگوی رفتاریتان کردهاید، مسیر بهبودیتان را پلهپله برای ملاقات و درک حضور خداوند، بدون وقفه و ترس ادامه میدهید و با شور و شعف برگرفته شده از این قدم به قدم دهم که انضباط و نظم را به ما هدیه میدهد گام برمیدارید.
1ـ چگونه کارکرد هشت قدم قبلی، مرا برای کارکرد قدم نهم آماده کرده است؟
هر یک از قدمها در جایگاه واقعی خود و بنا به نیاز بهبودی قرار گرفتهاند. با اقرار به ناتوانیهای خود و پذیرش بیماری، شناخت بهتری از بیماری کسب نمودم و با فرایند ایمان آوری و امید، باور و شناخت قابل قبولتری از خداوند پیدا کردم و تصمیمهای جدیدی در رابطه با خود و خداوند اتخاذ کردم. با شناخت تمام روزنههای وجودی از تاریکترین تا روشنترین نقطهی درونی و با بیان آنها از درد و رنجها رها شدم و به آگاهی رسیدم، نسبت به نقايص شخصیتی خود فروتنانه درخواست کمک نمودم و از خود رها شدم و به مبدأ هستی نزدیکتر شدم که آرامش نسبی حاصل شد، و در مرحله بعد پا روی خودخواهیهای خود گذاشته و در مورد روابطم دیگران را هم در نظر گرفتم. کار کردن اولین قدم تا به امروز لحظه به لحظه به من آمادگی را داده که بپذیرم که من هم به دیگران خسارت زده ام و با کار کردن اصول روحانی قدمهای قبلی و این قدم انگیزه و توان آن را دارم که برای به انجام رساندن قدم نهم حرکتی انجام دهم.

2ـ صداقت چگونه به کارکرد این قدم کمک میکند؟
صداقت موجب میشود نقش خود را ببینیم و بپذیرم که به عنوان یک معتاد همیشه از نقطهی مقابل صداقت (انکار) استفاده میکردم. اگر صداقت تا به امروز در درونم رشد نکرده باشد من به هیچکس خسارت نزدهام و با ابزار حق به جانبی و توقع در میان آنها زندگی خواهم کرد، اما صداقت موجب میشود نقش خود را واضح و آشکار ببینم و به عمق خسارتهایی که زدهام پی ببرم. اگر صداقت درون من رشد نکرده باشد رشد روحانیام متوقف خواهد شد چرا که صداقت یکی از سه اصل ضروری زندگی روحانی است.
3ـ فروتنی چگونه به کارکرد این قدم کمک میکند؟
فروتنی در این قدم کاربردی همانند قدمهای قبلی دارد؛ چرا که اگر خسارتی زده باشم و نتوانم واقعیت آن را بپذیرم از فروتنی به دور است. اگر نتوانستم مسوولیت خساراتی را که به دیگران زدهام بپذیرم و نتوانم برای جبران خسارت از خداوند درخواست کمک کنم هنوز به فروتنی نرسیدهام. با فروتنی که در قدم هفتم تمرین کردهام زانو خواهم زد و بدون غرور و منیّت درخواست کمک در جبران خسارتها خواهم نمود.
4ـ معنای جبران خسارت چیست؟
یعنی برطرف کردن خساراتی که در زمان مصرف و با استفاده از افکار بیمارگونه به دیگران وارد کرده ام در زمان بهبودی با مشورت و بلوغ روحانی

5ـچرا جبران خسارت بیشتر از یک اظهار تاسف خشک و خالی میباشد؟
فرض کنیم با وسیله نقلیه با عابر پیاده تصادف کردهایم و موجب خسارت جسمی شدهایم، آیا در آن لحظه اظهار تاسف خشک و خالی کافی است؟ جبران خسارت چیست؟ جبران خسارت فراتر از معذرتخواهی میباشد. من بسیار خسارت به دیگران وارد کردهام و زخمهای شدیدی در دل آنها ایجاد نمودهام. در این حال فقط نمیتوانم بگویم متاسفم بلکه باید درصدد جبران و رفع خسارت و ایجاد آرامش برای طرف مقابل نمایم، اما عذرخواهی میتواند اولین قدم برای جبران خسارت باشد.
6ـ چگونه جبران خسارت، یک تعهّد نسبت به فرایند مداوم تغییر است؟
با هر جبران خسارت تجربهی جدیدی در بهبودی خود پیدا خواهم کرد، تجربهای که فقط با جبران خسارت میتوانم آن را کاملتر کنم. در هر جبران خسارت موانعی را از سر راه خود و خداوند کنار خواهم زد و با درک و شناخت احساسات دیگران تعهّد خود نسبت به فرایند بهبودی را انجام خواهم داد.

7ـ چه ترسهایی از جبران کردن خسارت دارم؟ آیا نگران هستم که کسی مرا طرد کند یا از من انتقام بگیرد؟
قسمت اول: ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و خانوادگی، پول، آبرو، رابطههای خوب و پاکی و پذیرفته نشدن و نیز ترس از اینکه نویدی را که قدم نهم داده به دست نیاورم.
قسمت دوم:بله نگران هستم که مرا طرد کنند یا انتقام بگیرند. زیربنای تمام ترسهای من در جبران خسارتها، ترس از بخشیده نشدن است. ترس از اینکه متوجه فاجعهای که من به بار آوردهام، شوند و مرا طرد کنند و هم انتقام بگیرند. اما ما هنوز در مورد اعتماد به خداوند و اصول برنامه شک داریم، باید ایمان داشته باشیم که حضور او میتواند خطی بر تمام این تصورات باطل باشد.